تعداد بازدید: 1801

توصیه به دیگران 4

سه شنبه 1 مرداد 1392-15:35

مرز انتقاد و انقیاد کجاست؟

ما در این نشست و جلسات آتی بنا نداشته و نداریم به دنبال مقصر بگردیم بلکه قصد مجمع نمایندگان به عنوان یک نهاد موثر بر توسعه استان آن است تا دیدگاه ها و نظرات مختلف را جمع آوری و در تصمیم سازی ها دخالت دهد/نوشته اید دفتر مجمع نمایندگان با هدف همگرایی و هم افزایی،اقدام به برگزاری این نشست ها گرفته است.احتمالا" منظور شما از همگرایی یعنی تعریف و تمجید از تشکیلات تان و انتقاد نکردن از سیستم شما!(جوابیه دفتر مجمع نمایندگان مازندران +توضیح ما)


مازندنومه:در پی انتشار گزارشی با عنوان"ما چگونه ما شدیم؟"(http://www.mazandnume.com/?PNID=V15767) جوابیه ای از سوی دفتر مجمع نمایندگان مازندران ارسال شد که در زیر آمده است.در ادامه نیز توضیح سردبیر مازندنومه درج شده است:

برادر گرامی جناب آقای صادقی،مدیر محترم سایت مازندنومه

خواهشمند است پاسخ ذیل را در قبال خبر نشست رهیافت ها و الزامات توسعه در استان مازندران جهت تنویر افکار عمومی منعکس فرمائید.

دفتر مجمع نمایندگان استان مازندران با توصیه نمایندگان محترم اقدام به نشستی همکاری جویانه بین چهار گروه موثر در توسعه استان متشکل از دستگاه های اجرایی، دانشگاه ها، بخش خصوصی، و رسانه ها در تاریخ 31/4/92 نموده است که حضرتعالی یکی از مدعوین بوده اید، اما متأسفانه در تنظیم خبر ناعادلانه در حق صاحب خانه جفا شده است، به نحوی که علی رغم اراده دفتر مجمع نمایندگان که تلاش دارد صدای مشترکی بین دست اندرکاران توسعه استان ایجاد نماید و با تعمیق همگرایی و هم افزایی به شتاب بخشی روند توسعه در استان کمک نماید، طوری وانمود شده است که مقصر اول و آخر استان نمایندگان هستند!

در صورتی که نشست اول که حکم سیاستگزاری[در متن جوابیه:سیاستگذاری] داشت بنابر این شد تا راهکارهای همکاری های بین سازمانی نیل به توسعه استان از طریق سلسله نشست هایی طراحی و تبادل نظر گردد. اما خبرنگار آن سایت که با تأخیر وارد نشست شد بی توجه به اهداف اصلی نشست صرفاً دریافت های شخصی خود را از مباحث گزارش نمود که جای تأمل و گلایه دارد.

ما در این نشست و جلسات آتی بنا نداشته و نداریم به دنبال مقصر بگردیم بلکه قصد مجمع نمایندگان به عنوان یک نهاد موثر بر توسعه استان آن است تا دیدگاه ها و نظرات مختلف را جمع آوری و در تصمیم سازی ها دخالت دهد. اینکه در خبر تنظیمی به نمایندگان محترم استان این گونه انتقاد شود از انصاف به دور است.

حال که دفتر مجمع نمایندگان با آغوش باز میزبان گروه های مختلف اجرایی، دانشگاهی، رسانه ای و بخش خصوصی بوده است زیبنده نبود مورد کم لطفی آن سایت قرار بگیرد و در ادامه کامنتی هیجانی و توهین آمیز با عنوان سوادکوهی که دفتر مجمع نمایندگان را «دکان» بخواند!!! این تذهبون؟

در این مجال فرصت را مغتنم می شمارم و به اطلاع مخاطبان فرهیخته می رسانم دفتر مجمع نمایندگان با هدف همگرایی و هم افزایی نهادهای موثر بر توسعه و در یک فضای صمیمانه و دوستانه تلاش دارد به ادبیات مشترکی دست پیدا کند تا همه عوامل ذی نفع و ذی مدخل استانی را به سمت توسعه متوازن و پایدار استان مازندران سوق دهد. آیا چنین رویکرد مبارکی شایسته توهین است؟

تلاش برای نزدیک نمودن دیدگاه ها، روش ها، و اصلاح فرآیند ها در کنار احترام به عقاید و آرای مختلف امر مبارک و البته دشواری است که دفتر مجمع بدان ورود نموده است لذا انتظار می رود حضرت عالی و سایر دوستان کمک نمایند تا تالار گفتگوی نخبگان بدون حاشیه ادامه یابد.

بدون شک در تالار گفتگوی بین نخبگان بررسی عوامل و موانع توسعه یافتگی، ظرفیت ها و مزیت های موجود، عارضه یابی، آسیب شناسی، نقد وضع موجود، ترسیم وضع مطلوب، مسأله یابی، آینده پژوهی، اصلاح روش و ارائه راهکارهای اصلاحی مدنظر بوده و لازم است با سعه صدر مسیری که انتخاب نموده ایم را بدون حاشیه سازی بپیمائیم و در این مسیر نقش و وظیفه هر یک از نهادها، طبقات، و گروه ها را مورد توجه قرار دهیم.

دفتر مجمع نمایندگان با احترام به رویکرد جدید ملت بزرگوار در گزینش مسیر تدبیر و امید نشست های گفتگومحور را با حضور اقشار و افراد مختلف جامعه تدارک دیده و استمرار آن را به جد مورد توجه قرار خواهد داد.

در پایان متذکر می شوم اعضای مجمع نمایندگان دور نهم در کنار پیگیری مطالبات شهرستانی نسبت به ادوار گذشته همسوتر و هماهنگ تر بوده و ایجاد دفتر مجمع به عنوان نهادی که به تعمیق همگرایی، مشاورپذیری و برنامه محوری عنایت دارد از ویژگی های بارز این ادعا است.

ایرج نیازآذری رئیس دفتر مجمع نمایندگان استان مازندران

*به عمل کار برآید،به سخندانی نیست!

مازندنومه، سردبیر:میل نداشتم در جدال قلمی با دوست دیرینه ام-ایرج نیازآذری-برآیم،لیکن به خاطر دفاع از آن چه در گزارش دیروز ما آمد و در پاسخ به گفته های ناصواب بالا، ناگزیر مطالبی را معروض می دارم:

1- قرار نیست خبرنگاران و اهالی واقعی رسانه در جلسات،برای میزبان امتیاز خاصی قائل شوند و به بی جهت هوای آنان را داشته باشند و آن چه بنویسند که میزبان را خوش آید.

در جلسه دیروز مطالبی مطرح شد که خبرنگار ما،آن ها را نوشت و گزارش داد.ایراد از خبرنگار نیست،بلکه شما نتوانستید جمعی را کنار هم بنشایند که از صفر تا صد از شما و مجمع شما تمجید کنند و شما خوش تان بیاید.

نوشته های خبرنگار،برآیند گفته های آقایان حاضر در جلسه بود و به ما ارتباطی ندارد که در نشست،نسبت به شیوه اجرا تا ترکیب مدعوین و موضوعات دیگر و نیز عملکرد نمایندگان انتقاداتی مطرح شد و کم تر تعریف شنیدیم.

خبرنگار هر آن چه را شنید،نوشت و گزارش داد،بنابراین ما خودسرانه وانمود نکردیم که به قول شما"مقصر اول و آخر استان نمایندگان هستند"،برآیند و فحوای جلسه این گونه بود و البته گفته های بحقی هم مطرح شد.اگر ظرفیت انتقاد ندارید،بی خیال این ماجرا شوید و بی جهت نشست نگذارید که بعدش مجبور به توضیح واضحات شوید.

2- خبرنگار ما اگر با تاخیر آمد،اولا" رسما" دعوتش نکرده بودید و ثانیا" مطالب مطروحه در مازندنومه را بعد از بدو ورود خود(ابتدای سخنرانی صادقعلی رنجبر) نوشت و خیالبافی نکرد.به همین دلیل است که در گزارش مزبور، اظهارات تعدادی از حاضران-از جمله خود شما- بازتاب نیافته است،چون خبرنگار آن هنگام در جلسه حاضر نبود،اما به محض ورود،ثبت کردن و نوشتن بیانات را آغاز کرد.

این که موضوع جلسه شما چیست و آیا نشست بر اساس موضوع پیش رفت یا نه،ارتباطی با خبرنگار ما پیدا نمی کند،او فقط گفته ها را می نویسد و بازتاب می دهد.

بنابراین نه تاخیر او دلیلی قانع کننده و منطقی است و نه گزارش او دریافت های شخصی است!اگر تمایل دارید صدای ضبط شده جلسه را هم در قسمت پادکست سایت بگذاریم تا متوجه شوید در نشست چه گذشت!

3-اگر دنبال مقصر نمی گردید،پس دلیل این جوابیه چیست؟مشخصا" چرا ذکر نکردید در کدام بخش گزارش،از نمایندگان انتقاد یا اتهامی متوجه آن ها شده و کلی گویی کردید؟تازه مگر این انتقادها،ذهنیات خبرنگار ما بوده است؟مهمانان شما گفته اند و ما تنها بازتاب داده ایم.یعنی انتظار دارید ما فقط به به و چه چه و تشکر ها را بنویسیم؟!اتفاقا" تشکرهای خشک و خالی و الکی را نباید نوشت.وقت مخاطب ارزشمند است.

4- نوشته اید دفتر مجمع نمایندگان با هدف همگرایی و هم افزایی،اقدام به برگزاری این نشست ها کرده است.احتمالا" منظور شما از همگرایی یعنی تعریف و تمجید از تشکیلات تان و انتقاد نکردن از سیستم شما!

شما که در قبال بازتاب بی کم و کاست اظهارات مهمانان خودتان در یک جلسه محدود،این گونه برآشفتید،چطور ظرفیت مطالب و یادداشت های منتقدانه آتی رسانه ها را نسبت به عملکرد مجمع و دفتر مجمع خواهید داشت؟

نمی دانم این میز چه سری دارد که هر کس پشت آن می نشنید،انتقادناپذیر و تهاجمی می شود،حتی کسی که تا پیش از آن ادعاهایی دیگر داشت!

5- بر من آشکار نیست چرا آقای ایرج نیازآذری که در این جوابیه،به ظاهر از موضع رییس دفتر مجمع وارد شده، در باطن،وکیل مدافع نمایندگان و به جای رییس دفتر یا خود نماینده،مدافع عملکردهای آنان شده و انتظار دارد چون خودش حالا سمتی در مجمع کسب کرده،ما نیز دیدگاه انتقادی را کنار بگذاریم و بنشینیم و تعریف نامه و مجیز بنویسیم!؟

ما که هنوز سطری نسبت به عملکرد مجمع و دفتر آن ننوشته ایم و تنها مطالب مطروحه در یک نشست را-بی کم وکاست- بازتاب داده ایم، با این انگ و اتهامات مواجه شده ایم،وای به این که مستقیم گویی کنیم و مجمع و دفترش را به نقد و چالش جدی بکشانیم.

تعارف نداریم؛این که در ظاهر بگوییم"نقدپذیریم و همه رسانه ها انتقادهای شان را نسبت به ما بنویسند و حتی ما می خواهیم نشست نقد عملکرد پارلمانی را در مازندران راه بیندازیم"،اما در عمل گونه ای دیگر رفتار کنیم و نسبت به گفته های مطروحه در یک جلسه این گونه واکنش نشان دهیم،یعنی"باباجون!همه ما ول معطلیم!"در کماکان روی همان پاشنه سابق می چرخد!

6-خودتان گفته اید در کامنتی،مجمع را"دکان"نامیده اند! مگر کامنت را ما نوشته ایم؟! خودتان هم می دانید که "دب" و روش مازندنومه این است که کامنت ها را-حتی شده با ادیت بخش هایی از آن-انتشار دهد.این احترام به شعور همان مردمی است که نمایندگان،وکیل شان شده اند و قرار است به مشکلات آن ها رسیدگی کنند.

آن کامنت،نظر مخاطبی است که از قضا نوشته اش نشان می دهد بی اطلاع از جریانات حال حاضر استان نیست و در تصور او تشکیلات شما برای بعضی ها "دکان" شده است.مگر "دکان"فحش و ناسزا و توهین است؟اصلا" مگر بعضی نمایندگان کاسب و اهل معامله نیستند؟

از سویی همین الان برخی نماینده های عضو مجمع،در جلسات دفتر شما به ندرت حاضر می شوند یا اصلا"حضور نمی یابند.لابد انتقادی دارند یا تشکیلات شما را قبول ندارند.برای آن ها نیز جوابیه می فرستید؟!

7-آقای نیازآذری،هر چند ما به عنوان رسانه،حاشیه ها را دوست داریم و برای ما جذابیت دارد،لیکن در گزارش"ما چگونه ما شدیم"اصلا" حاشیه ای ننوشتیم.

تعداد قابل توجهی از حاضران از جمله خودم از به هم گسیختگی و نامتجانس بودن ترکیب نشست،انتقاد کردند،مگر ما نوشتیم؟

عده ای گفتند:آقای نیازآذری ما را دعوت کرد تا خودش حرف بزند!محور جلسه مهمانان تان بودند یا خود شما؟ شما می خواستید حرف بشنوید یا حرف بزنید؟مگر ما این موضوع را نوشتیم؟

یا این که یکی،دو تن از مهمانان تان،به خاطر دیر ارسال شدن دعوت نامه،همان صبح متوجه این جلسه شده بودند و یکی وسط کار به جلسه ای دیگر رفت و دیگری انتهای جلسه رسید و اصلا در جریان نبود چه مطالبی طرح شده است!مگر ما این موضوعات و حاشیه ها را در گزارش مان نوشتیم؟و چیزهای دیگری که می توانستیم بنویسیم و ننوشتیم و الان به دلیل دفاع از خودمان ناگزیر به آن ها اشاره کردیم.

حاشیه را خود شما با این جوابیه آغاز کرده اید،نه ما. متاسفانه با این شکل دفاع بد و نامناسب از تشکیلات خودتان و تنگ نظری و اتهام زنی به رسانه ها که خودتان از جنس آنید-امیدمان را ناامید کردید.

دولت شعار،عمرش سپری شد و دولت امید آمده است.کمتر شعار بدهید و در «عمل» ثابت کنید که اهل همگرایی و ادبیات مشترک و همان سعه صدری که گفتید، هستید.بین انتقاد و انقیاد مرزی مشخص وجود دارد.ما اهل انتقادیم،اما انقیاد نه.


  • علي باباييپاسخ به این دیدگاه 0 0
    شنبه 5 مرداد 1392-0:0

    متاسفانه خوزني تاكي ؟؟!!برخي نمايندگان داخل استان دو.ربرشان راميبينند(تفحص ازاستانداري)همينه كه سمنان سمنان شدوليكن مازندران مازندران ماند؟؟!!!بريد وزير مازندراني اعتباروپروژه ملي ....

    • مهران مازني پاسخ به این دیدگاه 1 0
      شنبه 5 مرداد 1392-0:0

      سال ها بود به اين فكر مي كردم كه چرا مديران و مسئولان مازني نمي توانند با هم كار كنند ، به هم كمك كنند و براي توسعه استان گام گيرند . زماني كه كلان شهر هاي اصفهان و تبريز ،‌مشهد و كرمان رشد و توسعه را تجربه مي كنند و حتي شهرهايي چون كرج و سمنان ، سيرجان و كاشان در تلاش براي بهبود امور رفاهي شهروندان خود هستند ما همواره اخباري از تك روي نمايندگان و يا تضادها و تقابل آنها مي شنويم ، كساني كه سمت نمايندگي مردم را برعهده گرفته تا گره اي بگشايند ،‌گره افزا مي نمايند . در زمان بحث و جدل ماها ، ديگران كه راه توسعه را يافته و رفته اند باز هم مي روند و اين گونه ما اينيم و آنها آن .



      - اما اكنون مي بينم كه ما چه تازه كاريم در وادي توسعه ، نه گوشي براي شنيدن و نه طاقتي براي تحمل و نه نگاهي براي اصلاح . كه اگر داشتيم بهتر از اين بود شرايط ما .



      - اما يك خواهش از همه ي دوستاني كه وقت گذاشته و كامنت مي گذارند ،‌لطفا تا مي توانيد اشكالات و نواقص را رصد كنيد ، مديران را نقد كنند اما همواره هدفتان بهبود مدير و بهبود شرايط باشد . همين

      • غلامعلی رنجبرپاسخ به این دیدگاه 0 0
        شنبه 5 مرداد 1392-0:0

        با سلام خدمت سرکار خانم کیجا سوادکوهی و عذرخواهی از خطاب اشتباه در کامنت قبلی به ایشان. ممنون از اینکه توضیح قابل قبولی ارائه فرمودید. 1- اگر خانواده برخی شهدا ارزش شهیدشان را با نان و نام و مجوز و ... معاوضه و معامله می کنند این مجوز را برای هیچ کس صادر نمی کند که وارد صحنه به زیر کشیدن و تخریب شخصیت بشود. شهید متعلق به همه مردم است و پاسداشت حرمت و شخصیت هم مربوط به همه مردم است. با آقای سردبیر و شما موافقم و با آن آقا/خانم سوادکوهی هم موافقم که مجمع نباید به دکان تبدیل شود. الآن مدتی است که در کامنت ها و در مباحث بیرون از سیستم های مجازی تحلیل های متعددی دال بر نیت خوانی و چرایی حضور آقای ایرج نیاز آذری در دفتر مجمع و چگونگی مدیریت آن انجام می گیرد و بیشترین گمانه ها بر این اعتقاد است که ایشان قضد دارند در پناه قدرت نماینده مجلس و لابی گرایی ها به نقطه قدرت در استان متصل شده و مصدر امری بزرگتر بشوند. البته این هم ایرادی ندارد و نمی توان به صرف برادر بودن و یا وابسته بودن به خانواده شهدا از مسئولت ها و مدیریت ها کناره کشید. منطقی نیست تلاش افراد را برای پذیرش مسئولیت ها بزرگتر به نکته منفی تبدیل کنیم بلکه آنچه قابلیت تقبیح دارد استفاده از رانت قدرت و ثروت در رقابت ها است. سوالات دوستان بیشتر بر روی ترکیب مستقر شده در مجمع است که به نام نمایندگان استان ولی به کام دوستان بابلی است و بافت آن را بابلی ها تشکیل داده اند. البته بنده واقعاً‌نمیدانم چنین اتفاقی افتاده یا خیر ولی در صورت وقوع کار درستی نیست و مجمع باید ترکیب جامعی از اهالی استان را از هر شهری که باشند داشته باشد (البته باید محدودیت ها را هم لحاظ نمود). انتقاد دیگر این بود که دفتر مجمع به محلی تبدیل شده که از قدرت عام نمایندگان استان و به نام آنها برای حل یکجانبه مشکل یک شهرستان عمل می کند و به نوعی سر سایر نمایندگان شیره مالیده می شود که این دیگر به خود نمایندگان بر می گردد که در صورت واقعیت داشتن اقدام مناسب را انجام دهند. انتقاد دیگر این بود که در مورد مرکز مرغ لاین از قدرت نمایندگان استان استفاده ابزاری شده و بیش از 100 میلیارد تومان بودجه در سال 92 برای آن در نظر گرفته شد. اعتقاد آقای نیاز نمایند این است که از اعتبارات ملی استفاده شده و ربطی به اعتبارات استانی ندارد. همین مسئله در مورد 160 میلیارد تومان اختصاص یافته به دو شهرستان در غرب استان و مداخله آقای مشائی در این امر و بی اعتنایی به سایر شهرهای استان وجود داشت که مورد اعتراض بود. اگر هر نماینده ای که قدرت ریاست مجمع را در دست بگیرد اقدامی اینچنینی بکند و با این عقیده که این بودجه ملی است و ربطی به بودجه های استانی ندارد به نیازهای بودجه ای سایر شهرستان ها بی اعتنا شود، مجمع بازی یکطرفه ای را انجام خواهد داد. من هم بر این عقیده هستم که اساساً مرغ لاین باید درآمد زا باشد و نیازهای بودجه ای خود را از طریق درآد خودش تامین کند. فشار نمایندگان این شهرستان برای تزریق شدید نیرو در این مجموعه هزینه های تولید لاین ها را به قدری زیاد کرده که ناچارند این بودجه عظیم را که به تنهایی بیش از اعتبار مجموع دانشگاههای دولتی استان می باشد (دانشگاه مازندران، دانشگاه نوشیروانی بابل و دانشگاه کشاورزی ساری جمعاً حدود 70 میلیارد تومان بودجه دارند)، دولت بپردازد الزاماً در توجه دولت از بودجه های ملی به سایر بخش ها تاثیر منفی خواهد گذاشت و دولت ناچار است بودجه های ملی راهها و فرودگاهها و صنایع دیگر را کم کرده تا این بودجه را تامین نماید. در حالیکه اگر از هر واحد لاین و در ذیل آن اجداد تولیدی به تناسب سهمی در نظر گرفته شود نیازی به فشار آوردن به بودجه های ملی وجود ندارد و آن را می توان برای توسعه بنیان های اساسی استان تعریف و مورد استفاده قرار داد.

        ملاحظه می شود بنده قائل به انتقاد از مجمع و حتی کارکرد نمایندگان در این رسانه ها هستم ولی بدون وارد شدن به صحنه اهانت و تخریب و نفله کردن شخصیت و حفظ حرمت ها و حریم ها. قطعاً برای تمام انتقادهای مطرح شده توضیحاتی وجود دارد که برای تنویر افکار عمومی شایسته است با زبان مناسبی توضیح داده شود. با آرزوی توفیق برای نمایندگان و مجمع نمایندگان استان.

        • کیجا سوادکوهیپاسخ به این دیدگاه 0 0
          شنبه 5 مرداد 1392-0:0

          آقای رنجبر سپاس از اینکه کامنتمو خوندید و پاسخ دادید. اولا باید عرض کنم من جناب نیستم سرکارم و دیگر اینکه حفظ حرمت شهدا در درجه اول بخود خانواده شهید برمی گرده که ارزش خون شهیدشو برای هرچی پایین نیاره و با خون شهیدش معامله نکنه!!!!!!!، بچه بودم یادم نمیره یه مادر شهیدی بود هر وقت میومد نونوایی باید بی نوبت نون می گرفت و اگر کسی اعتراض می کرد با تندی می گفت من شهید دادم حقمه بچم برای شما رفت ،در حالیکه یه مادر شهید عارش میومد بره بنیاد حقوق ماهیانه مادر شهید رو بگیره،... یکی خون شهیدشو به چندتا نون میفروشه یکی به چندتا وام یکی به چندتا مجوز یکی به یه پست دوروزه و .... ولی کیه که خون شهیدشو به دنیا نفروشه!!!!! چند درصد ما اون دنیا میتونه تو رو شهیدش نگاه کنه؟؟ من از پاراگراف چهارم کامنتتون یعنی از نمایندگان باید رقابت... موافقم، موضوع اینه که اصلا کسی به ایشون توهین نکرد نقد عملکرد بود، تازه من اصلا تو اون گزارش کامنتی نذاشتم!!!!!!خود ایشون و دوستانشون به دیگران توهین کردند ، من کامنت سوادکوه رو خوندم ایشون مجمع رو دکان خطاب کردن بنا به دلایلی، راهش این نیست که شروع کنیم به گمانه زنی تا این حد که مثلا یه عده قصد تخریب شخصیت خانوادگی کسیو دارن یا به هرچی سوادکوه و سوادکوهیه حساس شیم، من اگر اقای نیاز بودم تمام دلایل موجود برای اثبات اینکه مجمع دکان نیست و نبوده رو ارائه می دادم تا بحث های خاله زنکی!!!! اصل جمع گرایی بر نقد پذیریه و یه مسئول باید نقدپذیر باشه یک فرد نقدپذیر به جای اینکه بره دنبال این چرا فلانی فلان گفت باید دلایل کافی بیاره که مثلا کامنت سوادکوه مجمع دکان نیست به این و ان دلیل مجمع اینکارو کرد ،تا اینجا پیش رفت ،بازخورد این بود و در این کار یا طرح که فلان منفعت رو برای استان داره موفق هم شد. والسلام.من فک میکنم ایشون کامنت سوادکوه رو فک کردن منم ولی با یه ای دی دیگه، من هیچ ابایی از بیان نظراتم ندارم و هیچ دلیلی نمیبینم بخوام چندتا ای دی داشته باشم اینقدر از it سر در میارم که بدونم اینکار یعنی مسخره کردن خودم!!!!!! بازم از شما و دوستان که حوصله کردید نهایت سپاس رو دارم و عذرخواهی از بعضی دوستان مثل لیلای عزیز

          • جمعه 4 مرداد 1392-0:0

            شما رو به خدا تمومش کنین

            • غلامعلی رنجبرپاسخ به این دیدگاه 0 0
              جمعه 4 مرداد 1392-0:0

              جناب کیجا سوادکوهی من اسمی از کسی نبردم و فقط معیار دادم که نباید شخص و شخصیت تخریب و ترور شود بلکه نقد رویکرد، دیدگاه و نگاه و کارکرد باید صورت گیرد. من از حفظ حرمت و شخصیت افراد و خانواده ای که بدان منتسب هستند سخن گفتم و به هیچ وجه قائل نبوده و نیستم که نقدهای اصولی و صحیح فرو خورده شود. من نقد و توضیح سردبیر محترم را قبول دارم و از آن استقبال کردم. من شان و جایگاه و اعتبار خاندان محترم نیاز را بیان کردم تا افرادی که نسبت بدان آشنایی ندارند بی محابا این حریم را زیر نگیرند. حفظ شان همه خانواده های شهدا وظیفه همه است و همه ما باید قدر دان فداکاری ها و ایثار خانواده های شهدا باشیم. هرگز حتی یک لحظه به ذهنتان راه ندهید که افرادی به بهانه انتقاد شخصیت خانواده های شهدا را هدف قرار دهند.

              به عنوان یک پیری که تعداد بهارهای عمر او از مرز 55 در حال عبور است عرض می کنم که به نفع دین و دنیا ما است که پاسدار حرمت ها و حریم ها باشیم علی الخصوص حرمت و حریم شهدا و خانواده گرامی آنها. این به معنای طرفدار از دیگاهها آنها نیست. این به معنی خویشتن داری از حمله به شخصیت و جایگاه آنها است.

              هر فردی که مورد قبول افکار عمومی قرار می گیرد و با رای بالا در میان رقبای بسیار قدر و توانمند می تواند نماینده مردم عمیقاً مذهبی و ولایتمدار شهر بزرگ و دارالمومنینی همانند بابل بشود قطعاً شان و جایگاه و توانمندی و امیدآفرینی بالایی را از خود بروز داده است و آقای نیاز نماینده هم از چنین پتانسیلی برخوردار بوده و همانند آقای ناصری که توفیق بیشتر و بالاتری از ایشان داشتند و با اختلاف فراوان توجه مردم را به طرف خود جلب کرده و یک رکورد تاریخی در نمایندگی مجلس از خود برجای گذاشتند به مردم صداقت نشان دادند و پاسخ مناسب دریافت کردند. البته مسئولیت ایشان و همه نمایندگان محترم شهرستان های استان بسیار بزرگ است و در کسوت نمایندگی حتماً باید استانی فکر کنند و به منافع کلی کشور و استان پایبند باشند و برای شهرستان خود هم تلاش کنند.

              نمایندگان باید رقابت های درون استانی خود را تا حد ممکن کمرنگ تر نمایند و به همدیگر در توفیقات کمک کنند. ید واحده باشند و سند توسعه استان را اجرایی کنند. ایراد کار در یکسویه نگری های افراد است که منیت در آنجا بروز و ظهور پیدا می کند و کجراهه پدید می آید. ایراد کا در آنجایی است که افراد برای کار کردن در جهت رضایت خداوند به سمت کار کردن برای جلب رضایت مخلوق منحرف می شوند. ایراد کار در آنجا است که افراد این حرف ها را بی خیال می شوند و آن را نصایح غیر مسموع می پندارند. ایراد کار مربوط به جامعه ای می شود که در آن گوش ها را برای شنیدن نصیحت می بندند و ندای حق گوش شنوایی ندارد.

              اگر مردمی همانند مردم کوفه و یا نمایندگانی همانند مردم کوفه بشوند که مصداق بیان حضرت امیر (ع) بشوند که فرمود: یا اهل الکوفه، منیت منکم بثلاث و اثنین، صمٌ ذوو اسماع، و بکم ذوو کلام، و عمی ذوو ابصار، لا احرار صدقٍ عنداللقاء، و لا اخوان ثقة عندالبلاء... یعنی ای اهل کوفه، گرفتار شما شده ام که سه چیز دارید و دو چیز ندارید: کرهایی با گوش های ناشنوا، گنگ هایی با زبان گویا، کورانی با چشمهای بینا، نه در روز جنگ از آزادگانید و نه به هنگام بلا و سختی برادران یکرنگ می باشید...

              اگر جامعه یا نماینده ای به جایی برسد که گوشی برای شنیدن نصیحت نداشته باشد و زبانی برای گفتن حقیقت نداشته باشد و چشمانی برای دیدن عمق ماجرا نداشته باشد، چنین جامعه و نماینده ای خون به دل ولی خواهد کرد و جام زهر واقعی را به ایشان خواهد خوراند.

              مردم شریف ما نشان دادند که دارای بصیرت عمومی هستند و گوش شنوایی برای شنیدن حرف حق رهبری دارند و زبان خویش را برای تغییر روند قلدری های اتفاق افتاده بکار می گیرند و در تظاهرات و اجتماعات با صدای رسا به همه هشدار می دهند. حال این مسئولیت نمایندگان و منتخبین مردم هشتند که به موکلان خود خیانت نکرده و به قسم خود پایبند باشند. انشاء الله

              • کیجا سوادکوهیپاسخ به این دیدگاه 0 1
                پنجشنبه 3 مرداد 1392-0:0

                من هم فرزند شهیدم و هم دایی عزیزم از اولین شهدای معلم استانه که یه مدرسه و محله به نام ایشونه پس با روندی که اقای رنجبر محترم در پیش گرفتن باید اقای نیاز و برخی دوستان به طور رسمی عذرخواهی کنن!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تمام ایرانی ها به هر نحوی یا شهید دادن یا اسیر یا جانباز مردم جنوب کشور که خانوادگی زیر بمباران شهید دادن، هیچ خانواده شهیدی حق منت بر هیچ ایرانی دیگری رو نداره. آقای رنجبر لطفا تمام کامنتهای منو بخونید من نمیدونم کجا به این اقا توهین کردم که خودش و دوستانشون به خودشون اجازه دادن هرچی دلشون میخواد نسبت بدن وقتی کامنت منصفو خوندم موندم گفتم خدایا توهم تا کجا یعنی چی یه عده با خانواده نیاز کینه دارن حرفای خاله زنک فقط در جواب یه انتقاد اونم کلی نه جزیی، وقتی درجه توهم دشمنی رو تا این حد دیدم فهمیدم چرا استان عقب موندس چون متاسفانه یه عده که کم هم نیستن همه چیزو با هم قاطی می کنن و متاسفانه تر توهم شدید دشمن ستیزی دارن!!!! در ضمن این رفتار شما متاسفانه شیوه نادرستی رو باب می کنه چرا تا کم میاریم سریع پای شهدا رو وسط میاریم همین عمل باعث شده ارزش شهید و شهادت و خانواده شهدا در میان مردم ابهت خودشو از دست بده!!! به جای انگ زدن دشمن خوندن شهدا رو واسط کردن بهتره مرد عمل بود و مردانه در خدمت مردم و میهن بود. و بازم میگم افرادی با چنین تفکری چطور میتونن نخبه گرا باشن، اصلا تعریف این افراد از نخبه کیست؟ اینطور که اینا جواب انتقادو دادن نخبه کسیه که هرچی اقایون میگن بگه چشم بابا جان!!! عمل نشاندهنده تفکر ماست!!! جمع گرایی یعنی چی وقتی ما حتی تحمل چندتا کامنت مخالفو نداریم اگه من تو این سیستم کاری بودم حتما یه پرونده درست کرده بودن یه کله پا حسابی !!!! شیوه برخورد اقایون با کامنت دقیقا شیوه عملی اقایون با افکار مخالف رو نشون داد. مدیدی مدیره که توانایی هضم افکار متفاوت و مخالف و همسویی نسبی تمام افکار رو داشته باشه نه اینکه انگ دشمنی بزنه و توهم یزنه با این شرایط استان به کجا میره؟؟؟؟ مسئولین ما در درجه اول باید نقد پذیری رو در خودشون تقویت کنن. من اصلا خانواده اقای نیاز رو نمی شناسم اصلا ..... بسیار متاسفم شیوه تخریب شیوه اقایونه و چه قدر عجیبه که این صفتو به دیگران نسبت میدن. متاسفم متاسف

                • پنجشنبه 3 مرداد 1392-0:0

                  (لطفا" این کامنتم درج شود!) آقایان همبستگی و منصف! چطور دفاع از مجمع برای شما سودی نداره که نامه رسان آنی! در ضمن انتقادهای عزیزان از سر دلسوزی و نهادینه کردن فرهنگ نقد پذیریست.

                  در ضمن انتقاد از شخص نیاز آذری توهین به خانواده جناب نیازها نیست . قرار نیست نقد عملکرد مدیری یا هر شخصی توهین به او یا اطرفیان او تلقی شود و او را به جهت وصل به شهدای گرانقدر تطهیرش نماییم. بنده سه تا از پسرعمو هام، برادرم و پدرم از شهدای والا مقام هستند و بنده دلیلی برای تطهیر خودم نمی دانم! ما باید یاد بگیریم منصف ،منطقی و نقد پذیر با سعه صدر بالا به وسعت آسمانها باشیم. باید یاد بگیریم به واسطه پست و مقام که امری قراردادیست و فردا گرفتنی دیگران را ، مردم را از بالا نگاه نکنیم. در ضمن کامنت عزیز کیجا سوادکوهی سخن شما هم بجا و متین بود و اعتراض کامنت منصف عزیز مصداق بی انصافیست!

                  • پیام مازندران پاسخ به این دیدگاه 1 1
                    پنجشنبه 3 مرداد 1392-0:0

                    بعد مدت ها یه نهادی اومده داره بسیار پذیرا و باز به همه ی گروه ها برای حل مشکلات فراخوان داده، بیا ببین این آدمای حق نشناس چیکار می کنن. آیا تا بحال نهادی توی استان مازندران اومده از نخبگان دعوت کنه بیان نظر بدن و در تصمیم سازی ها نقش داشته باشن؟ یه ذره فکر کنین اگه پیدا کردین به ما بگین

                    • فریاد- روزنامه نگار سابق !!!پاسخ به این دیدگاه 3 1
                      پنجشنبه 3 مرداد 1392-0:0

                      نمردیم و معنی همگرایی و هم افزایی و مشورت و همفکری را هم فهمیدیم! اینگونه می خواهید دیدگاه ها و نظرات مختلف را جمع آوری و در تصمیم سازی ها دخالت دهید؟!!!

                      • غلامعلی رنجبرپاسخ به این دیدگاه 1 2
                        پنجشنبه 3 مرداد 1392-0:0

                        برخورد صفر و صد زیبا نیست و نباید اوضاع را سیاه و سفید دید. آقای سردبیر و گزارشگر به وظایفشان با هر نیتی که باشد درست عمل کردند و عکس العمل جناب آقای نیاز هم ناشی از نوع برداشتشان از نحوه گزارش بوده است. توضیحات سردبیر هم کافی بود و نقدهایی هم به مجمع و مدیریت آن حتماً وجود دارد. اما نکته اینجا است که نباید نیروهایی که اقداماتی را انجام می دهند و قصدشان خیر رساندن به استان است را بی جهت منزوی نمود. این بدان معنا نیست که نباید نقد کرد بلکه بر عکس نقد باید جامع تر و بازدارنده تر باشد. حرمت خاندان محترم نیاز بسیار مهم است و اینکه تعدادی افراد موفق مدیریتی در این خاندان وجود دارد نباید موجب تکدر خاطر دیگران باشد و چشم ها را بسته و هرچیزی که شایسته نیست را نثار این خاندان محترم بنمائیم. یادآوری شود که این خاندان خاستگاه دو شهید و ابوالشهیدی است که خود هم قطعاً در زمره شهدا هستند. حفظ حرمت چنین خاندانی وظیفه همه ما است و مباحث کاری نقد پذیر هم گذرا هستند و هم قابل تعامل و توافق. تصور نشود که کسی چیزی در این رابطه به بنده گفته باشد. شهادت این ماه عزیز کافی است که عزیزان حرف این حقیر پرتقصیر را صادقانه باور کنند، صرفاً به خاطر احساس مسئولیت و حفظ حریم خاندان محترم شهداء و حرمت افراد و صیانت از مکارم اخلاق به نحوی خودزنی کرده و دفاع از این خاندان و حرمت شخص ایرج نیازآذری را بر خود لازم دیدم. حتی یکنفر هم در این رابطه توصیه ای نکرده و از من نخواست اقدامی در دفاع بنمایم حتی برادر بسیار عزیز و ارجمندم حاج صادق که ذهنیت مثبت تری از حقیر به این خاندان دارند و ارتباطات قوی تر و دوستانه تری با ایشان دارند نیز تاکنون هیچ درخواستی از من نداشتند و این ندای وجدان من بوده که بین نقد رویکردها و حفظ حریم ها تفاوت قائل شویم و دوستانه و مودبانه با حفظ تمام حرمت ها یکدیگر را به سمت درستی هدایت نماییم. انشاء الله

                        • چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                          آقای صادقی متن پاسخ تان را قبول دارم اما بهتر بود درصدد پاسخ برنمی آمدید چون مخاطبان اگر منطقی و اهل فن باشند می فهمند و نیاز به چنین حاشیه سازی هایی نیست. مگر نگفتید که می خواهید به فضای استان کمک کنید گاهی می توانید سکوت کنید.

                          • چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                            سلام آقای رنجبر ، به بقیه مطالبتون کاری ندارم اما در خصوص عدم درج یادداشت های شما در سلام مازندران باید بگم که این سایت در چندماه اخیر اصلاً انچنان بایدو شاید به روز نمیشه و این حرف شما از اساس غلطه .

                            • چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                              مازندنومه نیاید وارد حوزه نشریات زرد شود.توی استان ما هرکسی قدمی می گیرد همه میخان بهش ضربه بزنند. اقدام دفتر مجمع نمایندگان یک کار عقلایی و زیربنایی هست . برداشت من از کامنت ها اینه یک جریانی با خانوادهآقای نیاز کینه دارند و هر زمان ایشون مطلبی می نویسه عده ای برای تخریب بسیج می شوند. بخصوص همین کیجا سوادکوهی !، مقاله نوشتن چه مشکل ، کامنت کذاشتن چه آسان!

                              • کیجا سوادکوهیپاسخ به این دیدگاه 0 2
                                چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                                کامنت منطق عزیز سخن از عمق جان ما زدی و ختم کلام رو چقدر زیبا بیان کردید. سپاسگزارم و به احترام کامنت شما پاسخ کامنت همبستگی ،ارادتمند ویژه، رو نمیدم.

                                • چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                                  ..."توهم آغاز همه دردها و بیچارگی‌هاست، آغاز همه تلخی‌ها و فلاکت‌هایی است که بر انسان عارض می‌شود. انسان متوهم کاری به حقیقت و واقعیت ندارد او آن‌چه را که می‌اندیشد، می‌خواهد و کاری به خواسته دیگران ندارد. انسان متوهم خود را به واقعیت تحمیل می‌کند و هرگز تن به حقیقت نمی‌دهد.".....

                                  جوابیه جناب نیاز آذری را که دیدم، نمی دانستم باید از تعجب بخندم یا فریاد بزنم. تصور این همه ...از مردی که خود داعیه دار رسانه ای بودن دارد برایم غیرقابل باور بود. من در واقع جز شناخت ایراد های فکری و نقدهایی که به او وارد است شناخت زیادی ندارم. اصلن کوچک ترین کاری هم با منش سیاسی او ندارم.



                                  این که مردی که خود خبرنگار و از اصحاب رسانه و مدعی همگرایی و هم افزایی ! و اهل تعامل با رسانه در مجمع !! ، یک ذهن عقل گریز ...دارد، یک جریان برق هزار ولت از سرم گذراند و خیلی روشن شدم! آن قدر روشن شدم که با وجود انتقادهای مهم تری از نمایش توهم قدرت طلبانه اش نتوانستم ننویسم این همه تعجب را! خدایا! ما کجا زندگی می کنیم!



                                  دلم برای استانم سوخت! .نه به عنوان استانی بودنم! حتی فقط به عنوان یک انسان. وقتی به تنگ نظریهای آدم مدعی و متوهم قدرت! نگاه می کنی واقعن چه حالی می شوی؟! به نظرم باید قانونی تصویب شود که فقط کسی حق نقد داشته باشد که دبیر مجمع نمایندگان استان باشد!! باز هم توهم قدرت!! آخ ما چه قدر بدبختیم!!

                                  این متوهمان همه را و همه چیز را عوضی گرفته اند!!

                                  • چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                                    آقایان! خانم ها! برادران و خواهران عزیز مازندرانی!

                                    چرا اینطوری می کنین ؟ چرا انقد موضوع رو پیچیده می کنین؟

                                    اولا بگم برای من ولله هیچ سود و منفعتی نداره که از مجمع دفاع کنم. اما خدایی موضوع اینطوری که خیلی از شماها فکر می کنین نیست.

                                    در متن خبر خانم فلاحی نوشته شده بود نمایندگان مازندران بخشی نگر هستند و استان نگر نیستند. من از اول تا آخر نشست به طور کامل بودم. هیچ جا چنین جمله ای از جانب کسی مطرح نشد. اصلا فضای نشست فضای وفاق و همگرایی بود نه انتقاد. توی نشست همون اول عنوان شد که نشست حاضر به دنبال مقصر نیست. بلکه به دنبال آسیب شناسی و ارائه راهکار برای توسعه استانه.

                                    من از دوستان رسانه ای عاجزانه خواهش می کنم برای داغ تر شدن اخبار پیازداغشو زیاد نکنن. چرا فقط نقد؟ چرا همش تخریب؟ چرا نمی گین که مجمع به دنبال همگرایی و جمع کردن اندیشه ی همه ی مازنی ها برای ایجاد همبستگی و وفاقه؟ اتفاقا مشکل اینجاست که مجمع رو با یه اداره دولتی اشتباه گرفتید. مجمع خانه ملته. آیا هر آدم عادی می تونه براحتی یه مدیرکل یا استاندار یا فرماندار رو ببینه؟ اما توی مجمع هر کس از هر قشر و گروهی می تونه فعالیت کنه. باور کنید نیت مجمع و شخص ایرج نیاز مثبته. این رو کسی میگه که به طور کامل در جریان امور قرار داره.

                                    دوست عزیز و متشخص! سرور گرامی! من مسئول توضیح دعوت نامه های نشست بودم. با قاطعیت میگم تمامی دعوت نامه ها در روزهای قبل به دست تمامی افراد رسید. به طور خاص در مورد آقای کاوه که گفتن دعوت نامه همون صبح به دست شون رسیده میگم به همین زبون روزه میگم دعوت نامه ش روز قبل به رئیس دفترش رسید. و مشکل از دفتر مجمع نبود بلکه مشکل از دفتر خودشون بود که دعوت نامه رو دیر به دست شون رسوندن.

                                    کاش از جلسه فیلم گرفته می شد و به دوستان عزیز نشان داده می شد که ایرج نیاز چند دقیقه صحبت کرد و دوستان حاضر در جلسه چند دقیقه.

                                    خواهش می کنم در این ماه مبارک یه مقدار انصاف داشته باشید. اتفاقا مجمع داره کار بزرگی می کنه که به همه ی گروه ها فرصت بیان نظرات و ایده ها رو میده. خواهش می کنم بیاید کمک کنید نه اینکه تیشه به ریشه بزنید. درب مجمع به روی همه بازه. باور کنین ایرج نیاز به نظرات همه ی گروه ها اهمیت میده. حتی اگه یه آدم عادی می تونه بیاد توی مجمع و به ارائه دیدگاه هاش بپردازه.

                                    دوستان عزیز تمنا می کنم به تخریب ها پایان بدید و بیاید با هم بسازیم. همین خانم کیجا سوادکوهی که دائما با ادبیات تند به افراد حمله می کنه چرا یه روز پا نمیشه بره دفتر مجمع و همون جا تمام حرفاشو اعم از انتقاد و راهکار رو بزنه؟ چرا باید پشت جهان مجازی قایم شیم و به دیگران حمله کنیم؟ دوستان عزیز باور کنین دفتر مجمع بهترین فرصت و جایگاه برای ارائه نظرات تمامی شهروندانه. حالا که چنین فرصتی ایجاد شده همه ی ما بیایم و به نمایندگان ایده بدیم. نقد کنیم اما با ادب و انصاف. بیایم

                                    • چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                                      جناب نیاز آذری توپ را در زمین دیگری انداختن تا کی؟!

                                      • کیجا سوادکوهیپاسخ به این دیدگاه 3 1
                                        چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                                        وقتی کسی تو دریا غرق میشه، وقتی معتادی به معتادا اضافه میشه، وقتی نوزادی ایدز همزادشه، وقتی یتیمی اواره س، وقتی زنی بیوه تا صبح خواب نداره که فردا از چه راهی و چه جوری پول در بیاره تا مثل امشب بچه هاش بی شام نخوابن!!!!1،وقتی پدری تا صبح خواب نداره پول جهیزیه دخترشو از کجا بیاره؟؟؟ وقتی مردی یکساله پول نداره برای زنش یه کفشو شلوار بخره تا ...و هزارن وقت و دردای دیگه، واقعا یه مسئولی که مفهوم مسئولیت رو درک کرده باشه میتونه با درک این شرائط دنبال مجوز مهد برای خانمش یا شرکت برای اقازاده یا برج و بارو باشه!!!! تمام مشکل ما از اینجاست که مسئولین بی مسئولیتن چون فک نمیکنن مسئولن فک میکنن اربابن و کسی نباید بگه بالا چشمتون ابرو حالا اگه وضع خیلی عالی بود یه چیزیه تو این اوضاع و احوال خیلی رو میخواد ادم طلبکار هم باشه!!!!!!!!1 ما اوایل انقلاب و دوران جنگ مسئولینی داشتیم که از مشکلات مردم شب خواب نداشتن و واقعا مثل مردم عادی بودن عادی عادی ،ادا درنمی اوردن.... مردم رو رعیت نمیدونستن خودشون رو رئیس و ارباب!!!! هرچه برای فرزندان خودتون میخواین برای فرزندان مردم هم بخواین. اقای صادقی ما قبل از توسعه پایدار اتاق فکر و بانک ایده و امثالها مسئولینی میخوایم که مفهوم واقعی مسئولیت رو درک کرده باشن یعنی تا خودش و تیمش مشکلی از مشکل مردم کم نکرده ارامو قرار نداشته باشه و مدام خودش رو در پیشگاه خدا ببینه، اونوقت مثل عزیزان دوره جنگ که با گوشت تن به جنگ تانک می رفتن با دست خالی فقط با کمی غیرت و وجدان به جنگ این معضلات استان که الان بچه های پنج ساله هم میدونن چیه میرفتن نه دنبال مجوز های رنگارنگ و ... !!! اینجاست که باید گفت: این تذهبون وجدانکم ایها المسئولین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                        • همکار مطبوعاتیپاسخ به این دیدگاه 4 0
                                          چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                                          بسیار صریح و عالی بود!

                                          • غلامعلی رنجبرپاسخ به این دیدگاه 2 0
                                            چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                                            من اصل کار مجمع را خوب می دانم ولی انتقادهایی هم بر آن وارد است. حاج صادق عزیز ما فرمودند "مدیران نازنازی" و من هم در کامنت از این عنوان استقبال کردم و الآن می بینم مسئولان دفتر مجمع هم به شکلی خودشان را "نازنازی" نشان می دهند که خیلی جالب نیست.

                                            علیرغم اینکه مدتی است به خاطر نقدی که به معاون عمرانی استانداری در خصوص پیگیری های مخفیانه و جهت دار کلانشهر بابل داشتند و حقوق برخی از شهرها را مورد تهاجم قرار دادند نوشته بودم که ابتدا مورد استقبال مقطعی جناب نیاز قرار گرفت و در سلام منتشر کردند ولی لابی های همشهریان کار خودشان را کرد و بلافاصله مطلب از سایت سلا برداشته شد و نقدی هم در زد آن زده شد و بعد از آن قطع قلم و قمع مداد در سایتی که با سلام که قول رب کریم است شدم و هیچ مطلبی از بنده به مذاق برادر عزیزم آقای نیاز مفید و خوب نیامد که در سلام منتشر نماید و بایکوت قلمی سفت و سخت اجرا شد.

                                            البته یاد گذشته ها خاطراتی را زده می کند که برای بیان مناسب نیستند و چاپلوس کرداری و تملق رفتاری را عیان می کند که شایسته ذکر باز و عریان و بی پرده نیست و تقوای ماه مبارک مانع و حیای لیالی قدر و نیاز شدید بنده حقیر به بخشیده شدن و طلب بخشایش و حلالیت طلبی از همه حتی از جناب آقای نیاز و آن معاون محترم و همه آنهایی که از این قلم احیانا آسیب هایی را تحمل کردند، موجب توقف و در پیش گرفتن سکوت و خویشتن داری می شود که البته برای همه ما بهتر است.

                                            ما به شخص و شخصیت فردی افراد کاری نداریم و همه در نگاه ما محترم و عزیز هستند ولی آنچه که ما با آن سر و کار داریم نقد نظرات و نگاهها و کارکردها و اقدامات و رویکردها است. اهل قلم اگر با خدای خویش عهدی داشته باشند متعهدند که راست بنویسند و دلسوزانه نقد کنند و مهربانانه درخواست اصلاح مسیرها را داشته باشند و از بایکوت ها و در کنج قرار گرفتن ها و مهجوریت نهراسند که خداوند منان آنها را ماجور خواهد داشت.

                                            نمایندگان محترم هم عزیز هستند و هم جایگاه والایی دارند و باید از آنها در کارکردهای مثبت و بی غش حمایت کرد ولی بر کارکردهایی نظیر جناج گرایی، لابی گری، ثروت جویی، معامله گری، تنگ نظری، ستادگرایی، خود برتر بینی، تجمل گرایی، شرکت در مهمانی های مسئله دار، زد و بند بازی، جریان سازی، و عامل ثروت اندوزان و سیاست بازان حرفه ای شدن و وابستگی های فکر و فرهنگی به بیگانگان و بسیاری از رویکردهای منفی انتقاد جدی و اساسی نمود تا جرات و جسارت برای عریان کردن نگاه و نظرات مخرب و خانمان برانداز و گاه خائنانه و به دور از محتوای قسم و پایندی به منافع ملی و مردم و موکلین از آنها گرفته شود.

                                            همه ما قائل هستیم به اینکه شیطان برای هر مومن و متقی و زاهدی دام پهن می کند تا او را به مسیرهای کج و مسئله دار دعوت نماید و نمایندگان به خاطر قرار گرفتن در جایگاه قدرت و تاثیر داشتن سخن و پیگیری هایشان در برابر شیطان آسیب پذیرتر هستند و گاه با شیطان رفیق می شوند. بزرگترین خدمت به نمایندگان تذکر و نقد آنها در برابر رفیق شدن با شیطان و شیاطین انس و احتمالاً جن است. ما به عنوان دوست نمایندگان وظیف داریم دامهای شیطانی را به نمایندگان بنمایانیم و پیش از آنکه خیر پیگیری های ابتر و ناقص و بدون مطالعه توسعه متوازن استان از آنها دیده شود، شر دامنگیر حرکات شیطانی و رفتار مرموز و موذیانه و احیاناً خائنانه آنها را باید مرتفع نمود. من در ارتباط با دنیازدگی و رفاقت بد دنیا با انسان ها از نگاه زیبای امیر مومنان مطلب خواهم نوشت شاید مورد قبول اهل دل و معنا واقع شود.

                                            • فعال میراث فرهنگیپاسخ به این دیدگاه 1 0
                                              چهارشنبه 2 مرداد 1392-0:0

                                              با سلام. مدیر دفتر مجمع نمایندگان مازندران باید از تمام تشکل های مردم نهاد و فعالین اجتماعی - فرهنگی جهت تقویت و تثبیت راهکارهای اصولی و علمی پیشرفت تمام استان مازندران استفاده نماید و بدون نگاه ویژه به شهر و یا منطقه ای خاص و بدون توجه به گرایش های سیاسی و تنها با توجه به مبانی پیشرفت و راه های برون رفت از مشکلات و معضلات استان و ظرفیت انتقادپذیری و پذیرش خطاهای موجود به نتیجه برسد. اگر قرار باشد همچنان به دنبال مریدبازی و رانت جویی برای منطقه ای خاص باشید، در بر روی همان پاشنه ی عقب ماندگی و خودخواهی خواهد چرخید. باید از رای مردم و نظر واقعی آنان عبرت بگیرید. باور کنید که سکوت علامت رضایت نیست.

                                              • جمال الدين موسويپاسخ به این دیدگاه 4 0
                                                سه شنبه 1 مرداد 1392-0:0

                                                مثل اينکه اقاي ايرج نياز هنوز متوجه مقوله خبر نگار نشده. چون در نگارش اين واژه هم همه چيز مشخص وبديهي ست که منعکس کننده خبر ه و در ادامه ايشان حتي نسبت به کامنتها هم حساسيت بسيار زيادي نشان ميدن که واقعا جاي تامل و بحث داره. . .برادر عزيز نمايندگان ومجمع نمايندگان استان تافته جدا بافته که نيستن. از همين مردمند وبايد سعه صدر داشته وانتقاد پذير باشند. اين چه ادبياتيست که برخي تا بهشان انتقاد ميشه ميزنن ومينويسن وميگن بد کردين و ما انتظارمون چيزه ديگه بود و از اين حرفا.برادر نياز عزيز برو خدا رو شکر کن که تو صدا سيما اين مطالبو تو برنامه هاي ميزگردي از شما نپرسيدن وخود شما هم نگفتي که به باور من امکان داشت نگاهها نسبت به مجمع عوض بشه... النهايه که برادر عزيز چشمها رابايدشست انتقادها را جور ديگر بايد ديد

                                                • سوادکوهیپاسخ به این دیدگاه 4 0
                                                  سه شنبه 1 مرداد 1392-0:0

                                                  همین چالش نشان دهنده این است که دفتر مجمع باید هر چه سریعتر درش تخته شود به عنوان یک سوادکوهی از نمایندگانم علیپور و حسینی میخواهم که تکلیف این قضایا را روشن کنند .

                                                  رییس دفتر باید تلفن جواب بدهد و فاکس کند نه اینکه متولی استان بداند خودش را

                                                  • سه شنبه 1 مرداد 1392-0:0

                                                    جناب آقاي صادقي

                                                    از جوابيه شما تشكر مي كنم لازم به ياداوري به آقاي نياز اذري است كه شما فكر مي كنيد كه نماينده ايد

                                                    لطفا روش كار خود را اصلاح كنيد و رفتار هاي بهتر از ديگران از خود نشان ندهيد


                                                    ©2013 APG.ir