تعداد بازدید: 3097

توصیه به دیگران 1

شنبه 10 مرداد 1383-0:0

چند زبانزد مازندراني

ارسالي از خانم خونچين - قائم شهر


 


 

 


 


آسيه گو دوش نيه  گنه زمين تپه چاله دارنه


معني:آسيه دوشيدن گاو را بلد نيست مي گويد زمين تپه و چاله دارد.


موارد استعمال: عرضه انجام دادن كاري را ندارد بهانه گيري مي كند.


 


اغوز دار سر اسّا صد نفر وره كتپل زندنه


معني: گردويي كه بالاي درخت مي باشد صد ها نفر براي چيدنش چوب پرت مي كنند


موارد استعمال: پشت سر دختر جهت خواستگاري او حرف هاي بسياري مي زنند.


 


اتا دست جا  چند تا مگر هندوانه گيرنّه


معني: با يك دست مگر مي توان چند هندوانه برداشت.


موارد استعمال: يك نفر مگر مي تواند چند مسئوليت را قبول كند يا مسئوليت چند كار را در يك زمان قبول كردن.


 


اتّا گوش دره هسه اتا گوش دروازه


معني: يك گوشش مانند در ، گوش ديگرش مانند دروازه


موارد استعمال: حرف نشنوي كردن


 


اميد داشتن به از خوردن


معني: اميدوار بودن بهتر از خوردن است.


موارد استعمال: اميد را از دست ندادن


 


انگور انگور جا لكه يادگيرنه، همسايه، همسايه جا فن


معني: انگور پوسيده باعث پوسيدگي انگور كناري خودش مي شود و همسايه نيز از همسايه ديگر هنر مي آموزد.


موارد استعمال: چشم هم چشمي كردن .


 


 اين اسبه مرغنه سيو كرك شنه


معني: اين تخم مرغ سفيد از آن مرغ سياه است.


موارد استعمال: قدر پدر و يا مادر را در موقع بدست آوردن تمام، دانستن.


 


اين چش ره شي مار دارنه بمواِن خيال دارنه


معني: اين چشمي كه مادر شوهر دارد قصد آمدن دارد.


موارد استعمال: حالا حالا ها دست بردار نيست، در قصدش مصمم است.


 


 بامشي دست گوشت جا نرسنه  گنه بو دنه.


معني: گربه دستش به گوشت نمي رسد مي گويد بو مي دهد.


موارد استعمال: عرضه انجام كاري را نداشتن.


 


بپته خربزه شال نصيبه


معني: خربزه رسيده نصيب شغال مي شود.


موارد استعمال: بي زحمت و رنج به مقصد رسيدن.


 


برهنه، كرباس دلاپهنا ره خو ويندنه


معني: شخصي عريان و برهنه پارچه‌ي كرباس دو لا عرض را در خواب مي بيند.


موارد استعمال: در خواب به آرزو رسيدن.


 


بشتوسي بوي كباب انه اما دَينه خر داغ كردنه.


شنيدي كه بوي كباب مي آيد اما داشتند خر را داغ مي كردند.


 


بي حياي پشت چو زندنه گنه تك تك كجوئه.


معني: پشت آدم بي شرم و حيا را با چوب مي زنند مي گويد صداي چوب از كجاست.


موارد استعمال: بي خيال بودن آدم هاي گستاخ.


 


بي سر تاش سرتاشنه


معني: بدون ماشين سرتراشي موي آدم را مي تراشد.


موارد استعمال: خيلي اهل جنگ و دعوا بودن.


 


 ته اشكم لو اماره بكشته


معني: با پا تو شكم كوبيدنت ما را كشت.


موارد استعمال: منت كردن


 


تن اسپيج ويشتر وجنه


معني: شپشي كه در تن وجود دارد گزنده تر است.


موارد استعمال: آشناها بيشتر زخم زبون مي زنند.


 


ته بامشي قمه بزوئنِ بديمه


معني: قمه زدن گربه ات را ديدم


موارد استعمال: بي قدرت بودن كسي، يعني از خود تعريف مي كند ولي در عمل قدرتي ندارد.


 


ته جان مه ميس دله دره


معني: جانت توي مشت من است.


موارد استعمال: اختيار و نبض كسي در دست يك نفر بودن.


 


ته شه كرك ور نهي شاله شاله تره بكشته


معني: تو نمي توانستي مرغ را بدزدي دنبال كردنها ترا كشت.


موارد استعمال: شخصي كاري را نمي تواند انجام دهد اما هنوز انجام نداده در همه جا پر شده .


 


ته شه مهمون كي هسّي دوش نشين دانّي


معني: تو خودت مهمان چه كسي هستي كه يك دوست هم همراه خودت مي بري.


موارد استعمال: دعوت نكرده آدم جايي برود و همراه خودش نيز كسي را به عنوان مهمان دعوت كند.


تيساپه لينگ درياي او يِ جا نترسنه


معني: پاي برهنه از ديا نمي ترسد.


موارد استعمال: آدم بي باك و گستاخ از هيچ چيز نمي ترسد.


 


 چش نپايي وه كوره


معني: مواظب چشم نباشي كور خواهد شد.


موارد استعمال: اگر بي تتوجه باشي كارها درست نمي شود.


 


جنازه زير گل نمي ماند.


معني: حرف ها هر وقت كه باشد مشخص مي شود.


موارد استعمال: پشت سر كسي اگر غيبت كني ، عاقبت به گوشش خواهد رسيد.


 


جهنم تش مار بهي


معني: هيزم آتش هستي


موارد استعمال: كسي كه آتش خشم بين دو نفر را روشن كردن.


 


حَسن گو ره حِسِنْ عازا كشنّه؟


معني: گاو حَسن را مگر در عزاي حِسِن مي كشند.


موارد استعمال: داوري و قضاوت غلط انجام دادن.


 


خدا دونسه مر شاخ ندا  وَك  ره دوندون


معني: خداوند مي دانست كه به مار شاخ  و به قورباغه دندان نداد.


موارد استعمال: خدا مي دانست كه آدم هاي پست را به مقام و پست بلند نرسانيد.


 


خر بَوردي گِل باغ گنه كنگل .


معني: الاغ را توي باغ گل مي برند ، باز دنبال گياهي به نان كنگر كه خاردار است مي گردد.


موارد استعمال: آدم پست لياقت پست و مقام بالا را ندارد. باز دنبال چيزهاي پست مي گردد.


خره گوش بن ياسين؟


معني: زير گوش خر خواندن ياسين (يس) چه تأثيري دارد.


موارد استعمال:نصيحت كردن به انسان هاي بي خرد فايده اي ندارد.


 


خمير شل بهيه ، لاك او پس دنه .


معني: وقتي كه خمير شل شود جاي خمير انگار از خود آب پس مي دهد.


موارد استعمال: خودش بدشانس از همه طرف انگار برايش كم شانسي مي آيد . يا معني ديگري نيز دارد: وقتي كار از جايي خراب شد همه طرف بر ضد او نيز حرف مي زنند.


 


خي غلت سره و قرآن؟


معني: جايي را كه خوك سوراخ مي كند و مزاحم مي شود گذاشتن كتاب قرآن چه تأثيري دارد؟


موارد استعمال: آنقدر گرفتاري دارد كه اين كمك ها در برابرش ناچيز است و مورد استعمال دوم آن اين است كه آدم نااهل و ناصالح، نصيحت ناصحان خيرخواه را توجه نمي كند.


 


دست به خر نرسنه پالون تپ تپ دنه .


معني: دستش به الاغ نمي رسد پالون الاغ را مي زند. (تكان مي دهد)


موارد استعمال: مقصر اصلي را نمي تواند تنبيه كند اما آن كسي را كه گناهي ندارد، تنبيه مي كند.


 


در هاكرده ، لر هاكرده


معني: دير كرد اما به آرزويش رسيد.


موارد استعمال: بعد از صبر و تحمل نيكو، به مقصود رسيدن.


 


دله اماره بكشته بيرون مردم ره.


معني: داخل ما را كشت و بيرون مردم را كشت.


موارد استعمال: در مواردي بيان مي شود كه شخص در درون خانه ناراحتي دارد اما بيرون همه فكر مي كنند كه فردي خوشبخت است.


 


 دنگ اون سر بلنگ گيني.


معني: ]دنگ يك وسيله‌ي چوبي مانند آسياب است كه به وسيله‌ي آن گندم و تخم انار و برنج را آرد مي كنند[ دنگ را برعكس بلند مي كني.


موارد استعمال: خودش را حق دار جلوه مي دهد در صورتي كه مقصر اصلي خودش است.


 


 دير نشين بالا نشين


معني: كسي كه راه دور مي نشيند هر وقت به وطن باز گردد خيلي به او احترام مي گذارند. و در بهترين جا او را مي نشانند.


موارد استعمال: احترام قايل شدن براي شخصي كه به جاي غريب و دور مي رود.


 


ديگر ونه هاي هاي بورده واي واي بمونسه.


معني: برو  بيايش رفت و واي واي باقي ماند.


موارد استعمال: روزگار خويشش رفت و زمان بدبختيش باقي ماند.


 


زن ورني زن مارّ هارش اسب ورني ونه يالِ.


معني: مي خواهي زن بگيري مادر زن را نگاه كن و مي خواهي اسب بخري يالش را توجه كن.


موارد استعمال:دقت كردن در انتخاب چيزي.


 


سر جرينگه ، دم درينگه


معني: كسي كه سرپ پايين است و دمش بيرون.


موارد استعمال: ظاهرش خوب است اما باطن بدي دارد.


 


سِر چه دونده از وشنا چه گذرنه


معني: آدم سير چه مي داند كه از فرد گرسنه چه مي گذرد.


موارد استعمال: آدم سير چه مي داند كه از فرد گرسنه چه مي گذرد.


 


 سرسر خنّه بن بن گرد آشيه.


معني: رويش را مي خورد اما مي گويد زيرش را گرد و غبار دارد.


موارد استعمال: پوز دادن


 


 سر ويشتره سخن ويشتره


معني: سخن كه بيشتر است حرف ها و سخن هم بيشتر است.


موارد استعمال: تعداد افراد خانواده كه بيشتر باشد خرج و مشكلاتش نيز بيشتر است.


 


 سير بچيّه ،  ونه رَجْ دچيّه.


معني: سير چيده شده و جاي پاي هم مشخص است.


موارد استعمال: كاري انجام شده و اثرات آن نيز باقي است،  در نتيجه نمي توان منكر شد.


 


سير هاده سركه هاده ، من خوامبه سير سركه هاكنم.


معني : سير بده ، سركه بده ، مي خواهم سير سركه درست كنم.


موارد استعمال: همه كارها را ديگران بكنند ولي به اسم او تمام شود.


 


شال چشته خواني بيري خربزه مارين از بن بكش


معني: مي خواهي از دست روباه راحت شوي بوته خربزه را از بيخ بكن.


موارد استعمال: يك دفعه زيرش را بزن، جوابش كن تا از شرّش خلاص شوي.


 


شام بخرده په روز دهيه؟


معني: آيا بعد از خوردن شام هوا روشن است.


موارد استعمال: كار از كار گذشت، درنگ جايز نيست.


 


شتر با بار بورده وه بار بن كشي چرخ دره.


معني: شتر با بارش از دست رفت اما صاحبش دنبال باربندش مي چرخد.


 ]باربندكشي ، طناب نخي گشادي بود كه بعد از گذاشتن باربر روي شتر با آن نخ بار با به شكم شتر مي بستند[


موارد استعمال: همه سرمايه هاي بزرگش را از دست داده ، دنبال چيز ناقابل مي گردد.


]  اصل سرمايه را از دست دادن و دنبال فرع گشتن[.


 


شتر كجه خواره ، ونه لوشه نفيره؟


معني: شتر كجايش قشنگه كه لب و لوچه اش آويزان است؟


موارد استعمال: كدام كارش درست بود كه اين كارش درست باشد؟


 


شلوار كينگمون هيچي دنيه ، بند قايم وندنه .


معني: خشتك شلوارش هيچي نمانده ]پاره شد و از بين رفت[ ولي بند شلوارش را محكم مي‌بندد.


موارد استعمال: واجبات را انجام نمي دهد اما دنبال مستحبات مي رود.


 


عسل عسل بيتنه داهون شيرين ننه.


معني: با گفتن عسل عسل ، دهان شيرين نمي شود.


موارد استعمال: گفتار بي كردار ، هر چه بگي اما انجام ندهي ، فايده اي ندارد.


 


فقير آدم بمردن سو نكنده ،  گت سره كَل بيتن.


معني: آدم فقير مردنش را حتي كسي نمي فهمد و شخص سرمايه دار دنبال زشت ]زنا[ رود نيز معلوم نمي شود.


موارد استعمال: كم ارزش بودن فقرا و پر ارزش بودن ثروتمندان .


 


كار دل دست كندنه چش بديّه حظ كندنه


معني: كار دل را بايد دست انجام دهد تا چشم با ديدن آن لذت ببرد.


موارد استعمال: به ديگران دستور كاري را ندادن و خود، آن كار را انجام دادن و از آن لذت بردن.


 


كارّه ورزا كنده ، منگو له بوردي كمل خنّه .


معني: كار را گاو نر انجام مي دهد، اما گاو ماده در حال خوابيدن يونجه مي خورد.


موارد استعمال: خود را بي خودي خسته نشان دادن .


كردن خر هسّه ، خوردن يابو.


معني: كار كردن بوسيله خر انجام مي گيرد، اما بهتر خوردن براي يابو است.


موارد استعمال: كار را يكي ديگر انجام مي دهد اما سود ديگري مي برد.


 


كرّه خر اگر لباس اطلس دپوشي ونه بهاء خر وره بروشي


معني: اگر بر تن كرّه‌ي خر لباس اطلس بپوشاني، بايد عاقبت آن را به ارزش خر بفروشي.


موارد استعمال: هر چه ظاهرش را تزيين يكني ، هيچ فايده اي ندارد.


 


كل كور خوه گنه حسن بلور


معني : كچل به كور مي گويد و حسن به بلور.


موارد استعمال: دستور و فرمان دادن به ديگري .


 


كل و كور و مفتلا ، همه خانه‌ي عبدالله


معني: كچل و كور و مبتلا ، همه در خانه‌ي عبدالله جمع شدند.


موارد استعمال: هر چه بدبختي است سراغ خانه‌‌ي شخص كم شانس و بدخت را مي گيرد.


 


كلي طلا دنيّه ، ماركرك سالار


معني: در لانه‌ي مرغي كه خروس نباشد ، مرغ كدخدا مي باشد.


موارد استعمال: وقتي رئيس نيست فرد زير دستش ادعاي رئيسي مي كند.


 


كم طالع بورده مارون‌ ، هم برف بيته هم بارون.


معني: كم شانس رفت خانه‌ي مادرش، هم برف و هم باران شروع به باريدن كرد.


موارد استعمال:  شخص كم شانس هر كجا كه برود بدبختي اش به دنبالش مي آيد.


 


«گ»


گر بيته بز بالا سرچشمه او خنّه


معني: بزي كه بيمار گر گرفته، آبش را از چشمه‌ي بالايي مي خورد.


موارد استعمال: وقتي كسي زياد فيس و افاده بكند و لي هيچي سرش نشود.


 


گونزا چنگوم كارنه


معني: گاو هنوز نزائيد، اما ميخ طويله اش را مي كارد.


موارد استعمال: هنوز هيچي نشده به خودش وعده و وعيد زياد مي دهد.


«ل»


لوه لاقلي خوه گنه ته كينگ چه سيوهِ ، ديزنون گنه صلّ علي


معني: ديگ به ماهي تابه مي گويد چرا تن تو سياه است ، سه پايه اي كه رويش غذا درست مي كنند مي گويد درود بر تو.


موارد استعمال: عيب خودش را نمي بيند، دنبال عيب جويي ديگران است.


 


ليسك هم جزء شاخ دار ها بهيه!


معني: حلزون هم جزء شاخ دار ها شده!


موارد استعمال:  آدم خودش را در هر كار دخالت بدهد ] ادعا داشتن نيز معني مي دهد[


 


لينگ به اندازه‌ي گليم دراز كندنه


معني: پا را به اندازه‌ي گليم بايد دراز كرد.


موارد استعمال: به اندازه‌ي دخلت خرج كن.


«م»


مر بزه ، ممينه كلافه جا ترسنه


معني: مارگزيده از كلافه چوب ممينه مي ترسد. ] ممينه: چوب درخت اوجا [


موارد استعمال: كسي كه برايش حادثه اي پيش آمد هميشه در هراس است.


 


مر وك بخرده اژدها بونه


معني: مار وقتي قورباغه مي خورد، تبديل به اژدها مي شود.


موارد استعمال: احترام خيلي زياد باعث گستاخي طرف مي شود.


 


مره دانّي ، هندا فك داره چلّه دانّي


معني: تا وقتي من با تو هستم ] مرا داري[ مثل اينست كه شاخه‌ي در خت فِك داري.


موارد استعمال: طرف مي خواهد پارتي كسي بشود اما از دستش كاري بر نمي آيد.


 


مفت ملا بديّه بامشي كته يسّه دعا كنده


معني: ملا كه مفت گير آورد حتي براي گربه نيز دعا مي گيرد.


موارد استعمال: طرف ساده‌لوح است و طرف مقابل او از سادگي و محبتش استفاده زيادي مي‌كند.


 


ملا زير عبا تنبك دانّه.


معني: ملا زير عبايش تنبك دارد. ] تنبك نوعي ساز است[


موارد استعمال: ظاهر خوبي دارد اما باطنش خراب و بد است.


 

من سير نخردمه كه مه داهون بو هاده


معني: مي سيري نخوردم كه دهانم بوي سير بدهد.


موارد استعمال:  كاري نكرده كه وجدان عذاب داشته باشد. ] حسابش پاك است و خيالش هم راحت[.


«ل»


نانجيب بتنه فيس هاكن، ريك هچيه


معني: به آدم پست گفتند كه قيافه بگير دندان هايش را نشان داد.


موارد استعمال: احترامش كردند، سوء استفاده كرد ] لوس كردن هم معني مي دهد[


 


نانجيب كدخدا هاكردنه اول شه مار دار بزو


معني: فرد نالايق را كدخدا كردند اولين نفري كه بر دار زد، مادرش بود


موارد استعمال: آدم پست، لياقت پست و مقام بالايي را ندارد كه در اين صورت حتي به اطرافيان نزديكش هم رحم نمي كند.


 


نپته گوشت ره شي مار نوينه


معني: گوشت نپخته را نبايد مادر شوهر ببيند. ] زيرا گوشت بعد از پخته شدن كم مي شود[.


موارد استعمال: در مواردي استعمال مي شود كه انتهاي كاري مشخص نيست اما اولش خيلي تعريف دارد. ] ببينيم و تعريف كنيم[


 


نخرمبه نخرمبه‌ي جا ونه بترسين و لين گ نشسّه مهمون جا


معني: از كسي كه مي گويد نمي خورم، نمي خورم و از كسي كه با پاي كثيف وارد نزل صاحيخانه مي شود بايد ترسيد.


موارد استعمال: خودش را ظاهراً خجالتي نشان مي دهد اما خيلي گستاخ و بي شرم است.


 


نسيه خنّه صاحب سليقه هسّه


معني:  نسيه مي خورد اما صاحب سليقه است.


موارد استعمال: پولي در بساط ندارد اما انتخاب قشنگي دارد.


 



    ©2013 APG.ir