دوشنبه 16 شهريور 1383-0:0

انتصاب، انتقاد و بقيه ماجرا

به قلم محمداسماعيل امامزاده؛نماينده كيهان در مازندران


در پي چند ماه كه بابل، اين بزرگترين و از مهمترين شهرهاي مازندران، بدون فرماندار بود، به ناگاه زمزمه هايي مبني بر صدور قريب الوقوع حكم فرماندار جديد ازسوي وزارت كشور موجب نگرانيهايي در ميان مردم شد كه آيا اين بار نيز همچون دفعات قبلي فرمانداري نامتجانس، حزبي و ناكارآزموده قرار است تنها با در دست داشتن يك برگ حكم، سكان مديريت شهرستاني را در دست بگيرد كه طي سالهاي اخير بواسطه سوءتدبير و تنگ نظري در گزينش فرمانداران، دچار تلاطمات بي ثمر و خسارات جبران ناپذير فراوان شده و ازجايگاه شايسته قبلي خود فاصله زيادي گرفته است؟! با فراگير شدن دغدغه انتصاب فرماندار و سؤالات و ابهامات عمومي و پرسش مردم از امام جمعه، حجت الاسلام والمسلمين حاج حسن روحاني در پاسخ به خيل پرسشها، نتيجه تحقيق خود را در آخرين بخش يكي از خطبه هاي دوم نماز جمعه به اطلاع مردم در عرض يكي دو دقيقه رساند. وي اظهار داشته بود كه خود مورد مشورت قرار نگرفته و اطلاعي هم از انتخاب فرماندار ندارد و از دو نماينده مردم شهرستان در مجلس شوراي اسلامي كه در اين زمينه سؤال كرده بود، آنها نيز اطلاعي نداشته اند و از نحوه انتخاب و فرد مورد گزينش براي فرمانداري بابل بي خبر بوده اند. امام جمعه بابل در آن خطبه عنوان كرد: بنده از سر دلسوزي و در قبال مسئوليتي را كه مردم از امام جمعه مطالبه مي كنند به مسئولان مربوطه سفارش مي كنم كه دغدغه هاي مردم را مورد توجه قرار دهيد و در انتخاب فرماندار، كه عالي ترين مقام اجرايي و دولتي شهرستان است، رايزنيهاي بيشتري انجام دهيد تا فرد اصلح از ميان نيروهاي ارزشمند و با كفايت شهرستان كه ظرفيتها، قابليتها و محدوديتهاي حوزه مأموريت خود را به خوبي بشناسند، انتخاب و ضريب حضور و مشاركت مردم در صحنه هاي مختلف را افزايش دهد. بيانات امام جمعه بابل، كه مورد استقبال شديد مردم و نمازگزاران قرار گرفت و در آن نام از كسي برده نشد و جز نگاه ناصحانه و نكات مشفقانه استنباط ديگري از ناحيه مستمعان بعمل نيامد، مورد اعتراض و شكايت آقاي استاندار قرار گرفت و شكوائيه ايشان از تنها يادگار نماينده فقيد ولي فقيه در مازندران، حضرت آيت الله حاج شيخ هادي روحاني «ره» تسليم شواري سياستگذاري ائمه جمعه شد. در اين ارتباط مرور اجمالي چند نكته خالي از لطف نيست. 1- انقلاب اسلامي كشورمان رويكرد ملي به آموزه ها و آموزگاران الهي است و با بهترين نوع مديريت، روحانيت معظم توانست با حداقل هزينه، به ارجمندترين توفيقات در اضمحلال نظام 2500 ساله و استقرار حكومت اسلامي نايل آيد. كارنامه 26 ساله اين نظام نوپا نيز ترجمان حقيقتي انكارناپذير است كه همه دسائس و توطئه هاي رنگارنگ و گونه گون دشمنان اسلام ومردم ايران تنها با وحدت و اجتماع عموم در مأمن مطمئن اسلام ناب تحت زعامت روحانيت ولايي خنثي و نقش بر آب شد و طرفه آنكه، همين عامل منحصر بفرد موجب حيرت استكبار و سرمايه گذاري براي شكستن اين سد سديد گرديد. مازندران، همه سوابق درخشان خود را مديون فرزندان غيرتمند روحاني خود است. مازندران از گذشته هاي تاريخي خود، پايگاه و مهد روحانيت بوده و مردم اين خطه سخت به اين استوانه هاي ارشاد و هدايت ايمان داشته و از آنان حرف شنوي و اطاعت پذيري دارند. 2- جرقه هاي انقلاب اسلامي با آغاز راهپيمايي هاي عمومي در شهرهاي استان مازندران بوسيله روحانيت و در رأس آنان حضرت آيت الله روحاني زده شد و لهيب شعله هاي خشم مقدس مردم بتدريج پيكره نظام ستمشاهي را فرا گرفت و دودمان خاندان پهلوي را به جهنم سپرد. مازندرانيها در سالهاي پس از پيروزي انقلاب هم آشكارا نشان دادند كه تابع روحانيت پيرو ولي فقيه بوده و اين كانون را بعنوان ملجاء آرامش بخش مي دانند و رجوع مستمر آنها به اين منابع پاك و زلال، گوياي عشق و ارادت شان به كسوت مقدس پيامبر اسلام«ص» مي باشد. 3- نماز جمعه و امام جمعه از بركات ويژه نظام اسلامي وعامل حفظ حضور آگاهانه و هوشمندانه مردم در صحنه هاي حماسه هستند، هر هفته، ميليونها هموطن مؤمن و مسئوليت پذير با شركت در اين مراسم عبادي سياسي، انتظار دارند تا ائمه جمعه به طرح مسائل و مشكلات مورد ابتلاء آنان بپردازند و طبيعي است كه تداوم طراوت و نشاط نمازهاي جمعه در گرو اجابت به اين خواست منطقي و معقول مردم باشد. 4- ائمه جمعه علي رغم اينكه نقشي در انتصابها و سياستگذاري امور ندارند، اما بدليل عشق و دلدادگي به نظام اسلامي، خود را مكلف به پاسخگويي و تعقيب مطالبات مردم در حد مقدورات خود مي دانند و پرواضح است كه براي حفظ جايگاه نماز جمعه، نتوانند بي دليل و ناآگاهانه از كاركردهاي مسئولان دفاع كنند، بويژه آنكه در دائره عزل و نصبها، شاهد گرايشات تند و غليظ باندي و جناحي باشند. 5- اگر اين ضعف در نظام تصميم سازي كشور، استانها و شهرها وجود دارد كه ائمه جمعه را بعنوان بازتابندگان صادق نظرگاههاي مردم، داراي نقش تأثيرگزار نمي داند، مسئولاني كه مي بايست با معيار تدين و تقيد به رشد و اعتلاي نظام اسلامي انتخاب شده باشند، بايد خود را موظف و مكلف بدانند تا ضمن تقدير از ائمه جمعه كه در تلطيف فضاي حاكم بر روابط بين مردم و مسئولان خدوم دائم التلاشند، حداكثر بهره را از انتقادات و پيشنهادات و ارشادات آنان نصيب خود سازند و از اين نعمت و هديه بزرگ، خداي مهربان را سخت شاكر باشند. 6- كدام استاندار را مي توان يافت كه خود را از امتياز برجسته همراهي و همگامي با روحانيت و ائمه جمعه و در واقع از پشتيبانيهاي مؤمنان و راسخان حوزه مأموريت خود بي نياز بداند و چنين تقديري را براي فرمانداري خود رقم بزند، كه در چنين صورتي، فرجام كار را مي توان به سهولت ديد و ارزيابي كرد. آيا فرمانداران در پيشبرد وظائف محوله، كه همياري و همدلي قاطبه مردم را نياز دارند، نبايد در سطح و سايزي باشند كه علاوه بر حساسيت زدايي در بومي گرايي، حمايتهاي قاطع ائمه جمعه و مردم را هم اقبال خويش سازند؟ آيا اخذ صلاح و صواب و مشورت از جريانهاي دلسوز مردمي، ضريب مقبوليت گزينه فرمانداري را افزايش نمي دهد؟! اگر نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي، ائمه جمعه، شخصيتهاي فرهنگي و مردمي و آگاهان دلسوز شهرها مورد مشورت براي انتخاب نماينده عالي دولت قرار نگيرند، آيا مي توان براي فرد منتخب، موفقيتي را پيش بيني كرد؟! آيا چنين روشي در انتخاب، همان نمي شود كه طي سالهاي اخير در شهرستان بابل اتفاق افتاد و مردم را نسبت به مسئولان استانداري به ديدگاههاي كنوني رساند كه براي فرمانداري و شخص فرماندار... 7- مگر فراموش شده كه دولت براي حتي ضدانقلاب، شعار «زنده باد مخالف من» را سر مي داد و رئيس محترم جمهور معتقد است مردم بايد آزادانه بتوانند حرفهاي خود را بزنند و مسئولان هم موظف به پاسخگويي اند. چگونه است كه انعكاس نگراني هاي جدي مردم از سوي مرجعي امين همچون امام جمعه، نبايد تحمل شود و سقف انتقادپذيري بايد آنقدر كوتاه گردد تا اينگونه القاء شود كه با كشتن گربه دم حجله، بايد حساب كار بدست حضرات ائمه جمعه شهرهاي ديگر بيايد، غافل از اينكه... و سرانجام؛ آيا نمي شود با پيروي از شيوه هاي معقول در برگزيدن فرماندار و برخورد خردمندانه با انتقاد و ارائه راهكارهاي سازنده، از بر خورد قهري و شلاقي آنهم با مقدسات مردم اجتناب كرد و بخاطر يك دستمال، قيصريه اي را به آتش نكشيد؟!! بايد بپذيريم كه اعتبار و ارزش حقيقي مسئوليتها، به يك برگ حكم صادره نيست، بلكه...