شنبه 21 شهريور 1383-0:0

كلاردشت، بهشتى كه نابود مى شود

در مقايسه با انواع زيبايى هاى طبيعت، كلاردشت را مى توان يكى از زيبايى هاى كم نظير به حساب آورد.


حداقل تا گذشته اى نه چندان دور كه هنوز بولدوزرهاى ويلاسازها و شهرك سازها به جان دشت ها و تپه هاى سرسبز و چشم نواز كلاردشت نيفتاده بود، چنين توصيفى درباره كلاردشت به خوبى مصداق پيدا مى كرد، اما به دلايلى قابل رؤيت كه نياز به توضيح ندارد، كلاردشت امروز «زيباى مظلومى» است كه به حال خود رها شده تا فقط منبعى باشد براى كسب درآمد و ابزارى براى ثروت اندوزى هاى سيرى ناپذيرى كه به قول سعدى حتى خاك گور هم چشمانشان را پر نمى كند! كلاردشت امروز حالت پرنده افسانه اى خوش نقش و نگارى را پيدا كرده كه بر بالاى ديوار بلندى نشسته و هركس براى به دست آوردن يكى از پرهاى رنگين پرنده تيرى به سوى آن رها مى كند، زمين خوارها و بساز و بفروش هاى آزمند با ناديده گرفتن جهنمى كه در پهنه اين زيباى رها شده ايجاد كرده اند همچنان از كلاردشت با عنوان بهشت زمينى ياد مى كنند و صاحبان پول هاى بادآورده و آب آورده را مكرراً به خريد زمين و ويلا در اين بهشت گمشده فرا مى خوانند. گويا دست تقدير مقدر كرده كه در آينده از طبيعت بهشت آساى كلاردشت و ديگر سرسبزى ها و زيبايى هاى طبيعى اين مرز و بوم جز نام و خاطره اى در كتاب هاى درسى بچه ها باقى نماند. مظلوميت بهشت گمشده كلاردشت را بى توجهى و بى اعتنايى مسؤولان به اين خطه دوچندان كرده است. از خيابان ورودى جاده كلاردشت در سه راهى مرزن آباد گرفته تا خيابان رودبارك كه رودخانه اى از كنار آن مى گذرد نيازمند كارهاى عمرانى و خدمات شهرى هستند. در اين زمينه لازم است شهردارى كلاردشت با نصب نرده هاى ايمنى و تأمين حداقل روشنايى در حاشيه رودخانه رودبارك يعنى جايى كه در فصل تابستان شبانه روز صدها نفر پياده و سواره از آن عبور مى كنند، رفاه بيشترى براى مردم فراهم آورد. شب كه فرا مى رسد در تمام طول خيابان رودبارك تاريكى محض حكمفرما مى شود و چشم، چشم را نمى بيند. كافى است به هنگام پياده روى يا رانندگى اندكى بى احتياطى كنيد، لغزيدن و افتادن شما به داخل آب رودخانه قطعى است. متأسفانه اين همان خيابانى است كه روزها محل گذر بولدوزرها، ماشين هاى خاكبردارى و كاميون هاى كمپرسى است كه براى ويلاسازها مصالح ساختمانى حمل مى كنند. قصه پرغصه كلاردشت و رودبارك آن اما به همين ها ختم نمى شود. تمامى مجتمع هاى ويلايى و مسكونى حاشيه رودخانه رودبارك كه تعدادشان قارچ گونه در حال افزايش است، فاضلاب هاى خود را از طريق لوله هاى زيرسطحى به داخل آب رودخانه سرازير كرده اند. انگار نه انگار كه كلاردشت تكه اى از خاك سرزمينى است كه سهراب سپهرى ها را در خود پرورانده. همان سهراب سپهرى كه در يكى از شعرهاى خود فرياد برآورده است كه: آب را گل نكنيم در فرودست انگار كفترى مى خورد آب دست درويشى شايد نان خشكيده فرو برده در آب افسوس و هزاران افسوس كه همه ما بى رحمانه به قتل هر چه مظاهر بهشت و طبيعت است كمر بسته ايم. امروز من و فردا شما.