شنبه 13 اسفند 1390-9:7

اسفند دوست داشتنی

تحلیل جامع مازندنومه از انتخابات 12 اسفندماه،چهره به چهره با منتخبان ملت؛ جبهه پایداری در مازندران ناکام ماند و تومارش با شکست سنگینی پیچیده شد/جبهه ایستادگی با 5 نماینده قطعی و یک نامزد دور دومی بیشترین اقبال مردمی را داشت.


مازندنومه،سردبیر:ماراتن انتخابات نهم مجلس به پایان رسید و مجلس،11 نماینده مازندرانی خود را شناخت.نگاهی داریم به نتایج انتخابات اخیر.

*نور و محمودآباد

یکی از ویژگی های انقلاب،مشارکت همگانیست؛به این معنا که مردم مشارکت می کنند که چیزی را نفی کنند و تغییرات بنیادی در نهادهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی جامعه به وجود آورند.

این را گفتم تا اشاره کنم که در این حوزه انتخابیه در واقع انقلابی انتخاباتی ایجاد شده است.اصطلاح "انقلاب انتخاباتی" را چند ماه پیش در ملاقاتم با فیاضی به او گوشزد کردم و گفتم باید انقلابی صورت دهد تا بتواند از ناطق نوری عبور کند و راهی بهارستان شود.

در آن دیدار یک ساعته ، فیاضی از مشکلات خود در آن حوزه انتخابیه گفت و این که رقیب ، فضا را کاملا"بسته است و حتی اجازه نمی دهد مسجدی در اختیار او باشد تا برای مردم سخنرانی کند.او می گفت:حتی صمیمی ترین دوستانم که اغلب آموزش و پرورشی هستند نیز جرات همکاری با من را ندارند و شکستن این فضا دشوار است.

کار نشد ندارد ، جمعه 12 اسفندماه 90 در نور و محمود آباد انقلابی انتخاباتی روی داد.شاید هم به قول یکی از وبلاگ نویسان بلده ای "بهار عربی"به نور و محمودآباد رسید و فیاضی توانست از دیوار 30 ساله ناطق نوری عبور کند و اسمش را در تاریخ انتخابات استان به عنوان اولین ها ثبت کند. 

*بهشهر و نکا

از دیدگاه روانی سیاسی تحلیل رفتار انتخاباتی و مکتب شیکاگو،ویژگی های رای دهنده،گروهی که به آت تعلق دارد،ويژگی هایی که فرد/افراد و گروه های سیاسی حاضر در میدان سیاست نسبت می دهد و انباشته ای از تجربه گذشته فرد در میدان سیاسی ، تعیین کننده رفتار رای دهی است.

به این ترتیب تجربه شرکت در انتخابات قبلی و احساسی که از نتیجه مشارکت حاصل شده،به علاوه ارزیابی نگرشی که درباره نظام سیاسی و عملکرد وجود دارد،رفتار رای دهی را تعیین می کند.

در حوزه بهشهر و نکا مردم به تجربه گذشته خود رای دادند و ارزیابی آن ها از عملکرد احمد مقیمی در 4 سال اخیر مثبت بود؛بنابراین دوباره به او اعتماد کردند.

 تخریب های سازمان یافته رقیب اصلی او را هم می توان از عوامل سلبی انتخاب مقیمی برشمرد که تا حدودی او را در مظلومیت قرار داد و موجی را علیه رقیب برانگیخت.

صبح پنج شنبه 11 اسفندماه،24 ساعت قبل از شروع رای گیری ، دوستی که از مشاوران و فعالان ستاد مقیمی بود تلفن زد و گفت:"اگر قبل از انتخابات تحلیلی برای سایت تان دارید،تیتر بزنید:"اعتماد دوباره مردم به مقیمی "!برد مقیمی از چند روز قبل از روزر رای گیری قابل تصور بود.

*قائم شهر،جویبار و سوادکوه

ما ایرانیان خلقیاتی داریم؛تنوع طلبیم و دنبال تغییر و تحول.از سویی خیلی زود طرح دوستی می دهیم و سریع هم مخالف و حتی دشمن دوستان مان می شویم.

این خلقیات در رفتار انتخاباتی قائم شهری ها بروز یافته است.پس از یک دوره آزمودن ادیانی و اکبری(هر چند اکبری پیش تر در مجلس پنجم هم مدتی سابقه نمایندگی داشت)مردم ترجیح دادند نمایندگان خود را تغییر دهند و در اندیشه های انتخاباتی خود رفرم و تحول ایجاد کنند.

مشکلات(بیشتر اقتصادی موجود در این حوزه) از جمله بحران های کارگری و ورشکستگی صنایع و توخالی بودن شعارهای انتخاباتی و عده ها،از ناکامی ها و کارآمد نبودن دو نماینده کنونی-که چهار سال پشت به هم کرده بودند و اختلافات عمیق با هم داشتند-نشان داشت.

مردم تحول گرا نیز دو چهره تازه را برگزیدند تا مخالفت خود را این گونه بیان کنند:آقایان!دروغ کم تر،ما را سرکار نگذارید!

طرفه آن که هر دو نامزد انتخاباتی ، چند روز مانده به انتخابات تایید صلاحیت شدند و حتی دوستی از نزدیکان هادی حسینی می گفت: اراده ای وجود دارد که ابلاغیه تایید صلاحیت حسینی دیر به دست او برسد و فلان نماینده کنونی در این قضیه پافشاری و اعلام نفوذ می کند،اما مردم دقیقه نود برای حسینی و علیپور(که از تجربه شکست انتخابات قبلی درس گرفته بود) آمدند.

مدیر عامل ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران،عضو هیأت عالی نظارت بر اصناف کشور،دبیر مدارس نمونه شهر تهران حدود 5 سال،شهردار قیامدشت و پاکدشت در سن 25 سالگی،شهردار نواحی تهران،معاون شهردار در امور فرهنگی و اجتماعی،قائم مقام و معاون شهرسازی و معماری شهرداری منطقه 10،قائم مقام و معاون شهری مناطق 10 ، 17 ، 18 و 20 تهران،قائم مقام و معاون امور مناطق شهرداری قم،رئیس کمیته انتصابات و قائم مقام سازمان بازرسی شهرداری تهران و مشاور اجرایی قائم مقام شهردار تهران همه سمت های اجرایی کمال علیپور است.

در رزومه هادی حسینی هم سمت هایی چون مديرکل تربيت بدني استان مازندران ، معاون فرهنگي دانشجويي دانشگاه پيام نور،مدير کل حراست هاي استان تهران،معاون اقتصادي در وزارت،مشاور حوزه معاون اول نهاد رياست جمهوري و مشاور وزرات نفت دیده می شود.

ساعت 8:30 دقیقه صبح جمعه 12 اسفند، هادی حسینی به من تلفن زد و گفت:"در حال رفتن به حوزه رای گیری هستم،خواستم قبل از رای دادن از پشتیبانی و عملکرد مثبت مازندنومه قدردانی کنم."

گفتم:سپاسگزاری لازم نیست، از همین الان شما را نماینده اول منطقه می دانم،پیشاپیش تبریک می گویم،فقط از شنبه به بعد به تلفن خبرنگاران ما پاسخ دهید و نروید پی کارتان تا 4 سال دیگر!

*نوشهر و چالوس

همواره ایدئولوژی و نگرش و کارکرد و رفتارهای نماینده،در اقبال یا عدم اقبال دوباره مردم نسبت به او نقش تعیین کننده ای داشته است.

از سوی دیگر باید گفت فرهنگ سیاسی ما ترکیبی است از فرصت طلبی،انفعال،اعتراض پنهان و ترس.

در حوزه انتخابیه نوشهر و چالوس، همین فاکتورها به اضافه بدبینی سیاسی،بی اعتمادی شخصی و احساس سوء استفاده آشکار از افراد باعث شد بعد از 8 سال چهره تازه ای روانه بهارستان شود.

ایرانیان به لحاظ فرهنگ سیاسی اصولا" بدبین هستند.بی اعتمادی سیاسی و بدبینی عمومی از عملکرد انوشیروان محسنی ، برگ برنده قاسم احمدی در انتخابات روز جمعه 12 اسفندماه بود.

در پرونده کاری قاسم احمدی و سوابق اجرایی او عناوینی چون:مسئول واحد آموزش راهنمایی اداره آموزش و پرورش شهرستان نوشهر، 1374-بنیانگذار و دبیر کانون نخبگان دانش آموز، 1375-عضو و سخنگوی شورای اسلامی شهر نوشهر، دوره اول-نایب رییس و سخنگوی شورای اسلامی شهر نوشهر، دوره دوم-رئیس کمیسیون اجتماعی و فرهنگی شورای اسلامی استان مازندران، 82-1381-فرماندار شهرستان چالوس، 85-1382-معاون آموزشی موسسه غیرانتفاعی کمال الملک، 88-7138-معاون دانشجویی و امور فرهنگی موسسه غیرانتفاعی کمال الملک، 1388 تا کنون-عضو مجمع عمومی و شورای مشارکت های مردمی جمعیت هلال احمر استان مازندران، 1387 تا کنون-عضو شورای اجرایی جمعیت هلال احمر شهرستان های نوشهر و چالوس، 1387 تا کنون و مدرس دانشگاه های آزاد اسلامی واحد چالوس، مارلیک، کمال الملک و مرکز مدیریت دولتی غرب مازندران دیده می شود.


رای نوشهری ها و چالوسی ها سال هاست که در سبد اصلاح طلب ها قرار می گیرد.یادمان باشد که احمدی در دوره اصلاح طلبان، 4 سالی فرماندار چالوس بود.

*بابلسر و فریدون کنار

فکر توطئه در فرهنگ سیاسی ایران مبتنی بر علل تاریخی و روانی است.در مواجهه با نظریه توطئه دو نوع برخورد وجود دارد:برخورد علمی و برخورد بیمارگونه.

آن چه در انتخابات اخیر در حوزه انتخابیه بابلسر و فریدون کنار اتفاق افتاد بر اساس نظریه توطئه از نوع بیمارگونه آن بود.

مردم بابلسر بر اساس باور جزمی و تعبدی و برای این که این احساس به آن ها دست داده بود که اگر نانواکناری نماینده شود،بابلسر به حاشیه رانده می شود و پول و ثروت و توسعه به فریدون کنار می رود،به طور سلبی به مقداد نجف نژاد رای دادند.

رای سلبی مقداد که بر اساس یک توهم بزرگ صورت گرفت و البته هم سردار نانواکناری وا داد و هم اطرافیان او نتوانستند مشاوره های خوبی به او بدهند،از قبل قابل پیش بینی و مازندنومه هم طی یادداشتی به این موضوع اشاره کرده بود.در بخشی از یادداشت ما با عنوان"نصف مال من،نصف مال تو"آمده بود:

"...از اقبال بلند نجف نژاد، رقیب نظامی او چندان وزن انتخاباتی ندارد و حلقه مشاورانش نیز چندان کارآمد نیستند که به او بگویند بدل فن مقداد را اجرا کند!همین قضیه شانس برد مقداد را بیشتر کرده است.البته آراي مردم بابلسر به نجف نژاد از جنس نفی است،نه آرای اثباتی؛یعنی برای این که نانوا نباشد،ناگزیر به مقداد رای می دهند.آن ها چاره ای جز انتخاب نجف نژاد ندارند،چون هواداران نماینده کنونی-به ويژه اعضای شوراها- در شهر چو انداخته اند که اگر نانواکناری بیاید،امکانات و پروژه ها تماما"به فریدون کنار می رود و بابلسر از قطار توسعه عقب می افتد.

حال با توجه به این که میزان رای دهندگان حوزه بابلسر بیشتر است،اگر همه فریدون کناری ها به نانواکناری و همه بابلسری ها به نجف نژاد رای دهند،این مقداد است که بی شک دوباره ردای مجلس را خواهد پوشید و به بهارستان راه پیدا خواهد کرد.این را هم بگویم که بهنمیری ها هم خود را به مقداد نزدیک تر می دانند تا نانواکناری که شدیدا" روی منطقه اش تعصب دارد؛هر چند که مردم(حتی بابلسر) ته دل شان چندان دلخوشی از عملکرد نجف نژاد ندارند..."

صبح روز رای گیری دوستی از تخلفات انتخاباتی در بابلسر خبر داده بود و این که در حوزه ای شناسنامه ها را مهر نمی زنند تا افراد دوباره به مقداد رای بدهند.به او گفتم نانوا قبل از 12 اسفند شکست خورده و کار او تمام است و مقداد اگر کمی هوش سیاسی داشته باشد،جلوی این گونه تخلفات را می گیرد و بدون شائبه و انگ تخلف،بار دیگر به مجلس می رود.

ناگفته نماند که مقداد نجف نژاد تنها با اختلاف1183رای انتخاب شده است. جمع آرای ماخوذه در این حوزه انتخابیه 102233رای بود که نجف نژاد 48388 و نانواکناری 47205رای را کسب کردند و علیزاده دوغیکلایی هم تنها 3439رای را به دست آورد. با توجه به آمار اعلام شده از سوی فرمانداری بابلسر و تجربیات تلخ گذشته در این حوزه،اختلاف 1183 رای بین نفرات اول و دوم تامل برانگیز است.

مردم و گروه های سیاسی در این حوزه می دانند چه نمی خواهد اما نمی دانند که چه می خواهند!

*آمل

انتخاب گفتمان موثر که توان انگیزشی بالا در هر مقطعی را داشته باشد و انتخاب نامزدی مترادف با آن که بیشترین تجلی گفتمان انتخاباتی را داشته باشد،شاه کلید هر رقابتی است.

گفتمان قابل سرقت نیست.شرط توفیق هر جریان و فرد در انتخابات،تاکید بر گفتمان خود است.بازخوانی تجربه جریان ها و نامزدی های ناکام نشان می دهد که درآمدن از اندیشه و شعارهای خودی و پوشیدن لباس دیگری یکی از عوامل اصلی شکست در انتخابات است.

در حوزه آمل عزت الله یوسفیان با تاکید بر گفتمان خود و تکیه بر اقتدار سیاسی و نفوذ کلامش توانست بر دو نامزد دیگر-حاجی پور و تورنگ-پیروز شود.این دو نامزد شکست خورده هم در واقع لباس واقعی خود را نپوشیده بودند و بیشتر سوار بر موج و اتفاقات دو سال اخیر کشور مواضعی نامتجانس اتخاذ می کردند.

پیروزی گفتمان یوسفیان از پیش نیز قابل پیش بینی بود و حاجی پور و تورنگ چیز تازه ای برای عرضه به آملی ها نداشتند.حاجی پور با تکیه بر پول و نیز برخی حمایت های بزرگان منطقه، و تورنگ با حمایت برخی جریان های تندروی رسانه ای نوظهور-که دیر می آیند و زود هم می روند و اغلب در فضای مجازی فعالند-فاقد گفتمان خاصی بودند.

حاجی پور در مصاحبه خود با مازندنومه در نخستین روز شروع رسمی تبلیغات ، به سئوال های چالشی ما پاسخ نداد و در آن گفت و گو،هنری از خود بروز نداد و چیز تازه ای نگفت و ما دانستیم او را قبای نمایندگی شایسته نیست.

از سویی رسانه های محلی آمل هم با بزرگ نمایی و لانسه کردن عملکرد نداشته رقبای یوسفیان به ويژه تورنگ،انتشار توهم برد و نیز تخریب گسترده یوسفیان در یک سال گذشته ،جوانی و خامی به خرج دادند و ناخواسته سبد آرای یوسفیان را سنگین تر کردند.

در هفته آخر مانده به انتخابات ، فاصله نماینده کنونی مردم آمل از دو رقیب خود بیشتر شد و یکی از دوستان ما چهار روز مانده به روز رای گیری در تماسی تلفنی گفت:"فضا به نفع یوسفیان شده است و از همین الان برد او را پیش بینی می کنم."

*ساری

اتفاق عجیب این دوره از انتخابات در ساری روی داد، آن جا که چهره ای جوان و نه چندان باتجربه پیشروي انتخابات شد.

محمد دامادی پدیده انتخابات اخیر مجلس مازندران بود که روی دو نکته همواره تاکید داشت:عملکرد پدر مرحومش و جوانگرایی و استفاده از انرژی جوانان.

علاوه بر این دو عامل،او با نفی و نقد گفتمان های گذشته و همگرایی با گفتمان مسلط جامعه ، مزیت نسبی به دست آورد و البته پاداش هم گرفت.او اکنون جوان ترین نماینده مازندرانی ها در مجلس نهم شده است.

البته نمی توان نقش شبکه های اجتماعی از جمله روحانیت و روحانیان شاخصی چون آیت الله نظری و نیز دانشجویان و تشکل های دانشجویی و جوانان را در پیروزی دامادی نادیده انگاشت.جوانان رای اولی و محصل و دانشجو، آوانگارد و پیشتاز در معرفی دامادی شده بودند.

حال باید گفت:به لحاظ ارایش سیاسی نتیجه انتخابات در ساری دوقطبی شده است:ترکیبی از تجربه و جوانی.

انگیزه بالای دامادی و انتخاب شعارهای جوان پسند و امروزی و کار تبلیغاتی مناسب که در پرتره ها و عکس های او جلوه گر شده بود،برای او مقبولیت عامه ایجاد کرده بود.

از آن طرف سیدرمضان شجاعی به رغم خط تخریب های صورت گرفته از سوی برخی هواداران رادیکال و خشک مغز یکی از کاندیداهای ناکام این دوره،با صرف هزینه و کار طاقت فرسای تبلیغاتی در روزهای پایانی،توانست دوباره ردای نمایندگی بپوشد و با حفظ مقام دوم دوره گذشته خود، به مجلس برود.یادمان نرود که شجاعی تنها در فهرست جبهه ایستادگی قرار داشت و مغضوب بزرگان جبهه متحد استان بود.

ناکام بزرگ این حوزه علی اصغر یوسف نژاد است که در تمام نظرسنجی ها پابه پای شجاعی آمد ،اما در روز پایانی میدان رقابت را به دامادی و شجاعی واگذار کرد و جا ماند.

جاماندن یوسف نژاد نشان داد که تجربه انتخاباتی شهروندان عادی متفاوت از تجربه انتخاباتی نخبگان و گروه های سیاسی است و هنوز در کشور گفتمان نخبگان به گفتمان شهروندان عادی نزدیک نشده است.

*بابل

در بابل با حذف کریمی فیروزجایی-که البته شانس چندانی برای برنده شدن نداشت،کفه به نفع ناصری،نیاز و معلم سنگین شد.

زعمای قوم و روحانیت منطقه تمایل داشتند هم لباس آن ها- علی اکبرناصری- حتما یکی از نمایندگان بابلی ها باشد و این چنین نیز شد.او اکنون تنها نماینده روحانی مازندرانی ها در مجلس نهم است.

ناصری که به واسطه همشهری اش -حسن قشقاوی- و برخی دوستان دیگرش،سفیر ایران در واتیکان شد،سابقه یک دوره دیگر نمایندگی را در رزومه دارد.

منتقدان ناصری می گویند در مجلس هفتم او چندان نماینده معروف و شناخته شده‌ای نبود و بنا بر قولی گاه و بیگاه در تذکرات آیین نامه‌ای مجلس فقط در مورد نماز اول وقت صحبت می‌کرد و حرف دیگری نداشت.

حسین نیازآذری اما تجربه کار اجرایی دارد و حتی در دولت هاشمی رفسنجانی هم سمت دولتی داشت.سوابق مدیریتی و اجرایی حسین نیازآذری به این شرح است: عضو شورای مرکزی و مدير داخلی جهاد سازندگي شهرستان بابل،معاون فرماندار و بخشدار مرکزی شهرستان بابلسر،فرماندار شهرستان بابل،معاون آب و فاضلاب روستایی استان مازندران،مدير عامل آب و فاضلاب شرق استان تهران،مدير عامل آب و فاضلاب منطقه 6 تهران(شهر ری)،معاون هماهنگی امور شرکتها و پشتيباني آب و فاضلاب استان تهران،مدير عامل آب و فاضلاب تهران بزرگ و قائم مقام آب و فاضلاب استان تهران.

او یکی از مستقل ترین نامزدهای استان است که با پشتوانه تیم خوب و مشاوران رسانه ای و نیز تخصص و اخلاق انتخاباتی توانست بقیه رقیبان را جا بگذارد.

هنر نیازآذری زمانی معلوم می شود که نماینده رد صلاحیت شده این حوزه تمام تلاش خود را معطوف به رای آوردن کاندیدای سوم-معلم-کرد و بزرگان و روحانیان برجسته و برخی نهادها نیز آشکار و پنهان از ناصری حمایت می کردند.

حتی یک رای نیازآذری هم سلبی نیست و همه را تک تک با تلاش خود و تیم اش به دست آورده است.او برنده اخلاق انتخابات بابل نیز محسوب می شود که تنها به اثبات توانایی های خود پرداخت و هرگز به رقبا وصله ای نچسباند.

ابتکار خوب دیگر او تهیه بیانیه ای مشترک با ناصری است(در شرف انتشار) تا مشترکا"از حضور مردم بابل و اعتماد به آن ها قدردانی کنند.این حرکت جرقه صلح و دوستی و همگرایی دو نماینده جدید است تا در کنار هم به توسعه بابل و حومه بیندیشند.

*تنکابن و رامسر

انتخابات مجلس در این حوزه به دور دوم کشیده شده است و نمی توان ارزیابی خاصی از آن داشت.نکته جالب توجه اقبال مردم به نامزدی است که 24 ساعت قبل از رای گیری تایید صلاحیت شد(شمس) و گفته شده او نماینده رحیم مشایی است و روز انتخابات مشایی با چرخبال به دیدار او آمده است.

نفر بعدی شریعت نژاد است که در فهرست اصلاح طلبان معتدل و جبهه ایستادگی قرار داشت.

*فهرست نمایندگان منتخب بر اساس حمایت گروه ها

-جبهه ایستادگی:احمد مقیمی(بهشهر)،سیدرمضان شجاعی(ساری)،حسین نیازآذری(بابل)،حجت الاسلام ناصری(بابل)،قاسم احمدی(نوشهر وچالوس)،شمس الله شریعت نژاد(رامسر و تنکابن)

-جبهه متحد اصولگرایان:احمد مقیمی(بهشهر)،محمد دامادی(ساری)،حجت الاسلام ناصری(بابل)،مقداد نجف نژاد(بابلسر و فریدونکنار)،عبدالوحیدفیاضی(نور و محمودآباد)

-جبهه پایداری:حجت الاسلام علی اکبر ناصری(بابل)

-اصلاح طلبان معتدل:قاسم احمدی(نوشهر و چالوس)،شمس الله شریعت نژاد(رامسر و تنکابن)

توضیح:این تشکل تنها سه نفر را در مازندران معرفی کرده بود که یک نفر رای آورد و نفر بعدی به مرحله دوم راه یافت.

-مردم سالاری:عزت الله یوسفیان(آمل)،هادی حسینی(قائم شهر وسوادکوه و جویبار)،

-صدای ملت:-

توضیح:تشکل صدای ملت تنها یک کاندیدا در استان مازندران در حوزه ساری داشت(یوسف نژاد) که نتوانست به مجلس راه یابد.

*نتیجه

از نظر آماری جبهه ایستادگی با 5 نماینده قطعی و یک نامزد دور دومی بیشترین اقبال مردمی را داشت و سپس جبهه متحد اصولگرایان با 5 نماینده قطعی،حزب مردمسالاری با دو نماینده قطعی،اصلاح طلبان معتدل با یک نماینده قطعی و یک دور دومی در رده بعد قرار گرفتند.

همان طور که پیش بینی می شد جبهه پایداری در مازندران ناکام ماند و تومارش با شکست سنگینی پیچیده شد.این تشکیلات با یک نماینده قطعی و تشکل صدای ملت بدون نماینده پایین ترین موقعیت را در انتخابات اخیر استان کسب کردند.