جمعه 14 تير 1392-18:8

آن ها که شنبه آمدند

برای آنانی که با گستاخی تمام برای "ماندن" خیز برداشته اند/مگر همین مدیران دولت احمدی نژاد فراموش کرده اندکه در دولت او به نام و نان و شهرتی دست یافته اند؟ حال چه شده است این دولت هنوز نرفته از او تبری می جویند،درحالی که هنوز ردای مدیریت آن دولت فخیمه را بر تن دارند!


مازندنومه،سیاوش اسلامی سوادکوهی:پرسشی بزرگ دراین مقطع از زمان برای فعالان سیاسی، خودنمائی می کند؛ اینکه زمانی که پروژه ی " ته خسته تن بلاره" وقتی به شکست کشیده می شود،چرا مدیران سیاسی و اجتماعی این پروژه که در گذشته از هیچ قواعد و منطق سیاسی پیروی نمی کردند،امروزه پا پیش گذاشته اند و لباس عقلانیت به تن کرده اند و از گذشته تبری می جویند؟

آیا اینها متصورندکه هیچ باختی درانتظارشان نیست؟همین ها که در دولت نهم و دهم در هسته ی داغ قدرت سیاسی برای دست یافتن به حداقل پست های مدیریتی،چهره آرائی کرده بودند و بادستانی از انگشترهای عقیق گران قیمت و لباس "احمدی نژادی"برتن حاضرشده  بودند،ازهمه قواعد سیاسی و عرف های شناخته شده میدان رقابت را قربانی کنند و حتی حاضرشدند با میدان دادن به بی کفایت ها و بی لیاقت ها،حذف شایستگان و با کفایت ها را در دستور کاری خویش قرار دهند،چرا امروز با رنگ عوض کردن می خواهند در صف "دولت تدبیر و امید"جا داشته باشند؟

آیا آنها مردم و نخبگان سیاسی اش را فاقدحافظه تاریخی می دانند؟مگر همین مدیران دولت احمدی نژاد فراموش کرده اندکه در دولت او به نام و نان و شهرتی دست یافته اند؟ حال چه شده است این دولت هنوز نرفته از او تبری می جویند،درحالی که هنوز ردای مدیریت آن دولت فخیمه را بر تن دارند!

البته از اویی که فهم سیاسی و اجتماعی اش تا این اندازه نزول داشت، انتظاری بیش ازاین نباید داشت ،زیرا همیشه در ادوار تاریخی هرگاه انسان های کوچک را برای کارهای بزرگ گمارده بودند،همین گونه اتفاقات می افتاد.

همیشه این تیپ افراد با لاف توانمندی وارد مصادر شده اند و جامعه رابه قهقرا برده و کاری ازدست نخبگان وشایستگان و کاربلدان به حاشیه رانده شده برنیامده است!

 البته این جماعت در کارهائی استاد و خبره هستند؛آنها خوب درمی یابند که شکل دهنده های توانمندجامعه و نیز شایستگان که دل در گرو آینده کشور و مردمش دارند،چگونه توان و فربگی شان را بتوانند تضعیف کنند.آن ها ید طولائی در این خصوص دارند!

آن ها در گذشته زندگی شان ثابت کرده اند در به طغیان کشاندن جان های جوانان شایسته و تحصیل کردگان توانمندی که دل درگرو جامعه شان داشته اند،مهارت دارند. می توان شهادت داد که از دست این تیپ آدم ها فقط این "کارها" برمی آید.

این مدیران انقلابی نما و متدینین بدلی، سبب ساز قطب های متضادی بین نیروهای وفاداربه انقلاب و اسلام و راه امام(ره) و شهدای کشور شده اند که همه ی باورمندان به وحدت و همدلی و مفاهیم مقدس را دچار انسداد و پریشان حالی و انزوا کرده اند.

حال با نگاهی به اعمال و افعال این افراد مدعی در سال های اخیر،درمی یابیم آنها متوهمانه و به دور از واقعیت های زندگی، آن چنان عرصه را برای زندگی مردم سخت نموده اند که کمتر ایرانی بتواند از پس این ویرانی که بر زندگیش سایه انداخته، قامت خمیده شده اش را بلند کند.

تازه این بخشی از هزینه ی ماندن برخی ازمدیران دولت های نهم و دهم بر پست های مدیریتی و زندگی آبادی که برای خویش تدارک دیده اند،بوده است!

حال باتاسف همین ها باز با گستاخی تمام برای " ماندن" خیز برداشته اند و نمی گویند باچه روئی!

این مجاهدان خسته تن" شنبه" در کنار مبارزان پیروز"جمعه " قرار می گیرند؟ آیابهتر نیست دوستان مغرور دیروز و بیدارشدگان از شکست اصولگرائی،به این "مجاهدان شنبه" بگویند "شمه خسته تن بلاره"بروید،استراحت کنید و خستگی ازتن به در کنید تا بلکه بر این باور باشند تاصبح دولت شما بدمد.

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام / برحلق و بر دهان شما نیز بگذرد.