يکشنبه 3 شهريور 1392-7:30

وصول گرایی و فصول گرایی

 آن چه امروز در غیبت احزاب ریشه دار ، موجب نگرانی است، ظهور پر ادعای فرصت طلبانی است که به بهانه فراجناحی بودن دولت تدبیر و امید، برای حضور در مناصب بالای قدرت به هر شیوه ای توسل می جویند.

 


مازندنومه،یادداشت مهمان،جعفر رحمان زاده:رییس جمهوری محترم در مراسم معارفه وزیر کشور نکاتی را متذکر شدند که علاوه بر اینکه متضمن برخی از مسایل اساسی بود،در سطوح نخبگان و تحلیل گران و منتقدان سیاسی هم بازتاب متفاوت داشت.

گفتن ندارد، فقدان حضور فعال و نقش آفرینی احزاب در سپهر سیاست ایران هم معلول کم تحرکی و بی تجربگی فعالان مدنی در تاسیس و شکل دادن احزاب قوی و کارآمد و هم کم اعتنایی نظام سیاسی به ضرورت حضور و فعالیت آنان بوده است.

برآیند این رفتار وضعیتی است که امروز دومین مقام رسمی کشور آن را در سطح مغازه ای تقلیل یافته می داند که صرفا در ایام انتخابات کرکره اش بالا و پایین کشیده و یا چراغش روشن و خاموش می شود.

 البته، به باور راقم این سطور، بر خلاف برخی از داوری ها و سوء برداشت ها، سخنان جناب آقای دکتر روحانی هیچ گونه تعرضی را به "احزاب" در بر نداشت،بلکه اعلام تاسف موکد ایشان حاکی از نگرش مثبت دکتر روحانی به اصل "تحزب" بود.

 در نظام سیاسی ایران به تصریح اصل ششم قانون اساسی، اداره امور نظام به اتکای آرا عمومی است و انتخابات تنها معبر و مجرای شکل گیری ساختار، ارکان حکومت و "قدرت مستقر" است.

حضور افراد یا جریانات سیاسی در صحنه انتخابات و عرضه دیدگاه ها و برنامه های خود برای جلب نظر و رای شهروندان، برای تصاحب قدرت سیاسی است و این نه تنها امری مذموم نیست، از بدیهی ترین ویژگی و خروجی آن محسوب می شود.

 متاسفانه به دلیل هزینه های بالای فعالیت سیاسی، شهروندان و کثیری از نخبگان به بهانه ناکارآمدی احزاب و یا کارکرد منفی و حتی خیانت تاریخی قلیلی از آنان، وجود احزاب را در جامعه سیاسی ایران مفید و موثر ندانسته و ارزیابی مثبتی از آنان ندارند، به گونه ای که نبود وابستگی به احزاب،گوئی یک امتیاز و وارستگی در فعالیت های سیاسی به حساب می آید.

 اصلاح وضع موجود، مستلزم مدارا و سعه صدر حاکمیت و تمهید زمینه و فراهم آوردن بستر برای شکل گیری احزاب با سازوکارهای علمی است که انتظار می رود در این مقطع که به نوعی اجماع نظری میان نخبگان پدید آمده است شاهد فعالیت آسان و روان احزاب مستقل، کارآمد و برنامه محور باشیم و پیش درآمدی باشد تا در آینده رقابت های سیاسی و انتخاباتی با حضور احزاب رسمی ، شناسنامه دار و فراگیر صورت بندی شود.

 اما موضوع این نگارش، پرداختن به ضرورت احزاب و بیان دلایل تاریخی پا نگرفتن آن نیست بلکه آن چه امروز در غیبت احزاب ریشه دار ، موجب نگرانی است، ظهور پر ادعای فرصت طلبانی است که به بهانه فراجناحی بودن دولت "تدبیر و امید"، برای حضور در مناصب بالای قدرت به هر شیوه ای توسل می جویند.

 در چنین فضائی همواره خطر اشخاص منفعت طلب، باندها و قبیله ها، ساحت سیاست و ساخت قدرت را تهدید می کند و راه را برای نفوذ نیروهای "فصلی" باز خواهد کرد.

 ریاست محترم جمهور به درستی اشاره نمودند:" نه " اصول گرایی" بلکه " وصول گرایی" مهم است، ما آرمان هایی در این نظام داریم که دستیابی به این آرمان و وصول به این آرمان مهم است."

 اما آنچه ضروری می نماید، اهتمام به "وصول گرایی" نباید ما را از آفت و خطر "فصول گرایی" غافل گرداند. زیرا ظهور فرصت طلبان، منفعت گرایان و متلون های سیاسی که به اقتضای منافع شخصی یا باندی مردانی برای همه "فصول" هستند تهدید جدی برای سلامت، شفافیت، ارتقا و کارآمدی هر نظام و دولت است.

 متاسفانه برخی از نزاع های بی حاصل و و اکاوی پاره ای از امور غیر ضرور در میان نیروهای اصیل و انقلابی دو جناح اصلی، راه برای رخنه و نفوذ "فصول گراها" هموار خواهد شد؛خطری که سالها پیش معمار کبیر انقلاب و استاد شهید مطهری ما را از آن آگاه ساخته و بر آن هشدار تامل برانگیز دادند.

حساسیت و توجه به این مقوله بطور قطع مقوم حفظ امید و نشاطی است که بعد از انتخابات 24 خرداد در میان اقشار مختلف جامعه پدیدار و کم اهمیتی به ان موجب یاس و انفعال خوهد شد.