سه شنبه 20 خرداد 1393-9:26

چرا تغییر کاربری؟!

کشاورزی به زور نمی شود

همانگونه که گردش سرمایه و دارایی های افراد در سایر بخش های اقتصادی جهت کسب سود مشروع و درآمد بیشتر آزاد است وهمه می توانند سرمایه های خود را تبدیل به احسن کنند. چرا سرمایه و دارائی کشاورزان آزاد نباشد؟


مازندنومه؛ سرویس اقتصادی، بهمن صادقی لاریمی: این روزها تحلیل ها وگفتگوهای زیادی مبنی براینکه زمین های کشاورزی مازندران یا شمال کشور در حال تغییر کاربری هستند در جریان است، متاسفانه برخی از این تحلیل ها احساسی و بدون ریشه یابی اساسی ارائه می شود و به تبع آن تصمیمات آمرانه وبرخورد فیزیکی صورت می گیرد.

این افراد چند دسته اند: عده ای از روی دلسوزی قلم می زنند که جای قدردانی و تشکر دارد، عده ای هم نفس شان از جای گرمی بالا می آید و بدون کوچکترین شناخت عملی از زندگی و مشکلات کشاورزان برای خودشان دل می سوزانند و عده ای بر اساس وظایف سازمانی و اداری مخالف تغییر کاربری هستند.

امروزه نشان دادن داغ و درفش و تهدید که اصولا از طریق دستگاه های متولی مثل وزارت راه و شهرسازی(شورای عالی شهرسازی و معماری)، وزارت جهاد کشاورزی و....صورت می گیرد روش منسوخ شده ای است، زیرا در بیخ گوش همین پایتخت نشینان ومستقر در مراکز تصمیم گیری با وجود همه ابزارهای کنترلی، شهر تهران تبدیل به جنگل آهن شده که تقریبا اکثر باغات شمیرانات، کن ، لواسانات و...ساخت و ساز شده و اراده ای مبنی برتوقف این روند وجود ندارد.

دیگر کلان شهرهای کشور از جمله اصفهان، شیراز، مشهد و...با اینکه تحت مدیریت واحد شهری اداره می شوند، سرنوشت مشابه تهران دارند.

ساخت وسازها در مرغوب ترین زمین های کشاورزی درجریان است. وصل شدن اصفهان به ملک شهر، خانه اصفهان، خمینی شهر و.... یا در شیراز تصرف باغ ها و زمین های کشاورزی اطراف از جمله قصرالدشت و... همه بیانگر این است که مقررات و ضوابط را با تبصره های خود ساخته -وقتی که پای سودهای کلان اقتصادی درمیان باشد- دور می زنند .

اگرکشاورزی سودآور باشد، خودکشاورزان از زمین های شان همچون فرزندان شان مراقبت خواهند کرد وحتی شده پشت بام هایشان را هم کشت خواهند کرد، همانگونه که نیاکان ما طی قرنها آنها را حفظ کرده و تحویل مان دادند.

چرا پایتخت نشینان نمی خواهند بپذیرند که بخش کشاورزی نسبت به دیگر بخش های اقتصادی از جمله مشاغل خدماتی، دلالی، واسطه گری، صنعتی و...عقب افتاده و در این دنیای وانفسا که کسی به کسی نیست، کشاورز توان رقابت با سایر بخشها را ندارد؟

چرا آنهایی که فریاد وامصیبتا سر می دهند به فکر مردمانی که سالیان سال در این مزارع کار می کنند و هر روزبیشتر از روز قبل شرمنده زن و فرزندان خود می شوند، نیستند؟

چرا به جای اینکه به فکر این انسانهای شریف و نجیب باشند بیشتر نگران زمین های شان هستند؟

امروز به دلیل افزایش قیمت نهاده های کشاورزی، خرد شدن زمینها به دلیل وراثت، عدم یکپارچه سازی اراضی، واردات بی رویه محصولات کشاورزی، تعرفه های غیر اصولی و...فعالیت در این بخش را غیر اقتصادی شده است.

تعدادی از کشاورزان به دلیل عدم صرفه اقتصادی، محصولات خود را جمع آوری نمی کنند. تصویرهایی که در همین رسانه های محلی درخصوص قطع درختان چندین ساله هلو و مرکبات منتشر شده را از یاد نبردیم .

هیچکس این حق را ندارد به بهانه اینکه کشاورزی و کالاهای کشاورزی استراتژیک هستند، عده ای از کشاورزان را محکوم کنند که بسوزند وبسازند. همانگونه که گردش سرمایه و دارایی های افراد در سایر بخش های اقتصادی جهت کسب سود مشروع و درآمد بیشتر آزاد است وهمه می توانند سرمایه های خود را تبدیل به احسن کنند. چرا سرمایه و دارائی کشاورزان آزاد نباشد؟ بهتر است حقوقدانان در این مورد اظهار نظر کنند.

اگر کشاورزی بخش استراتژیک است، راهکار استرتژیک شما برای نجات این بخش چیست؟ شما می توانید با زور وتهدید مانع ساخت وساز شوید، ولی نمی توانید به زور مردم را وادارید که کشاورزی کنند و یا به زور از آنها بخواهید از بذر و کود مناسب استفاده نمایند یا به موقع آنها را آبیاری کنند. مطمئن باشید درآن حالت بسیاری از این مزارع نیمه کاره رهاشده وعدم رسیدگی اصولی به این باغات و مزارع، آثار مخرب آن ازجمله تجمع آفات کشاورزی در آن مناطق نیمه رها شده تهدیدی به مراتب بیشتر از تغییر کاربری است.

عدای معتقدند چون ایران محدودیت آبی دارد و تولیدات کشاورزی با محدودیت همراه است، زمین های کشاورزی شمال باید حفظ شود! این عزیزان یادشان رفته در نیم قرن اخیرهمین استان های به اصطلاح خشک و کم آب به عنوان قطب توسعه انتخاب شدند و مرکز بزرگترین سرمایه گذاریهای زیربنایی، صنعتی، خدماتی و...بوده اند و هستند.

بیشترین سرمایه گذاریهای ملی در همین استان ها شکل گرفته و استان های شمالی کشور به بهانه تولید کشاورزی از قافله عقب افتادند و امروز جزء استانهای درجه دو و سه محسوب می شوند.

چرا استان های به ظاهر خشک و کم آب اما نسبتا توسعه یافته برای کشاورزان مازندران دل نمی سوزانند؟ کشاورزانی که با یک عمر زحمت وتلاش هیچ توشه ای برای آینده خود ندارند و... این عزیزان چرا دراین زمینه ها قلم فرسایی نمی کنند؟

اکثر افرادی که فریادهای احساسی سر می دهند ساکن شهرها بوده و شغل اصلی شان وامرارمعاش آنها از راه کشاورزی تامین نمی شود. این افراد پشت گود نشستند می گویند لنگش کن

البته عده ای هم حق دارند که مخالف تغییر کاربری زمینهای کشاورزی باشند زیرا از این بخش و از دستاوردهای کشاورزان نجیب، سودهای کلانی به جیب می زنند؛ همان هایی که محصولات کشاورزی را به قیمت بسیار ارزان از کشاورزان خریداری نموده و همین محصولات را در میادین میوه و تره بار و خرده فروشی های سطح شهر، چند برابرقیمت خریداری شده می فروشند.

متاسفانه کشور ما عکس کشورهای توسعه یافته حرکت می کند؛ به جای اینکه نهاده های کشاورزی با کیفیت و ارزان قیمت به دست کشاورزان برسد و از طرفی کالاهای تولیدی آنها را به قیمت عادلانه تر خریداری کنند، برعکس هم نهاده های بی کیفیت را بسیار گران می فروشند هم محصولات را ارزان از کشاورزان خریداری می کنند! حال شما قضاوت کنید آیا می توان با این شرایط مانع تغییرکاربری زمین های کشاورزی شد؟

توسعه یک فرایند یا یک حرکت همه جانبه است. باید همه چرخ ها باهم بچرخند، نه اینکه تعدادی از این چرخها را قفل، و تعدادی به حرکت خود ادامه دهند.

با یک مثال ساده می توان نابرابری درتحرک سرمایه و دارایی را درجاهای مختلف نشان داد. مثلا فردی که دریک شهر، زمینی به قیمت یک میلیارد تومان دارد می تواند در اسرع وقت با پرداخت حق و حقوق قانونی، آنها را تبدیل به احسن کند و در مدت یک سال تا 60 درصد ارزش دارائی هایش را افزایش دهد وکسی هم با او کاری ندارد، ولی اگر همین فرد روستایی باشد و زمین هایش کشاورزی و با همان قیمت، فرد روستایی هیچگونه قدرت مانوری در تبدیل احسن کردن سرمایه خود ندارد و محکوم است تا اخر عمر روی همان زمین کار کند یا آن را بفروشد.

اگر خواست درهمان زمین کار کند چه بسا اگر زحمت های یکساله خود و خانواده رابه حساب نیاوریم درآمد ماهیانه اش به دو میلیون تومان درهمان زمینی که یک میلیارد می ارزد نخواهد رسید.

حال مقایسه کنید زندگی ودرآمد ماهیانه دو فرد را که در دو جای متفاوت به دنیا آمدند؟ آیا صرف محل تولد یا شغل افراد می تواند دلیلی بر تبعیض باشد؟

جایگاه حقوقی واخلاقی این قانون و مقررات کجاست ؟ آیا این قوانین سفت و سخت باید برای کشاورزان اعمال شود؟ دیواری کوتاه تر از آنها پیدا نشده ؟ و...

البته باید فرق باشد بین زمین هایی که ملی است و متعلق به همه مردم، مثل مناطق جنگلی و مراتع که به صورت مشروط و برای کاربری خاصی به افراد واگذار می شود که همه مکلفند تابع قانون باشند و همانگونه که از آنها خواسته شده عمل نمایند.هر چند درهمان زمین های ملی که برای کاربری خاصی اختصاص داده شده اند خلاف های بی شماری صورت گرفته و تبدیل به ویلا شده اند؛ لذا این زمین ها فرق دارد با زمین هایی که طی صدها سال نسل اندر نسل به کشاورز رسیده و دارایی خصوصی و شخصی آنها محسوب می شود.

جا دارد قانون و مقررات شفاف و متفاوت باشد و تصمیمات به دور از احساس گرفته شود. تصمیمات در پشت درهای بسته و بدون نظرخواهی از کشاورزان و به دور از شناخت عملی از زندگی کشاورزان و تحولات اقتصادی که در زیر پوست جامعه در جریان است ، تصمیمات یکطرفه ایست که هیچ گونه ضمانت اجرایی نخواهد داشت.

بنده خود یکی از مخالفان تغییر کاربری هستم و اعتقاد دارم تحلیل های احساسی وغیر کارشناسی وبه تبع آن برخورد فیزیکی و قهر آمیز چاره کار نیست. مهمترین و شاید تنها راه نجات زمینهای کشاورزی سودآور کردن این بخش است.