تعداد بازدید: 1940

توصیه به دیگران 1

شنبه 14 شهريور 1388-0:0

آقای دکتر!لطفا"بيشتر دقت کنيد

  یادداشتي از عمار فروزش(تهران) در نقد دو يادداشت دکتر سيف الرضا شهابي(بابل) در سايت مازندنومه


 چندی قبل مقاله ای را از جناب آقای دکتر سیف الرضا شهابی- تحلیل گر مسائل سیاسی- در سایت مازندنومه به بهانه 28 مرداد سالروز کودتای سیاه آمریکایی با عنوان" درباره دو کودتا:28 مرداد و کودتای مخملین "خواندم.

با خواندن مقاله قدری تامل کردم و خواستم نقدی را بر دیدگاه های آقای دکتر بنگارم اما فرصت این مساله دست نداد.

  بعد از یک هفته به مقاله دیگر از آقای دکتر تحت عنوان " آن اعتراف و این اعتراف" برخوردم که تلنگری بر من شد تا به تحلیل و بررسی دو مقاله ایشان بپردازم.

 ابتدا لازم است مطالبی را چند یاد آور شوم.

واژگان کودتا به معنای ضربه ناگهانی و اصطلاحا در علوم سیاسی به معنای ضربه ناگهانی به دولت از راه های غیر قانونی و تغییر دولت است.

 کودتا به عنوان یک واژه تازه در ادبیات سیاسی مطرح نیست بلکه این مسئله دارای سابقه دیرین است. اما آنچه در ادبیات سیاسی کلاسیک آن را امروزه مهم جلوه داده است نقش مردم برای ایجاد و ثبات حکومت است و کودتاچیان سعی کنند که این حکومت مردمی را ساقط و خود جایگزین آن شوند؛یعنی گروهی نظامی با همراهی برخی از سیاسیون به سرعت دست به کار شده و رهبر حکومت را ساقط و شخصی دیگر که اغلب از نظامیان است به جای او بر مسند قدرت قرار می گیرد.

 اما در ادبیات جدید در حوزه سیاسی بسیاری از واژگان دست خوش رفتاری در تعریف تاکتیکی شده یعنی هدف غایتا همان ، اما روش رسیدن کاملا دگرگون شده است و علت این امر را در دنیای امروز بسیاری از اندیشمندان در حوزه سیاسی و اجتماعی تاثیر گذاری شگرف رسانه ها بر روی ساختارها می دانند.

اگر دنیای امروز دهکده ای جهانی لقب می گیرد و ساموئل هانتینگتون نوید جنگ تمدن را می دهد همه و همه از قِبَل نقش پررنگ رسانه ها در دنیای امروزی حکایت می کند و آن چنان در منازعه بین قدرت ها مورد توجه قرار می گیرد که حتی وزارت جنگ آمریکا اقدام به تاسیس شبکه ای خبری ساعته24 فکس نیوز می نماید تا نهایتا بخشی از بدنه نظامی به امر رسانه برای تحقق اهداف منتقل می شود.

 در سال 1983 ریگان رییس جمهور وقت آمریکا دستور تاسیس بنیاد ملی دموکراتیک (NED) را برای تغییر در حکومت شوروی صادر کرد و این بنیاد به تدریج و زیرکانه با سازماندهی سازمان ها غیر دولتی و یارگیری در حکومت شوروی و خوراک دهی به آنها از طرق تحمیل ایدئولوژیک و متمایل کردن تدریجی این افراد به غرب و تامین هزینه های آنان از راههای مختلف سعی در اجرای نرم اهداف خود کرد. این تلاشها تا فروپاشی شوری ادامه داشت.

پس از فروپاشی شوروی و موفقیت های نسبی این بنیاد مورد توجه بیشتر سران آمریکا قرار گرفت . با تقویت این بنیاد و استفاده از اساتید برجسته و نیز پنتاگون و سیا و ارتباط گسترده تر با آنها مدل های جدیدتر و پیچیده تری از تغییر حکومتهای مخالف دولت امریکا طرح ریزی و پیشنهاد شد. و مولفه های جدیدتری از رسانه از جمله مطبوعات و شبکه های ماهواره ای و رادیویی و نیز فضای سایبری به طور هماهنگ وارد این عرصه شدند و ایده اجرای کودتای نرم یا مخملین طرح ریزی شد.

 این شیوه از کودتا که تا اندازه ای توانست تفاوت تعریف بین کودتا و انقلاب را کمرنگ سازد و این تا به حدی بود که حتی به آن انقلاب های رنگین نیز لقب دادند .

 در واقع ویژگی های به کار رفته در این نوع کودتاهای پُست مدرن ، تحریک به نافرمانی مدنی و یک جنبش فراگیر از طریق گروههای مدنی و غیر دولتی بود و در چند سطح افراد این کودتا تعریف شد.

روش های این کودتا که پیشتر به عناصر خود از طریق رابطان و مبلغان در قالب موسسات جهانی بشردوستانه تعلیم داده می شود رمزها و کدهایی از مراحل این کودتا دریافت می شود و در مرحله اجرا با اعلام هر رمز کودتا وارد فاز بعدی خود می شود.

 فرماندهی به سرعت از طریق فناوری های نوین مانند تلفن همراه ، سایت ها و وبلاگ ها و شبکه های رادیویی و تلویزیونی ماهواره ای با افراد هدف ارتباط برقرار می کند.گروه های هدف در شکل دهی کودتا شامل اقلیتهای غرب گرا و برخی از مقامات دولتی و نطامی و امنیتی و نخبگان سیاسی هستند که به امید حضور در حکومت آینده وارد این جریان می شوند.

یکی از ویژگی های عمده این جریان توزیع گسترده پول از طریق نهادهای غیر دولتی (NGO) و استفاده و ساماندهی نوجوانان و جوانانی است به صرف هیجان انگیز بودن وارد این جریان می شوند و به عنوان پیاده نظام نافرمانی مدنی برای تحقق خواسته ها سران خود وارد این عرصه می شوند .

 کودتای نرم سعی می کند که نیروهایش را از درون حاکمیت و از بین نخبگان سیاسی انتخاب کند و از طریق بسیج نیروهای اپوزیسیون و نیز خاکستری درون جامعه با استفاده از بمباران بی امان خبری به گونه ای که حاکمیت فرصت و توان پاسخگویی به شبهات و ادعاههای داده شده را نداشته باشد صورت می گیرد.

 اگر نگاهی به کتاب انقلاب های رنگین « جاناتان موات» بیندازیم می بینیم که او حتی پا را فراتر گذاشته و این روش تغییر را تروریزم روانی قلمداد می نماید که بیانگر نقش و قدرت عظیم رسانه برای اجرای کودتا است و او این را فراتر از جنگ روانی می داند.

 شکل دهی لایه های زیر سطحی کودتا درازمدت ولی لایه آشکار برای فراخواندن نیروها با استفاده از جو سنگین و همه جانبه تبلیغاتی کوتاه مدت و سریع است.

 

حال با این مقدمه به تحلیل دو مقاله آقای دکتر می پردازم: آقای دکتر شهابی در مقاله خود تعریفی از کودتا را ارائه می دهدو سپس بیان می نمایند که" یا ما واژه کودتا را نمی دانیم و یا به قول مرحوم دکتر شریعتی هر واژه ای که واد این مملکت می شود معنای واقعی خود را از دست می دهد و معنای مجازی پیدا می کند "

 به استحضار آقای دکتر برسانم که لازم بود قبل از نتیجه گیری ايشان کتب و متدهای جدید در حوزه علوم سیاسی را مطالعه می کردند و به معلومات خود در حوزه کلاسیک سیاسی بسنده نمی کردند و مفروضات دیگری را وارد مقاله خود می نمودند و سپس نتیجه گیری می نمودند .

 اما در نتیجه گیری دوم شان بر اساس جمله ای از مرحوم دکتر شریعتی به استحضار برسانم که آنچه که در روش های کودتای مخملین اتفاق افتاد و پیشتر در برخی از کشورها مانند گرجستان و اوکراین و قرقیزستان به طور کامل به اجرا در آمد و ده ها مقاله علمی در این موضوع نگاشته شد می شود به راحتی آن را منطبق با برخی از مراحل این کودتا در کشور ما پس از انتخابات پرشکوه و با عظمت و عزت آفرین 22 خرداد و نشان دادن رتبه بالای دموکراسی در جهان دانست که حلاوت حضور حداکثری را به کام ملت ما تلخ کرد.

 اگر این واژه برای آقای دکتر غریب و نامفهوم جلوه می کند به عنوان یک برادر کوچک استدعا دارم که معلومات سیاسی خودشان را مانند معلومات شان در حوزه دارو و درمان بالا ببرند.

 ایشان در بخش دیگری از مقاله شان این طور بیان فرمودند که "...موضوع طرفداری از موسوی یا احمدی نژاد نیست..." و در بخش دیگری این طور بیان کردند که " یکی از آشنایان که در روزهای تبلیغاتی به دروغ طرفداری از مهندس موسوی را می کرد و با شناختی که از او دارم اصولا به جمهوری اسلامی اعتقادی ندارد " این سوال مطرح می شود که آقای دکتر از خود پرسیده است که علت همراهی او و امثال او با آقای موسوی چه بود؟

 چرا افرادی که در انتخابات گذشته بر طبل تحریم و عدم شرکت در انتخابات چه در عرصه تبلیغ و چه در دادن رای می کوبیدند به یکباره در ستاد آقای موسوی ظاهر شدند و تلاش می کردند؟

 او و مثال او در ستاد آقای موسوی چه چیزی را یافته بودند که با اعتقادات قبلی شان یعنی عدم پایبندی عقیدتی به جمهوری اسلامی همخوانی داشت؟

 آقای دکتر یک بار از خودشان پرسیده اند که چرا آقای موسوی حتی یک بار ولو با زبان تسبیه و کنایه مرز عقیدتی خود را با این دسته از افراد مشخص نکرد؟ و چه معنی می تواند داشته باشد که عده ای از بدنه نظام به بهانه انتقاد از دولت مرزهای عقیدتی خود را با دشمنان قسم خورده نظام و اپوزیسیون خارج نشین بردارند و در بلندگوهای آنان همصدا گردند؟

 آقای دکتر شهابی که از افتخارات خود را مبارزه با رژیم ستمشاهی و دارای سابقه دیرین در خدمتگذاری به نظام اسلامی می داند قیاس مع الفارق ایشان بین اعتراف مبارزان با رژیم ستمشاهی و اعتراف عوامل کودتای مخملین ما نگران برخی از دیدگاه های ایشان کرد که به طور مختصر به آن می پردازم.

آقای دکتر آنچه حیرت من را از بیان این دو قیاس شما افزون کرد و احتمالا از جانب شتابزدگی شما بر می آمد که پیران را جای تعقل و دور اندیشی است و نه شتابزدگی؛ این است که آقای دکتر به چه منطقی این نظام اسلامی را که ثمره مجاهدت امام راحل و خونهای پاک شهیدان و مجاهدان است با رژیم منحوس مزدور و خائن ستمشاهی مقایسه می نمایند ؟ و اصلا این دو را می شود با هم قیاس کرد ؟

 آقای دکترشهابي در بخش دیگری در مورد وقایع بعد از انتخابات این چنین آورده اند " فضا را با اتهام کودتا آلوده کردن آیا به سود منافع و مصالح کشور می باشد؟ "

ما هم با آقای دکتر هم عقیده هستیم که کارکردهای ستادهای انتخاباتی تنها و تنها تا برگزاری انتخابات خاتمه یافته و بعد از آن سازو کارهای قانونی در حوزه انتخابات تا اعلام نتایج نهای و تایید آن از طریق مراجع نظارتی ختم می شود.

اما پرسش ما اینجاست که نبود پایبندی به قانون و ایجاد فضایی ملتهب پس از انتخابات ،کشاندن طرفداران به خیابان ها برگزار تظاهراتهای غیر قانونی ، دستور نافرمانی مدنی ، حمله به نهادهای قانونی کشور از جمله به صدا و سیما ، پایگاههای بسیج و سپاه و شورای نگهبان قانون اساسی و ایجاد ادعاهایی بدون دلیل و اثبات و نهایتا پایین آوردن ضریب ایمنی نظام و کمک خواستن از دولت های غربی برای فشار به حاکمیت و... را می توان تنها و تنها یک اتهام برای کودتا دانست که با این شعارها آلوده شده است ؟

آیا مطرح کردن صرف به کودتا به سود منافع ملی است یا سرکشی و پیگیری خواسته ها از طریق غیرقانونی و جوانان و طرفداران را سپر انسانی اهداف خود کردن؟ آیا ایجاد یک فضای رسانه ای شدید و همراهی با برخی از دولتهای معاند با نظام و مصاحبه ها با شبکه های خبری دولتی آنها در راستای منافع ملی است؟ آیا تخریب اموال عمومی و پافشاری بر راههای غیر قانونی و سوت و کف دشمنان ملت – که دستشان تا مفرق به خون پاک جوانان مملکت آلوده است - برای عده ای از نخبگان سیاسی در این مملکت چه معنا دارد؟

 بنده خدایی ماشینش را به سرقت برده اند و او از اینکه سوییچ ماشین در دست او بود خوشحال بود و می گفت: سوییچ دست من است و ماشین بدون سوئیچ ارزشی ندارد حتما ماشین را بر می گرداند و دلش به این خوش بود.

سفید کردن روی روزولت ، محمد رضا پهلوی ، سپهبد زاهدی ، شعبان بی مخ و روسپی های شهر نو این نیست که تنها اتهامی زبانی به ایجاد کودتا زده شود بلکه آنچه که ما در عمل دیدیم و می بینیم این است که روزولت ها امروز از آن طرف مرز کف و سوت می کشند ، پسر محمد رضا پهلوی نامه فدایت شوم و دست شما درد نکند می نویسد ، شعبان بی مخ ها این دوره در خیابانهای ما جولان می دادند و حتی مقدس ترین مکانها هم از عربده کشی آنها بی آسیب نماند که نمونه بارز آن آتش کشاندن مساجد و هتک حرمت به نماز جمعه بود.

آیا همه اینها را می توان ناخواسته و نادانسته دانست ؟ نکته بعدی در این مساله قرار دادن اعتراف کنندگان عوامل کودتای مخملین در زمره دسته اول دسته بندی مبارزان قبل از انقلاب است. سوال اینجاست که آقای دکتر بیان فرموده اند که" زندانیان قبل از انقلاب تحت بدترین و شدیدترین شکنجه و یا به علت حبس طولانی مدت حاضر به مصاحبه می شدند " سوآل من اینجاست که قسمت دوم ( زندان طولانی مدت)برای متهمین کودتای مخملین صدق نمی کند و اما در مورد شکنجه، آقای دکتر به کدام استدلال و با کدام مدرک و دلیل شکنجه را در مورد آنها تایید می کنند ؟

 کدام یک از زندانیان دوران شاه که لب به اعتراف می گشودند آنهایی بودند معاون دومین شحص مملکت و یا وزیر و نماینده مجلس و... بودند؟

 آیا اعتراف و توبه فرزندان انقلاب که نسبت به همین انقلابی که خود جزء حاکمیت آن محسوب می شدند نمی تواند عذرخواهی فرزندی به خاطر خطایی باشد که نادانسته و یا به عمد در حق پدر و مادر خود روا داشته است؟

می شود بسیاری از این دست سولات را از آقای دکتر پرسید و از این دست بسیار است. اگر کسی این دو مقاله را با هم بخواند متوجه پراکنده گویی و تضادهای زیادی خواهد شدکه به عنوان نمونه در مقاله اول (درباره دو کودتا) اصل کودتا را نفی و این فضا را یک فضای انتخابات ساده می داند ولی در مقاله دوم(ان اعتراف و این اعتراف) به عینه به مخالف بودن با حاکمیت عوامل کودتا صحه می گذارد و اعترافات آنها را نشانه تزلزل در عقیده می داند.

 و اما آقای دکتر در پایان جملاتی از حضرت امام که "حفظ نظام جمهوری اسلامی اهم واجبات است" را یادآور می شوم که در مواقع گوناگون تضعیف این نظام را گناه کبیره بیان فرمودند و هر کسی حتی نادانسته و ناخواسته در راه تضعیف نظام گام برداشته توبه کرده و به دامن ملت و این راه عظیم که ثمره مجاهدت امام راحل و خونهای پاک هزاران نفر از شهیدان در راه سرافرازی این کشور عزیز اسلامی است ، برگردد.

 آقای دکتر در پایان به عنوان یک سرباز کوچک این نظام و انقلاب که ارادت قلبی خالصانه خود را به شما به عنوان یکی از سرمایه های انقلاب ابراز می کنم اطاله کلام نمی کنم و به این بسنده می نمایم و امید است که از این پس در نگارش مطالب خود دقت بیشتری را بنمایید.

 دلم رمیده شد و غافلم من درویش

که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش


  • مازندنومهپاسخ به این دیدگاه 0 0
    دوشنبه 16 شهريور 1388-0:0

    درود؛متاسفانه درحال حاضرشماره تلفن يا اي ميلي از نويسنده مطلب بالا در اختيار نداريم.

    • محمود حسین قلی خانیپاسخ به این دیدگاه 0 0
      دوشنبه 16 شهريور 1388-0:0

      با سلام
      چطور می توانم با آقای فروزش ارتباط برقرار کنم
      به دیدگاههای ایشان برای پاسخ به برخی شبهات نیازمندم
      اگه می شد ایمیل آقای فروزش رو حداقل می گذاشتید ممنون می شدم

      • دوشنبه 16 شهريور 1388-0:0

        دمت گرم، 21بود!!

        • يکشنبه 15 شهريور 1388-0:0

          از این تضارب آرا خوشم آمد.خوب است پاسخ دکتر شهابی را هم داشته باشیم

          • حسین الله وردیپاسخ به این دیدگاه 0 0
            يکشنبه 15 شهريور 1388-0:0

            انصافا مطالب جالب بود


            ©2013 APG.ir