تعداد بازدید: 2561

توصیه به دیگران 1

چهارشنبه 27 آبان 1388-0:0

سهم صفر درصدي ايران از درياي خزر

ياداشتي از روح الله عالي،خبرنگار و عضو شوراي اسلامي شهر زيراب


  در ادامه ناكامي هاي استفاده از درياي خزر كه نتوانستيم از سواحل آن به خوبي بهره ببريم متاسفانه برداشت از دل غني اين نعمت بزرگ كه نصيب ما مازندراني ها شده است نيز ابتر مانده است.

درياي مازندران(كاسپين) بعد از خاورميانه و روسيه سومين ذخاير بزرگ نفتي و گاز جهان را در خود جاي داده است.

مطالعات نشان مي دهد نفت قابل برداشت از بستر درياچه كاسپين 80 ميليارد بشكه است و به دليل شرايط و موقعيت خاص اين درياچه تا سال 2020 ميلادي برخي كشور هاي اروپايي ، آسياي شرقي و حتي آمريكا تا 80 درصد نياز نفت و گاز خود را از اين درياچه تامين خواهند كرد.

آمار نشان مي دهد با توجه به ذخيره عظيم نفتي و گازي در اين درياچه كه يك سوم ذخاير دست نخورده جهان مي باشد در دهه هاي آتيه در ياچه خزر به عنوان يكي از مناطق مهم و استراتژيكي مورد نظر بسياري از ابرقدرتها مي باشد.

 اما آنچه را كه ما را به تامل وا مي دارد برداشت 4 كشور همسايه درياي خزر از اين ذخيره نفتي است ولي ما دست روي دست گذاشتيم و نظاره مي كنيم .

بارها از رسانه هاي جمعي شنيده ايم كه سكوي نيمه شناورحفاري نفت شمال در درياي خزر به آب آنداخته شد و استخراج و اكتشاف نفت به زودي صورت مي گيرد و بوق و كرناي پالايشگاه نفت در مازندران را به راه انداخته ايم، اما در عمل چيزي نديديم. آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هيچي.

 كشورهاي آذربايجان ، تركمنستان ، قزاقستان پس از فروپاشي شوروي سابق چشم در چشم خزر انداخته و بدون هيچ حاشيه اي بي سرو صدا سرگرم استخراج نفت وگاز شده اند و آمار نشان مي دهد كه ميزان استخراج آنها به سرعت مثل برق و باد رو به افزايش است.

بر اساس آمار موجود در سال 2008 سهم سه كشور 2 ميليون و 700 هزار بشكه در روز بوده است. مروري بر آمار سالهاي پيشين نشان مي دهد كه در سال 2006 سهم اين سه كشور از توليد نفت كمتر از 2 ميليون و114 هزار بشكه بوده و كه در سال 2007 به 2 ميليون و 366 هزار بشكه رسيده است.

ميزان توليد گاز طبعي سه كشور نيز با جهش خيره كننده اي در سال 2008 به بيش از 104 ميليارد و 800 ميليون متر مكعب رسيد. در اين ميان سهم ايران از استخراج نفت و گاز از درياي خزر صفر درصد بوده كه جاي تاسف دارد.

منابع عظيم بزرگترين درياچه جهان رو به تمامي است و ما هنوز منتظريم كه وضع رژيم حقوقي اين درياچه و حق و سهم كشور هاي ساحلي از مقدار ذخاير آن مشخص شود.

از سال 1990 حدود 20 سال است كه نفت و گاز از درياي خزرتوسط كشور هاي همسايه به طور جدي استخراج مي شود ولي ما هنوز دستمان به آب درياچه نخورده كه ببينيم اين آب سرد هست ، گرم هست ، شور هست يا بي نمك .شتر را با بارش بردند ما هنوز دنبال 2 ريالي مي گرديم.

شايسته است كه بدانيم منابع زير زميني براي هر كشوري مخازني جدا تعبيه نشده است كه بگوييم آنها فقط از سهم خودشان برداشت مي كنند بلكه سفره هاي زير زميني بصورت يكپارچه بوده وهر چقدر كشور هاي همسايه از خزر برداشت كنند از سهم ما كم مي شود و انگار در روز روشن دست در جيب ما كرده اند و ما سكوت مي كنيم.

شركت حفاري نفت شمال نيز كه متولي مستقيم اين امر مي باشد بيشتر حاشيه را بر اصل قرار داده و چون مشغله كاري زيادي دارد وقت نمي كند به شمال بيايد و در ميدانهاي نفتي ديگر با دستگاههاي حفاري خشكي مشغول فعاليت است.

حالا اگر سرش خلوت شد هرز چند گاهي براي دلگرمي مردم به شمال مي آيد و لطف مي كند خبرهايي خوشي را هم به همراه مي آورد.

ناگفته نماند دكل حفاري شركت حفاري شمال در تركمنستان و براي رقيب ايران در درياي خزر با اجاره اي روزانه 143 هزار دلار مشغول به كار است. حالا كار كار است مگر ايران و تركمنستان دارد؟ اشكالي ندارد ما با هم هم خاكيم ، هم سايه ايم و بايد به هم كمك كنيم وتنها مشكل اينجا است كه تركمنستان با دكل حفاري شركت حفاري نفت شمال گاز استخراج مي كند و گاز استانهاي شمالي را بعضي وقت ها كه حالش خوب نيست قطع مي كند.

 

جهت اطلاع عرض كنم كه در بعضي از رو ستاهاي مازندران به ويژه روستا هاي ساحلي مشاهده شده است چوپاناني كه گوسفند را به چرا مي برند براي جوش آوردن آب و صرف صبحانه به جاي آنكه از هيزم استفاده نمايند روي خاك كه گاز از آن بيرون مي آيد آتش مي كنند و آب را جوش مي آورند و اين يعني اينكه ما نان داريم و دندان نداريم و داريم از گرسنگي هلاك مي شويم.

 اين سالها بحث بر سر سهم ايران و كشور هاي همسايه از درياي خزر بالا گرفت.هركسي مي خواهد با اعمال نفوذ ، سهم بيشتري از درياي خزر را تصاحب كند.طبق قرارداد هاي سال 1921و 1940 كه بين ايران و شوروي سابق بسته شده ، درمفاد قرار دادنامه براستفاده مشاع دو كشور از درياي خزر تاكيد شده است و به گفته كارشناسان حقوقي هر دو كشور بايد به اندازه مساوي يعني 50 درصد از درياي خزر سهم ببرند.

 مشكل از آنجايي شروع شد كه شوروي تجزيه شد و همسايگان درياي خزر از دو كشور به پنج كشور رسيده و سهم خواهي اين كشور ها زياد شده است و كشور هاي تازه تاسيس نه تنها به سهم 50 درصدي ايران قانع نيستند بلكه اذعان دارند كه سهم ايران از درياي خزر از 20 درصد نيز كمتر است واين يعني فاجعه.

اگر ساكت بنشينيم و به 20 درصد قانع شويم شايد خوبي هايي را نيز به همراه داشته باشد.با احتساب 20 درصد سهم ما تا نزديكي هاي ساحل خودمان خواهد بود واز همان ساحل مي توانيم از مرزها محافظت كنيم و نگذاريم با توجه به مرز ،كسي جلوتر برود و غرق شود و آمار غرق شدگان كه هر سال رو به افزايش است كم مي شود و ديگر اينكه با اين مساحت كم ، مقرون به صرفه نيست كه از دريا برداشت كنيم و بايد دريا را خشك نماييم و در آنجا ويلا سازي راه بيندازيم و به كشور هاي همسايه خزر بفروشيم كه احتمالا سود خوبي هم دارد.

اي ايران اي مرز پر گهر، اي خاكت سرچشمه هنر ،دور از تو انديشه بدان ، پاينده ماني و جاودان.


  • پنجشنبه 26 آذر 1388-0:0

    سلام بر تو ایرانی با غیرت
    به خدا قسم نمی دانم چه بگویم که ایران اینقدر خاکش تو سر شده که کشورهای عقب افتاده ای مثل قزاقستان و... برای ایران تصمیم می گیرند که این حاکی از بی لیاقتی سران کشور را می رساند من که کاری از دستم بر نمیاد ولی به علی (ع)قسم اگر کاره ای از مملکت عزیزم بودم می دانستم چکار کنم که دیگران برای ما تصمیم نگیرند ولی چه میشه کرد پس باید گفت ای نادر شاه نور به اون استخوانهای قبرت بتابد در آخر کلام باید بگویم امیدوارم خدا ما را از دست این روسیه فرصت طلب نجات دهد وما نیز بتوانیم کسی برای خود در این دنیا باشیم


    ©2013 APG.ir