تعداد بازدید: 3035

توصیه به دیگران 1

پنجشنبه 31 تير 1389-14:27

اطلاع رساني؛چالش ها و راه کارها

...عدالت در موضع گیری و پرهیز از دلخوشی های حزبی و جناحی و ضایع نکردن بی جهت و بی سند افرادی که حتی در جبهه رقیب قرار دارند از وظاطف رسانه هاي استان است.(بخشي از سخنراني صادقعلي رنجبر-عضو هيئت علمي دانشگاه- در چهارمین جلسه شورای اطلاع رسانی استانداری مازندران)


 بر اساس دعوت نامه جناب آقای رستمعلی- رئیس روابط عمومی و امور بین الملل استانداری مازندران- به عنوان سخنران چهارمین جلسه شورای اطلاع رسانی استانداری مازندران که به ریاست معاون سیاسی و امنیتی استانداری مازندران و با عضویت مدیران کل و برخی از مدیران کل بیرونی و نیز برخی از اهالی رسانه که به عنوان مشاور در این شورا عضویت دارند،دعوت شدم و مطالبی را بر اساس موضوع ابلاغی"چالش ها و توانمندی های اطلاع رسانی استان و راهکارهای اصلاح وضع موجود و ارتقای سطح اطلاع رسانی در مازندران" به جلسه ارائه کردم که بخشي از آن در زير آمده است:

 مقدمه :

 اطلاع رسانی، ضرورتی انکارناپذیر از گذشته تا کنون بوده و هست و در اصل، پاسخی است به یکی از انگیزه های فیزیولوژیک انسان، بنام انگیزه اکتشاف، یا همان کنجکاوی، تحقیق، تفحص، آگاهی و دانستن، که طبعاً در بین نیروهای فعال جامعه در حوزه اندیشه و مشخصاً دانشمندان و اندیشمندان بیشتر ملاحظه می شود.

 از طرفی جامعه امروز، جامعه ای اطلاعات محور، دانش محور و جهان امروز، جهان ارتباطات گسترده است و پدیده اطلاع رسانی، پدیده ای بدون مرز و مرزشکن است و می توان آن را شبیه سیلی فرض کرد که اگر مسیر آن مسدود گردد و یا اگر به حریم آن تجاوز شود، همه چیز را در مسیر بازپس گیری حریم خویش، نابود کرده و از بین می برد!

 هنر مدیران جامعه و ترجیحاً مدیران اطلاع رسانی، مهار این پدیده و ایجاد مسیرهای معقول برای آن است، چرا که توقف آسیب زای سیل که می تواند با تولید انرژی و مزایای دیگر به یک فرصت تبدیل شود، نه ممکن است و نه عقلی و منطقی است!

مثلث اطلاع رسانی دارای سه بعد اساسی است : الف-بعد ساختاری: مربوط به چارت ها و ابعاد تشکیلاتی و سلسله مراتب ها و شرح وظایف است. ب-بعد ابزاری: به وسایل و کانالهای ارتباطی اشاره کرده و به قابلیتهای انتشار اخبار می پردازد. ج-بعد رفتاری: به شیوه های عملی و تفکرات زمینه ساز رفتارها و سلیقه های افراد مربوط است.

طبعاً دو بعد ساختاری و ابزاری به بحث من ارتباط مستقیم نمی یابد و حقیر مصرم که در باره بعد سوم، یعنی بعد رفتاری که در سه فعالیت پنداری، گفتاری-نوشتاری و ارزیابی تاثیرگذاری متجلی می گردد، مطالبی را به اختصار معروض دارم.

 بعد رفتاری اطلاع رسانی دارای سه عنصر تعیین کننده است : 1- عنصر جاذبه که تابع زیبایی، تناسب، رعایت ذوق، سلیقه مخاطب و نیز انتظارات اولیه است. 2-عنصر اقناع که تابع منطقی و عقلانی بودن، مستند بودن، تحقیق پذیر و قابل اثبات بودن است. 3-عنصر فایده که تابع میزان استفاده، ضرورت، نیاز مخاطبان و نیز رافع خلاء های اطلاعاتی است.

روان شناسی تبلیغ به این نتیجه رسیده که افکار عمومی از کالاهای کم کیفیت که جلد و بسته بندی جذاب دارند، بیشتر از کالاهای پرکیفیتی استقبال می کنند که فاقد چنین جذابیتی اند و تردید نکنید که اطلاع رسانی نیز به عنوان کالایی که ارائه می شود، تابع همین قاعده است! و از آنجا که پذیرش عقلی، ماندنی ترین باورها را تحقق می بخشد، عنصر اقناع، یکی از کلیدی ترین عناصر اطلاع رسانی است و در اصل تاکیدی است بر اینکه، برای شعور مخاطب ارزش قائل شده اند.

 فایده مند بودن، یک تعامل عام بین افکار عمومی و وقتی است که از آنها مطالبه می شود و در انحصار اطلاع رسانی هم نیست و به همه فعالیت های اجتماعی و اقتصادی و غیره مربوط می شود.

 دانش اطلاع رسانی : نظریه های متعددی در علوم رفتاری ملاحظه می شود که می توان از آنها برای تقویت کمی و کیفی فعالیت های اطلاع رسانی بهره برداری کرد و در ذیل به ذکر تعدادی از نظریه ها می پردازم.

الف-نظریه مقایسه اجتماعی- لئون استینگر در این نظریه از طریق مقایسه خود با دیگران، نسبت به خود شناخت پیدا می کنیم.

مثلاً برای فهم قدکوتاهی و قدبلندی خود و یا برای درک چاقی و لاغری خود تابع این نظریه ایم. در اطلاع رسانی برای ارزیابی ها، بازتابها و قیمت گذاری در امور، این نظریه کاملاً کاربردی است. نظریه مقایسه اجتماعی، محصول 3 ضرورت و نیاز است که ذیلاً می آید:

 1-نیاز هر فرد حقیقی یا حقوقی به ارزیابی مهارت ها و نگرش های خود 2-نیاز هر فرد حقیقی یا حقوقی به ارزیابی خود از طریق مقایسه با دیگران، در نبود معیارهای عینی 3-نیاز ترجیحی هر فرد حقیقی یا حقوقی به مقایسه خود با افراد مشابه خویش

 ب-نظریه قضاوت اجتماعی-کارل. ال. هاولند این نظریه به مفهوم ارزیابی دلایل دیگران بر حسب نگرش های خاص خودمان است. افراد حقیقی و یا حقوقی دارای سه حوزه مواجهه با پدیده ها از جمله اخبار و تحلیل و غیره اند:

1-حوزه پذیرش ؛ که مربوط به مواجهه با موارد موافق با افکار و احساسات و گرایشات فرد است. 2-حوزه طرد ؛ که متوجه اخبار و دیدگاههای مخالف ذهنیت و عواطف فرد است. 3-حوزه بی طرف ؛ که در ذهن و عاطفه هر فرد سابقه ای نداشته و یا هیجانی ایجاد نمی کند.

اگر اطلاع رسانی طوری صورت پذیرد که زمینه های پذیرش ذهنی و عاطفی افراد را با توجه به داشته های قبلی، تقویت کند، اصطلاحاً " اثر جذب " دیده شده است. و اگر نحوه اطلاع رسانی طوری باشد که حساسیت های فرد تحریک شده و علیه خبر یا تحلیل به موضع گیری یا ناپذیرایی دست بزند، اصطلاحاً " اثر تضاد "دیده شده است.

پ-نظریه تعادل-فریتز هایدر همه ارتباطات همانند یک مثلث اند که یا در حالت تعادل اند و یا حالت عدم تعادل دارند. در یک راس این مثلث، خود فرد قرار می گیرد(p)، در راس دیگر، کسی قرار می گیرد که با او تعامل دارد(a) و در راس سوم موضوعی قرار می گیرد که مربوط و متداخل به هر دو طرف است(x) چهار حالت تعادل و چهار عدم تعادل از این آرایش مثلثی و یا همان مثلت هایدر متصور است: ،-،+)/ (-،+،-) / (+،-،-) / (+،+،+) چهار حالت تعادل و یا همان مثلث های تعادل هایدر هستند و) (-،++) / (+،-،+) / (+،+،-) / (-،-،-) چهار حالت عدم تعادل و یا مثلث عدم تعادل هایدر هستند.

در اطلاع رسانی باید بدانیم که بین ما و مخاطبان نباید عدم تعادل بوجود بیاید و اگر هم چنین شود، باید تلاش کنیم تا با برداشتن یکی از علائم منفی و تغییر یکی از گزینه ها، شرایط را به مثلث تعادل تبدیل کنیم.این نظریه در مدیریت کنترل بحران هم بسیار کارآمد است.

ت-نظریه عمل معقول-مارتین فیش بین و لسک آجزن طبق این نظریه، وقتی رفتاری مبهم به نظر می رسد، تنها به این علت است که آن را نفهمیده ایم، نه اینکه آن رفتار، غیر منطقی است.

در جامعه سیاست هایی اتخاذ و اجرا می شود که غالباً افکار عمومی از درک تئوریک و اولیه آن عاجز است و گاهی هم بخاطر سیاه نمایی مخالفان و یا توجیه غلط، مخالفت هایی انجام می گیرد، در این مواقع، نظریه فوق بسیار قابل استفاده است و می توان با مصداق های گذشته که در عمل و به مرور زمان و یا با مطالعات و اطلاعات بیشتر رفع ابهام شده اند، موارد جدید را نیز برای افکار عمومی قابل تحمل کرد، فی المثل سهمیه بندی بنزین در مرحله تصویب، با مخالفت عمومی مواجه شده بود، ولی در عمل به راحتی و با تغییر و اصلاح الگوی مصرف، کاملاً عادی شده و آن کابوس های کاذب از بین رفت و همین مصداق می تواند برای توجیه و ایجاد آرامش در مردم در باره هدفمند کردن یارانه ها نیز به کار گرفته شود و مبنای این توجیه نیز این است که ابهام موجود، مربوط به ابهام در موضوع نیست، بلکه مربوط به عدم درک همه ابعاد این طرح کارشناسی و تخصصی توسط افکار عمومی است.

سیاست کنترل جمعیت، افزایش مالیات، طرح ارتقای امنیت اجتماعی، دیپلماسی خارجی، مقاومت هسته ای، حمایت از حزب الله و حماس، موضوع عراق و افغانستان و غیره که گاهی با مخالفت هایی در جامعه مواجه می شوند، با استناد به این نظریه، قابل توجیه جلوه می کنند و کافی است که این نظریه ها به افکار عمومی تزریق شده و به فرهنگ عمومی تبدیل شوند.

 ث-نظریه بمباران کلامی-نئال میلر طبق این نظریه، افراد در زیر ضربه های کلامی تاثیرگذار و مستمر، تسلیم می شوند. درخواست های متوالی و تکرارهای غیر ملال آور و متنوع می تواند مخاطب را خام و خواب کند. کافی است که فنون پنجگانه قانع سازی را بدانیم و آنها را به اجرا در آوریم.

 1-فن جای پا پیدا کردن و یا همان روش گام به گام-فریدمن و فریزر نباید حرف آخر را اول زد، بلکه باید در یک حرکت تدریجی و ذره ذره به حرفهای آخر رسید. مثلاً اگر به کسی بگوئید که روی دیواری بنویسد:لعنت خدا بر پدر مادر کسی که اتومبیلش را در این مکان پارک کند، او به احتمال زیاد این کار را نخواهد کرد، اما اگر او در مرحله اول، بنویسد:لطفاً در این مکان پارک نکنید، وبخاطر عدم رعایت راننده ها، در مرحله دوم بنویسد: اگر در این مکان پارک کنید، اتومبیل شما پنچر خواهد شد، او احتمالاً باز هم بخاطر عدم رعایت راننده ها، در مرحله سوم راحت تر از دیگران حاضر می شود که اولین جمله، یعنی لعنت خدا ...... را بنویسد!

 2-فن به مرگ بگیر، تا به تب راضی شود-سیالدینی برای ایجاد ظرفیت مورد نظر در فرد مقابل، با توجه تقلیل گرایی ذاتی افراد، باید موارد را درشت تر گفت، تا با طرف در منطقه حداقلی دیدار کرد.مثلاً اگر بگوئیم قرار است قیمت بنزین 1000 تومان شود، آن وقت تثبیت قیمت در رقم 600 تومان کاملاً قابل تحمل است، اما اگر از اول بگوئیم که قرار است بنزین به قیمت 600 تومان به فروش برسد، با توجه به 6 برابر شدن قیمت کنونی، اعتراض همگانی متصور است!

 3-فن دبه کردن-سیالدینی قانع سازی مرحله به مرحله و یا همان نزدیک سازی به حقیقتی که می تواند در دسترس باشد، مثل کاری که بنگاه های املاک و یا اتومبیل می کنند، متقاعد کردن و چانه زنی برای نزدیک کردن انتظارات مشتری و فروشنده از این جنس است. مذاکرات اقتصادی و سیاسی از این فن تبعیت می کنند که به معنی کوتاه آمدن تدریجی و استقرار در محدوده انتظارات مشترک با نفر مقابل است.

4-فن تورانداختن و یا همان دانه پاشیدن بکارگیری بهترین شیوه برای راضی کردن مخاطب و مشتری کردن نفر مقابل مد نظر است. یعنی تنظیم ادبیات گفتاری و نوشتاری و نیز متدهای رفتاری، منطبق با بازتاب ها و واکنشهای مخاطبان و رفع تردیدها و تعجب ها و سخن گفتن مخاطب محور که بسیار کاربردی است.

 5-فن همه اش همین نیست در این روش، مبنای قانع کردن مخاطب، کوتاه آمدن ها و یا حتی قول کوتاه آمدن در متن کار و مذاکره است که در اطلاع رسانی، بیشتر به بیان موارد شنیده نشده ها، حرفهای نگفته، پشت پرده، حرفهای شنیدنی، و غیره مصداق می یابد. جایزه ها، مزایای ویژه، تقدیرها و تشکرها و یا حتی قول اینکارها می تواند مخاطب جذب کند.

 ج-نظریه نفوذپذیر بودن همه افراد-کلمن در سه حالت ممکن است که افراد تحت نفوذ دیگران قرار گرفته و مثل دیگران عمل کنند: 1-ترس از طرد شدن و تایید نشدن از سوی دیگرانی که حتی با آنها توافقی نداریم. به این نوع هماهنگی، اطاعت گفته می شود که منجر به تغییر باورهای گذشته نمی شود.

 2-وجود حس کشش و گرایش مانع حس انتقادی شده و با افراد همراه و هماهنگ می شویم. این هماهنگی را، همانندی می گویند که خطرش، از بین رفتن کل حس انتقاد در فرد است.

 3-قانع شدن نسبت به درستی رفتار افراد، دلیل سوم شبیه دیگران عمل کردن است. این هماهنگی که بهترین نوع آن هم است، به درونی سازی اشتهار دارد که موجب تغییر بلندمدت و حتی عمری باورهای گذشته شده و متولد و زائده عقل و منطبق با منطق است. در اطلاع رسانی، اگر ما بتوانیم سیستم کار را به سمتی ببریم که اصل را بر درونی سازی و باورمندکردن مطالب بگذاریم، یقیناً هماهنگی حاصل از آن از جاودانگی و ماندگاری بسیار ارزشمندی برخوردار بوده و از طرفی می توان از افکار عمومی، لشکریان ارزشمندی برای دیدگاههای خود ترتیب داد که طبعاً کسی را یاری مقابله با آنها نیست.

 چالش ها و تهدیدهای مربوط به فعالیت های اطلاع رسانی 

 1-عدم مهارت کاری مدیران و دست اندرکارانی که بخاطر فقدان تخصص در حرفه پیچیده و حساس اطلاع رسانی قادر به درک حساسیت های مربوط به زمان، مکان، مخاطب و نیز موضوعی که باید مورد پردازش قرار دهند، نیستند و با ناشی گری، بجای آنکه ابرویی را درست کنند، چشم ها را کور می کنند.

 2-سانسور خبری زمانی که با رد مطالبات اطلاعاتی مردم و خاموش کردن چراغها، به سانسور خبری، موضوعی، محتوایی و محیط وقوع خبر مبادرت می شود و دانستن که نیاز فطری مردم است،کتمان می گردد، عملاً تجربه شکست خورده ای دوباره تجربه می شود که نتیجه ناکامی اش از قبل معلوم است!

3-ابهام آفرینی نقص و نارسایی که عمدتاً با کم گویی و حذف مقدمه یا موخره و یا هردو بعد مذکور یک خبر همراهست، موجبات ابهام زایی در افکار عمومی و سوءتفاهم را فراهم می آورد.

4-منابع غیر معتبر عدم نقل قول و استفاده از منابع غیر معتبر اعم از فرد، سازمان، نشریات، کتاب، حزب، رسانه و غیره، که در افکار عمومی و تجربه حرفه ای، فاقد صلاحیت و اعتماد لازم در باره یک خبر عمومی و یا تخصصی اند، می تواند به گمراهی و سردرگمی و یا حتی انحراف افکار عمومی منجر گردد. منابع معتبر به منابعی گفته می شوند که دارای کفایت و قابلیت اعتماد شوندگی بوده و علاوه بر آن دارای جذابیت، شباهت، قدرت، محتوا، هیجان زایی و مواردی از این قبیل باشند

. 5-سوگیری عاطفی سوگیری فردی، گروهی، فامیلی، طایفه ای، قبیله ای، شهری، جناحی، جبهه ای، حزبی، سازمانی و غیره می تواند مقدمه تاثیرگذاری غیر واقعی در تنظیم اخبار و یا شکل انتشار آن محسوب گردد.

 6-جا و لفافه میزان جایی که به یک خبر اختصاص داده می شود و نیز چگونگی لفافه و یا همان پوششی که متوجه یک خبر می شود، در جا افتادن و یا عدم توجه به آن، بسیار تاثیرگذار است. پردازش مفصل و یا مختصر یک خبر به جا تعبیر می شود و طبعاً اینکه یک خبر تیتر شود یا سوتیتر، در خلاصه اخبار گفته شود یا در فرازهای میانی و پایانی، در نیم صفحه اول و یا صفحات میانی کار شود، در رئوس مباحث مربوط به لفافه است که گاهی عامل چالش انگیزیست.

 7-اختلاط خبری قرار دادن اخبار نامانوس در مجاورت زمانی و مکانی هم، اخباری که کاهنده اثر هم اند، اخبار متضاد، تضاد در یک خبر، اخباری که دیگر خبرها را تحت الشعاع خود قرار می دهند، اخبار پارادوکسی، اخباری که فهم متفاوتی را می طلبند و نیز همسایه کردن اخبار گزنده و آزارنده، چالش آفرین است.

 8-عدم شناخت مخاطب ظرفیت فرهنگی و فکری مخاطب، تعیین کننده سطح بندی خبر، اضافات و توضیحات و نیز چگونگی انتشار آن به شکل کلی و یا تدریجی آن است.باید ادبیات ما در ارتباط گیری با موافقان، مخالفان، متخصصان و افراد عادی و غیره با هم تفاوت اساسی داشته باشد.

9-توجیه گری بکارگیری استدلال ها و استنباط های غلط در توجیه موارد نادرست و یا اعتراضات عمومی، موجب افزایش شکاف ها بین رسانه یا سازمان با افکار عمومی می شود. یادمان نرود که برای تخریب فرد یا موضوعی، لازم نیست به آن خوب حمله کنیم، بلکه کافی است که از آن بد دفاع کنیم و بقول بوعلی سینای بزرگ، برای توجیه یک اشتباه، اگر هزار دلیل هم بیاوری، می شود هزار و یک اشتباه!

10-عدم توجه به بازتاب ها مهم تر از هر خبر، بازتاب و یا همان چگونگی مواجهه مخاطبان و افکار عمومی و یا حتی مخالفان با آن خبر است و تنظیم نهایی سیاست ها، طبعاً باید بر اساس بازتاب ها تدوین گردد.

 11-تصورات قالبی و پیشداوری ها قصاص قبل از جنایت، محکومیت پیشاپیشی است که می تواند زمینه قضاوت های غلط ما را فراهم کرده و تقویت نماید و ما حق نداریم که قبل از عمل و امتحان، نتیجه عجولانه ای را قطعی بدانیم.

12-توصیه های سلسله مراتبی تامین اجباری منافع مدیران یا سازمانها در حالیکه هیچ دلیل منطقی برای آنها وجود ندارد و یا ورود به مباحث تنش زائی که از هیچ ضرورتی تبعیت نمی کند، از آفات اطلاع رسانی است. البته چالش های اطلاع رسانی در استان بسیار بیشتر از این موارد معدود است، لیکن برای امتناع از اطاله کلام به ذکر همین موارد اکتفا می گردد.

 راهکارهای اصلاح وضع موجود و ارتقای سطح اطلاع رسانی مازندران

 1-مهارت ورزی، آموزش تئوریک و یادگیری تکنیکی و تاکتیکی در عرصه های مدیریت و نیز حرفه اطلاع رسانی و تسلط حرفه ای بر کارها مطابق استانداردهای ملی و بین المللی

 2-صداقت نسبت به مخاطبان و افکار عمومی و پرهیز از فریب دادن آنها و عدم سوءاستفاده از اعتماد آنها و بعبارتی برخورداری از رفتار مومنانه در تمام مراحل ارتباطی

 3-شجاعت ایمانی در صراحت بیان، شفافیت خبر، استحکام کلام و پرهیز از دوپهلو گویی و دوگانگی مواضع و قرار گرفتن مرموزانه و زبونانه در لایه های بی خطر و اصرار غلط و خام بر جمع اضداد در همه موارد، حتی در مصاف حق و باطل

 4-صیانت از اسرار، آبرو و حیثیت دیگران و پرهیز از هتاکی، فحاشی، پرده دری و بی ادبی های غیر اخلاقی و عبور از خط قرمزهای انسانی که حق الناس و حقوق حقه همه انسان هاست.

 5-رعایت مصالح و منافع متقابل جامعه، مردم و رسانه یا سازمان خویش در انعکاس، انتشار، تنظیم و تحلیل اخبار در زمینه های مختلف و در نظر گرفتن بازتاب ها

 6-سرعت، دقت، صحت و حساسیت های کار را لحاظ کردن و همه چیز را باهم و درکنار هم دیدن و پرهیز از تنبلی و کسالت و بی انگیزگی و تساهل و تسامح در این حرفه ظریف و تاثیرگذار

 7-عدالت در موضع گیری و پرهیز از دلخوشی های حزبی و جناحی و غیره و اصرار بر ظلم نکردن به کسی و ضایع نکردن بی جهت و بی سند افرادی که حتی در جبهه رقیب قرار دارند.

 8-اطاعت از قانون و ارائه یک الگوی عملی به شهروندان به انگیزه قانون مند بار آوردن آنها در تمامی تجلیات اجتماعی و فرهنگی در یک فرایند زمانی درازمدت

 9-حمایت از حقیقت و واقعیت که در اصل رسالت همیشگی و پر اولویت هر رسانه و سازمان های اطلاع رسانی است و هر رسانه باید یک هسته حقیقت یاب باشد که مردم گمشده های خود را در آنها پیدا کرده و نیازی به مراجعه به غیر نداشته باشند.

 10-نجابت در حوزه اخلاق که می تواند ضامن سلامت رفتار و گفتار باشد، امری بسیار ضروری است چرا که صیانت اخلاقی جامعه، منوط به تجلیات اخلاقی رسانه های جامعه و کلاً نظام ارتباطات اجتماعی است که در متن زندگی مردم جاری می شود.

 11-مراقبت از حوزه عقاید دینی که این روزها بسیار هم مورد تهاج تعمدی اند و هر لحظه احتمال شیطنت توسط نفوذی ها و یا منحرفان متصور است، بسیار مورد تاکید است.

 12-کثرت در انتشار اخبار متنوع، تازه، مفید و تاثیرگذار از وظایف عینی همه رسانه هاست و هیچ رسانه ای حق خسیس بودن و تقلیل گرایی در این زمینه را ندارد و باید مداوماً به پمپاژ اخبار در افکار عمومی بپردازند تا تشنگی های اولیه را برطرف و مخاطبان را پیوسته سیراب سازند.

 13-صمیمیت دیدگاهی و کلامی با مردم در حوزه ارتباطات عمومی و پرهیز از بکارگیری واژه های خصمانه، موهنانه، دشمنانه و یا انگ زدن به مخاطبانی که در جرگه منقدین قرار داشته و احتمالاً بدکلامی هم می کنند و یا رسانه را در مواقعی به باد انتقاد می گیرند.

 14-مسئولیت پذیری در حوزه کاری خود و مسائل اجتماعی تا مرز متعهد بودن و تلاش برای رعایت ترازهای اجتماعی و کمک به حل بحرانها و پرهیز از بحران آفرینی های ژورنالیستی تردیدی وجود ندارد که این سیاهه نیز همانند موارد دیگر قابل اطاله است و دقیقا، بر اساس قاعده شعر سعدی شیرازی که فرمود : کم گوی و گزیده گوی چون در / کز اندک تو جهان شود پر!

به همین مقدار اکتفا کرده و مابقی کلام را به مجال و مقاله ای دیگر واگذار می کنم و در عین حال بسیار امیدوارم که اصحاب رسانه، طرح این مباحث را به فال نیک گرفته و آن را نه یک بحث آموزشی و مهارت آموزی، که تنها گپی صمیمانه با فردی از جنس خودشان تلقی نمایند.

 (ranjbar_sa@yahoo.com)



    ©2013 APG.ir