تعداد بازدید: 2583

توصیه به دیگران 5

سه شنبه 15 شهريور 1390-0:13

اين گزارش واقعي ست!

پليس گاز اشک آور دستی اش را ناجوانمردانه روی صورت پسر دو ساله ام پاشید و او را بی هوش کرد.خواهرم نیز که در منزل مان مهمان بود دچار نارسایی تنفسی شد و از عیدی نیروی انتظامی بی نصیب نماند!(ماجراي کتک خوردن يک جوان بي گناه بابلي و کارآگاه بازي پليس به سبک فيلم هاي اکشن!)


مازندنومه:چند شب پيش حادثه اي براي يک جوان کارگر در بابل اتفاق افتاد که از قضا،يکي از همکاران خبرنگار شاهد ماجرا بود و گزارش عيني واقعه را براي ما ارسال کرد.گزارش زير قصد ندارد عملکرد نيروي انتظامي را تماما" زير سئوال ببرد،اما نمي شود کاستي ها را ديد و سکوت کرد.تمايل داريم پاسخ نيروي انتظامي را هم در رابطه با عملکرد برخي از پرسنل قانون شکن خود در همين پايگاه انتشار دهيم.

--------------------------

 الف- گودرزی 27 ساله متاهل دارای یک فرزند، کاشی کار ساختمان یکی از مناطق بخش مرکزی بابل، شب عید فطر مقابل در منزلش مورد ضرب و شتم گشت نیروی انتظامی قرار گرفت.

ادامه ماجرا را از زبان اين جوان کارگر بشنويد: حدود 12 شب برای تخلیه ابزارکار صنعت ساختمانی(سنگ چرخ) از صندوق خودروی پیکانم، از دروازه منزل خارج شدم. به خودرویم نرسیده بودم که آژیر خودروی نیروی انتظامی با سرعت غیر متعارف توجه مرا به خودش جلب کرد. سریعا" -با صدای مهیب- جلوی پایم ترمز زدند.

 افسري با عجله از خودرو پیاده شد و به من فرمان ایست داد.بازرسی بدنی کرد.هاج و واج ایستاده و بی اراده نظاره گر حرکت های اکشن مامور مورد نظر بودم!

با تهدید و توهين مرا وادار به سوار شدن در داخل خودروی پلیس کرد که مقاومت کردم.با سروصدای پلیس خانم ، پسر دوساله ام و مهمانان از منزلم خارج شدند. مامور مد نظر با استفاده از اسپری حاوی فلفل به من حمله ور شد.انگار اسید داخل چشمانم ريختند. با سوزش آن ،بی اراده و با سروصدا از مردم تقاضای کمک کردم.

در این لحظه پسرم اولین شخصی بود که به من نزدیک شد. پلیس وی را هم از اسپری فلفل محروم نکرد و گاز اشک آور دستی اش را ناجوانمردانه روی صورت پسر دو ساله ام پاشید و او را بی هوش کرد.خواهرم نیز که در منزل مان مهمان بود دچار نارسایی تنفسی شد و از عیدی نیروی انتظامی بی نصیب نماند!

در همین جریان بنده به اتفاق خانواده مشغول فرار از وضعیت موجود به سمت منزلم بودیم که همکار دیگر پليس با آجر از پشت به من حمله ور شد و پشتم را کبود کرد.

 با حالت نیمه جان،مهمانان به اتفاق همسرم مرا داخل منزل کشاندند و دروازه را از داخل بستند. در این زمان افسر مورد نظر با فرمان دادن به سربازهای تحت فرمانش همانند فيلم هاي اکشن و پليسي غربي،سمت منزل حمله ور شدند اما موفق به ورود به خانه مان نشدند و تنها خودرو و سایل کارم ( دو دستگاه تلفن همراه) را جلب کردند و به کلانتری انتقال دادند.

شب را با درد و رنج به صبح رساندم و فردا که جمعه بود برای معالجه به مراکز درمانی مراجعه کردم تا عید فطر برای خانواده ام تلخ تر از اين نشود.

 عصر جمعه طی تماس تلفنی با فرمانده نیروی انتظامی شهرستان موضوع را به وی انعکاس دادم و به پیشنهاد سرهنگ رستمی شنبه به کلانتری 13 برای رفع توقیف غیر قانونی وسایل شخصی ام به کلانتری مراجعه نمودم.

 وقتی که صبح شنبه به احترام پیشنهاد سرهنگ رستمی به کلانتری مراجعه کردیم مامور متخلف(سروان ش) مرا به سمت اتاق خلوت در داخل کلانتری کشاند و با سیلی و مشت و لگد بنده را مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار داد،غافل از اینکه خواهرم که خود یک خبرنگار بود با هوشیاری که شگرد خاص خبرنگاران است از لای در نیمه بسته این جریان را نظاره گر بود.

در این زمان خواهرم طی تماسی با فرمانده نیروی انتظامی شهرستان موضوع ضرب و شتم و فحاشی در کلانتری را به وی اطلاع داد. پیگیر شديم ولی متاسفانه ایشان پاسخگو نبود، علاوه بر اینکه طی تماس با بی سیم به کلانتری مورد نظر از رییس کلانتری خواست صورت جلسه ای تنظیم کند مبنی بر اینکه ایشان مرا تهدید به رسانه ای کردن جریان کلانتری نموده است و سربازان و ماموران کلانتری را مجبور به امضا کردن زیر صورت جلسه صوری نمود و خواهر مرا که یک خبرنگار بود در کلانتری به صورت بازداشت موقت نگه داشتند که موفق به ادامه قانون گریزی و پایمال کردن قانون به پشتوانه دانایی یک خبرنگار نشوم.

در پایان از نبود عدالت در نیروی انتظامی با اشاره به آیه شریفه قرآن کریم و نماد تراوزی عدالت که درنشان اين نیرو حک شده است، ابراز تاسف مي کنم و از مسئولان سیاسی ، نظامی و امنیتی خواستارم در این زمینه پاسخگو باشند.


  • یک شهروند خبرنگارپاسخ به این دیدگاه 0 0
    پنجشنبه 17 شهريور 1390-0:0

    به نظرمن اگر این آقا ازطریق حفاظت انتظامی یا بازرسی اقدام میکردبهتر به نتیجه میرسید تا این راه که علیه نظام رسانه ای دست به کار شود اگر این مطالب به سایت های خارجی برسد میدانید که دشمنان منتظر همین فرصتها هستند آبروی نظام را باید حفظ داشت با مراکز امنیتی نمیشود در افتاد نباید به این شکل مطالب ارائه میشد ای کاش از راه حل درستش وارد میشدید من از قشر همین خبرنگاران زحمتکشم که همه چیز را به جان میخرند اما باور کنید تا دستگاههای امنیتی از ما حمایت نکنند ما نمیتوانیم کاری از پیش ببریم همکار عزیز ما خیلی شتاب زده عمل کرد امیدوارم این جریان حل شود وبه ضرر کسی تمام نشود ما همه نگرانیم نیروی انتظامی وخبرنگاری هردو شغل سخت وطاقت فرسایی است باید کنا ر آمد خواهشا افکار عمومی تروخشک رو باهم نسوزانند

    • چهارشنبه 16 شهريور 1390-0:0

      در پاسخ به " يك شهروند"
      كسي منكر زحمات نيروهاي خدوم نيروي انتظامي نمي شود ولي وقتي اين نيرو ، سربازاني را كه توجيه نيستند ويا ... ونيز كادري كه نمي داند كه چه كاره است را پيشاني خود قرار مي دهد، چطور مي توان سوختن همزمان تر وخشك را گرفت.
      شما يا تا كنون گذرتان به نيروي انتظامي نخورده ، يا قهرمان بازي هاي سربازان اين نيرو را نديده ايد ويا اينكه خودتان پرسنل نيروي انتظامي هستيد.
      در هر صورت اميدوارم گذرتان به اين دباغ خانه بخورد تا ببينيد مي توان برخورد نامناسب وبي ادبانه مامور نيروي انتظامي، مقابل خانواده را تحمل نمود.

      • مهدي زاده از بابلپاسخ به این دیدگاه 0 0
        چهارشنبه 16 شهريور 1390-0:0

        نيروي انتظامي حافظ امنيت ماست.بهتر بود بجاي مقاومت وفرار با پليس همكاري مي كرديد.رفتار شماهم اصلا درخور يك شهروند محترم نبود كه اينقدر مظلوم نمايي كرديد.عكس العمل تان بيشتر ظنين برانگيز بود تا اطمينان بخش.

        • چهارشنبه 16 شهريور 1390-0:0

          کاملاً با نظر اون برادر دانشجو موافقم -براستی دوران خدمت که تمام میشه طرف با مدرک پائین نمیتونه کارگیر بیاره میره نیروی انتظامی-تازه اون کادری های قدیم دق دلشونو روی نیروی های تازه وارد خالی میکنند-چرا باید اکثراً بد برخورد باشند-مگه هرکی وارد کلانتری و اماکن انتظامی بشه خلافکاره و باید در بدو ورود بی احترامی بشه؟چرا فرمانده محترم نیروی انتظامی استان با این مأمورین که این چنین برخوردی زشت و وحشیانه با یک شهروند اونم جلوی چش بچه اش انجام دادند برخورد نمیکنند.بخدا اگه ازین صحنه فیلم میگرفتندمیفرستادند خارج چکار میکردید؟لطفاً منتظر جوابیه نیروی انتظامی هستیم.

          • سه شنبه 15 شهريور 1390-0:0

            جناب یک شهروند اینگونه برخورد یک سروان با یک انسان حالا با گناه یا بی گناه مردم را نسبت به نظام بدبین خواهد کرد و اگر این روند ادامه یابد و یک خبرنگار حداقل افشا گری نکند کار به جای باریکی خواهد کشید که شاید این بار نوبت شما باشد.

            • یک شهروندپاسخ به این دیدگاه 0 0
              سه شنبه 15 شهريور 1390-0:0

              نمیشه تروخشک رو باهم سوزاند درنیروی نیروی کارکنان زحمتکش هم هستن که بعضیها برای حفظ جان ومال ونوامیس مردم جان شیرینشان راهم از دست دادند نمیشود قضاوت کرد شما که در صحنه نبودید به نظر من نباید مسائل نظام را رسانه ای کرد تا سبب سوئ استفاده دشمنان انقلاب شود

              • سه شنبه 15 شهريور 1390-0:0

                چون اکثر افراد نیروی انتظامی دیپلمه و شاگرد تنبل ( کارودانش و فنی حرفه ای ) هستند این رفتارها طبیعی هست

                • سه شنبه 15 شهريور 1390-0:0

                  جناب گودرزی -خیلی متأثر شدم و متأسف؟-خواهشن از طریق اطلاعات استان قضیه را جدی پیگیری کنید و اصلاً کوتاه نیایید دلیلی ندارد فرد بیگناه را این جنین مورد ضرب و شتم قرار دهند -این افراد باید محاکمه شوند -نیروی انتظامی نباید از حدود اختیارش تا این حد فراتر رود- تازه طرف هم اگه خلاف کار باشه نباید چنین برخورد نامناسبی باهاش داشته باشند- بخدا صدام حسین را گرفته بودند با غزت و احترام محاکمه اش کردند-متاسفانه برخی ها در لباس نظام تند روی دارند که باید شناسایی و دستگیر شوند.

                  • سه شنبه 15 شهريور 1390-0:0

                    آخه با چه جرمي ؟ با كدام حكم؟

                    • سه شنبه 15 شهريور 1390-0:0

                      بر ماست كه بر ماست... حق ماست كه با اينطور رفتار بشه؟!! هم تورم رو روز به روز تحمل كنيم و هم گراني رو و آخرش از كسانيكه با پول ماليات ما ارتزاق مي كنند اينطور وحشيانه با ما رفتار كنند...

                      • سه شنبه 15 شهريور 1390-0:0

                        من هم يك خبرنگارم. روز گذشته به اتفاق يك از همكاران براي انگشت نگاري به تشخيص هويت نيروي انتظامي در ساري رفتيم . در موقع ورود من متوجه تذكر سرباز نيروي انتظامي كه دم درب نگهبان بود نشدم . وي با برخوردي بسيار ناشايست با صداي بلندخطاب به من وهمكارم مي گويد : آهاي با شما هستم تلفن همراهت را تحويل بده. بهش گفتم صداي شما را نشنيدم . با گفتن اين حرفم ، ارشد آنها با حالتي از غضب و در كمال بي ادبي جلو آمد وما دو نفر را همانند مجرمان سابقه دار شروع به بازديد بدني در حد كساني كه مي خواهند به به زرادخانه هاي هسته اي بروند نمود واين درحالي بود كه در همان محل وردي كه ايستده بوديم همه كساني كه بعد از ما آمده بودند بدون هيچ پرسش وپاسخي وبي هيچ مشكلي وارد مي شدند. البته اين روند در داخل هم ادامه داشت وما در قسمت انگشت نگاري هم با برخورد بسيار مودبانه چند نفر از سربازان عزيز مواجه شديم كه با ما 3سه نفر ديگري كه آمده بودن مانند جاني ها برخورد مي كردند. جالب اين بود كه از ما سئال مي كردند: چند سال سايقه داري ؟ آخرين باري كه زندان رفتي كي بود؟ اين سئوال ها را فقط از من وهمكارم پرسيدن والبته از اين سئوالات از بقيه هم پرسيده شد.
                        متاسفانه نيروي انتظامي برخي از سربازان را كه مشخص بود صبحانه نخورده بود و صبح به آن زودي بسيار عصبي بود را در جايي قرار داده بودند كه با بسياري از ارباب رجوع سروكار داشت ودرجه داران ونيروهاي كادر آنها در اتاق هايي كه در آنها نيز بسته بود هم هيچ نظارتي بر اين افراد نداشتند. آيا واقعا بايد نيروي انتظامي كه عامل ايجاد وحفظ آسايش ما و شهروندان ديگر هستند بايد با مردم اين گونه برخورد كنند. نوع برخورد سربازان با ارباب رجوع كه ربطي به كمبود امكانات و كمبود بوجه وكم بودن امكانات ندارد.
                        آيا اين رفتار سربازان نيروي انتظامي در كلانتري ها ويا اماكني مانند دادگستري و يا دواير دولتي با ارباب رجوع توسط فرماندهان آنها بررسي نمي شود؟ اگر اين كار انجام مي شود پس چرا هر روز نوع برخورد اين افراد با زنان ومرداني كه به اي مراكز مراجعه مي كنند بد وبدتر مي شود؟


                        ©2013 APG.ir