تعداد بازدید: 2614

توصیه به دیگران 3

پنجشنبه 28 شهريور 1392-11:27

اصلاح طلبان مازندران؛ رويه ها و پيامدها

وقتي در شرايطي  كه مقصد و مقصود بسياري با مناسبات فاميلي، رفاقتي، ميانه روي كاذب (خنثي و بدون هزينه)، مريدي و محفلي و...حاصل مي شود، متعهد شدن به رفتار سياسي نهادمند و سازمان مند كه متضمن  صرف وقت، تفكر دائم و هزينه بسيار است، كار دشواري است/ اگرعلاوه بر دانش و تجربه، مناعت طبع را ملاط  و مايه استحكام خود و اجتماع بدانيم، پس هيچگاه نبايد براي دستيابي به يك جايگاه سياسي و مديريتي، خود زنبيل به دوش گرفته، به در خانه اين و آن برویم.


مازندنومه، شعبان رستمي: يك دوره حدوا" سه ماهه از انتخاب رئيس جمهوری تا انتخاب استاندار گذشت.

فارغ از اينكه چه نتيجه اي حاصل شده باشد و فارغ از اينكه نحوه تعامل با استاندار منصوب چگونه باشد ، فرصت ويژه اي است  براي تحليل توأم با هشدار براي اصلاح طلبان استان:.

اين دوستان علي رغم همه تلاش ها، در همان گام اول در تشكيل  يك نشست عمومي ، جهت دستيابي به يك اجماع، در انتخاب فرد يا افراد ناكام ماندند و كار آنها به جايي نرسيد. اين ناكامي موجب حيرت، حسرت و نااميدي همراهان نسبت به اشخاص مؤثر در استان شد.

وقتي  ميان بزرگان سياسي استان(اگر با مسامحه اين واژه را بپذيريم) ، زبان و درك مشتركي از همگرايي و همنوايي ، حتي در شرايط اضطراري نباشد، چه نتيجه اي مي توان انتظار داشت ؟ 

وقتي فعاليت سياسي مجموعه عناصر، اعم از تشكل هاي ريز و درشت و فعالان مستقل، مستمر(با همه موانع)   و مبتني بر برنامه و نظم  نباشد و فقط درانتخابات كركره ها بالا كشيده  شود، چه نتيجه اي مي توان انتظار داشت؟

وقتي اصلاح طلبان استان تا زماني كه "هدف"  و "رقيب" مشترك است، به صورت جمعي وارد ميدان مي شوند، اما در قدم دوم ،  همين كه خود را در جايگاه هدف (استاندار)مي بينند و دوستان خود را  رقيب مي شمارند و كشمكش ها آغاز مي شود ؛ چه نتيجه اي مي توان انتظار داشت؟

اصلاح طلبان در تئوري و نظر، خود را  ازطرفداران قواعد علمي و تجربي در فعاليت هاي سياسي مي دانند، ولي وقتي پاي عمل  در بزنگاه ها به ميان مي آيد، اخلاقگرا مي شوند و توقعات رفتارهاي اخلاقي  و ازخودگذشتگي از همديگر دارند؛ غافل از اينكه ، بداخلاقي ها محصول طبيعي رفتارهاي بدون برنامه،نامنظم و بدون سازماندهي است.

 "محصول مطلوب در حوزه اجتماعي، حاصل  انديشه، سازماندهي و حركت جمعي و مستمر است. اينها در بيان ساده  است، اما در عمل موانع بسيار دارد. "

وقتي در شرايطي  كه مقصد و مقصود بسياري با مناسبات فاميلي ، رفاقتي ، ميانه روي كاذب (خنثي و بدون هزينه) ، مريدي و محفلي و...حاصل مي شود، متعهد شدن به رفتار سياسي نهادمند و سازمان مند ، كه متضمن  صرف وقت، تفكر دائم  و هزينه بسيار است، كار دشواري است .

وقتي فعاليت ها در درون حلقه و مدار بسته صورت گيرد، وقتي چرخه جابجايي منطقي جايگاه ها  دچار نقص باشد، وقتي در فرآيندي كه  "بهتر شدن " و برتر شدن " ، محدود و محصور باشد و وقتي سلسله مراتب اداري و مديريتي  در مناسبات سياسي و تشكيلاتي غلبه يابد، امكان رويش افراد جديد، به ويژه جوانان چندان مقدور نخواهد بود، لذا ادامه كار دشوار خواهد بود.

وقتي مناسبات في ما بين بزرگان سياسي ، اعم از ساكنان استان و خارج از استان  و همراهان شان  ، تعريف نشده  و فاقد برنامه و نوعأ  مقطعي و سليقه اي باشد، طبيعي است كه براي بسياري از همراهان ، ادامه اين نوع رفتار ، قابل پذيرش و توجيه نباشد.

اگر وظيفه انساني و اخلاقي و همچنين پايبندي به قواعد علمي و تجربي را در شروع و ادامه كار مد نظر قرار دهيم،  سختي كار آسان تر ،خطاها كمتر و توفيقات بيشتر خواهد بود.

 اگرعلاوه بر دانش و تجربه، مناعت طبع را ملاط  و مايه استحكام خود و اجتماع بدانيم، پس هيچگاه نبايد براي دستيابي به يك جايگاه سياسي و مديريتي، خود زنبيل به دوش گرفته، به در خانه اين و آن برویم.

  كسي كه  به خود ظلم كند و خود را ارزان بفروشد، چگونه مي تواند از حقوق تحت مديريت خود دفاع كند؟

 علي اي حال بايد رويه ها را اصلاح كرد. همه اصلاح طلبان استان را نمي شود  برحسب جغرافيا متشكل و سازماندهي كرد .  عقايد، سلايق، منش و روش مي تواند متفاوت باشد، كما اينكه تشكل هاي مختلف در گذشته ايجاد شده و ممكن است بعدأ هم ايجاد شود و هر تشكلي فعاليت هاي خود را داشته باشد. آنچه مهم است  اين است كه:

 اولأ  همه فعالان سياسي داراي شناسنامه باشند، شناسنامه تشكل ها و شناسنامه  افراد و وزن سياسي  هركدام ، ناشي از  عملكرد شفاف آنها باشد. جايگاه آنها، محصول تلاش و بهره گيري از فرصت هاي برابر باشد.

ثانيأ راهبردهاي اصلاح طلبان در استان ايجاب مي كند که همه تشكل ها و عناصر سياسي ، در شرايط ويژه  و برحسب ضرورت جهت دستيابي به هدف مشترك ، بر اساس يك برنامه منطقي  و منطبق بر واقعيت ، اقدام به تصميم و همكاري جمعي کنند.

اميد است  من بعد، از  كارهاي احساسي و بدون برنامه  پرهيز و با تكيه بر اصول ، شاخص ها و رويه هاي سازنده و كارآمد عمل كنيم.


  • منصوريانپاسخ به این دیدگاه 0 0
    دوشنبه 1 مهر 1392-0:0

    اقاي دكتر سياسيئن استان در حال گذر هستند حتمآ نياز به تمرين دارند .اشتباه هم صورت ميگيرد پس نبايد خيلي مته به خشخاش گذاشت كمي صبر وتحمل همه انچه شما مي پسنديد به نتيجه مي رسد

    • دوشنبه 1 مهر 1392-0:0

      فقدان تشكل و عدم قدرت اجماع سازي بحثي فرهنگي است كه در گام نخست نخبگان سياسي بايد وجهه ي همت خود را برآن معطوف دارند. . تصميم گيران و تصميم سازان طراز اول كشور اگر در سطح نياز هاي غريزي متوقف بمانند هوده همين است كه هست.آنها بايد براي توسعه و آباداني كشور از نيازهاي حقير بگذرند. كشور براي توسعه به آدمهاي متفكر و آگاه و كار آزموده و سير نياز دارد. كساني كه رنج همنوعان مايه ي آزار و دغدغه اصلي آنان باشد.چهره هاي شاخص اصلاح طلبي استان هم در شاكله ي سياسي، متاثر از همان الگوي نا كارمد فرهنگي اند. روحيه ي اقتدار گرايي را فقط در رقبا نمي توان جست. انگشت اشاره رانخست بايد به سمت خود برد.در آغاز بايد خود را اصلاح كرد. اصلاح به اصلاح گر خود ساخته نياز دارد.

      • جمعه 29 شهريور 1392-0:0

        مواظب امثال خانم راستگو ها در استان باشید .

        • از ماست که بر ماستپاسخ به این دیدگاه 3 0
          جمعه 29 شهريور 1392-0:0

          وقتی جناب شعبان رستمی از سر دلسوزی یا مسائل دیگری مسائل اصلاح طلبان را اینکونه نقد می کند آدم فکر می کند اصلاح طلبان حتماً از ایشان در کارهایشان نظری نخواسته بودند و اینگونه ایشان دق دل و ناراحتی خود را خالی می کند. اگر استاندار از جریان اصلاح طلبان انتخاب می شد الآن حرف ها جور دیگری بود.


          ©2013 APG.ir