فضای چند وجهی رسانه های نوین
مقدمه دکتر علی کريمی مله -عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران- بر کتاب "پرانتز باز" ، تازه ترین اثر سردبیر مازندنومه

مازندنومه؛ دکتر علی کریمی مله، عضو هیدت علمی دانشگاه مازندران: ابعاد گوناگون زندگی بشر معاصر چنان از هستی و نقشآفرینی رسانهها تاثیر پذیرفته است که به درستی دوران جدید را "عصر رسانه" نام نهاده اند و از زمانی که مارشال مکلوهان ایده "دهکده جهانی" را وارد قاموس علوم سیاسی، اجتماعی و ارتباطات کرد، تا امروز اندیشه ورزان بسیاری در تراز جهانی، در خصوص ساز و کارها و وجوه متعدد تاثیرگذاری رسانه بر حیات فردی و جمعی اندیشه تامل نمودهاند.
تجلی عملی این تاثیرگذاری با تحولات ژرف و ساختاری در رسانههای سنتی و برآمدن رسانههای جدید که دامنه دینامیسم و پویایی زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را وسعتی دوچندان بخشیده است، ابعاد نوپذیری یافته است؛گویی در متن ساختارهای موجود کارگزاری تازه در تراز و حتی فراتر از کارگزاران سنتی عرصه سیاست و اجتماع ظهور کرده است تا چشماندازها و افقهای نگاه آدمیان را متنوعتر و حیات اجتماعی آنها را متکثرتر و هویتهای شان را ناهمگنتر و پیچیدهتر سازد.
فضای رسانهای نوین با کارکردهای چند وجهی خود به شکلگیری حوزه عمومی تازهای انجامیده است که در آن شهروندان میتوانند با فراغت بیشتر از فشار، مداخله و سانسور، علایق و منافع خود را اظهار کنند و ایدهها و احساسات خویش را نسبت به سیاست و جامعه، آشکارا مبادله نمایند و به خاطر ظرفیت چارهجویانه و اجماع ساز آن بر اهداف و تصمیمات حکومتها تاثیر بگذارند. نمونه متاخر و اثرگذار نمایش پتانسل آگاهسازی، رهایی بخشی و بسیجگری رسانههای جدید را میتوان در خیزشهای سیاسی خاورمیانه عربی و شمال آفریقا با عنوان "انقلابهای توییتری یا فیسبوکی" یافت که به مثابه کارگزار سیاسی فعالتر و کارآمدتر از کارگزاران سیاسی سنتی مثل احزاب سیاسی یا طبقات اقتصادی نمایان شدهاند.
رسانههای جدید که فرآورده فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی هستند، با توجه به ویژگیهای فشرده سازی زمان و مکان، ماهیت تعاملی و دوسویگی، شکلگیری اجتماعهای تصوری مجازی را تسهیل میکنند که با کارکرد سرزمینی زدایی همفکران را از اقصا نقاط جهان پیرامون مسائل مشترک و مشابه، آگاه و برای تحقق خواسته هایشان برمی انگیزاند
.
آنچه با عنوان جنبشهای اجتماعی جهانی برای مقابله با مخاطرات مشترک بشریت شکل میگیرد و به کنشگری فعالانه جهانیان در حوزههای صیانت از محیط زیست، مبارزه با آلودگی پسماندهای هستهای، تلاش برای مبارزه با کویری شدن کره زمین، پشتیبانی از ستمدیدگان فلسطین و لبنان و خروش جهانی بر ضد جنگافروزیهای رژیم صهیونیستی و جنبش اشغال والاستریت جریان یافته است، همگی نمونههایی از توان آگاهی بخشی و انگیزشگری رسانههای جدید به شمار میرود
.
رسانه های مجازی به طور عام و رسانه های مجازی محلی به طور خاص کارویژههای متعدد اطلاعاتی، ارتباطی، تفریحی و سرگرمی، بسیجگری و هویت سازی را همزمان انجام میدهند. در بعد اطلاعاتی، این رسانهها اخبار و اطلاعات لازم را درباره رخدادها و شرایط جامعه محلی، ملی و جهانی و روابط قدرت عیان و نهان آن به مخاطبان عرضه می کنند. در بعد ارتباطی معانی نهفته در رخدادها و اطلاعات را تفسیر و تحلیل میکنند و از طریق کمک به فرایند اجتماعی کردن جامعه و تسهیل پشتیبانی از ارزشها و هنجارهای مسلط و مرجع، تکوین، تثبیت و تداوم وفاق اجتماعی را موجب میشوند و با کارویژه تفریحی و سرگرمی خود، در نقش ابزار تمدد اعصاب و تقلیل تنشهای اجتماعی و کاهش تشویشها و دل آزردگیهای مفرط ناشی از فردیت فزاینده زندگی ماشینی بشر امروز ظاهر میشوند و با کارویژه بسیجگری عامل مبارزه و پیگیری اهداف سیاسی و اجتماعی به شمار میروند و با تمهید و بسترسازی حضور عامه شهروندان در حوزه سیاستگذاری و گستراندن شعاع گزینش از بین آرای متنوع و سلایق و منافع متفاوت و حتی متعارض، عقلانیت مخاطبان را ارتقا میدهند و با ارائه فهمها و دیدگاههای بدیل در مورد مسائل مبتلابه، به آفرینش تفکر مستقل، خلاقانه و نقادانه کمک میکنند و با پرهیز از شوربخشیهای کاذب و در مقابل با افق گشاییهای رهاییبخش، زمینههای شعورآفرینی را تسهیل میکنند و بدین طریق به بسط حوزه عمومی در جهان زیست بومی ـ محلی و شکلگیری دموکراسی محلی مدد میرسانند
.
یکی از بحثهای مهم در عرصه نظری و علمی رسانههای مجازی چگونگی نقشآفرینی آنها در شناساندن و پرورش ممی
