تعداد بازدید: 3171

توصیه به دیگران 3

چهارشنبه 18 دی 1392-8:22

از نارمک تا بابک!

هنوز برای بسیاری از مردم و رسانه ها به درستی، روشن نشده است که " داستان از نارمک تا بابک...چیست و حقیقت و واقعیت  بین " محمود و سعید و بابک "چگونه است؟


مازندنومه؛ محمد رضا زمانی درمزاری( فرهنگ)، وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی: بروز و ظهور پرونده های فساد مالی و کشف و اعلان رقم های میلیارد ریالی و دلاری، گویی به سان نَقلِ مجلس و نُقل هر محفی مانَد و چه آسان می آید و چه زود می گذرد!

 از پروندۀ فراموش شدۀ 123 میلیاردی گرفته تا پروندۀ های 3000 میلیاردی، بانک ها و موسسات مالی و اعتباری، پرونده تامین اجتماعی و نقش آفرین های دادستان مخلوع تهرانی و اینک، نیز طلوعِ بابک زنجانی!

 در دولت قبل، شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی و اعلام خط و نشان های سیاسی و " بگم، بگم " های توخالی و غیرکارشناسی تا وعده های دولت روحانی برای تعقیب مفسدان اقتصادی و صدور دستور ویژه رئیس جمهوری، گرچه، به ظاهر نشان از عزم پیدا و پنهان یا نمادین برای طرح و تعقیب مفاسد اقتصادی مطروحه از سوی مسئولان و رسانه ها دارد، بیانگر این واقعیتِ تاسف بار و غیر قابل انکار است که حجم گستردۀ سوء استفاده های مالی و رانت های اقتصادی و سیاسی احتمالی منطبق هیچ کدام از موازین حقوقی و قانونی نیست و ریشه در هیچ یک از اهداف، شعارها و برنامه های وعده داده شدۀ مسئولان و مدیران دولتی کشور ندارد.

 آیا باید حجم روزافزون و میلیاردی پرونده های مفاسد اقتصادی، آن هم؛ تنها نسبت به برخی از موارد گزارش شده و نه همۀ مورادِ پیدا و پنهان احتمالی را قبل از هر چیزی در ضعف دستگاه تقنینی و نظام قانونگذاری و فقدانِ دستگاههای بازرسی و نظارتی قانونمند و عدم ضمانت های لازم قوانین در اجرای عادلانۀ موازین حقوقی نسبت به مرتکبان آن و نبود تعقیب قضایی و قانونی موثر و مورد انتظار مردم و افکار عمومی دانست؟

ظهور و بروزِ رو به تزاید آقازاده ها و لُرد زاده های در حاشیه و سایۀ امنی که قانون و اجرای آن برای آنها، مفهومی انتزاعی، غیرکاربردی و اجرایی بیش نبوده و نخواهد بود، نه تنها نظام حقوقی و قانونی کشور و اعتماد مردمی را لوث و دستخوش بی اعتباری نموده و می نماید، زمینه ساز گسترشِ مستمر نقض مکرر قوانین و توسعۀ فساد مالی، اقتصادی و حقوقی در زمینه های مختلف و نیز تضییع آشکار حقوق بیت المال و مردم می شود و صدالبته، با نخستین پرواز، سر از دیار فرنگ درآورده و در آغوش سرمایه ها و رانت های پنهان خویش قرار می گیرند.

آیا مفاسد اقتصادی در غلام زاده ها و مردم عادی و نیازمندی که برای گرفتن مبلغ ناچیزی وام نیازمند معرفی ضامن و سپردن تضمینات لازم در بانک ها هستند، ایجاد خواهد شد؟ هزینه های کلان اقتصادی و حقوقی مترتب بر این پرونده ها و اقدامات غیرقانونی، چگونه قابل جبران بوده و تا کی مردم باید چشم به راه کشف و شهودِ اقماری و رو به تزاید این پرونده ها و شنیدن رقم های میلیاردی و نجومی راه نیافته با ماشین حساب های خویش بوده و آن وقت، از فرط تورم و هزینه های بالای زندگی و معیشت روزانه خود و خانواده، زانوی غم و افسردگی گرفته و چشم به راه ریزش و خیزش اندک پول خُرد یارانه به حساب خویش باشند؟

اگر به راستی، می شد نسبت به مفسدان اقتصادی و بیت المال و ناقضان حقوق شهروندی و اساسی مردم و کشور، با فرض ثبوت قطعی جرائم آنها به مانند " عید خون" شوهر عمه رهبر کره شمالی عمل کرد و با مجازات های سهمگین و وحشتناک نسبت به مجازات آنها، در صورت تجویز قانون، عمل نمود و رد و نشانی از این مجرمان مفاسد اقتصادی به مانند مجازات اعمال شده رهبر کره شمالی برجای نگذاشت، آیا باز هم می توان به عدم ضمانت های لازم قوانین و ضعف دستگاه های نظارتی و بازرسی کشور ناامید ماند و منتظر ظهور و بروزی دوباره از پرونده های مفاسد اقتصادی بود؟!

گرچه، سادگی و ژست مردمی و خرید گوجه و میوۀ ارزان از نارمک ؛ نماد مردمی بودن و مردمی شدن را نوید می داد و تبلیغ می کرد و هزاران امید و نوید را به ظاهر، به همراه داشت و گرچه بابک زنجانی، صرفاً تحت تعقیب قرار گرفته و تا احراز و اثبات مجرمیت و محکومیت قطعی احتمالی وی یا اثبات برائت او فرسنگ ها فاصله است، ولی هنوز برای بسیاری از مردم و رسانه ها به درستی، روشن نشده است که " داستان از نارمک تا بابک...چیست و حقیقت و واقعیت  بین " محمود و سعید و بابک "چگونه است؟

ایمیل نویسنده: zamani.i.l.institute@gmail.com 


  • چهارشنبه 18 دی 1392-23:10

    شمالی های محترم به خوبی و نیکی می دانند، مازندران و گیلان و گلستان با وجود ظرفیت های بالای طبیعی، گردشگری، زیست محیطی و تاریخی و فرهنگی، اساساً نباید دغدغه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و درد بی درمان شده معیشت و اشتغال جوانان و توسعۀ روزافزون نابهنجاری های اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر و بیکاری جوانان و تعطیلی مستمر مراکز تولیدی و کارخانجات و تشدید بحران های اقتصادی و اجتماعی منطقه را به مانند چیت سازی بهشهر و مانند آن داشته باشد؟! شمال باید خود مولد بوده و بتواند کشوری را اداره نماید و نمادی از فرهنگ، توسعه، تمدن، گردشگری و توسعه پایدار باشد؟به راستی، آیا وضعیت موجود آن چنین است؟ با وجود این همه نارسایی و ناهنجاری های متعدد و مشهود در مازندران و شمال کشور و بهانه های واهی مسئولان برای نبود بودجه و منابع مالی برای تعقیب پروژه های مختلف منطقه ای و استانی، چه توجیهی برای این همه مفاسد اقتصادی پیدا و پنهان و سوء استفاده های مالی فراوان آقا زاده های بدور از مسئولیت و قانون گریز وجود دارد...؟!

    • چهارشنبه 18 دی 1392-23:3

      با سپاس از مازندنومه و همه خوانندگان محترم و ارجمند. ضمن احترام به تمامی دیدگاههای مخالف و موافق، ذکر چند نکته را در این خصوص لازم می داند:
      1- اشاره به " عید خون میرزاده عشقی" یا اقدام " رهبر کره شمالی" صرفاً از باب تمثیل بوده و بر ضرورت " اقدام و اجرای جدی قانون و اعمال موثر و قانونمند نظارتی مراجع ذیربط" تاکید دارد، وگرنه، نفس هر خشونت و نامهربانی پسندیده نبوده و نگارنده نیز در مقام القای خشونت یا حمایت از این رویه نبوده و نخواهد بود. تذکر خواننده محترم با نام مهربان نیز در این باره سودمند و محترم می باشد.
      2- ضمن احترام مجدد به نظر جناب مهیار، لازم بذکر است : ادب، بازدارنده است...! از نیش زبان مردم نرنج، عمری است به هوای بارانی می گویند خراب...!! نوع نگاه و منویات شما وامدار همان روش ها و منش هایی است که با وجود شعارگرائی و حذف اخلاق و ارزشهای اجتماعی در طی ده گذشته و تحمیل وضعیت تاسف بار اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی و معیشتی حاضر بر مردم و جامعه!!!، از ارائه هرگونه دیدگاه کارشناسی و علمی ناتوان بوده و صرفاً، بدنبال توجیه و تقبیح این و آن هستند؟! اگر اینجانب بدنبال مناصب سیاسی و موقعیت های اجتماعی مورد نظر شما بوده ام، باید از سالها قبل نسبت به پیشنهادات و سمت های مطروحه در دولت های قبل یا حاضر، با توجه به رزومه کاری قابل توجه موجود، با نظر موافق و مثبت عمل می نمودم.!
      یک حقودان مستقل و یک نویسنده روشنفکر بدنبال مناصب و مقامات دولتی و سیاسی نبوده و در مقام قلم به مزدی نخواهد بود.! مقالات و یادداشت های منتشره اینجانب در زمان دولت حاضر و تذکرات و اخطارهای مکرر به دولت و رئیس جمهور کنونی به مانند دولت و رئیس جمهور و دولت قبلی، مراتب بطلان ادعای خلاف واقع، موهن و تاسف بار شما را نمایان ساخته و به اثبات می رساند.! گرچه، شنونده و خواننده نیز خود عاقل است و تحت تاثیر این شانتاژهای بی اساس و وهن آمیز قرار نمی گیرد..!!
      3- رسالت یک حقوقدان و وکیل دادگستری در احترام به سوگند اتیانی خویش در مقام بیان حق و دفاع از حقیقت و ترویج فرهنگ حقوق شهروندی و دفاع از حقوق مردم و آزادی های سیاسی و اساسی آنها و حتی، طرح اخظارها و تذکرات حقوقی و قانونی به مسئولان و مدیران در هر رده و مقامی بوده و این مهم به وضوح، از کلیه نوشته ها، مقالات و کتب متعدد منتشره اینجانب به راحتی، قابل احراز است، والا، قلب واقعیت و حذف حقیقت و حرکت در مسیر زمانه و آب به مانند بسیاری، آسان ترین روش برای حیات، اما زندگی بدون ماندگاری و ارزشهای انسانی است و همواره، از پروردگار منان نیز مسالت داشته که " به حقیقت قضاوت نموده و به عدالت، وکالت نمایم...". این است منشور راستی و درستی...... باقی، هیچ هست و همین مهم اینجانب را نیز بس....

      • چهارشنبه 18 دی 1392-16:50

        با درودی دوباره به مازندنومه محترم! عزیزان من شما که کامنت زیبای یک صفحه ایی بنده که پر از حقایق بود تبدیل به 4 خط بی ارزش کردید! در این دولت آزاد و تدبیر و امید!!! چنان شما زیبا و ماهرانه و استادانه کامنت یک صفحه ایی بنده حقیر دهاتی را سانسور کردید که من در حیرت ماندم و باورم شد!!! ( خنده)! من از قوه قضائیه مستقل در کشور نوشتم و کمی بیشتر! این چهار خط را هم نمی گذاشتید خیال بنده را راحت می کردید !!! (خنده)! در این کشور قارش میش آرزوی موقعیت برای شما عزیزان دوست داشتنی دارم!
        ...

        • مازندنومهپاسخ به این دیدگاه 8 0
          پنجشنبه 19 دی 1392-1:38

          دوست عزیز، شما که حاضر نشدی -حتی به صورت مستعار-اسم خودت را روی کامنت بگذاری، توقع داری ما نظریات ساختارشکن شما را بپراکنیم که صددرصد بار حقوقی داشت؟ اگه دست قوه قضاییه به شما نرسد، به ما خیلی راحت می رسد!

        • چهارشنبه 18 دی 1392-15:34

          درود فراوان بر شرف و وجدان انسان هایی همچو شما آقای محمد رضا زمانی درمزاری! که جای شما عزیزان پاک و صادق و شیر حلال خورده را انسان نما هایی همچون ... ها و ... پر کردند! و دم از خدا و قران و نماز و روزه و این دنیا و آن دنیا و آخرت می زنند!!! و توده مردم بی سواد و نادان، مثل پدر و مادر من را، با چنین لسانی ... فریب می دهند و مردم را در فقر و فلاکت و گرسنگی و بی دارویی و ... قرار دهند و خود و کودکانشان با خیالی آسوده در کاخ ها یشان نشسته واز زندگی لذت می برند... ما باید از خداوند متعال سپاسگذار باشیم که هنوز در چنین کشوری انسانهایی همچو شما و مازندنومه وجود دارند!!!

          • پنجشنبه 19 دی 1392-12:24

            بنده، روستایی زاده و کارگرزاده ای بوده که با سختی، فقر، محرومیت های فراوان و در خانواده ای کارگری و معمولی و محروم از حداقل های تحصیل و رفاه پا به عرصه دانش اندوزی و فعالیت های آتی حرفه ای پرداخته و الان نیز با وجود اشتغال در فعالیت های رسانه ای، حرفه ای و وکالت دعاوی و استقرار در پایتخت کشور و داشتن سوابق حرفه ای و شهرت رسانه ای متعدد، کماکان همان " کارگرزاده روستایی" بوده و به سابقه، خانواده و زادگاه خویش و هم نشینی با مردم محروم و روستایی افتخار نموده و مهربانی و پاکی و درستی و راستی آنها را می ستایم. اینجانب و تحصیلکرده کردگانی چون بنده، وامدار همان مردم چشم براه حمایت و مساعدت به حقوق اساسی و شهروندی آنها بوده و خدمت به آنها نیز، افتخار حرفه ای اینجانب در هر زمان محسوب شده و می گردد.
            بوسه بر دستان پدر و مادران ارجمندی که هزاران شهید و جانباز و ایثارگر را در شمال و مازندران تقدیم کرده و با تربیت هزاران فرزند تحصیل کرده و دانشگاهی و تقدیم آنها به جامعه، کهولت و محرومیت روزافزون را بر خویش تحمیل نموده اند، نه تنها مغتنم و محترم بوده، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
            یکی از دوستان اینجانب که استاد ممتاز دانشگاه صنعتی شریف و دارای درجه پرفسوری با سن بسیار کم خویش بوده و تحصیل کرده خارج از کشور و عضو مشورتی بسیاری از مراکز علمی و سازمان های جهانی و بین المللی است، همواره با ادب و احترام ، از گذشته خویش به عنوان " یک کارگر زاده" یاد کرده و در سخرانی های رسمی خویش نیز از طرح این موضوع ابائی ندارد.! و جای تقدیر دارد و الگویی برای همه و بنده نیز هست...
            کارشناسان و تحصیلکردگان و دانشگاهیان باید زبان حال مردم عادی و همان پدران و مادرانی پیر و کهنسالی باشند که جوانی و فرصت های شادی خویش را برای پویایی نسل آتی و فرزندان خویش به ودیعه گذارده و انتظار ماندگاری آنها را در آرزوی خویش داشته اند. حرمت به پدر و مادر و خدمت به آنها و مردم هموطن، آئین راستی و درستی انسان هایی است که بر سفره پاک حیات آنها نشسته و بر درستی و راستی همان آموزه های اخلاقی پدران و مادران خویش در این زمانۀ نا بهنجار تاکید دارند.....

            • چهارشنبه 18 دی 1392-23:18

              خواننده محترم ضمن سپاس از شما، اینجانب نیز به مانند جنابعالی بر این باورم؛ شان و شرافت انسان در آزادی و بیان حقیقت و پرهیز از هرگونه حیله و مکرر و فریب کاری و ریاکارهای متعارف و زمانه هست که مردم و جامعه طی دهه های اخیر تاوان بسیاری برای آنها داده اند!!!. یقیناً، شما به مانند اینجانب و خوانندگان محترم، مجاهدت ها و ایثارگری های رزمندگان جبهه و جنگ و پدران و مادران دردمند شهداء و ایثارگران را در ایام جنگ فراموش نکرده اید؟ آنها، همگی نسبت به بنده و دیگران حق دارند و ما نیز وامدار خون و رسالت شهداء و مجاهدت های ایثارگرانمان بوده و نسبت به این آب و خاک و وطن نیز مسئولیت داشته و خواهیم داشت، والا می شود به مانند بسیاری ترک وطن نمود و از آنجا در مقام نقد دولت و تعقیب مطالبات قانونی ملت و مردم برآمد؟! این حداقل کاری است که می شود برای ادای دین نمود و به آنها احترام گذاشت....

              • چهارشنبه 18 دی 1392-16:7

                آقای زمانی رو به مازندنومه نچسبون داداش

                • پنجشنبه 19 دی 1392-12:4

                  نه مازندنومه نیازی به استفاده از نام و اعتبار و شهرت حرفه ای آقای زمانی دارد و نه جناب زمانی نیز نیازمند " چسبیدن به مازندنومه" طبق ادعای غیر واقع شما دارد..!! اگر قدری به تاریخ مازندنومه و مقالات و مطالب حقوقی منتشره از سوی این سایت با دقت نگاه و توجه نمائید، یکی از اصلی ترین حقوقدانان و نویسندگان مطالب حقوقی و مستمر مازندنومه، همین آقای زمانی بوده که علاوه بر سایت منطقه ای مانند مازندنومه، مطالب ایشان در بسیاری از سایت های معروف و پرخواننده کشوری و بزرگ ، خبرگزاری ها و جراید و نشریات تخصصی کشور به کررات منتشره شده و می گردد و ایشان از اعضای تحریریه و نویسندگان اصلی بسیاری از آنها و حتی، از بلاگرهای حقوقی و تخصصی آنها بوده که اینجانب، به کررات، مطالب منتشره در آنها را مطالعه و مشاهده کرده ام.
                  آقای زمانی و مازندنومه، دو همکار رسانه ای در جهت فرهنگ سازی و ترویج فرهنگ حقوق شهروندی و اساسی مردم بوده و از روابط صمیمانه و محترمانه ای با هم برخوردارند و این اظهار نظرهای بی اساس و تاسف بار، چیزی از اهمیت روابط رسانه های آنها و استمرار همیاری مثبت آنان نخواهد کاست. ضمن آنکه، یقیناً، مازندنومه از مشاور حقوقی و وکیل برخوردار بوده و برای اعلام نظر نیازمند اظهار فضل شما نخواهد بود و مازندنومه با نظر وکیل و مشاور حقوقی خویش عمل خواهد کرد..!
                  چرا اینقدر، ما در مقام نفی اخلاق و ارزشهای انسانی و بی توجهی به خدمات بی شائبه انسان ها در مقابله با ظلم و ستم و دفاع از حقیقت بر می آئیم؟! چرا یاد نمی گیریم که با ادب، احترام و انصاف نسبت به دیگران قضاوت کنیم؟ چرا دوست داریم فرهنگ حذفی و تخریب، آئینه نگاهمان گشته و از برخورداری از فرهنگ جذبی و همیاری محرومیم؟! مازندنومه و آقای زمانی می توانند به مانند بسیاری از منفعت طلبان و سودجویان زمانه در مقام مدح و تمجید و تملق این و آن برآمده و با قلم به مزدی، در جهت تحصیل منافع مادی به مانند بسیاری ها برآیند، لیک شان و جایگاه حرفه ای و اجتماعی آنها، با توجه به نوع عملکرد آنان و مقالات و مطالب منتشره مستمر آنها، خلاف آن را نشان می دهد....به راستی، آیا دلیلی بر چسبیدن یا چسباندن آقای زمانی و مازندنومه به هم می ماند...؟!!

              • چهارشنبه 18 دی 1392-11:16

                يادداشت بسيار فشل و درهم و برهمي است. با اينگونه مقالات نمي توانيد عمق فاجعه را نشان دهيد و فقط مي خواهيد خود را براي كسب پست و ميز در اين دولت جابزنيد. مخاطب از خواندن اين مقاله گيج مي شود آقاي حقوقدان...

                • سوادکوهی کیجاپاسخ به این دیدگاه 1 5
                  چهارشنبه 18 دی 1392-11:14

                  وقتی ما به افراد عادی تقدس می بخشیم... به طور خود بخود فرزندان و کسانشان در برابر هرگونه عملی بیمه خواهند شد؟؟؟؟... به نظر شما اجرای قانون و برقراری عدل امکان پذیره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این ایه قران خیلی برام جالبه سوره هود ایه 45 و 46... هنگامی که موج میان نوح و پسرش حایل شد نوح پروردگارش را ندا داد و گفت پسرم از خانواده من است و قطعا وعده تو مبنی بر نجات خانواده من حق است با این حال داوری با توست که تو بهترین داورانی. خدا فرمود: ای نوح خانواده تو به شرط اینکه صالح باشند نجات می یابند . پسر تو زشت کردار است پس مبادا انچه را بدان علم نداری از من بخواهی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این جز ایاتیه که من زیرش خط کشیدم و خیلی دوستش دارم. با سپاس از شما و به امید روزیکه حتی کم شدن ریالی از بیت المال علی وارو بدون هیچ مصلحتی افشا و بازگردانده شود .... ما به این دولت امید داریم بالاخص که بر مشی رهبری حرکت می کند.

                  • چهارشنبه 18 دی 1392-10:3

                    اصل قضیه و حرف نویسنده محترم بسیار درست است. واقعا باید فکری برای این مسئله کرد.
                    اما آیا واقعا باید برای مبارزه با این پدیده حمام خون براه انداخت؟ واقعا این همه خشونت در جهان بس نیست؟ باور کنید راه های بهتری هست. این یک مساله فرهنگی است. باید به سراغ کودکانی رفت که روزی در آینده پست های مدیریتی را در اختیار می گیرند.


                    ©2013 APG.ir