تعداد بازدید: 7785

توصیه به دیگران 1

پنجشنبه 1 بهمن 1383-0:0

منوچهر شيبانی ، وليعهد ناكام نيما يوشيج

شيباني دوران نوجواني اش را در قائم شهر گذراند. (اقتباس از peiknet)


نخستين مجموعه شعرنيمائی منوچهر شيبانی با نام "جرقه" در سال 1324 منتشر شد. جرقه، حاوی سی و پنج قطعه شعر، و حاصل چهارسال ) 18- 1314( عمر هنری شيبانی بود. منوچهرشيبانی درسال 1303 دركاشان متولد شد. شهری كه بعدها سهراب سپهری نيز بدان پناه برد. مدرسه ژاندارك تهران را تمام كرد و هنرستان صنعتی را نيز گذراند. برای ادامه تحصيل به هنرستان شبانه روزی نساجی مازندران در قائم شهر رفت(12سالگي). او ازخانواده فتح الله شيبانی – شاعربازگشتی عصر قاجار- بود وپدرش دوست ميرزاده عشقی. اشعاركارگری لاهوتی كه بسياربا زندگی شيبانی همخوانی داشت موردپسند شيبانی قرار گرفت. البرز آتشفشان را سرود و دريكی ازمجله‌های كارگری قائم شهر منتشر كرد. به تهران كه بازگشت، در روزنامه ظفرمشغول كارحروفچينی شد و اتفاقا" اشعارش برای اولين بار در همين روزنامه در تهران انتشاريافت. شمس لنگرودی، در تحقيق ارزنده‌ای كه در باره شعر معاصر ايران با عنوان "تاريخ تحليلی شعرنو" كرده می‌نويسد: يك روزاحسان طبری همراه نيما وارد حروف چينی شد. شيبانی را با نيما آشنا كرد. نيما كه اززبان و نوآوری شيبانی به شوق آمده بود، اورا " وليعهد من" ناميد كه لقب بسيارارشمندی برای شاعرجوان بود. شاعرجوان با عبدالحسين نوشين نيز آشنا شد. نوشين اشعار شيبانی را دراجتماعات كارگری می‌خواند. ثمره اين آشنائی، ورود شيبانی به هنرستان هنرپيشگی و پايان بردن اين رشته هنری بود. شيبانی كه درهنرستان صنعتی درس خوانده بود وبا چگونگی كاربا رنگ و چاپ روی پارچه آشنا بود، درهنرستان هنرپيشگی به كاردكوراسيون مشغول شد. پس ازپايان اين دوره، وارد دانشكده هنرهای زيبا شد و حين تحصيل نقاشی، كارمند دفتری دانشكده نيز شد. اين اشتغال سبب آشنائی او با صادق هدايت، كه مترجم همين دانشكده بود، گرديد. شيبانی كه با شعر، تئاترو نقاشی به طورعلمی آشنائی داشت وازدوستان صادق هدايت، نيما يوشيچ، احسان طبری، عبدالحسين نوشين، نيزبود امكان می‌يابد كه با آهنگسازان به نام وتحصيلكرده ای چون پرويز محمود و روبيك گری گوريان نيزآشنا شود و زمينه همكاری را فراهم كند. شعرهای او نيز كماكان درنشريات پيشرو آن سال ها، بويژه ماهنامه مردم، به چاپ می‌رسيد. متفقين كه ازايران خارج شدند، گيره‌های فرهنگی شان را تحت نام انجمن فرهنگی درسراسر ايران باقی گذاشته بودند. دانشجويان، به ويژه دانشجويان هنرها، زيرنظر اساتيد، ازاين انجمن‌ها فيلم و اسلايدهای نقاشی – به ويژه نقاشی مدرن – می‌گرفتند و شب ها، نمايندگان مطرح هنرمدرن، چون نيما يوشيچ، صادق هدايت و نوشين، سخنرانی می‌كردند. ازفعالان دانشكده هنرها، شاعر و نقاش جوان منوچهر شيبانی بود. در نيمه دوم دهه20 خروس جنگی برای شناساندن هنر مدرن و رئاليسم سوسياليستی در ايران منتشر شد. منوچهر شيبانی نيزاز گردانندگان اين مجله بود. اوكه دراين چندسال به مطالعه وآموختن موسيقی علمی و هماهنگی تحت نظرمادام خسروی پرداخته بود، درزمينه موسيقی شعربدين باورمی رسد كه شكستن وزن عروضی گرچه تحرك شعررا بيشتر می‌كند ولی درگسترش يك موضوع ازلحاظ موزيكی كه بعدا در صحنه‌های اپرا قابل نمايش باشد، و همگرائی با موزيك سمفونيك داشته باشد نمی تواند ثمربخش باشد، پس بايد اصول را تغييرداد و واحد شعررا به جای يك مصرع، يك كلمه اختياركرد. شيبانی معتقد بود كه كلمه دارای سه خصوصيت است: 1- بارتصويری، 2- بارموزيكی، 3- بارفضا سازی. او معتقد بود تغييراصل واحد وزن ازمصرع و كلمه اين امكان را برای شاعر به وجود می‌آورد كه يك موضوع را در حالت‌های مختلف كشيده، سريع، غم انگيز، شاد و طنزآلود، بويژه در مكالمه شخصيت ها، ارائه دهد. اوبعدها توانست براساس اين خصلت‌های كلمات، اپراهای دلاورسهند و سالومه را بنويسد. شيبانی ازهمان اوايل دههء سی، عمده نيروی خود را روی نقاشی متمركز كرد، وبرای آموزش بيشترنقاشی به اروپا سفركرد. وبعدها دومجموعه شعرآتشكده خاموش ) 1342ه. ش.( وسراب‌های كويری ) 1355 ه.ش( از اومنتشر شد. شيبانی با آنكه طی ساليان طولانی و تحصيلات مدام، اطلاعات وسيعی در همه زمينه‌های هنری كسب كرده و نخستين مجموعه شعرنو منتشره در ايران جرقه اوبود و به نتايج جالبی درشناخت كلمه و تغييرواحد وزن از مصراع عروضی به ريتم و موسيقی كلمه درشعررسيد و چندين شعر نيز براين اساس به وجود آورد، ولی هرگزبه عنوان يك پيشگام درشعر مطرح نشد، علت اين امر، ازيك سو ظهورشاعران پيگيرتر و فعال تر بعد ازدهه سی، وازديگرسو، كم كاری شيبانی درشناساندن نظرگاه‌ها ودست آوردهای خويش، و عدم ارائه اشعاري همطراز با اشعار شعرای دهه‌های سی و چهل بود. اما ازخصوصيات بارزشعرهای شيبانی – كه ازامتيازات او محسوب ميشود- وارد كردن بی‌محابای كلمات معمولی و روزمره ئی چون سينما، دنده، ناودان، بقچه، اوساكار، دودكش،..... درشعراست كه ظاهرا به سبب غيرشاعرانه بودن شان كمتركسی جرئت اجازه ورود آنها را به شعر می‌داد ) ومی دهد( . اگرچه بسياری ازاين كلمات درشعراو كاركردی شاعرانه نمی يابند وباهيمن بارمعمولی خبررسانی و نثری، و بدون هيچ تركيب تازه و كنايه آميزو ابهام داروارد نظم می‌شوند. نمونه‌ای ازشعرهای جرقه را ذيلا می‌خوانيم: كلبه شعله ور يك ده ساكت و روح افزا/ همچنان دختری شوخ و زيبا/ خفته بردامن تيرگی‌ها / می وزد بادی ازكوهسار/ درسياهی شب، تك درختان/ چون سيه غول‌های بيابان / می كند هركسی را هراسان / خشن خش برگ برشاخسار/ كلبه ئی دورافتاده ازده/ گوئی ازكاروان پس افتاده/ زان به پا دود كمرنگ چون مه ... /


    ©2013 APG.ir