تعداد بازدید: 3224

توصیه به دیگران 0

سه شنبه 12 فروردين 1393-6:4

ابتکار هم از پایتخت قدردانی کرد

معاون رییس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در نامه ای به مدیر شبکه یک سیما، از تلاش های رسانه ملی در ترویج فرهنگ صیانت از محیط زیست در سریال نوروزی پایتخت 3 قدردانی کرد+دو یادداشت


مازندنومه؛ سرویس محیط زیست و گردشگری:  در بخشی از نامه معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به مهدی فرجی آمده است: رسانه ملی در نوروز 93 با توجه ویژه به موضوع محیط زیست ، محیط بانان مکرم و سخت کوش و نیز ضرورت حفظ تنوع زیستی و حیات وحش در قالب برنامه و سریالهای موفقی چون «پایتخت 3» توانست الگوی مناسبی از فرهنگ سازی برای مخاطبان عام ارائه دهد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، ابتکار افزود: بی شک پرداختن به موضوع محیط زیست در لابلای تولیدات در سبک ها و ژانرهای مختلف بیش از ساختن سریال های اختصاصی محیط زیستی فایده دارد.

معاون رییس جمهور در بخش دیگری از این نامه آورده است: این سریال با زبانی ساده و شیرین ، توجه همه افراد خانواده به ویژه کودکان و نوجوانان را به طبیعت و حیات وحش و نیز خطراتی که زمین یگانه ما را تهدید می کند ،‌جلب کرده است.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در این نامه ضمن قدردانی از ساخت و پخش این گونه برنامه ها و سریال ها که می تواند به خوبی گفتمان حفاظت از محیط زیست، طبیعت و حیات وحش را نمایش دهد تداوم انها را خواستار شد

« پایتخت ۳ » پای درد دل محیط بانان نشست در میان انبوه تولیدات صدا و سیما، سریال پایتخت 3 علاوه بر جذب مخاطب پر شمار به مسئله ای پرداخت که کمتر در تنها رسانه فراگیر کشور مورد توجه قرار می گیرد؛ «حیات وحش زخمدار ایران و وضعیت نامساعد محیط بانان».

*آیا دل مسئولان نیز به درد آمده است؟

  در شرایطی که صدا و سیما به عنوان تنها رسانه فراگیر و پرمخاطب ایران موظف است تا بخش اعظمی از تلاشش را بر تغییر برخی رفتارهای ناصحیح اجتماعی معطوف کند، اما آنچه که مشهود است، کم توجهی این رسانه به مسئله حیاتی محیط زیست است.

 با این حال سریال «پایتخت ۳» به کارگردانی سیروس مقدم که با چاشنی طنز توانسته است مخاطبان بسیاری را پای گیرنده ها بنشاند، توجه ها را به این مقوله جلب کرده است. کاراکتر بهبود فریبا که یک محیط بان است، نماد گوشه ای از سختی هاییست که یک محیط بان در راه پاسداری از حیات وحش کشور متحمل می شود.

 اوج تلاش تولید کنندگان این سریال جهت جلب توجه عموم به مسئله مهم حیات وحش، قسمتی از این سریال بود که بهبود در مراسم رونمایی از لباس تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، سخنانی را در مورد وضعیت محیط بانان به زبان آورد؛ سخنانی هر چند کوتاه، اما شیوا و گویا.

 سخنانی در مورد وضعیت دشوار محیط بانان ایران. اینکه در سخت ترین شرایط کاری کمترین دستمزد را دریافت می کنند، و در شرایطی که همواره با خطر دشمنی مسلح دست به گریبان هستند، جرات استفاده از اسلحه را ندارند، اسلحه ای که تنها باری اضافه است.

 او از محیط بانانی گفت که در حین انجام ماموریت جان داده یا معلول شده اند و محیط بانانی که با کمال تاسف زندانی و حتی در انتظار اعدام هستند.

 این کاراکتر با اشکهایی که ریخت، دل هر دردمند محیط زیست و حیات وحشی را به درد آورد، اما آیا دل مسئولان نیز به درد آمده است؟

 با تمام وجود امیدوارم هر کسی که این سریال طنز را دیده است، حداقل این چند لحظه را نخندیده باشد و اندکی به فکر فرو رفته باشد و هر مسئولی به یاد مسئولیتش افتاده باشد.

 امیدواریم صدا و سیما از این پس بیشتر این مقوله را در دستور کار قرار دهد و برنامه هایی را تولید نماید که مختص وضعیت ناگوار محیط زیست ایران باشد. تلاش برای تغییر فرهنگ مردم در زمینه حفظ محیط زیست، تنها با کمک ارگان های ذی نفوذ و فراگیر است که به ثمر می نشیند، وگرنه هر چه در سایت ها و رسانه هایی از این دست فریاد کنیم، چندان تاثیری نخواهد داشت و یا حداقل تاثیرش در کوتاه مدت چندان ملموس نخواهد بود.

 با این همه، باید از تهیه کننده ، کارگردان و سایر دست اندرکاران سریال «پایتخت ۳» به خاطر پرداختن به این موضوع سپاسگذار بود، بلکه این آغازی باشد بر توجه بیشتر صدا و سیما به مقوله محیط زیست و حیات وحش.

*ادای دین «پایتخت» به محیط زیست / بغض محیط بانان در گلوی «بهبود» شکست

 امسال سومین فصل سریال «پایتخت» در ایام نوروز 93 از شبکه اول سیما در حال پخش است. سیروس مقدم، کارگردان این سریال که به اعتقاد بسیاری از منتقدین «صاحب سبک ترین سریال ساز سالهای اخیر» بوده در کنار تیم توانمند و هنرمند خود با سه گانه پایتخت و ماجراهای معروف «نقی، ارسطو و بابا پنجعلی» که حالا تکه کلامهایشان ورد زبان همه شده است، توانسته از دل موقعیتهایی معمولی و ای بسا در نگاه اول تکراری و نخ نما سریالی خوش ساخت و خوش آب و رنگ را تحویل بینندگان دهد تا دست کم برای دقایقی آن اقلیتی را که در تعطیلات عید نوروز احیاناً در آنتالیا، کیش، شمال و یا هر گوشۀ دیگری از کشور و جهان در سفر نیستند، مجاب کند سر گیرنده هایشان را از سریالهای کلمبیایی، ترکیه ای و کره ای به سمت داخل بچرخانند، بدون آنکه در پایان احساس کنند به شعورشان توهین شده است یا وقتشان را تلف کرده اند و آرزو کنند ای کاش آنها هم به جای خانه نشینی عزم سفر کرده بودند.

  به نظر می رسد مشکلات محیط زیست ایران به قدری حاد شده و کار آنقدر بالا گرفته که حسگرهای صدا و سیما هم متوجه آن شده و امسال توجه به محیط زیست در دستور کار سازندگان برنامه های نوروزی قرار گرفته است. علاوه بر مستند «حیاط خانۀ ما» اثر مانی میرصادقی، فیلمهای تلویزیونی مانند باور آرامش (که به صورت اتفاقی یکشنبه 10 فروردین بعد از اخبار ساعت 22:30 شاهد پخش آن از شبکه دوم سیما بودم)، همچنین گزارشی از موزۀ تنوع زیستی تهران که ساعت 1 بامداد (!!!) دوشنبه 11 فروردین از شبکۀ خبر پخش شد، موضوع محیط زیست امسال به سریالهای نوروزی هم راه پیدا کرده است. پس هم «آقای مجری» برای کلاه قرمزی و دوستان از بحران خشکسالی و کمبود آب می گوید و آنها را به صرفه جویی در مصرف آب دعوت می کند. هم در سریال «خوب، بد، زشت»، به موضوع  پاکسازی طبیعت و جمع آوری زباله از کوهستان پرداخته می شود  و هم در فصل سوم سریال «پایتخت» زندگی یک محیط بان آسیب دیده در راه حفاظت از «پلنگ مازندران» به یکی از دستمایه های اصلی داستان تبدیل می شود.

 البته حاصل کار همه جا از کیفیت یکسان و مناسبی برخوردار نیست و احیاناً گاهی به موضوع فقط به چشم نوعی انجام وظیفه برای از سر باز کردن تکلیف پرداختن به محیط زیست نگاه شده است. مثلاً احتمالاً تحمل بازی یکسر «گل درشت» امین حیایی در سکانس مربوط به جمع آوری زباله از کوهستان در سریال ملال آور «خوب، بد، زشت» برای بیش از چند دقیقه بسیار دشوار است. اما دست کم سیروس مقدم و تیم همراهش در سریال پایتخت آنقدر کاربلد بوده اند که کاراکتر محیط بان مجروح و ماجراهای مربوط به او را هم به خوبی در دل داستان خود وارد کنند، بدون آنکه وصله ای نچسب و بیش از حد شعاری به نظر برسد. اگر چه ممکن است برخی به پاره وجوه شخصیت پردازی بهبود فریبا در نقش محیط بان مجروح و یا موضوعاتی مانند بارها یکی دانستن«محیط بان» و «جنگل بان» و ... انتقاداتی داشته باشند، اما باید الزامات کار طنز را نیز در نظر داشت و قطعاً محیط بانهای عزیز کشورمان نیز، برخلاف بسیاری از صنوف که تاب هیچ نوع شوخی و طنز پردازی درباره خود را ندارند، با سعه صدر با آن کنار می آیند.

 هنوز پخش این سریال ادامه دارد و برای قضاوت نهایی باید تا پایان عید نوروز صبر کرد، اما «پایتخت 3» در قسمتی که یکشنبه 10 فروردین ماه پخش شد، نمره قبولی را از علاقمندان محیط زیست گرفت. در این قسمت که به تجلیل از این محیط بان آسیب دیده در مراسم رونمایی از پیراهن تیم ملی فوتبال با طرح «یوزپلنگ آسیایی» پرداخته شده بود، به یاد بینندگان آورده شد که صنفی مظلوم و زحمت کشی به نام «محیط بان» هم در این کشور وجود دارند. «مهران احمدی» با بازی درخشان خود در نقش «بهبود فریبا» در این قسمت با برشمردن برخی مشکلات محیط بانان از سختی شرایط کار تا حقوق دور از شأن و منزلت آنها و با یاد کردن از محیط بانان مجروح و از کار افتاده ای که در کنج عزلت و گمنامی به سختی روزگار می گذرانند و آنها که به تاوان ایستادن در برابر شکارچیان غیرقانونی و دفاع از کیان طبیعت و حیات وحش ایران اینک در گوشۀ زندان در انتظار اجرای حکم قصاص هستند، نم اشکی را در گوشۀ چشم بینندگان نشاند.

 بدون شک یکشنبه شب بغض بسیاری از محیط بانان کشورمان در گلوی «بهبود فریبا» شکست و همین یک سکانس سریال «پایتخت» بهتر از صدها ساعت سخنرانی و همایش و نمایشگاه ندای مظلومیت حامیان محیط زیست ایران را فریاد زد. شاید هرچه فعالین محیط زیست، روزنامه نگاران، سازمانهای غیر دولتی، رسانه های مکتوب و مجازی و مسئولین سازمان محیط زیست برای آگاه سازی افکار عمومی در این باره تلاش می کردند و برای به گوش رساندن مشکلات محیط بانها حنجره پاره می کردند به اندازۀ همین چند دقیقه نقش آفرینی مهران احمدی تأثیرگذار نمی بود و به خاطر نمی ماند.

 اینکه که به نظر می رسد دیگر وقت آن رسیده است که محیط زیست به یک دغدغۀ مشترک و مهم افکار عمومی تبدیل شود، توجه صدا و سیما به موضوع محیط زیست هم بسیار قابل تقدیر است و امیدواریم تنها به ایام نوروز محدود نشود. همچنین باید به سیروس مقدم و همکارانش در سریال پایتخت دست مریزاد گفت. ای کاش تلنگری که در این سریال دربارۀ اهمال جامعه و مسئولین نسبت به این صنف مظلوم و زحمت کش زده شد، بانی خیری برای توجه بیشتر به حل مشکلات حافظان طبیعت ایران باشد تا از این پس قدمهای مؤثرتری در رسیدگی به این صنف و حمایت همه جانبه از آنها برداشته شود.

 همچنین باشد که به تصویر کشیدن درد و رنج بهبود فریبا و خانواده اش در این سریال به بیدار شدن وجدان خفتۀ آنها که هنوز طعم گوشت شکار غیرمجاز حیات وحش ایران را زیر دندان و لابه لای سبیلهایشان مزه مزه می کنند و از منطق بدوی شکار و گلوله دفاع می کنند نیز کمک کند .

منبع:سایت سازمان حفاظت محیط زیست کشور

 


  • چهارشنبه 13 فروردين 1393-2:18

    چرا سایت مازند نومه با تشخیص خود نظرات را سانسور کرده و آن میزان که صلاح می داند را منتشر می کند در حالیکه این نظرات خالی از توهین و افترا می باشد. لطفا در صورتیکه قرار بر دستکاری نظرات می باشد کلا آن را منتشر نکنید، بدین گونه قضاوت مخاطب در مورد موضوع و شما به حقیقت نزدیک تر خواهد بود.

    • سه شنبه 12 فروردين 1393-13:29

      با تشکر از خانم ابتکار که سعی کرده از هر فرصت برای دفاع از محیط زیست استفاده کند ولی از مشاور رییس جمهور و یک فرد کاملا سیاسی انتظار فراست بیشتری می رود ...

      • سلام ایران و ایرانی پاسخ به این دیدگاه 1 0
        سه شنبه 12 فروردين 1393-23:15

        گرچه ادب حکم میکند به همه سلام کرد و سلام میکنیم
        سرکار خانم ابتکار
        دنیای زیبای وحش و طبیعت بکر ایران خصوصا مازندران و گلستان و گیلان را خوب بررسی نمایید باور بفرمایید که نابودی همه این سرمایه های خدادادی مشهود است ...انتظار دارم از نامتان برای تولید یک اندیشه به منظور نجات زیبائیها اقدام نمایید . حتی اگر در این راه شهید هم شوید نامتان در دل و تاریخ ماندگار است . امید است عزت همه ما با ایران قبل ، حال و آینده فردای 13 بدر گره محکمی ایجاد گردد . روز زیبای طبیعت بدون آلودگی و شعار مبارکتان باد

      • سه شنبه 12 فروردين 1393-11:31

        خانم ابتکار فرمودند همچنین باشد که به تصویر کشیدن درد و رنج بهبود فریبا و خانواده اش در این سریال به بیدار شدن وجدان خفتۀ آنها که هنوز طعم گوشت شکار غیرمجاز حیات وحش ایران را زیر دندان و لابه لای سبیلهایشان مزه مزه می کنند و از منطق بدوی شکار و گلوله دفاع می کنند نیز کمک کند.
        سوال این است آیا افراد با سبیلهایشان غذا می خورند که مزه گوشت لابلای سبیلهایشان باشد؟
        آیا فقط مردان از گوشت شکار می خورند که متهم به مزه مزه کردن آن لابلای سبیلهایشان باشند؟
        البته اصل شکار باید به طور قاطع جلوگیری شود و عدم کنترل آن به فقدان و یا ضعف مدیریت لازم از سوی شکاربانان محیط زیست بر می گردد. تازه در بسیاری از گزارشات خود شکاربانان نیز متهم به شکار حیوانات و استفاده های شخصی از آنان هستند, همانند .... اینجا هم بعضاً اینگونه مسائل وجود دارد. مثبت اندیشی مطلق عوارض دفاع مطلق را هم ببار می آورد و نقاط ضعف به کمک رسانه ها پوشش داده می شود تا همه با هم به نوا برسند.

        • سه شنبه 12 فروردين 1393-9:44

          در شرق مازندران شهری داریم که گرگان نام گرفته است، تا اواسط پهلوی اول، استراباد بود، آن روز هم ناسنجیده با نام استراباد قهر کردند و نام گرگان را که در صد کیلومتر بالاتر، در نزدیکی گنبد زیر خاک رفته را برای شهر تاریخی استرآباد برگزیدند.

          مثل همین گلستان سازی ، اینها ربطی به مردم منطقه و فرهنگ مردم ندارد، به دوستی و همبستگی مردم صدمه چندانی نمی زند، ما مازندرانیها از الموت تا بجنورد و از تجریش تا سمنان در تمام تاریخ با هم بودیم و هستیم ، آن روز هم واقعاً چند نفر برای نام و نان خودشان به نفی و پنهان کاری خودشـان دسـت زدند ، این چند نفر مشکل خود بزرگ بینی داشتند، امـروز هم باز چنـد نفر با اتحاد و اتفاق مـردم بازی می کنند، چه گلی بر سر مردم عادی گلستان زدند؟ چه شد؟

          دولت ها ی نا کارآمد وقتی بر سر کار باشند ، زمینه برای بازی گوشی یـک عده فراهـم می شود، در ادامه جدائیها و دکان سازی ها، و باز در همان اواخر دولت قبلی که خودش را دولت کریمه می دانست ، در آن بازار آشفته در وزارت کشور این آتش را روشن کردند و بعد هم حالا در هیآت دولت یک چرتی زدند، که میانکاله پاره شود.

          حالا استاندار ما زیادی نجابت به خرج داد، حالا وزیر کشور هم از دست معاون خودش پاتک خورد، امّا تاریخ را نباید عقلای قوم منکر شوند، آنچه در هیأت دولت و وزارت کشور گذشت، یک جهالت بـود، آنچه را که در زمان حاج اکبرآقا بر مازندران گذشت و مازندران را چند پاره کردند یک فاجعه بود، برای شما هم فاجعه بود، آن روزگار ، تب سردار سـازندگی شـدن غالـب بود ، حاج اکبرآقا هم گفت کابینه‌اش کاری بود و خودش سیاسی و در یک بازی سیاسی رفت بر ما آنچه که نمی‌بایسـت می رفت، آقای استاندار مازندران شرقی آقای دکتر صادقـلو ، رفیـق قـدیم و عزیز و خیـلی با ادب و نجیب مـن، شما تردید نداشته باشید که این راه چنـد نفر استرآبادی به تـرکستان می رود، یادتان باشد که، (هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش).

          آقای دکتر صادقلو، از الموت تا بجنورد را مازندران می نامند و این شاه بازیها و تاج و تخت سازیها دوام ندارد مازندران از میدان تجریش تا دیوار شمالی سمنان است، تجمیع مازندران دیر و زود دارد امّا سوخت و سوز ندارد، آقای استاندار، پیش از اینکه استاندار شوید یک معلّم ، آنهم استاد در تاریخ بودید.

          در جمع دوستان آدمی منطقی و با سواد و آگاه بودی، نجابت و ادب و آگاهی شما زبانزد بود، شما بهتر از من میدانید که ما و شما را به اعتبار غیرت و شعور و معرفـت و پشتوانه سنگیـن و پر بار تاریخی در دوره پهلـوی به بی غیرتی متهم می کردند و همه ی شمالی ها را تحقیر می کردند، در این دوران بعد از انقلاب ، از زمان میر حسین تا آقا میرزا محمود که ادعای ریاست کره ی زمین را داشت دیدید که با ما چه کردند!!

          دعوای ساری و بابل و گرگان، رامسر و استان سازیهای جعلی همه و همه دعوای بر سر لحاف ملاّ است. حضرت استاد صادقلو، شما زیاد این دعوای ملانصرالدینی را جدّی نگیرید، حالا چند نفر کرسی ریاست خواستند برای خودشان درست کنند، زیرآبی زدند و سر همه ی مردم کلاه رفت ، نان برای مردم نشد، امّا نان و آب و روغن برای همان چند نفر درست شد. چند نفر سر همه شما و ما کلاه گذاشتند، حالا میانکاله هم می خواهند؟ بازی نون و آبداری بود؟ برایشان مزه کرد؟

          و امّا آقای استاندار مازندران جناب آقای دکتر فلاح، لطف کنید به تهران تشریف ببرید، وزیر کشور را از خواب بیدار کنید، و کابینه ی امید و تدبیر را از خواب زدگی برهانید، به رئیس جمهور محترم هم بفرمائید که گویا کلید مازندران را گم کردند، و صد البته در گوش او زمزمه بفرمائید. که مازندران ببر خفته است، امّا مرده نیست.

          استرآباد را گرگان گفتن و مازندران را گلستان نامیدن و استان سازی کردن بازی است. آنجا مازندران است و ما هم مازندرانی هستیم، مردم را بجان هم نیندازید. راستی تا یادم نرفته به آقای استاندار مازندران شرقی بگویم که اهل فندرسک است آنجا را هم بی جهت رامیان می گویند.

          این قیل و قال های من و شما نیاز اصلی مردم نیست، مردم هم مثل دولت مردان به رفاه و امنیت و آرامش نیاز دارنـد، بچـه های مردم هم مثـل بچه های شما کار و زندگی می خواهند، توان شما اگر برای دو پاره کردن میانکاله به هدر نرود بهتر است. مردم آنجا با مردم اینجا چه فرقی دارند؟ همه سوار یک کشتی بشویم بهتر است. چرا کشتی بعضی ها چند موتوره و کشتی عده ای هم بی موتوره است؟

          و کلام پایانی که شما به وصل بیندیشید که فصل کردن خوشایند نیست. ایران بزرگ زیباتر است. مازندران یک پارچه قوی تر است. این قطعه قطعه ‌کردن‌ها اگر امروز تخت و بخت چهار نفر می‌شود، ارثیۀ شومی برای آیندگان خواهد شد که ایران بر بادده می گردد. خودتان را به خواب نزنید. نطفۀ فروپاشی‌ها از استان سازی‌ها و خودمختاری‌بازی و فدراتیو بازی شکل می‌گیرد.

          حسین اسلامی ساروی


          ©2013 APG.ir