تعداد بازدید: 2904

توصیه به دیگران 0

دوشنبه 16 تير 1393-5:39

آیا عفو قاتلان به نفع جامعه است؟

فعاليت براي عفو قاتلان يك حركت روبنائي است وتا زماني كه زير بنا كه همان نابساماني ها وناهنجاري هاي اجتماعي وفردي است حل نشود، تحركات روبنائي به مثابه آب در هاون كوبيدن است.


 

مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، دکتر سیف الرضا شهابی: موج خيرخواهانه اي كه از دوران رياست جمهوري حجت الاسلام سيد محمد خاتمي -رئيس جمهور اسبق ايران- توسط جمعي از نوانديشان، مبني بر كسب رضايت از خانواده هاي مقتولان برخاست تا قاتلان بخشيده شوند و آويزه طناب دار نشوند، در دوران رياست جمهوري محمود احمدي نژاد فروكش كرد و اكنون با روي كار آمدن دكتر حسن روحانی، مجددا موجي جديد برخاسته، بخشي از فضاي جامعه را فرا گرفته است.

در این موج جدید بخشش، برخي از خانواده هاي مقتولان را تحت تاثير قرار می دهند تا با ميل باطني خود و يا درجوسازي هاي به عمل آمده، قاتل عزيزان شان را ببخشند.

در ابتداي اين نوشتار لازم است تاكيد كنم كه نگارنده مخالف به قتل رسيدن هر انسان و وموجود زنده ای هستم، چه آن هائي كه در يك برخورد فيزيكي به قتل مي رسند وقرباني هيچ وپوچ مي شوند و چه آن هائي كه به جرم ارتكاب قتل به عنوان قاتل بر بالاي دار مجازات آويخته مي شوند.

درعين حال قران در اين زمينه مي فرمايد: من قتل نفسا بغير نفس او فسادا في الارض فكانما قتل الناس جميعا ومن احياها فكانما احيا الناس جميعا ( سوره مائده –آيه 32 ) البته خود قران نيز بخشش را دركنار قصاص جزء حقوق اوليه اولياي دم دانسته وازاين حيث حرفي نيست؛ اما نكته قابل تامل كه در اين رابطه وجود دارد اين كه هرقتلي معلول نابساماني ها وناهنجاري هاي اجتماعي نظير مشكلات اقتصادي ومالي، اختلافات خانوادگي، روابط نا مشروع، فقر فرهنگي، اعتياد، عصبانيت هاي فردي وقومي، كم ظرفيتي و... است  و تا زماني كه اين نابساماني ها و نا هنجاري ها ازپيكره جامعه رخت بر نبدد، بايد شاهد درگيري هاي فيزيكي وشرارت ودر نهايت قتل هاي عمد باشيم.

 بهتر آن است كه بجاي پرداختن به معلول كه كسب رضايت از خانواده ها است، به علل اصلي در بروز قتل ها توجه كرد وسعي وتلاش شود تا علل از بين برود و يا به حداقل رسانده شود تا جامعه در سلامت قرار گيرد وقتل وجنايتي رخ ندهد و يا به حداقل كاهش يابد.

به نظر نگارنده، فعاليت براي عفو قاتلان يك حركت روبنائي است وتا زماني كه زير بنا كه همان نابساماني ها وناهنجاري هاي اجتماعي وفردي است حل نشود، تحركات روبنائي به مثابه آب در هاون كوبيدن است وچه بسا افراد شرور با اطمينان از اين كه با ارتكاب قتل، اعدام نمي شوند در ارتكاب قتل جري تر وگستاخ تر بشوند و به اين ترتيب ناخواسته و از روي خيرخواهي عده اي، حاشيه اي امن براي اشرار واراذل جامعه فراهم شود كه دست به قتل بزنند.

 اگر در جوامع پيشرفته، قتل عمد صورت نمي گيرد ويا آمار چنين قتل هايي پائين است كه در معادلات اجتماعي گنجانده نمي شود به اين خاطر است كه دو كار به موازات يكديگر انجام گرفته است : 1- تبديل ناهنجاري های جامعه به هنجارها 2- تربيت صحيح واصولي ومنطقي افراد جامعه ازدوران كودكي ومحيط خانواده ومدرسه و....

درايران به ازای هر 100 هزار نفر3 قتل انجام مي پذيرد، يعني 2215 قتل عمد در هرسال واين درحالي است كه این رقم درانگلستان هر 100 هزار نفر 2/1 است، يعني 722 نفر درسال و فرانسه 1/1 یعنی 682 نفر درسال است. در آلمان 8/0 به ازای هر 100 هزار نفر است كه 690 نفر درسال مي باشد و در نقطه مقابل دركشورهاي آمريكاي جنوبي و مركزي و برخي از كشورهاي آفريقائي كه در آن ها زير ساخت هاي اجتماعي ضعيف ونا كارآمد و ناهنجاري هاي اجتماعي وفردي در حد بالاست، بیشترین قتل هاي عمد رخ مي دهد.

 آيا ما در دو مورد تبديل ناهنجاري ها به هنجارهاي اجتماعي و تربيت افراد جامعه، موفق عمل كرديم؟ اگر موفق بوديم نبايد آمار قتل ها در اين حد بالا باشد ومنحني در سال هاي 91 و92 خط مستقيم را نشان بدهد واگر موفق نبوديم بايد زير ساخت اجتماعي را تقويت نمائيم ودر پي آن درموارد استثنائي به دنبال عفو باشيم.

 متاسفانه به علت ضعف در هنجارسازي وتربيت افراد در جامعه، بر سر يك موضوع كوچك وپيش پا افتاده در گيري فيزيكي رخ مي دهد و دو طرف دست به چاقو وقمه و ديگر آلات قتاله مي برند وهركدام زودتر اقدام كرد و تند وتيزتر بود، طرف مقابلش را نقش بر زمين مي كند.

 ازاين رو به نظر نگارنده، همه مصلحان ونيك انديشان جامعه كه فكر وذكرشان دراين روزها متوجه عفو وبخشش قاتل ها است ودر جاي خود قابل قدردانی است، بايد بيشتر از هر چيزي به فكر ساختن جامعه و زدودن نابساماني ها و ناهنجاري هاي فردي واجتماعي باشند و قطعا در آينده پاسخ مناسبي دريافت خواهند داشت.

با كاهش چشمگير قتل هاي عمدي، مي توان در موارد استثنائي با كسب عفو از خانواده مقتول، حركتي انساني وسازنده در جامعه آموزش داد.

 راهكار ديگري كه وجود دارد اين است كه خير خواهان جامعه كه در پي كسب عفو از خانواده هاي مقتولان هستند، ازطريق دولت با ارائه لايحه اي و يا از طريق نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي با امضاي طرحي - مانند كشورهاي اروپائي- قانون اعدام را از قوانين جاري كشور حذف كنند ومجازات قاتلان را در حد حبس هاي طويل المدت برسانند. درغير اين صورت زيبنده نيست از يك طرف، محاكم قضائي حكمي صادر كنند و بعد اجرا نشود و ازطرف ديگر تعدادي از قاتلان اين شانس را داشته باشند كه از طرف خانواده هاي مقتولان بخشيده شوند وتعدادي ديگر حكم اعدام در مورد شان اجرا شود.

 


  • جمعه 20 تير 1393-19:43

    باسپاس از جناب آقای دکتر شهابی ، با جوابیه جنابعالی کاملاً موافق هستم. گویا بنده به خوبی متوجه مطالب نگارش شده نشده ام و یا مطلب نتوانسته است به خوبی منتقل شود . در هرصورت پوزش بنده را پذیرا باشید.

    • دكتر سيف الرضا شهابيپاسخ به این دیدگاه
      چهارشنبه 18 تير 1393-9:55

      جناب جواد عزيز باسلام واحترام
      تصور مي كنم لازم باشد يكبار ديگر يادداشت اينجانب را مطالعه بفرمائيد
      .من عرض نكردم قاتلين عفو بشوند وموافق گرفتن رضايت از خانواده هاي مقتولين نيستم وبر عكس معتقدم شخصي كه قتل عمد كرد بايد اعدام شود.
      درعين حال آن هائي كه اين روزها بدنبال گرفتن عفو از خانواده هاي مقتول هستند بايد توجه داشته باشند اگر زير ساخت هاي فرهنگي -اقتصادي و...جامعه تحول پيدا نكند عفو قاتلين سبب گستاخ تر شدن افراد شرور مي شود
      واگر اين افراد يعني آن هائي كه دنبال گرفتن عفو هستند بهتر آن است بجاي كارهاي موردي ؛ بدنبال تغير قانون باشند نه اين كه در خانه هر مقتولي را بزنند والتماس كنند كه عفو بدهندوآن خانواده هم تحت فشار در معذوريت قرار بگيرد وعفو بدهد.
      اصولا اين درست نيست دادگاه حكم اعدام بدهد وعده اي دنبال عفو باشند وبا اين كار دستگاه قضائي دچار آسيب مي شود ومستحضريد كه آسيب به دستگاه قضائي يعني ايجاد نا امني در جامعه
      نمي دانم توانستم نظر خودم را بيان كنم يا هنوز ابهاماتي وجود دارد.اگر بازهم نامفهوم است بفرمائيد .موفق باشيد.

      • سه شنبه 17 تير 1393-22:33

        معمولاً تحت هیچ شرایطی در سایتها کامنت نمی گذارم چون حوصله اینکار را ندارم ... اما ادعای این مقاله را به حدی ناصواب می دانم که مجبور به کامنت گذاری شدم .. آقای شهابی عزیز ، همواره از مقالات زیبای شما استفاده کرده ایم اما اینبار واقعاً مطلبی غیرمنطقی را منتشر نموده اید. چطور میفرمائید که برای قتل عمد نفس نباید اعدام داشته باشیم ؟ اگر هم بخشش و عفو بعد از صدور حکم صورت میگیرد بازهم آثار اجتماعی و مثبت بسیاری دارد. اینگونه آن فردی که مرتکب قتل شده است حتی با صدور حکم و حضور در پای چوبه دار در آخرین لحظات قبل از عفو ، ترس و وهم تمام وجودش را فرامیگیرد و ندامت از سرتاپایش پدیدار میشود و دفعه بعد تحت هیچ شرایطی به فکر قتل و شرارت نمی افتد و این خود از کم ترین آثار است . چگونه فردی که با مواد افیونی به قیمت کسب پول و منفعت مادی بیشتر جوانهایمان و خانواده ها را به تباهی و بدبختی تمام میکشاند باید تنها به حبس محکوم شود؟ شما تردید نکنید که اگر مجازات اعدام برای این افراد از همین الان برداشته شود تعداد سوداگران مواد مخدر چند برابر خواهد شد... البته بیان این مطالب نافی بیانات جنابعالی در خصوص توجه بیش از پیش به زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی و سیاستگذاری نخواهد بود اما خواهشاً تحت هیچ شرایطی دیگر از لغو حکم قصاص و اعدام برای قتلهای عمدی صحبت نفرمائید تا از فردا عده ای روشنفکرنمای کم سواد این را علم نموده و علیه سازمان کشور بکار گیرند..آقای صادقی عزیز ضمن احترام به حق آزادی افکار عمومی ، اما شما نباید بر اشاعه و ترویج هر مطلبی دامن بزنید . از شما انتظار نبود که چنین مطلبی را درج نمائید.خواهشمندم با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع توضیحات بنده را در قالب یک مطلب جداگانه در سایت منتشر نمائید . البته جناب آقای شهابی بزرگوار از بزرگان شهر بابل و از زحمت کشان و افراد خوش فکر این منطقه هستند که سالها در زندان های ستم شاهی همراه با حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی متحمل شکنجه های فراوان گردیده اند و فردی به غایت بی ریا و ساده زیست هستند چرا که اگر ایشان در دروان سازندگی اگر اراده می نمودند می توانستند به هر پست و منصبی در این کشور برسند اما متواضعانه در همین شهرستان و در دفتر کار خود به فعالیت های سابق خود ادامه داند و همین جای بسی تقدیر دارد.

        • سوادکوهی کیجاپاسخ به این دیدگاه
          سه شنبه 17 تير 1393-3:55

          من هم بر این عقیده ام که شرور قاتل - ارازل اوباش قاتل- متجاوز قاتل و معتاد قاتل فقط اعدام و بخشش و عفو در چنین مواردی فقط بار منفی یه جامعه رو بیشتر می کنه و از حالت درست و توازن خارج می کنه اونم کشوری مثل ایران که همینطوری با خروج نخبه ها عملا این توازن به هم خورده و هر چه جلوتر میریم اثرات سوء این مسئله بیشتر خودشو نشون میده که متاسفانه ما خروج نخبه ها رو از سویی داشتیم و ورود مهاجران اون هم از قشری با فقر فرهنگی بسیار شدید که در طی این سالها اثرات سوء رفتاری و فرهنگی خودشونو علی الخصوص بر قشر ضعیف ما گذاشتن!!!! از سوی دیگه!!! خیلی جای تاسفه که از 100 قتل در ایران 30 قتل کار مهاجرینه و حالا برای اینکه ما زیاد عصبانی نشیم میگن قتل خودش با خودشونه حتی در صورت درست بودن این مطلب وقوع جرائم وحشیانه مثل سر بری مثل طاعون زیر بناهای فرهنگی ما رو به سمت مرگ و نیستی به عمد یا به سهو می برن و مملکتی که توشه فرهنگی نداشته باشه به مرور پوچ میشه تو خالی و پوک میشه یعنی هیچ میشه هیچ. و این خیلی کم هزینه تر ه برای یه عده که یه مملکتو مثل موریانه از تو پوچش کنن.

          • بخشی از بابل پاسخ به این دیدگاه 1 0
            دوشنبه 16 تير 1393-17:44

            در چند سال قبل دونفر دائی وخواهرزاده در بابل یک خانواده چهار نفره را بطور وحشتناکی کشتندآیا قاتل اینها باید بخشیده شوند ؟ .یک ظلم است به جامعه

            • دوشنبه 16 تير 1393-9:8

              كاملا با نظر نويسنده موافقم .اگر افراد شرور متوجه بشوند كه بعد از شرارت وقتل بخشيده مي شوند سنگ روي سنگ بند نميشودويك فاجعه روي ميدهد


              ©2013 APG.ir