تعداد بازدید: 7003

توصیه به دیگران 3

سه شنبه 14 مرداد 1393-11:36

تحلیلی بر افزایش بی رویه فروشگاه های بزرگ در شهرهای مازندران

قصه سوپر مارکت ها

در دو سال اخیر در شهرهای مازندران حرکت جدیدی از گشایش سوپرمارکت ها یا فروشگاه های بزرگ آغاز شده است.


مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، احسان شریعت: بیکاری گسترده ای که در سالیان اخیر گریبان نسل جوان جویای کار را گرفته است، همچون سیلی عمل می کند که به هر منزلی می رسد آن را مطابق اقتضائات خود تغییر می دهد.

یکی از این عرصه ها که به شدت از بیکاری گسترده ی سالیان اخیر متأثر شده، عرصه کسب و کار خرد است.

کسب و کار خرد شامل فروشگاه های عرضه مواد غذایی، مارکت های کوچک، کاسبکاران خرد و افرادی است که در زمینه های فنی دارای مهارت های متوسطی اند.

برای مثال در استان مازندران که عرصه های گوناگون اشتغال همچون کشاورزی، صنعت، و خدمات دیگر توان پذیرش نیروی کار را ندارد، نیروی کار به بازار کار خرد روی می آورد. در این حالت نیروی کار که مهارت ویژه فنی و حرفه ای و یا تخصص خاصی در زمینه های مختلف کسب و کار یا عرصه های مهارتی ندارد، به ناچار به واسطه ی فروش تبدیل می شود.

سیل عظیم به راه افتادن مارکت های کوچک که در اصطلاح عامیانه به «سوپر مارکت» معروف شده اند، کوچه و بازارهای شهرها را فرا گرفته است.

این مارکت های کوچک کالاهای مورد نیاز روز شهروندان را که در سبد کالای روزمره قرار دارند،از عمده فروشی های بزرگ خریداری کرده و در حجم کوچکی که در مقیاس محله ای پاسخگو است به فروش می رسانند.

اکنون تقریباً سر هر کوچه و نبش هر خیابانی تعداد بسیار زیادی از این سوپر مارکت ها موجود است.

این مارکت های کوچک حجم عظیمی از نیروی کار را به خود جذب کرده و اقتصاد واسطه ای و بسیار کوچکی را در شهرها ایجاد کرده اند. اقتصادی که تولیدمحور نبوده و بر واسطه گری کالاها تکیه دارد.

اما آنچه در این باب مورد تأکید است، ظهور فروشگاه های بزرگ است؛ آنچه که واقعاً باید بدان واژه ی سوپر مارکت را اطلاق کرد.

مطابق اخلاق عمومی ایرانی ها معمولاً حرکت های اجتماعی و اقتصادی مردم همچون موجی است که همگان را درگیر خود کرده و ناگاه خیل فراوانی از افراد بدان روی می آورند. برای مثال تا یک سال قبل در شهرهای استان مازندران مغازه ی تخصصی فروش و عرضه ی فلافل به تعداد انگشتان دست هم نبود، اما در همین یک سال اخیر به ناگاه سر هر کوچه و خیابانی یک مغازه عرضه ی فلافل باز شده که مدعی برترین برند این محصول هستند.

این اخلاق عمومی دیگر بسیار عادی شده که با شروع یک فعالیت اقتصادی ناگهان تعداد زیادی از افراد به آن فعالیت روی می آورند.

فروشگاه های بزرگ نیز همین قصه را دارند. با اتکای محکم به اسناد مشاهده شده و آمارهای موجود می توان ادعا کرد در دو سال اخیر در شهرهای مازندران حرکت جدیدی از گشایش این سوپرمارکت ها یا فروشگاه های بزرگ آغاز شده است. به طوری که گاه در فاصله حدود 50 متر می توان دو سوپر مارکت را مشاهده کرد که به فاصله زمانی تنها چند ماه باز شده و آغاز به کار کرده اند.

این سوپرمارکت ها را می توان از جنبه های مختلفی مورد بررسی قرار داد: نخست آنکه آنها تا حد زیادی کاسبی خرده کاسبان را تحت شعاع قرار داده و آنان را با کاهش قابل ملاحظه ی مشتریان مواجه ساخته است؛ به طوری که تقریباً پس از گشایش هر واحد از این فروشگاه های بزرگ، خرده کاسبان و مارکت های کوچک از دور خارج شده اند.

دوم آنکه این مارکت های بزرگ از لحاظ دسترسی یکجای مشتریان به کالاهای مورد نیاز بسیار مناسب است و از رفت و آمد بیجا و مراجعه ی چندباره می کاهد.

سوم آنکه این مارکت ها که اغلب در فضای درون شهری ایجاد می شود، معمولاً مکان یابی مناسبی نداشته و از حیث فضای مخصوص پارک خودرو دچار مشکل هستند. به همین دلیل در فضای جلوی این مارکت ها معمولاً ترافیک سنگین پدید می آید که مشکلات خاص خود را دارد.

در مورد تبیین و علت یابی اینکه چرا چنین فروشگاه های بزرگی اخیراً به صورت قارچ وار پدید آمده و مشغول فعالیت اقتصادی شده اند می توان فرضیاتی را مطرح ساخت: در مورد اقبال عمومی از این فروشگاه ها می توان به مقوله «کارایی» اشاره کرد. کارایی این فروشگاه های بزرگ در مقایسه با مارکت های کوچک بسیار بیشتر به نظر می رسد.

از حیث دستیابی یکجا به اغلب کالاهای مورد نیاز، دستیابی به مارک ها و مدل های مختلف هر کالا، قیمت پایین تر کالاها به دلیل فروش در مقیاس بالا، محیط مناسب خرید و دیگر موارد از این دست، چنین فروشگاه هایی مزیت های فراوانی دارند.

آنچه در این فروشگاه های اتفاق می افتد تجربه ای متنوع و جالب از خرید است. در این حالت مصرف کننده تجربه ای زیبایی شناسانه را از سر می گذراند.

خرید در این شرایط نه تنها عملی اقتصادی که برای رفع نیازهای روزمره فرد و خانواده است و کاری لذت بخش تلقی می شود که می تواند به بخشی از تفریح روزانه فرد تبدیل شود. به همین دلیل اغلب افراد وقتی وارد این فروشگاه ها می شوند با در دست گرفتن سبد خرید دائماً از این سو به آن سو رفته و از انتخاب های فراوانی که در پیش رو دارند بهره مند می شوند.

نگاه مشتریان و شهروندان در این اماکن نه تنها نگاهی اقتصادی بلکه نگاهی فرهنگی است. چه آنکه با محیطی بزرگ، تمیز، شیک، و زیبا روبرو می شوند. همین زیبایی بصری برای شهروندان مولفه ای است که تا حد زیادی افراد را به خرید از این اماکن ترغیب می کند.

به وجود آمدن چنین فروشگاه هایی در شهرهای مازندران که تاکنون چنین تجربه ای به این وسعت را از سر نگذرانده بودند، از جنبه ی سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی بخش خصوصی نیز قابل تحلیل و بررسی است.

شهرهای مازندران گذشته از برخی اقلام کشاورزی همچون مرکبات و برنج تقریباً هیچ گونه کالای تولیدی بارزی ندارند. به همین دلیل سرمایه های موجود در دستان افراد بیشتر به سمت بازار مصرف و خدمات می رود.

بیکاری گسترده و وجود سرمایه های خرد، افراد علاقه مند به فعالیت اقتصادی را به سمت این نوع فعالیت ها می کشاند. اغلب آنان افرادی اند که خواهان فعالیت اقتصادی هستند،اما چون تخصص لازم در زمینه های خاص را ندارند، نزدیک ترین راه به درآمد و سود را در ایجاد چنین مارکت هایی می بینند.

آنها به این تشخیص رسیده اند که در این روزهای پرنوسان فعالیت های اقتصادی، "رقابت" حرف اول را می زند. به همین دلیل در بازار بسیار شلوغی که به قول بازاری ها «دست زیاد شده است»، آنان از تمامی گزاره های لازم برای افزایش اقبال مشتریان استفاده می کنند.

کاهش علاقه ی مردم به مارکت های کوچک سر کوچه و اقبال عمومی جامعه نسبت به این فروشگاه ها، فعالیت اقتصادی خرد را در جهت ایجاد چنین فروشگاه هایی به حرکت وا می دارد. همین است که در یکی دو سال اخیر شهرهای مازندران با افزایش قابل ملاحظه ی فروشگاه هایی از این دست مواجه بوده اند.


  • شنبه 18 مرداد 1393-14:14

    ,واقعا موافقم وقتی به شهرهای دیکر سفر کنید بیشتر متوجه این مثلا پیشرفت شهر ما به سمت مصرف گرایی و مشاغل کازب خواهید شد کافیه از اول تا اخر خیابان ظرافت را قدم بزنید و تعداد سوپر مارکتها را بشمارید

    • پنجشنبه 16 مرداد 1393-16:59

      والا کدوم کار ما رو حساب و کتاب بود که این باشه . دیگه به مسئولین فحش هم بدیم تکون نمی خورن

      • علی نژاد پاسخ به این دیدگاه 5 1
        سه شنبه 14 مرداد 1393-18:33

        پدر من سال های سال سر خیابون اصلی محله مون یه سوپر مارکت معمولی داشت و کلی هم مشتری داشتیم. وضعیت مالی ما خیلی خوب بود. تا اینکه از 3 سال پیش به این طرف دو تا فروشگاه های بزرگ توی محله ما باز شد که کاسبی پدر منو به کل از کار انداخت. الان دو ماهه که پدرم مغازه رو کلا جمع کرده. چون دیگه هیچ مشتری ای نداشت


        ©2013 APG.ir