تعداد بازدید: 2120

توصیه به دیگران 1

پنجشنبه 11 آبان 1385-0:0

آقای رئیس جمهور لطیفه می فرمایند!

دو یادداشت از دکتر احمد سیف،استادمازندرانی دانشگاه لندن.


1-

رئيس جمهور گفت: امروز ملت ايران قدرتي بزرگ است و در آ‌ينده اي نزديك به قدرت بلامنازع جهاني تبديل خواهد شد.
من نمی دانم باید بخندم یا گریه کنم! ملت بزرگی هستیم! کجا! کی؟ براساس چه معیاری؟ پس چرا هیچ کشوری راهمان نمی دهند! پس چرا همه جا از ما انگشت نگاری می کنند! من خودم دو سال پیش برای یک کار دانشگاهی به کوسوا رفتم که نه دولت دارد و نه کنترل مرزی ( بوسیله سربازان سازمان ملل اداره می شود) ولی تا پاسپورت ایرانی را دردستم دیدند هم یک ساعت سین جیننم کردند و هم چیزی نمانده بود که راهم ندهند. تازه هم معرفی نامه دانشگاهی داشتم و هم این که در فرودگاه مسئولی از موسسه آموزشی میزبان من منتظر من بود. ا زخودشان هم علت این کار را پرسیدم. جواب شان این بود چون « ایرانی» هستی! با این همه، طوری با من سخن می گفتند که من انگار همان چند لحظه پیشتر از یک ماموریت خرابکاری باز گشته بودم! اهانت و بی حرمتی ها بماند. فدای سر این « ملت بزرگ»! از این نکته بگذرم، پس چرا همراه سرمایه کلانی که در دوبی سرمایه گذاری می کنیم، خواهر و مادرمان را هم « صادر» می کنیم! پس چرا به جرگه « صادرکنندگان» کارگر پیوسته ایم! پس چرا فقر و نداری درایران بیداد می کند؟ پس چرا.... باز هم چرا....
ولی نه بهتر است نگران نباشم.
به قول آقای رئیس جمهور ایران « در آینده ای نزدیک به قدرت بلامنازغ جهانی تبدیل خواهد شد....»
آقای رئیس جمهور! ببخشید... از این لطیفه های شما خنده مان نمی گیرد...

 

2-

ریس جمهور می گوید:« من با این که می گویند دو بچه کافی است مخالف هستم» و سخن گویش هم می گوید که «رئيس جمهور در حاشيه جلسه روز گذشته مسئله‌اي را مطرح كرد و بحث اتخاذ سياست‌هاي اجرايي در اين زمينه نبود. وي ادامه داد: اين موضوع حاشيه‌اي مورد توجه رسانه‌هايي قرار گرفته كه گويي اين كار به كامشان شيرين آمده اما نگاه رئيس جمهور اين است كه ايران با توجه به توانمندي‌هاي خود نگران افزايش جمعيت نيست»
این سخن پرت رئیس جمهور در جلسه مشترک دولت و مجلس مطرح شده است و مداخله سخن گویش هم به همان شدت پرت است. اگر بحث « اتخاذ سیاست های اجرائی» در میان نبود، یعنی آقای رئیس جمهور، با زنان مملکت « مزاح» فرموده بودند!


آقای رئیس جمهور نگران است که کارزنان آن ها را از «ماموریت اصلی خود یعنی تربیت نسل های آینده» دور نگه دارد و وعده داد که دولت می تواند لایحه ای تنظیم کند که « ساعت کارزنان متاهل نسبت به تعداد فرزندانی که دارند کاسته شود تا آنها بهتر بتوانند به مسئولیت اصلی شان عمل کنند» البته ایشان نمی گویند که « خانم ها کارنکنند» بلکه معتقدند که زنان باید در« صحنه»- روشن نیست کدام صحنه؟- « حضوری فعال داشته باشند». و بعد معلوم نیست با وجود بیش از 12 میلیون کسانی که زیر خط فقر زندگی می کنند، از کجا می گویند که ایران « حتی ظرفیت حضور 120 میلیون نفر را داراست». تز و تئوری هم می دهد، « این غربی ها خود دچا رمشکل هستند و چون رشد جمعیت شان منفی است از این امر نگران هستندو می ترسند که جمعیت ما زیاد شود و ما بر آنها غلبه کنیم» و به همین خاطر، « مشکل خودشان را به دیگر کشورها صادر کنند».

آدم حیران می ماند که به این حرفهای عجیب و غریب چگونه عکس العمل نشان بدهد! اگرچه بیکاری درایران یک معضل جدی است و اگرچه بیکاری در حال افزایش است و این را آقای رئیس جمهورمی داند و یاباید بداند، ولی، می فرمایند که « ظرفیت اشتغال درکشور ما خیلی زیاد است» و بعد می رسیم به « اقتصاد ویژه» آقای رئیس جمهور که « خانم های متاهل می توانندنیمه وقت کارکنند ولی حقوق کامل بگیرند». در عرصه های دیگر، اگر چه با واردات روزافزون بنزین روبروست، باز هم معلوم نیست چگونه ولی تا سال 91 قرا راست « شاهد صادرات بنزین ازایران باشیم».


دروغ چرا من دیگر دارم از آقای رئیس جمهور می ترسم. درسال های اول جمهوری اسلامی به همین شیوه عمل کردند و موجب شدند تا ایران یکی از بالاترین نرخ های افزایش جمعیت دنیا را داشته باشد. این معضل، به مقدارزیاد معضلی خود ساخته بود که هنوز اقتصاد نحیف ایران از زیر سنگینی اش کمر راست نکرده است و حالا آقای رئیس جمهور، با آن چه در کنار گوشش در مملکت می گذرد خواهان از سرگفتن همان نگرش سراپاغلطی است که برای مملکت مشکلات درازمدت بیشماری ایجاد کرده است. حرفی از این پرت تر نیست که غربی ها نگران این هستند که با افزایش جمعیت، ایران ممکن است بر غرب غلبه کند!

درشرایطی که اقتصاد ایران در وجه عمده به غیر از دلارهای بادآورده نفتی که صرف واردات جان آدم تا شیرمرغ از چین وماچین می شود، تولید قابل توجه دیگری ندارد، بیان چنین پرت و پلاهائی به واقع نگران کننده است. سیاست اقتصادی آقای رئیس جمهوردربرخورد به « زنان متاهل» مرا به یاد سیاست اقتصادی هیدر- رهبر حزب نئوفاشیتسی اطریش در چند سال پیشتر می اندازد که می خواست به زنان برای ماندن در خانه حقوق بدهد. ولی آقای رئیس جمهور، اگر به راستی نگران نقش فعال زنان هستند، در مهد کودک ها سرمایه گذاری بکنید و ادارات دولتی و شرکت های بزرگ را وادارید که برای کارمندان زن خود، مهد کودک درست کنند. اگر نگران آینده این مملکت هستید، درآموزش ابتدائی و متوسطه سرمایه گذاری کنید.

اجازه بدهید که جوانان ایرانی مثل دیگر جوانان، به منابع اطلاعاتی دسترسی داشته باشند. اجازه بدهید کتاب وروزنامه و مجله و نشریات دانشگاهی بدون مداخله مضرو مخرب ماموران وزارت فخیمه ارشادمنتشرشوند. « غلبه برغرب» پیشکش، تا شرایطی فراهم شود که بیش از این وابسته به غرب و شرق نباشیم و به صورت زائده اقتصادی شان عمل نکنیم. اگر راست می گوئید برای قطع وابستگی اقتصاد ایران به نفت، سیاست پردازی کنید. این دیگر چه سیاست پرتی است که کسی نیمه وقت کار بکند ولی حقوق تمام وقت بگیرد.

 این هزینه های اضافی از چه منبعی باید تامین مالی بشود! اگر چه در یکی دو سال اخیر، دلارهای بادآورده نفتی اندکی زیادی زیاد بود ولی برآورد همه آگاهان براین دلالت دارد که در سالهای آینده، این دلارهای بادآورده نفتی « آب » خواهند رفت. آقای رئیس جمهور، ممکن است به مردم توضیح بدهید که در آن صورت چه خواهید کرد! آیا هیچ کس نیست که خلاصه گزارش اکونومیست در باره وضعیت ایران در چند سال آینده را به اطلاع شما برساند؟


آقای رئیس جمهور در اینجا اشتباه خطرناکی می کند و آینده مملکت را بطور جدی به مخاطره می اندازد. مداخله سخن گوی دولت که بطور غیر مستقیم قبول می کند که رئیس اش حرف پرتی زده است که نباید جدی گرفته شود ولی پی آمد این سیاست بطور مطلق غلط به حدی جدی است که نمی توان از آن سرسری گذشت.
این جمعیت اضافی مدرسه می خواهد و امکانات بهداشتی لازم دارد و خانواده ها هم مسکن نیاز دارند. برای این که روحیه خودم از این خراب تر نشود از نیاز به اشتغال در مملکتی که با بیکاری روزافزون روبروست دیگر چیزی نمی گویم.(niaak)



    ©2013 APG.ir