تعداد بازدید: 6452

توصیه به دیگران 3

سه شنبه 3 فروردين 1395-8:8

به یاد آن گذشته

معرفی آهنگ سازان، نوازندگان و خوانندگان مازندرانی رادیو از ابتدا تا انقلاب اسلامی


 مازندنومه؛ سرویس فرهنگی و هنری، علی صادقی، تهیه کننده و نویسنده صدا و سیمای مرکز مازندران و مدیر مسئول و سردبیر پایگاه خبری مازندنومه: این مقاله زمستان سال 94 به سفارش دوستی برای چاپ در کتاب مجموعه مقالات یک همایش بومی ارسال شد که بنا به دلایلی از جمله حجیم بودن مطلب و نبود جا و تعداد صفحات کافی، منتشر نشد و اینک به بهانه سال نو در مازندنومه پخش می شود. خاطرنشان و تاکید می کنیم مقاله زیر ارزش تاریخی و جنبه تحقیقی دارد و نام بردن از برخی هنرمندان، به منزله تایید شخصیت اخلاقی و فکری یا ترویج اندیشه های آن ها نیست. تلاش شده بر اساس سندهای موجود، آن چه وجود داشت بدون قضاوت خاص، در یک سیر تاریخیِ هنری ابتدا شناسایی و سپس معرفی شود.

* تاریخچه مختصر تاسیس رادیو ایران

در ایران تاسیس رادیو با تلگراف بی سیم ارتباط داشت. سال 1303 مقدمات تهیه تلگراف بی سیم توسط وزارت جنگ فراهم و نخستین دکل دستگاه تهران به ارتفاع 120 متر در زمین های قصر قاجار نصب شد.

اردی بهشت سال 1304 هم دومین دکل بی سیم مستقر شد. یک سال بعد در ششم اردیبهشت سال 1305 در سومین روز از تاج گذاری رضاشاه، بی سیم با پخش تلگرامی برای دعوت عمومی از کشورهای مختلف جهان کار خود را آغاز کرد: " امروز سومین روز تشریفات تاج گذاری اعلی حضرت شاهنشاه پهلوی می باشد. در این ساعت موقع تشریفات افتتاحیه این استاسیون است. این دستگاه تلگراف با حضور اعلی حضرت شاهنشاهی تاسیس و تحت ریاست و حمایت عالیه ملوکانه می باشد ..."( تجلی پور، 1349:1426).

در سال 1305 هیات وزیران تصویب کرد که دستگاه های بی سیم و کارمندان آن به وزرارت پست و تلگراف انتقال یابند. از سال 1311 هم موسسه های بی سیم توسعه یافت و در نهایت به تاسیس رادیو منجر شد. سال 1316 مقدمات ایجاد مراکز رادیو به وسیله وزارت پست و تلگراف و تلفن فراهم و تشریفات قانونی مناقصه برگزار شد .

در دی ماه سال 1317 سازمان پرورش افکار به منظور پرورش و راهنمایی افکار عمومی راه اندازی شد که زیر نظر وزیر فرهنگ وقت فعالیتش را آغاز کرد. این سازمان کمیسیون هایی همچون مطبوعات، کتاب های کلاسیک، سخنرانی، نمایش و رادیو و موسیقی را شامل می شد. به علاوه در چهارم اردی بهشت سال 1319 نخستین فرستنده رادیویی ایران با حضور ولیعهد وقت –محمدرضا پهلوی- افتتاح شد.

در دهه نخست فعالیت های رادیو در ایران، صدای رادیو تهران در شهرستان ها هم با فرستنده های محلی که بیشتر به ارتش تعلق داشت، شنیده شد که به پخش برنامه های محدود و گاه هفته ای یک روز می پرداختند.

فرستنده های رادیویی رشت در سال 1325 و گرگان در سال 1327 راه اندازی شد. "این فرستنده ها در آغاز بیشتر از عصر تا نیمه شب برنامه های محلی داشتند و تا سالها بعد که با تقویت فرستنده، اخبار و برخی از برنامه های رادیو تهران را ینز پخش می کردند، به فعالیت خود ادامه دادند."( سپنتا،1366:311).

* تاریخچه مختصر تاسیس رادیو و تلویزیون در مازندران

نخستین فرستنده های رادیویی در شمال کشور در رشت و گرگان راه اندازی شد. رادیو ساری 30 سال پس از تاسیس رادیو در ایران یعنی هفدهم تیر ماه سال 1349 با فرستنده یک کیلوواتی آغاز به کار کرد.

آن زمان رادیو ساری 17 نیرو داشت و مکان تولید و اجرای برنامه ها هم خیابان خاقانی ساری بود . برنامه های این واحد صد در صد خبری بود. 5 سال بعد در سال 1354 فرستنده پرقدرت 10 کیلو واتی در خزرآباد نصب شد و 85 درصد مازندران زیر پوشش برنامه های رادیو قرار گرفت. از سال 1379 نیز با افزایش قدرت فرستنده از 10 کیلووات به 30 کیلو وات، کل استان مازندران زیر پوشش برنامه های رادیو قرار گرفت.

نخستین فرستنده تلویزیون در ایران یازدهم مهرماه 1337 اغاز به کار کرد. از سال 1347 توسعه مراکز تلویزیونی شهرستان ها آغاز شده و ابتدا در ارومیه و سپس در شیراز، رشت و ساری مراکز تلویزیونی ایجاد شد. تلویزیون ساری سال 1350 یعنی یک سال پس از افتتاح رادیو، فعالیتش را آغاز کرد. برنامه های تلویزیون مازندران تا سال 1364 سیاه و سفید بود، اما از این سال به بعد پخش برنامه ها به صورت رنگی هم شروع شد. شبکه استانی مازندران نیز از 26 فروردین ماه سال 1377 افتتاح شد.

* تاریخچه مختصر موسیقی در رادیو ایران

از سال 1317 که سازمان پرورش افکار تاسیس شد "سرتیپ امیر خسروی " –وزیر دارایی وقت– به سمت رئیس کمیسیون رادیو منصوب شد. اوموظف بود طی شش ماه برنامه جامعی برای رادیو تنظیم کرده، به تصویب هیات وزیران برساند .

هم زمان برای انتخاب گویندگان زبان فارسی رادیو هم مسابقه ای در باشگاه افسران ترتیب داده شد که 160 داوطلب شرکت کردند و برندگان این مسابقه، نخستین گویندگان فارسی رادیو شدند؛ خانم ها: رهبری، نخعی و طوسی حائری و آقایان: موثقی، آشتیانی، طاهری، شکوهی و محتشم.

خانم طوسی حائری در اصل اهل بابل بود. او دختر دایی داوود رشیدی -هنر پیشه معروف سینما- است که مدتی در فرانسه هم زندگی کرد. خانم طوسی دکترای ادبیات فرانسه داشت و جزو نخستین گویندگان رادیو در ایران به شمار می رود .

" تهیه و تنظیم گفتارهای تخصصی به عهده وزارتخانه ها بود و عده ای از نویسندگان مانند مطیع الله حجازی، سعید نفیسی، ملک الشعرای بهار و رشید یاسمی در تهیه بعضی از برنامه ها مشارکت داشتند."( برخوردار، 1387:6).

در زمینه فعالیت های موسیقی و برنامه ریزی درباره آن، کمیته ای به نام "کمیسیون موسیقی تشکیل شد. رئیس این کمیسیون "سرگرد مین باشیان" بود که از نیمه دوم سال 1318 تمرین های مکرری را برای آمادگی خوانندگان و نوازندگان آغاز کرد.

کمیسیون موسیقی همچنین در سال 1317 ده موسیقی دان اهل کشور چکسلواکی را استخدام کرد تا موسیقی غربی را به هنرآموزان هنرستان موسیقی آموزش دهند و در ارکستر سمفونیک تهران اجرا داشته باشند. پس از افتتاح رادیو، این عده مرتب به مدت نیم ساعت آثاری از موسیقی دان های بزرگ را اجرا می کردند .

" در زمینه موسیقی ایران دو دسته ارکستر تشکیل شد. رهبری دسته اول با ابوالحسن صبا و دسته دوم با مرتضی محجوبی بود. به علاوه برای هر یک از نوازندگان هفته ای یک یا دو بار و هر بار به مدت 15 دقیقه تکنوازی منظور شد. از نوازندگان اولیه رادیو می توان به برکشلی، خالدی، خالقی، سماعی، شهنازی، فروتن، محجوبی، معروفی، وزیری و نی داوود اشاره کرد.

خوانندگان ایرانی هم در آغاز کار چهره هایی چون ادیب خوانساری، تاج اصفهانی، جواد بدیع زاده، غلامحسین بنان، پروانه، روح انگیز، روح بخش و قمرالملوک وزیری بودند.

ای که با دشدگان بر سر ناز آمده ای (نام قطعه ای در دستگاه سه گاه، کاری از سه هنرمند مازندرانی: آواز دلکش، ویولن حبیب الله بدیعی و تار فرهنگ شریف.)

به تدریج کار موسیقی رادیو گسترش یافت و در سال های 1326 و 1327 نزیدک به 90 خواننده و نوازنده در رادیو فعالیت می کردند. در بین خوانندگان این سالها یک نام درخشش داشت و او کسی نبود جز "عصمت باقرپور پنبه فروش" معروف به "دلکش".

این خواننده مشهور سوم اسفندماه سال 1303 در بابل به دنیا آمد و در سبک های سنتی و محلی مازندرانی و پاپ اجرا می کرد . زمانی او را زن حنجره طلایی، بانوی آواز ایران وآتش کاروان هنر می نامیدند.

عصمت دوران کودکی را بدون اینکه سواد بیاموزد در بابل ماند. در 12 سالگی نزد خواهرش در تهران می رود و به دبستان پای می گذارد و در 17 سالگی مدرک پنجم ابتدایی را می گیرد. معلم موسیقی کلاس 5 او –ظهیرالدینی– استعداد عصمت را کشف کرد و او را نزد روح الله خالقی برد. خالقی هم او را به عبدالعلی وزیری سپرد تا به عصمت آموزش بدهد.

او خیلی سریع از وزیری موسیقی آموخت و در 20 سالگی وارد رادیو شد. نخستین اجرای عصمت در رادیو در سال 1323 بود؛ فرستنده بی سیم پهلوی ، چهار راه سید خندان تهران.

نام هنری دلکش را زنده یاد روح الله خالقی برای او انتخاب کرد که گوشه ای در دستگاه ماهور است. او خیلی زود به شهرت رسید و سبک خاص اجرایش در کنار صحیح خواندن، موجب شد سرزبان ها بیفتد.

دلکش آهنگ های مازندرانی هم اجرا کرده است؛ قطعات معروفی همچون ربابه جان، مریم جان، زهراجان، رعنا جان و امیری. او این آوازهای بومی را از زمان کودکیش در بابل بلد بود و می خواند.

مردم از آوازهای مازندرانی دلکش استقبال کردند و نامه های فراوانی برای تکرار ترانه های محلی او به رادیو فرستاده شد. هر یکشنبه که اجرا داشت مردم زیادی روبه روی ساختمان رادیو جمع می شدند تا او را از نزدیک ببینند.

برخی کارشناسان براین باور بودند که صدای دلکش تنها صدای چپ کوک زنانه ای بود که در خوانندگی راست کوک هم تبحر داشت. از جمله ترانه های بانو دلکش می توان به این آهنگ ها اشاره کرد: یاد کودکی، قسمت من، جدایی، پشیمان شد، روزگار بگذشت، سفرکرده، بازگشته و یاد من کن به آهنگ سازی علی تجویدی و ترانه سرایی رحیم معینی کرمانشاهی، ندای دل و تنهایی به آهنگ سازی جواد لشکری و ترانه سرایی رحیم معینی کرمانشاهی، سرباز وطن و غم رسوایی به آهنگ سازی انوشیروان روحانی و ترانه سرایی رحیم معینی کرمانشاهی ،
برای تو و افسانه به آهنگ سازی حبیب الله بدیعی و ترانه سرایی رحیم معینی کرمانشاهی و ترانه های دیگری که آهنگ سازانی چون مجید وفادار، مهدی خالدی، پرویز یا حقی، فریدون حافظی و همایون خرم ساخته بودند.

او در 60 سال زندگی حرفه ای خود بیش از 200 ترانه و آواز وتصنیف خواند. دلکش در شهریور سال 1383 به دلیل بیماری کلیوی در تهران درگذشت.

* به یاد آن گذشته

ترانه و تصنیف متداول ترین فرم موسیقی رادیو است. یکی از اساسی ترین فعالیت های رادیویی در تولید و تهیه این گونه موسیقی متمرکز بوده است. ترانه  50 سالی می شود که جای واژه تصنیف را گرفته است. با تاسیس فرهنگستان زبان در زمان پهلوی اول و گرایش به تغییر واژه های عربی به  فارسی، به کارگیری واژه ترانه به جای تصنیف متداول شد.

در کار آهنگ سازی ترانه ها معمولا به دو شیوه عمل می شود: یا آهنگساز، ملودی خاصی را می سازد و شاعری بر اساس آن ملودی، بیت هایی را می سراید و یا این که کلماتی موزون و مناسب در اختیار آهنگساز قرار می گیرد و او ملودی می سازد.

یکی از معروف ترین آهنگ سازانی  که بر اساس موسیقی سنتی در رادیو به کار آهنگ سازی ترانه پرداخت، حبیب الله بدیعی است.

حبیب الله چهارم فروردین سال 1312 در روستای ازان ده سوادکوه به دنیا آمد. پدرش میرزا عبدالله جزو خان های سواد کوه بود و در آن سرزمین ملک  و میراث داشت. دو ساله بود که همراه خانواده به ساری آمد. در 8 سالگی هم به تهران روانه شد . او با شنیدن نوای ویولن ابوالحسن صبا از گرامافون، به موسیقی علاقه مند شد.

برادر بزرگتر حبیب –ربیع– دو سال پی آموزش ویولن رفت، اما کاری از پیش نبرد، بنابراین سازش را به حبیب الله هدیه داد و او سه سال نزد لطف الله مفخم پایان، مقدمات علمی و عملی موسیقی و ردیف های صبا را آموخت. در سال 1328 مورد توجه جدی مدیر برنامه رادیوی ارتش قرار گرفت و به عنوان سولیست در برنامه موسیقی ارتش به نوازندگی ویولن مشغول شد.

در سال 1330 حبیب به کلاس استاد صبا راه یافت. او در سن 18 سالگی همکاری خود را با ارکستر "ابراهیم منصوری" آغاز کرد.

حبیب الله بدیعی جز بهترین شاگردان استاد صبا است که در تک نوازی و بداهه نوازی صاحب سبک بود.

 نخستین ترانه ای که ساخت "ماه کنعان" در دستگاه ماهور بود که بانو شمس آن را در سال 1331 اجرا کرد. حبیب الله بدیعی در آن سال ها در رادیو هر 15 روز یکبار در ساعت 14:15 برنامه اجرا می کرد.

" او پس از همکاری با ارکستر ابراهیم منصوری و هنرمندانی چون مرضیه، قوامی، الهه، پوران و دلکش، خود ارکستر کوچکی تشکیل داد. برنامه ارکستر او تا سال 1336 جمعه شب ها به طور مداوم از رادیو پخش می شد". (حبیبی نژاد ،1389:19).

از سال 1337 از سوی داوود پیرنیا –سرپرست برنامه گلها- به رادیو دعوت شد و همکاری خود را با هنرمندانی چون: بنان، قوامی،گلپایگانی، محمودی خوانساری و شجریان آغاز کرد.

حبیب الله بدیعی در طول سال های فعالیت هنری و حرفه ای خود در رادیو عهده دار سمت های مختلفی بود؛ از جمله: عضویت در شورای موسیقی رادیو ( 1343)، معاون اداره ی رادیو (1345) و رئیس موسیقی رادیو ایران. (1351)

او تا سال 1358 عضو شورای موسیقی بود. در این شورا هنرمندان بزرگی چون مرتضی حنانه، علی تجویدی و حسینعلی ملاح عضویت داشتند. (حسینعلی ملاح نقاش، موسیقی دان و پژوهشگر موسیقی متولد1300 بندرگز است. او در سال 1371 درگذشت. ملاح یکی از آهنگ سازان برنامه رادیویی گلهای رنگارنگ بود.)

بدیعی در سالهای پرافتخار هنری خود رهبری ارکستر شماره 2، 4 و 6 را به مدت شش سال بر عهده داشت. او پائیز سال 1371 درگذشت. از بدیعی بیش از 150 آهنگ برجای مانده است از جمله: مهربان شو، اگر با من بودی، قصه دل، بیا بیا،کعبه دل ها، شبگرد، پیام صبا، جای تو خالی، دست تمنا، فتنه، قسم، گذشته ها گذشته، گریز، گیسو، شب و... نیز آهنگ چند فیلم که از ساخته های اوست. فیلم هایی مانند ولگرد، خورشید می درخشد، بوسه مادر، هفده روز به اعدام، همه گناهکاریم،گنج قارون و بازگشت به زندگی.

از جمله برنامه های رادیو که بدیعی در آنها حضور داشت و ویولن می نواخت می توان به این نام ها اشاره کرد: ساز تنها، شاعران قصه می گویند، نوایی از موسیقی ملی، گلهای رنگارنگ، گلهای جاویدان و برگ سبز.

* گل گلدون من

خوانندگان رادیو از بین افراد خوش صدا انتخاب می شدند که یا شخصا به رادیو مراجعه می کردند و یا توسط اشخاصی به این سازمان معرفی می شدند. داوطلب این حرفه پس از گذراندن آزمایش مختصری از نظر کیفیت و خوش لحنی به جرگه خوانندگان رادیو می پیوست.

 از جمله خوانندگان مازندرانی که بر اساس دستگاه های موسیقی ایرانی در رادیو خواندند یکی "عصمت باقرپور" یا دلکش است که 224 ترانه از او در آرشیو رادیو باقی است و دیگری "سیمین غانم" که 14 ترانه در آرشیو رادیو دارد.

"سیمین غانم" سال 1323 در تنکابن (شهسوار پیشین) متولد شد. پدرش اهل تهران و مادرش ساروی بود. او از 9 سالگی در جشن های مدرسه می خواند.

غانم سال 1341 در مسابقه های آموزشگاه های ایران در رشته آواز اول شد. نخستین اجرای تلویزیونی او در سال 1347 بود با ترانه "موج خروشان" با تنظیم مرتضی حنانه.

سیمین غانم دوره موسیقی سنتی و ردیف را زیر نظر استاد "محمود کریمی" گذراند. مدتی نیز نزد مرتضی حنانه قواعد موسیقی و سلفژ را آموخت و با علی تجویدی هم در زمینه موسیقی کار کرد.

 صدای سیمین به صدای همولایتی اش –دلکش– شبیه است و همین باعث شهرتش شد. او به کمک آهنگ سازانی چون بابک بیات و فریبرز لاچینی به موسیقی پاپ روی آورد و آهنگ های معروفی چون "قلک چشات"، "گل گلدون من"، "ماتم" و"به کناری بنشین" را اجرا کرد.

نخستین کنسرت او پس از انقلاب در سال 1378 در سینما صحرای تهران برگزار شد. عمده شهرت سیمین غانم همین کارهای پاپ است که اجرا کرده و ترانه ها و تصنیف های سنتی که نام 14 ترانه او در دفتر خوانندگان زن آرشیو صدای جمهوری اسلامی ایران وجود دارد،کمتر اسم او را بر سر زبان ها انداخت.

هم چنین نام او در ردیف خوانندگان "سرود" هم در دفتر سرودهای آرشیو صدای جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است.

 غانم در برنامه ی گلهای رنگارنگ و گلهای تازه رادیو نیز به عنوان خواننده حضور داشت.

*کودک قرن

علاوه بر خوانندگانی که با رادیو همکاری می کردند، گروهی از خواننده ها بیرون از محیط رادیو به تهیه و تولید آهنگ می پرداختند. طبعا رادیو بهترین و مناسب ترین مکان و محیط برای پخش و نشر این آثار بود. این گروه رابطه اداری و مسئولانه با رادیو نداشتند و صرفا به منظور انتشار آثارشان و کسب معروفیت کارهای خود را به رادیو عرضه می کردند.
ترانه های این دسته از خوانندگان بیشتر در برنامه های تفریحی و غیر جدی رادیو پخش می شد. از نظر شعری هم این ترانه ها بیشتر محتوای عاشقانه داشتند.

" از خوانندگان متفرقه که نام او با 12 ترانه در دفتر ترانه های رادیو ثبت شده، مازیار است."( برخوردار ،1387:28).

عبدالرضا کیایی نژاد با نام هنری "مازیار" تیر ماه سال 1331 در بابل متولد شد. سبک خواندن او پاپ بود و با آهنگ "ماهیگیر" معروف شد. مازیار در یکی از مسابقات هنری که داور آن استاد "محمد نوری" بود، رتبه نخست را بین دانش آموزان سراسر ایران به دست آورد. در 16 سالگی به تهران رفت و با جهان بخش پازوکی آشنا شد. حاصل همکاری این دو هنرمند ترانه های ماهیگیر و کبوتر بود. در ادامه او با آهنگ سازانی چون بابک بیات، محمد شمس، عماد رام، ناصر چشم آذر، تورج شعبانخوانی و آرش سزاوار کار کرد.

مازیار تا سال 1357 به عنوان یک خواننده مطرح فعالیت داشت و بعد از انقلاب به حاشیه رفت. او در سال 1373 آلبوم "گل گندم" را انتشار داد که توقیف شد و البته بعدا" مجوز پخش گرفت. این خواننده پاپ 16 فروردین سال 1376 بر اثر سکته مغزی و قلبی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

* موسیقی محلی

از آغاز تاسیس رادیو، ارکسترها به ندرت نمونه هایی از آهنگ های بومی ایران را اجرا می کردند. موسیقی محلی قبل از آن که به رادیو راه پیدا کند توسط مردم بومی اجرا می شد. با تاسیس مدرسه موسیقی به وسیله "علی نقی وزیری" وجوه گوناگون موسیقی ایران از جمله موسیقی های مناطق مورد توجه قرار گرفت.

در سال 1307 که "ابوالحسن صبا" از طرف استادش –علی نقی خان وزیری– مامور تاسیس مدرسه موسیقی در رشت شد، با شعرهای بومی گیلان و مازندران، حساس و دقیق برخورد کرد. صبا در مدت اقامت خود در گیلان پاره ای از نغمات آن سامان را جمع آوری و ثبت کرد. حاصل کار او نوشتن قطعاتی برای ویولن شد که عمده ترین آن ها زرد ملیجه، در قفس، دوضربی دشتی و چند قطعه دیگر بود.

"از طرفی صبا در نوشتن ردیف برای ویولن، گوشه هایی را که تا آن زمان جزو گوشه های ردیف موسیقی ایران به حساب نیامده و صرفا در منطقه اجرا می شدند، وارد ردیف کرد و جز آواز دشتی نوشت. این گوشه ها امیری یا تبری و دیلمان در آواز دشتی، دستگاه شور است."( صبا ،1333:25).

در سال 1320 "لطف الله مفخم پایان" از طرف وزیری مامور شد که به گیلان و مازندران وگرگان سفر و آهنگ های بومی آن مناطق را گردآوری و نت نویسی کند. این مهم انجام شد و حاصل آن "دفتر آهنگ های محلی سواحل گیلان ومازندران" است.

 با تاسیس رادیو در استان ها و پدید آمدن گروه های موسیقی در آن مناطق نمونه هایی از موسیقی بومی هر منطقه اجرا و ضبط و یک کپی از آن به رادیو تهران ارسال می شد.
 مهم ترین خوانندگان محلی مازندران از سالهای پس از تاسیس رادیو در ساری می توان به محمد دنیوی، سیف الله محمدی، قدر کتولی، احمد بختیاری، حسین حسین زاده و نورمحمد طالبی اشاره کرد.

-    نور محمد طالبی: او در سال 1315 در روستای قادیکلای بزرگ قائم شهر به دنیا آمد و در روستای کفشگرکلا اقامت گزید. او از برجسته ترین خوانندگان بومی و از مسلط ترین راویان موسیقی آوازی مناطق مرکزی مازندران است که در سال 1385 درگذشت.

-    محمد دنیوی: در سال 1320 در ساری به دنیا آمد. تنبک را نزد استاد فرهنگ فر و محمد اسماعیلی آموخت. سال 1349 به عنوان یکی از عوامل برنامه رادیو و گوینده به کار مشغول شد. در همان سالها "گلنسا"، "شوپه"،"بیمو بهار" و... را خواند. منظومه های شعرگونه "مازیار" و "کوچ" هم از کارهای اوست. آذرماه 1373 در ساری برای محمود دنیوی بزرگداشتی برگزار شد و او دی ماه همان سال درگذشت.

-    قدر کتولی (اتولی): قدر اهل روستای مزرعه علی آباد کتول است. او کمانچه را شیرین و زیبا می نواخت و از طریق نوازندگی امرار معاش می کرد. اصغر اتولی (خواننده) پسر اوست. صدای ساز قدر و اصغر سالها از رادیو گرگان پخش می شد. قدر در گرجه محله بهشهر اقامت داشت و سال 1355 درگذشت.

-    نظام شکارچیان: نظام سال 1295 در نوذر آباد نکا به دنیا آمد. او از برجسته ترین خوانندگان و نوازندگان موسیقی گوداری مازندران است. دوتار می نواخت و دو نوار قبل از انقلاب از نظام انتشار یافت. او سال 1363 در گهرباران درگذشت.

-    سیف الدین محمدی: سال 1297 در روستای تیرکلای ساری به دنیا آمد. پدرش نوازنده چیره دست دوتار بود. او جز راویان مطرح منظومه ها و مقام های مازندران است. سیف الدین محمدی سال 1360 در زادگاهش درگذشت.

-    احمد بختیاری: او 15 دی ماه 1317 در ساری به دنیا آمد. بختیاری نخستین کنسرت خود را وقتی کلاس هشتم بود در سال 1355 و در سن 18 سالگی تجربه کرد. تابستان سال 1337 در اردوی سفری اردوگاه رامسر شرکت کرد که آن سال مازندران در موسیقی رتبه نخست را به دست آورد. نخستین آهنگ بختیاری به نام "پری پیکر" در آواز دشتی، دستگاه شور در رادیو گرگان اجرا شد. بعد از انقلاب هم نخستین آهنگ او "شالی کار" بود که از رادیو ساری پخش شد. سوری جان، میلاد نور، چپون کیجا و سنگ تراشون برخی از آهنگ های این خواننده است. احمد بختیاری دی ماه سال 1387 درگذشت.

* تنها ساز، ساز تنها

"ساز تنها" یا ساز سلو از جمله برنامه هایی است که تا قبل از انقلاب از رادیو پخش می شد. از سال 1340 به بعد همه روزه به مدت 15 دقیقه این برنامه از ساعت 13 تا 13:15 از رادیو پخش می شد که شامل دو یا سه گوشه و یک آواز می شود. علاوه بر "حبیب الله بدیعی" سه هنرمند مازندرانی دیگر هم با "ساز تنها" همکاری داشتند:

1-    فرهنگ شریف: شریف در سال 1310 در آمل به دنیا آمد. پدرش دکتر داروساز بود و با اهل هنر معاشرت داشت. او تار را نزد عبدالحسن شهنازی و مرتضی نی داوود آموخت، ولی شیوه نوازندگیش منحصر به فرد است.

 شریف در 12 سالگی نخستین تک نوازی خود را به صورت زنده اجرا کرد که از رادیو پخش شد. به دنبال آن در برخی از برنامه های رادیو هم چون ساز تنها حضور یافت.

 او چند سال به آمریکا سفر کرد و در دانشگاه های معتبر آنجا کرسی داشت . شریف گواهی نامه درجه یک هنری را که معادل دکتراست در دوره ریاست جهموری سید محمد خاتمی دریافت کرد. او با خوانندگانی چون گلپا، تاج اصفهانی، دلکش، بنان، شجریان، افتخاری، محمود خوانساری، سراج، مرضیه، حمیرا، هایده و روح انگیز همکاری وهم نوازی داشت و چندین آلبوم از او منتشر شده است، ازجمله: عشاق، کرشمه، اصفهان، مهرافروز، ساز و نوا، سدره، زخمه، عاشقانه ها و زمرد. غیر از ساز تنها از دیگر برنامه های رادیوکه فرهنگ شریف در آن تارمی نواخت می توان به این نام ها اشاره کرد: شاعران قصه می گویند ، نوایی از موسیقی ملی و شاخه گل.

2-    لطف الله مجد: او در سال 1296 در شاهی (قائم شهر کنونی) به دنیا آمد. از آغاز تاسیس انجمن موسیقی ملی ایران یکی از نوازندگان با ارزش ارکستر آن بود.
مجد ار نخستین نوازندگان ارکستر گلهای رادیو بود که در آن تار می نواخت. او در ارکستر رودکی رادیو هم همراه حبیب الله بدیعی حضور داشت.

 مجد در سال 1357 در تهران درگذشت. او علاوه بر از ساز تنها با برنامه های دیگر رادیو نیز همکاری داشت و تار می نواخت، از جمله: گل های جاویدان و شاخه گل.

3-    عماد رام: اسفندماه سال 1309 در ساری به دنیا آمد. از جوانی علاقه زیادی به "فلوت" داشت. سال 1322 به تئاتر روی آورد و علاوه بر نقش کمدین ها، پشت پرده می خواند و فلوت می زد. سال 1335 به تهران آمده و در اداره هنرهای زیبا نت و ساز شناسی آموخت. از سال 1350 هم سرپرست یکی از ارکسترهای فرهنگ و هنر شد. او برای برخی از خواننده ها همچون نادر گلچین و فریدون فروغی آهنگ سازی کرد. رام با برخی برنامه های رادیو از جمله ساز تنها همکاری داشت و فلوت می نواخت. او سال 1382 بر اثر سرطان در آلمان درگذشت.

* سخن پایانی

موسیقی یکی از ارکان برنامه سازی در رادیو است و رادیو بدون موسیقی مانند بدن بدون خون است.

امروزه این رسانه وارث تلاش و همت بزرگانی است که عمر خود را صرف احیا و ترویج موسیقی ایرانی (و مازندرانی) کردند و نام برخی از آنان در این نوشتار آمد. (به نام هنرمندانی چون محمدرضا لطفی و زیدالله طلوعی اهل گرگان که گروه شیدا را ایجاد و همراهی کردند و با رادیو نیز همکاری داشتند در نوشتار حاضر اشاره نشده است.)

اگر در دوره ای تعزیه باعث حفظ و ماندگاری موسیقی اصیل ایرانی شد، در دهه هایی رادیو این نقش را به عهده داشت، چرا که هنرمندان بزرگی در آن فعالیت داشتند و به این رسانه جمعی تشخص بخشیدند.

  منابع و ماخذ

الف- کتاب ها

-    برخوردار، ایرج. موسیقی رادیو و نقش مدیریت،تهران: دفتر پژوهش های رادیو، 1387
-    بهروزی، شاهپور. چهره های موسیقی ایران، تهران: کتابسرا،1367
-    تجلی پور، مهدی. دایره المعارف موضوعی دانش بشر، تهران: امیرکبیر، 1349
-    جاوید، هوشنگ. موسیقی و رسانه، تهران: دفتر پژوهش های رادیو، 1386
-    حبیبی نژاد ،مهران. کماندار زرین دست، ساری: شلفین، 1389
-    زرگر، مسعود. جاودانه ها، تهران: آتنا، 1381
-    سپنتا، ساسان. تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، اصفهان: نیما، 1366
-    صبا، ابوالحسن. ردیف موسیقی ایرانی، تهران، بی نا،1333

ب- مقاله ها

-    اکبریان طبری، حسن. یادی از دلکش بانوی آواز ایران، چیستا، شماره 268، اسفند 1388 و فروردین 1389
-    تجویدی، علی. بدیعی در بداهه نوازی صاحب سبک بود، دنیای سخن، شماره 51 ، مهر و آبان 1373
-    مجرد، ناصر. دلکش مرد نه ... دلکش هرگر نمی میرد، گزارش، شماره 156، شهریور و مهر 1383

ج‌- پژوهش

-    سالنامه تبری، 1393 ، ساری: بنیاد تبری

د- سایت های اینترنتی

مازندنومه، ویکی پدیا ، همشهری آنلاین و یوتیوپ.

 


  • پنجشنبه 26 فروردين 1395-9:28

    بسار عالی. ممنونیم. از خوبی های مازندنومه این است که تعریفش از فرهنگ مازندران محدود به روستا نیست. فرهنگ سنتی ما در عین اهمیت و ارزش والای خود، همه ی فرهنگ مازندران نیست. کاش در صدا و سیما هم چنین نگاهی وجود داشته باشد.

    • يکشنبه 15 فروردين 1395-8:33

      با تشکر فراوان از نویسنده محترم این مقاله تحقیقی. به نظر من این کار کوتاه و با ارزش ظرفیت گسترش حتی به اندازه یک کتاب ر ا دارد.
      اما موضوعی که مرا به خود مشغول داشته است این نکته است که بنا به عادت ما ایرانی ها ترانه و تصنیف ها به نام خواننده اش معروف می شود. در حالی که می دانیم نقش ترانه سرا (به جز ترانه های فلکلوری) آهنگ ساز و حتی تنظیم کننده نیز مهم است. اما فراموش یا نادیده گرفته می شود. با توجه به این که این مقاله حداقل در این رسانه دری به شناخت هنرمندان و موسیقی مازندران گشوده است، چند سوال راکه سالها ذهن مرا مشغول کرده است و احتمالاً برای دیگران هم مطرح است، مطرح می کنم. امیدوارم جناب آقای صادقی یا دیگر دوستان آشنا به این عرصه بدان پاسخ بدهند.
      1- شایع است که آهنگ ساز ترانه های معروف شوپه، گلنسا، بیه شو و ... به خوانندگی دنیوی ،عماد رام بود، آیا درست است؟
      2- خواننده زن همراه مرحوم دنیوی کی بود. گوهر یا رزا؟
      3- آهنگ ساز ترانه های معروف پری پیکر، چپون کیجا و ته محله سنگ تراشون به خوانندگی مرحوم بختیاری کی بود؟

      • دوشنبه 16 فروردين 1395-13:45

        افرادی که به کاست اصلی دسترسی دارند می توانند به این سوالات جواب بدهند. شاید افراد با ذوقی باشند که نوارهای آن دور را نگه داشته اند.

        • يکشنبه 15 فروردين 1395-21:30

          درود. 1.در این نوشته آهنگ سازهایی که مازندرانی هستند معرفی شده اند، مانند مجد، بدیعی، شریف و دیگران و فقط به خوانندگان اکتفا نشده است

          2. اغلب آهنگ های خواننده های مازندرانی مثل دلکش را غیر مازندرانی ها ساخته اند و به این دلیل به نام آن ها اشاره نشده است.

          3.درباره آهنگ های قدیمی نام برده شده باید گفت برخی آهنگ ها مثل بیمو بهار و ستاره آسمون را رام ساخته، آهنگ هایی مثل شوپه و انتظار و آرزو را دنیوی ساخته و برخی دیگر را فرخ حدادی، جهانگیر دولو و دیگران آهنگ سازی کرده اند. آهنگهایی مثل چپون کیجا و پری پیکر و... هم ریشه فولکلوریک دارند. البته احمد بختیاری نیز برخی کارهای خود را آهنگسازی و تنظیم کرده است.

        • شنبه 14 فروردين 1395-14:28

          مقاله بسیار جالبی است. استفاده کردیم. اما یکی دو نقص آشکار در این مقاله راه دارد: نمی دانم چرا زنان محلی خوان مازندرانی مانند بانو گوهر و ماری محمدی نادیده گرفته شدند و نامی از آنها نیست. تا آنجا که یاد داریم هر دو این بزرگواران هم صدای خوبی داشتند و هم ظاهرا با رادیو همکاری می کردند یا به قول نویسنده صدایشان از طریق رادیو به مخاطبان می رسید. از سوی دیگر بانو گوهر در کنار موسیقی پاپ موسیقی مقامی (امیری و کتولی) را به خوبی اجرا می کرد و اجرای او از امیری (نماشته سر وا دکته صحرا ره ...) هنوز هم بی بدیل است.
          یکی دیگر از از قلم افتدگان، آقای عطاء الله مجد است که اجرای قطعه کتولی او با تار (ایرانی)، سالهای متمادی تیتراژ برنامه خاطره انگیز "روستا در مازندران" بود. اتفاقا این قطعه در پادکستهای قبلی مازندنومه قرار داشت. سوالی که برای خودم مطرح است، ارتباط عطاء الله مجد با لطف الله مجد معروف است که برای من روشن نیست. از سوی دیگر جای دیگری اسم او نشنیده ام.
          دوم،

          • نویسنده مقالهپاسخ به این دیدگاه 2 0
            شنبه 14 فروردين 1395-23:3

            درود.از اسامی ای که نام بردید و به احتمال نام های دیگری که جا گذاشته شد، سند و صدایی در تحقیقاتم نیافتم. البته منظور نوشته بیشتر هنرمندان موسیقی مازندرانی ساکن تهران بود و نه رادیو ساری که آن سال ها خیلی فعال و پویا نبود. دیگر ان که عطاالله مجد پسرخاله لطف الله مجد است که هر دو تار می نواختند.
            نادر مجد هم عالی تار می نوازد. نادر فرزند لطف الله مجد است که در آمریکا زندگی می کند.

          • ولی الله غفاری چراتی -بجنورد پاسخ به این دیدگاه 1 0
            سه شنبه 10 فروردين 1395-10:24

            تشکر از تلاش جناب صادقی --هر از گاه که فرصت مطالعه در زمینه گذشته رادیو دست می دهد احساس عجز وشرم می کنم باور بفرمایید کدام یک از عوامل رادیو را می توان با سعید نفیسی یا ملک الشعرا ی بهار و هوشنگ ابتهاج مقایسه کرد اصولاعوامل ما سالهاست که با کتاب ومطالعه قهرند .توانا بود هرکه دانا بود ...

          • دکتر سیف الرضا شهابیپاسخ به این دیدگاه 1 0
            يکشنبه 8 فروردين 1395-16:27

            از مطلب جالب شما استفاده کردم .البته مستحضرید خانم طوسی حائری اولین گوینده زن رادیو ایران بود که بعدا همسر اول احمد شاملو شد و از این که فرمودید دختر دائی داود رشیدی بود اولین بار است می شنوم .
            می توانید منبع این خبر را بفرمائید . با تشکر

            • چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395-8:10

              عالی عالی

              • دكتر سيف الرضا شهابيپاسخ به این دیدگاه 1 0
                يکشنبه 15 فروردين 1395-13:4

                من احتمال مي دهم طوسي حائري با داود رشيدي پسر خاله دختر خاله باشند.زيرا به نظر نگارنده و تا آنجا كه اطلاع دارم مادر هر دو دختران " شيخ محمد ابن شيخ " بودند و ابن شيخ فرزند زين العابدين مازندراني بود.
                اگر جناب صادقي اطلاعات موثق دارند بفرمايند متشكر مي شوم

              • مهران مازنیپاسخ به این دیدگاه 1 0
                شنبه 7 فروردين 1395-15:42

                درود بر جناب صادقی عزیز

                توجه به فرهنگ و هنر و بویژه موسیقی فاخر ایرانی امری بسیار ستوده است . سپاس

                امید دارم این فعالیت ها تداوم داشته و در صورت امکان هر یک از هنرمندان به تفکیک معرفی گردد .
                تا شاید در گامی دگر در قالب کتاب انتشار یابد

                • کیانوش رشیدی قادیپاسخ به این دیدگاه
                  جمعه 6 فروردين 1395-23:30

                  اول اینکه شه مه سال نو موارکا!
                  نوشته هم خله کوتاه و خله خُوِش بنویشته بئیه
                  شه مه خنابدون.
                  هر چی این تی بنویشته ها ویشتر "مازندنومۀ" دله چاپ بوه، بهتر.
                  همۀ اون هایی که اسم بوردنی، اگه زنده هس سه نه، وشون عمر بلند
                  همۀ اونهایی که دیگه جهان دله دنی نه، وشونه روح و روان شاد.

                  کیانوش رشیدی قادی
                  اول ارکه ماه سال 1527 تبری
                  ششم فروردین ماه سال 7038 میترایی
                  برابر با زادروز اشو زرتشت

                  • محمد عظیمیپاسخ به این دیدگاه 1 1
                    پنجشنبه 5 فروردين 1395-2:47

                    درود به استاد صادقی گرامی. کاش مدیران (رادیو تلویزیون) صداوسیمای مرکز مازندران از زمان تاسیس تاکنون را معرفی می کردید.

                    • پنجشنبه 5 فروردين 1395-9:26

                      سلام بر محمد عظیمی عزیز؛ اولا" بهتر است نام مدیران را کنار نام هنرمندان قرار ندهیم که جنس شون متفاوته. موضوع نوشتار معرفی هنرمندان مازندرانی رادیو بود. ثانیا" من نقدا" الان فهرست مدیران بعد از انقلاب صدا و سیمای مازندران رو دارم و قبلا از اون به تحقیق میدانی نیاز داره

                    • دانشجوی ارشد ادبیات عربپاسخ به این دیدگاه 1 0
                      چهارشنبه 4 فروردين 1395-10:51

                      اقا بهره بردیم. دست مریزاد

                      • خانم مهدویپاسخ به این دیدگاه 1 0
                        سه شنبه 3 فروردين 1395-15:2

                        خیلی مفید و زیبا بود. دو بار خواندم و لذت بردم. فقط یک سوال: این که آیا می توان به آرشیو رادیو وتلویزیون دسترسی پیدا کرد؟

                        • سه شنبه 3 فروردين 1395-13:14

                          مطلب تان را خواندم. بسیار زیبا و به جا بود. یادی از گذشتگان موسیقی شد. مرحبا به تلاش تان. از نویسنده تشکر میگردد


                          ©2013 APG.ir