تعداد بازدید: 1959

توصیه به دیگران 1

سه شنبه 25 خرداد 1395-13:48

عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران:

اساس جامعه ایرانی در معرض خطر است، چاره ای جز ادامه ائتلاف نداریم

دکتر علی کریمی مله در جمع اصلاح طلبان سوادکوه: در شرایط کنونی کشور بحث اصلی حفظ نظام و جامعه ایرانی است و دیگر بحث اصلاح طلب و اصولگرا مطرح نیست. اصل نظام در معرض خطر قرار دارد. در انتخابات سال 96 موضوع اصلی این است که گفتمانی بر سر کار بیاید که بقای ایران را دچار خدشه نکند. بنابراین ما به تداوم ائتلاف معتدلیون و عاقلان نظام نیاز داریم.


مازندنومه، سرویس سیاسی: به مناسبت سومین سال حماسه 24 خرداد، غروب دوشنبه نشست اصلاح طلبان  و حامیان دولت تدبیر و امید در تالار اجتماعات دانشگاه آزاد سوادکوه برگزار شد.

در این نشست که دو فرماندار سوادکوه و سوادکوه شمالی نیز حضور داشتند، دکتر علی کریمی مله سخنران اصلی بود و در پایان هم منصوریان و توحیدی -فرماندارهای سوادکو و سوادکوه شمالی- به پرسش های حاضران پاسخ دادند. مازندنومه متن کامل سخنرانی دکتر علی کریمی مله -عضو هیات علمی دانشگاه مازندران- را در ادامه تقدیم خوانندگان می کند.



*کجا بودیم؟

امروز قصد ندارم در مقام تجلیل و تکریم و تمجید دولت تدبیر و امید سخن بگویم و بهتر است تحلیلی تر با مسایل روز کشور برخورد کنیم. این که کجا بودیم؟ کجا هستیم؟ و به کجا می رویم؟

ابتدا با ارائه آمارهایی به این مبحث می پردازیم که کجا بودیم؟ در منابع و مراجع بین المللی وقتی جایگاه ایران را از سال 2005 تا 2013 بین 180 کشور دنیا از نظر شاخص فساد بررسی کنیم، این داده ها قابل استخراج است:

سال 2006: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 105
سال 2007: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 131
سال 2008: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 141
سال 2009: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 168
سال 2010: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 146
سال 2011: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 120
سال 2012: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 133
سال 2013: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 144
سال 2014: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 136
سال 2015: شاخص فساد در ایران در بین 180 کشور دنیا، رتبه 131

به علاوه در  دولت  قبل ما به اندازه کل تاریخ ایران درآمد نفتی داشتیم، اما رشد اقتصادی ما حدودا" منفی 5.6 درصد، تورم 39.6 درصد و نرخ بیکاری بسیار بالا بود.

     نه تنها از نظر اقتصادی بلکه از نظر سیاسی هم شرایط چندان مساعد نبود. در دولت های نهم و دهم نیروهای سیاسی در حال حذف و هجو یکدیگر بودند که ما وارد دولت یازدهم شدیم.

پیش تر توضیح بدهم که ما پس از انقلاب شاهد سه فضا و دوره تاریخی در روابط بین نیروهای سیاسی انقلاب بودیم: 1- فضای بین سال های 60 تا 68 که مبتنی بر تعامل یا بازی همکارانه بود. 2- دوره بین سال های 68 تا 84 که فضای بازی رقابتی جریان داشت. 3- دوره بین سال های 84 تا 92 که فضای بازی حذفی شکل گرفت. در دوره سوم(بین سال های 84 تا 92)، نیرویی جدیدالولاده مدعی شد که به تنهایی می تواند کشور را اداره و مسایل مملکت را حل و فصل کند.

جامعه ما در سال 92 به این نقطه رسید که باید میان نیروهای سیاسی انقلاب، نه همسانی و یکسانی بلکه ائتلاف ایجاد شود؛ ائتلاف و توافق بدین معنی بود که به خاطر وجود شرایط خاص، اختلافات به زمان دیگری موکول شود.

علت ائتلاف آن بود که هستی جامعه در بزنگاه حساس و موقعیت خطیری قرار داشت. حالا دیگر بحث اصولگرا و اصلاح طلب مطرح نبود، بحث جامعه و کشور ایران مطرح بود؛ این که سراشیبی و سقوط شاخص ها ادامه یابد یا شرایط متفاوتی در کشور ایجاد و ناسازی به همسازی تبدیل شود. خوشبختانه مردم در 24 خرداد سال 92 به راه حل دوم و گزینه هم افزایی و بهبود و بهسازی جامعه رای دادند.

برایند ائتلاف اصلاح طلب ها و اصولگرایان معتدل، رفتار فداکارانه دکتر عارف و دست نوشته باارزش سید محمد خاتمی(تشویق حاضران) باعث شد دکتر حسن روحانی رییس جمهور شود.

*کجا هستیم؟

اگر بنا باشد بر اساس مفاد و سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران ما رتبه اول را در غرب آسیا به دست آوریم، چند سال پیاپی باید رشد اقتصادی هشت درصدی را تجربه کنیم. ما یک دهه را از سال 84 تا 94 از دست دادیم و نه تنها هنوز به رشد اقتصادی مدنظر نرسیدیم، رشد منفی هم داشتیم. امسال پیش بینی می شود که اگر شرایط مساعد باشد، ما رشد دو درصدی را تجربه خواهیم کرد.کشور به سالانه 238 میلیارد دلار پول نیاز دارد تا به رشد هشت درصدی برسد، این در حالیست که دولت روحانی به طور متوسط تاکنون سالانه حدود 30 میلیارد دلار نفت فروخته است. پس منابع داخلی ما برای رشد هشت درصدی سند چشم انداز کفایت نمی کند و این 30 میلیارد دلار صرف امور جاری کشور می شود و چیزی برای بودجه عمرانی نمی ماند.

این را هم متذکر شوم که گویا حدود 6 میلیون بیکار در کشور داریم و دولت گذشته 47 هزار میلیارد تومان در قالب طرح های زودبازده هزینه کرد که بسیار کمتر از حد انتظار و برآورد شده توانست شغل ایجاد کند.

بنابراین طبیعی بود ما به روابط خارجی حسنه و بی تنش نیاز داریم تا بخشی از منابع خود را از کشورهای دیگر تامین کنیم. با این منطق دولت یازدهم چاره ای نداشت که راه تعامل سازنده را با دنیا در پیش بگیرد. لذا یکی از شعارهای سه گانه دکتر روحانی تعامل سازنده با دنیا بود که تابلوی آن در برجام خودش را نشان داد. حال پرسش اینجاست که اگر برجام محقق نمی شد، ما در چه شرایطی بودیم؟

حسب اظهارات مقامات غربی قرار بود در سال 2015 صادرات نفت ایران به صفر برسد. این دولت با همه محدودیت ها و مشکلات، کابوس تحریم را حذف کرد و ما را به جایی رساند که اکنون می توانیم در روز حدود دو میلیون بشکه نفت صادر کنیم.

توافق برجام کار مهم و بزرگی در حوزه سیاست خارجی بود. تا همین الان توافق نامه های حدود 3.8 میلیارد دلار سرمایه گذاری مستقیم خارجی مبادله شده و در حال اجرایی شدن است.

البته این بدان معنا نیست که مثلا" فردا کارخانه ای ایجاد شده و پس فردا جمعی سرکار می روند. این موضوعات زمان بر است.ظاهرا پیش بینی دولت این است که تا پایان سال 2016 حدود 20 میلیارد دلار وارد کشور شود که به نظر خوش بینانه به نظر می رسد اما امیدواریم این امر تحقق یابد.

در یک نمونه دیگر بناست طی اجرای توافق سه جانبه ایران، افغانستان و هند حدود 48 میلیارد دلار سرمایه گذاری در چاه بهار صورت گیرد و این منطقه رونق اقتصادی بیابد. این مهم در اثر برجام اتفاق افتاد. یا در مورد دیگر از میدان های گازی مشترک ایران و قطر سهم قطر از استخراج، 17 برابر ایران است. اما ما به دلیل پایین بودن فن آوری و نداشتن روابط حسنه با دنیا، سهم ناچیزی از این میدان گازی داشتیم. تماس تلفنی اخیر دکتر روحانی با امیرقطر در این راستا ارزیابی می شود که این ها همه از علائم نوید بخش برجام است.

در حوزه اقتصادی جامعه ما در حالت رکود تورمی به سر می برد که از بعد از جنگ جهانی دوم بی سابقه است. در این که ابتدا رکود کنترل شود یا تورم اختلاف نظر بین کارشناسان اقتصادی وجود دارد اما ظاهراً گفته شده است که نظر رهبر معظم انقلاب این است که تا پایان امسال نرخ تورم تک رقمی شود. پس از کنترل اولیه نرخ تورم، دولت ساز وکارهایی در قوانین پولی انجام می دهد(مانند پایین آوردن نرخ بهره بانکی) و پیش بینی می شود ایران در سال 2016 رشد اقتصادی خوبی خواهد داشت.

اما باید دانست که ریشه های رکود بیش از آن که اقتصادی و مدیریتی باشد، سیاسی است. کشورهای خارجی یا سرمایه گذارهای داخلی و یا ایرانیان مقیم خارج که مایلند در ایران سرمایه گذاری کنند، به فضای آرام، بی تنش، باثبات و مطمئن نیاز دارند. اگر ثبات و اطمینان و اعتماد سیاسی وجود نداشته باشد، سرمایه گذار ریسک نمی کند و وارد کشور نمی شود.

همان طور که گفته شد زمینه های اصلی رکود مزمن در کشور ما عقبه سیاسی دارد. انتظار می رفت برجام زمینه ای فراهم می کرد که بتوانیم سرمایه های خارجی و بخش خصوصی را به ایران بیاوریم، اما سرمایه گذار باید علائمی از اطمینان و ثبات بیابد.

در این بحبوحه چند نیرو دائما" بی ثباتی ایران را تبلیغ می کنند، از جمله اتحاد عربستان-رژیم صهیونیستی. این ها دست به کار شدند و تلاش کردند ایران نتواند از منافع و مزایای برجام استفاده کند. در یک پیوند نامیمون عربستان و رژیم صهیونیستی حداکثر کوشش را به خرج داده اند تا ایران هراسی و شیعه ستیزی را رواج دهند.

عنصری دیگر نیز از داخل کشور به کمک آمد و باعث شد ایران هراسی در دنیا کاهش نیابد. اکنون عصر سیاست و تصمیم های استراتژیک و عاقلانه است و نه اقدامات احساسی. در اثر یک اقدام نابخردانه تمام ورق های ما در طرفه العینی به نفع رقبا سوخت. عربستان که در دوران جنگ تحمیلی نتوانسته بود چنین ائتلافی علیه ما شکل دهد، در اثر اقدام نابخردانه حمله به سفارت سعودی، توانست کشورهای متعددی را که بعضا" دوستان ما هم بودند، در یک صف واحد قرار دهد.

امارات، کویت و قطر در دوران جنگ هم با ما مراوده اقتصادی داشتند و امروز کنترل نشدن احساسات سیاسی، پیوندی بین نیروهای داخلی و خارجی مخالف برجام ایجاد کرد. اگر این ها را به گروه بازها و تندورهای کاخ سفید اضافه کنیم، کار ما دشوارتر هم می شود.

دولت روحانی با لطایف الحیل مذاکرات را پیش برد، اما کشور را به چاله ای دیگر انداختند. خروجی این اقدام ها و تصمیم ها جز خدمت به تندروترین رژیم های ضد ایرانی نیست. اسراییل و عربستان و بازهای آمریکایی بیشترین بهره را از این اقدام بردند.

در فضای رسانه ای نیز این جماعت از فردای توافق برجام، به جای پاسخگویی به کارهایی که در 8 سال دولت گذشته انجام دادند، شروع به بالا بردن انتظارات و مطالبات مردم کردند. مدام می گویند چرا برجام شغل و رفاه نیاورده است؟ غافل از آن که در دورانی که درآمد افسانه ای نفت را در اختیار داشتند، کاری انجام ندادند و تنها به سیاست های پوپولیستی و توزیعی روی آوردند.

سیاست های توزیعی و پوپولیستی در کوتاه مدت مردم پسند است و باعث می شود مردم دنبال ماشین توزیع کنندگان بدوند، اما در درازمدت آثار شومی دارد و ریشه اقتصاد را می سوزاند. لذا منتقدین دولت برای خنثی سازی برجام در ادامه تولید ادبیات یاس و ترس را آغاز کرده، امید و اعتماد مردم را نشانه رفته اند.

* چه باید کرد؟

پاسخ به این پرسش که در شرایط کنونی چه می شود انجام داد، آسان نیست. به نظر می رسد در حال حاضر تنها راه نجات کشور از تنگناها استمرار همین ائتلاف است. چون کشور در شرایط دشواری به سر می برد. ما طبق برخی آمار و ارقام حدود 4 میلیون معتاد در کشور داریم که با احتساب خانواده های شان حدود 11 تا 12 میلیون نفر را این معضل درگیر کرده است. از طرفی حدود 11 میلیون حاشیه نشین داریم که وضعیت رقت باری دارند. با آسیب های اجتماعی مهمی مواجه هستیم و سن بزه اخلاقی به 9 سال  رسیده است.

در شرایط کنونی کشور بحث اصلی حفظ نظام و جامعه ایرانی است و بحث گروهبندی های سیاسی مثل اصلاح طلب و اصولگرا اهمیت ثانویه دارد. اصل نظام و جامعه با چالش های جدی و در معرض خطر قرار دارد. در انتخابات سال 96 موضوع اصلی این است که گفتمانی بر سر کار بیاید که بقای ایران را دچار خدشه نکند. بنابراین ما به تداوم ائتلاف اعتدالیون و عقلا نظام نیاز داریم.

راه چاره صبوری، خویشتنداری، شکیبایی و پایمردی است و اگر بخواهیم این مسیر ادامه یابد، باید به صندوق رای مراجعه کنیم. قهر و تحریم و ترش کردن هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. ما در این جامعه زندگی می کنیم و برای اعتلای آن راهی جز ائتلاف نداریم.

به نظر می رسد در انتخابات سال 96 روحانی رقیب مهمی ندارد، اما مسیر ما دشوار است. اگر ما وظیفه مند و شکیبا و پشتیبان نباشیم، صدای پای پوپولیسم را خواهیم شنید. من در اویل دهه 80 اعلام کردم که صدای پای بناپارتیسم را می شنوم، ولی توجهی نشد. همه باید تلاش کنیم از این پیچ تاریخی به سلامت و سعادت عبور کنیم.


  • چهارشنبه 26 خرداد 1395-23:44

    فرق دکتر واقعی با دکتر آکسفورد و دکتر بورسیه ای احمدی نژادی اینجا مشخص می شود که دکتر واقعی دارد جلوتر را می بیند و تحلیل می کند که کشور ایران رو به فناست. امیدواریم گوش شنوایی پیدا شود. خدا به داد بچه های ما برسد

    • چهارشنبه 26 خرداد 1395-11:20

      اندیشمند فاضل جناب آقای دکتر کریمی بسیار شیوا فرمودند که در شرایط کنونی بحث اصلی حفظ نظام و کشور است بنابراین بر همه گروههای سیاسی فرض است که با رویکردی عقلانی حول منافع ملی اجماع نمایند وبه دنبال اعتلا و اقتدار نظام وخروج کشور از شرایط فعلی باشتد. متاسفانه برخی از افراد سطحی نگر با اقدامات احساسی خود آب به آسیاب دشمن ریخته و بر شاخه نشسته و بن می برند! که امید است همه جریانات و نخبگان سیاسی با حفظ وحدت و همدلی مورد نظر مقام معظم رهبری و نگرش واقع بینانه به تحولات منطقه ای و بین الملی بتوانند در جهت سازندگی و بالندگی ایران اسلامی گام بردارند.

      • دختر مازندرانیپاسخ به این دیدگاه 1 2
        چهارشنبه 26 خرداد 1395-9:56

        واقعا آدم حرثش درمیاد که دلواپس های رویین تن چه بر سر مملکت اوردند. اینها در کدام دانشگاه و مدرسه درس خواندن که مملکت را به فروش رساندند؟ آدم شکایتشون رو به کی بگه. وضع ما خیلی خرابه و وقتی نداریم اصلا.

        • چهارشنبه 26 خرداد 1395-15:42

          دختر خوب مازندرانی؛ حق داری که «حرص» ات دربیاد! اما یادت باشه که اینا توی همین دانشگاه هایی که خودشون درست کردن دکترا گرفتن!

        • ما صبوریم !پاسخ به این دیدگاه 2 0
          سه شنبه 25 خرداد 1395-19:57

          بله راه چاره صبوری، خویشتنداری، شکیبایی و پایمردی است
          اما همچنان فرصت را از دست می دهیم و سوال اصلی را بی پاسخ گذاشته بدون احساس مسئولیت از پاسخ گفتن به آن طفره می رویم سوال اینست :
          چگونه شد که کار دشوارشد و به اینجا کشیده شد ؟
          بفرمایید به کدام دلیل پاسخ ها به پرسش فوق حتی در جمع روشنفکران متعلق به یک جناح ، متفاوت است و یا متضاد؟
          چرا؟
          آیا این به این معنا نیست که راه را گم کرده ایم ؟ آیا این نشان از نقصان دانش و کم کاری ازجانب دانشمندان ما نیست؟ یا که خیر ، همه گناه به کم کاری سیاستمداران و یا سنگ اندازی بیگانگان مربوط می شود ؟

          • سه شنبه 25 خرداد 1395-18:35

            بسیار عالی بود این سخنرانی. برخی مسایل روشنگری شد.


            ©2013 APG.ir