تعداد بازدید: 2325

توصیه به دیگران 0

پنجشنبه 3 تير 1395-23:41

خون شهيد جنگل و ده مطالبه ملي و قانوني

استاد قوام الدین بینایی در یادداشتی ده نکته و پیشنهاد را درباره اهمیت حفظ جنگل ارائه می دهد. او علاوه بر تنفس ده ساله به جنگل های شمال، قوانين مربوط به قاچاق چوب را بروز نمی داند و باور دارد نمايندگان مجلس آن چنان در قيل و قال روزمرگي گرفتارند که مجال بروز ساختن قوانين را کمتر پيدا مي­ کنند. متن کامل یادداشت این پژوهشگر اهل نور را در مازندنومه بخوانید.


مازندنومه؛ سرویس محیط زیست و گردشگری، قوام الدین بینایی، استادیار دانشگاه: شهادت يکي از محيط ­بانان -فضل­ الله عليپور- در چمستان مازندران تلنگري است به همه کساني که دغدغه­ حفظ اين ميراث حياتي بشريت در کرانه ­هاي ساحلي درياي کاسپين را دارند که چون برف در حال زوال و آب شدن است.

نگارنده به خاطر دارد که در پايان يکي از تظاهرات ضد سلطنتي سال 57 در نور، سخنران، گِله و ناراحتي آيت­ الله طالقاني را از قطع درختان و نابودي جنگل را اعلان کرده بود. بلافاصله در خيلي از روستاها جوانان به طور خودجوش گارد جنگل تشکيل دادند و در سالهاي 8-1357 که به جهت انقلاب و تثبيت حکومت نوپاي جمهوري اسلامي خلاء قدرت سياسي در کشور وجود داشت کمترين آسيب به جنگل رسيد.

خون شهيد علیپور و دهها شهيد ديگر منابع طبيعي بهانه ­اي است براي مرور حداقل ده مطالبه ملي و قانوني تا روح او و همه شهداي منابع طبيعي راضي و خون آنها ضامن بقاي منابع طبيعي کشور شود.

1. مشکل اصلي يک يا دو کاميون چوب قاچاق نيست. بسياري از نهادهاي قانوني و فراقانوني که متأسفانه بعضي از آنها نام مقدس ائمه اطهار(عليهم السلام) را هم يدک مي­ کشند با استفاده از رانت دولتي جنگل را به نام بهره­ برداري و به کام قاچاقچيان غارت کردند. لذا حداقل ده سال بايد هرگونه بهره­ برداري از جنگل رو به زوال شمال متوقف شود.

2. قوانين مربوط به قاچاق چوب بايد روز آمد و بازدارنده باشد. اين مهم بايد به خصوص توسط نمايندگان گيلان و مازندران پي گيري شود. متأسفانه نمايندگان مجلس آنچنان در قيل و قال روزمرگي گرفتار مي­ شوند که مجال بروز ساختن قوانين را کمتر پيدا مي­ کنند.

3. در سيستم آموزشي و کتابهاي درسي به خصوص در مقطع ابتدايي اهميت جنگل و درخت در کتابهاي درسي بيشتر مورد توجه قرار گيرد تا ضرورت آن در حفظ حيات بشري، در ذهن نسلهاي آينده نهادينه شود.

4. بسياري از مسئولان ادارات منابع طبيعي صرفاً به دليل وابستگي غالباً صوري به اين يا آن نماينده و خط سياسي و جناحي عهده ­دار مسوليتي شده اند، آيا وقت آن نرسيده است که کار را به کاردان بسپاريم؟

5. بسياري از طرح هاي مشکوک و جنگل برانداز مانند جاده چمستان به ايزدشهر و... بازنگري و اصلاح شود.

6. ائمه جمعه و جماعات و سخنرانان مذهبي در فرصتهاي مناسب به خصوص ماه مبارک رمضان و تریبون های نماز جمعه درخت و منابع طبيعي و اهميت آن در اسلام را موضوع گفتار خود قرار دهند و اين فرموده پيامبر بزرگوار اسلام (ص) را که شکستن هر شاخه درخت مانند شکستن بال فرشته است و صدها حديث و روايت ديگر را تبيين کنند.

7. کمبود نيرو و ابزارهاي لازم براي حفظ جنگل و پشتوانه قانوني و... همواره سد راه مسؤلان منابع طبيعي بوده است که اميد است به برکت خون اين شهيد توجه اساسي و بنيادي، نه سياسي و شعاري به آن شود.

8. پرونده­ هاي مربوط به قاچاق و تخريب منابع طبيعي، خارج از روند قانوني رسيدگي تا مشمول مرور زمان و در نهايت کاهش زشتي کار و دلسردي محيط­ بانان پرتلاش نگردد.

9. نمايندگان صفحات شمالي البرز و زاگرس در مجلس که خط مقدم منابع طبيعي کشور هستند فراکسيوني تحت عنوان فراکسيون منابع طبيعي تشکيل داده و با دعوت از استادان دانشگاهها و ارائه راهکارها و غیره، اين مهم را سروسامان دهند.

10. فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر واگذار نشدن جنگل تحت عنوان تأسيس دانشگاه يا خوابگاه دانشجويان و حوزه­ هاي علميه و... را نصب العين قرار داده، موارد خلاف پي گيري و با شهامت تصحيح يا حداقل از تکرار اين رويه غلط اجتناب شود.

 کلام آخر اينکه مردم مناطق شمالي کشور قرنها با جنگل زيستند و درخت در باور آنان مقدس و مادر بخشنده ­اي است که در سايه سار آن به آقادارها دخيل مي­ بندند و قطع درخت به خصوص درختان باردار گناهي بزرگ شمرده ­شده که موجب کوتاهي عمر خواهد شد. (رجوع شود به تک نگاري ايزدشهر –جلد اول- ص 13-110)

باری، جنگل شمال را غيرشمالي ها ميدان تاخت و تاز خود قرار دادند گرچه عده ­اي از شمالي هاي ناآگاه و نيازمند را وسوسه، دست مايه و شريک جرم ساخته ­اند.


  • يکشنبه 13 تير 1395-10:10

    شمالیها هم مقدس بودن درخت وجنگل وزمین را با توسعه ی بی رحمانه فراموش کردند در گذشته زمین ناموس یک شمالی بود!!!حالا چی؟؟؟برای قطع درخت باید هفت شاهد می اورد حالا چی؟؟؟؟باید فرهنگ گذشته را به مردم برگردونیم باید چاره ی دیگه ای نیست.

    • شنبه 5 تير 1395-14:7

      درست می فرمایید، کار اساسی و بنیادی صورت نمی گیرد. نه از نمایندگان دودی بلند می شود و نه سازمانهای دولتی عریض و طویل. نماینده (اغلب آنها) وارد بازی سیاسی شده اند و سیاست با دوراندیشی زیست محیطی جور نمی شود. اما امامان جماعات و جمعه که هم در بین مردم نفوذ کلام دارند و هم در بین سیاستمدران می توانند نقش بیشتری بازی کنند. زمینه مه با فرمایشات رهبر نظام فراهم است. تنها تقویت عقل دوراندیش می تواند ره چاره و وخامت بی توجهی به این مهم را نشان دهد.


      ©2013 APG.ir