رسانه تریبون مردم است، نه صاحبان قدرت!
رکن چهارم دموکراسی بودن یعنی تریبون مردمی باشی که صاحب قدرت نیستند. یعنی چشم و گوش مردم باشند، نه مجیزگوی بالادستی ها/ روزنامه نگار خوب باید ژن و دانش روزنامه نگاری را داشته باشد. در مازندران بسیاری از روزنامه نگاران با حداقل اصول و ارزش های خبری، آشنایی ندارند. حتی عناصر خبر را نمی شناسند و مهم تر این که سواد فارسی هم ندارند/ اگر رسانه ای بخواهد تخلف یک مدیر را هم مطرح کند، هزینه روشنگری و نقد را بالا می برند و آن مدیر متخلف را تقدس می بخشند و در نهایت با روزنامه و روزنامه نگار برخورد می شود/کسی که خبرنگار واقعی نیست، رعایت اصول اخلاقی را هم از او نباید انتظار داشت. کسی که بدون ماخذ و منبع خبر می زند و سرقت ادبی انجام می دهد، نام خبرنگار را نمی تواند داشته باشد. مقام دزد بالاتر از کسی است که سارق ادبی است.

مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، سردبیر: قدرت الله حسن زاده زاده سال 1336 در آمل دیده به دنیا آمد. او از روزنامه نگاران و پیشکسوت مازندران است که از 13 سالگی در مدرسه کار خبرنگاری را آغاز کرد و سال ها در نشریات معتبری چون دنیای سخن، بشیر (تهران)، دانش و فن، ابرار، نامه ایران و دانستنی ها و... قلم زد. در هتل قدیمی شهر آمل در مورد پیشینه فعالیت های مطبوعاتی حسن زاده، وضعیت رسان های امروز مازندران، نشریه تی تی که به تازگی با سردبیری پسرش –آرمین- انتشار یافته و موضوعاتی از این دست گفتگو کردیم.
چگونه وارد حرفه مطبوعاتی شدید؟
علاقه ام به قصه را از پدربزرگم به ارث بردم که برای ما قصه تعریف می کرد. این نخستین انگیزه ام برای ورود به دنیای روزنامه نگاری و نویسندگی بود. در سن 10 سالگی زمانی که در مدرسه فرهنگ شهر آمل درس می خواندم، زنگ انشا من دفتر انشا را با خودم به مدرسه نبرده بودم. مجبور شدم از روی دفتر سفید 4 صفحه به صورت ذهنی انشایی را با موضوع فواید گاو بخوانم. یکی از دانش آموزان به معلم گفت که قدرت از روی دفتر سفید و به صورت ذهنی خوانده، بنابراین مدیریت مدرسه تصمیم گرفت تنبیهم کند.
زمانی که قرار بود تنبیه بدنی شوم، رئیس فرهنگ شهر وارد مدرسه ما شد و وقتی متوجه موضوع شد به مدیر دبستان گفت که این بچه باید تشویق شود. همین ماجرا باعث معروفیت من در مدارس مختلف شده بود. مثلاً وقتی پدرم به شهرستان نور منتقل شد، در مدرسه نور، معلم ام به من گفته بود که تو همان دانش آموزی هستی که انشا را از حفظ می خوانی؟ اگر برای من یک انشای ذهنی و بدون نوشته بخوانی، نمره پایان ثلث 20 می گیری.من دوباره انشایم را حفظی خواندم که موجب افزایش اعتماد به نفس و غرور شد و به دنیای نویسندگی علاقه مند شدم.
*یادتان می آید از چه سنی کار خبرنگاری را شروع کردید؟
وقتی 13 ساله بودم به عنوان خبرنگار مدرسه مشغول به فعالیت شدم و اخبار مدرسه را جمع آوری و در روزنامه دیواری منتشر می کردیم. 15 ساله بودم که خبری را منتشر کردم با موضوع دزدیده شدن تغذیه مدرسه. آن خبر را در اختیار محمد رضا سعادت قرار دادم و در روزنامه کیهان به چاپ رسید. خبر به گوش مسئولان آموزش و پرورش رسید و مرا از کار خبرنگاری در مدرسه کنار گذاشتند.
*برای ادامه تحصیل به فرانسه رفتید. این مقطع مربوط به چه سال هایی می شود؟
سال 55 به به لیون فرانسه رفتم و در رشته سیاست مشغول تحصیل شدم. همزمان با انقلاب درس را نیمه تمام رها کرده، به ایران برگشتم. دوباره در سال 58 وارد دانشگاه تهران شدم و در رشته زبان و ادبیات فرانسه ادامه دادم که همزمان شد با انقلاب فرهنگی که تا سال 68 طول کشید و بعد فارغ التحصیل شدم.
*پس فعالیت حرفه ای مطبوعاتی تان باید به سال های بعد از تحصیل تان برگردد؟
بله، در سال 68 فعالیت حرفه ای ام را در نشریات آغاز کردم که هم
