تعداد بازدید: 1022

توصیه به دیگران 1

سه شنبه 18 تير 1398-9:18

نقد «محمد کشاورز» بر مقاله «درویشعلی کولاییان»

تخیل با پژوهش علمی فرق دارد!

محمد کشاورز، کارشناس ارشد شیمی مرمت از دانشگاه ساپنزا رم: با چه مدرک و کاوش و مطالعات باستان شناسی و شناخت مصالح، در حال بیان قطعی یک مسیر بیان شده در تاریخ هستیم؟ متاسفانه هنوز با قطعیت و بدون سند حرف زدن در جوامع پایین علمی دیده می شود. نمی توانیم بدون مطالعه شهرستان فیروزکوه در شرق و غرب منطقه و موازات آن گدوک و موازات آن شهمیرزاد و سمنان و دامغان، منطقه بزرگ پریم، جنوب و حتی منطقه شرقی ساری و تبادل مطالعاتی با شهرستان گنبد امروزی به راحتی در مورد یک نقطه به نام غار اسپهبد خورشید و یا دربند کولا نظر قطعی دهیم.


 مازندنومه؛ سرویس فرهنگی و هنری، محمد کشاورز دیوکلایی، کارشناس مرمت ابنیه تاریخی، کارشناس ارشد شیمی مرمت، دانشگاه ساپنزا رم/ ایتالیا: 1-مقاله آقای درویشعلی کولاییان در مازندنومه با تیتر «اسپهبد خورشید نامی بی سبب برای غار خطیرکوه» را خواندم. مدتی است که به راحتی هر فردی، بدون داشتن تخصص لازم، به نوشتن در مورد ابنیه ناشناخته مانده شهرستان سوادکوه اقدام می کند،.

قبل از هر اقدامی و یا نامگذاری برای مکانی تاریخی و باستانی، به مطالعات پیرامونی و میدانی و بررسی و ارزش گذاری منظری نیاز است. نمی توان بدون شناخت راه‌ها، مسیرها و چیدمان و طراحی، دلیل‌های تاریخی را صد در صد قطعی یا «بی سبب» انگاشت.

با وجود سازه‌های با ارزش در سوادکوه که هر کدام قدرتمندی خود را در معماری به اثبات رسانده اند و متاسفانه جز سازه‌ی کنگلو در مورد هیچ اثر دیگر این شهرستان در راستای سازه های دفاعی کار علمی انجام نشده است، کمی سطحی نگری است اگر بخواهیم راه باستانی ای را به نام دربند یا تنگه کولا به سوادکوه یا ساری اختصاص دهیم.

گذر حداقل سه راه اصلی در شهرستان امروزی سوادکوه در دل کوه‌ها از قدرت سیاسی، نظامی و تفریحگاهی نشان دارد. اما هنوز مطالعات به پایان نرسیده و به دلیل سختی این مسیرها، کسی جرات مطالعه را بیدا نکرده است

از این عادت باید بیرون آمد که بدون سواد باستان‌شناسی و رشته های مربوطه -که با نام میان رشته اعلام می شود- و امروزه وابستگی شدید با علومی از جمله گیاه شناسی، جانورشناسی، انسان شناسی، شیمی، فیزیک، سنگ شناسی و مانند این ها دارد، هیچ گاه نمی شود ارزش هنری و فرهنگی یک راه یا بنای تاریخی را با فرضیه ارائه داد.

2-مسئله حاد دیگر در مطالعات مازندران در راستای سوادکوه این است که برخی به جای آنکه به فکر فرهنگ و گستره آن باشند، بیشتر به دنبال نام هستند و این امر باعث می شود کتاب و یا نوشته های‌شان بیشتر به خاطره نویسی مبدل شود.

این قبیل اشخاص بدون آنکه بدانند قبل و یا همزمان با آنها در راستای سایت‌های باستانی، مطالعاتی انجام شده یا می شود، خود را پیشگام می دانند! در مورد غار اسپهبد خورشید هم متاسفانه هر کسی خود را صاحب و سازنده اش می داند! هرچند نگارنده خوشبختانه از تمام مراحل کار چه در بخش میدانی و بررسی سازه و چه در بخش علمی و مطالعات آزمایشگاهی غار اسپهبدخورشید، مستند سازی کرده‌ام.

شخصی به نام سامان توفیق که دانشجوی دکتری باستان‌شناسی است، با معرفی دکتر سامان سورتیجی مدیر وقت پروژه قلعه های مازندران به میراث معرفی شد. او خود را مسئول سازه کنلگو می دانست و مصاحبه هم می کرد، در حالی که فقط در سال 1389 در پروژه تعیین حریم سازه کنگلو حضور داشت که آن روز نیز اوایل صبح گروه را ترک کرد.

 قبل از آقای توفیق، اینجانب و گروه‌های متخصص بارها به این غار اسپهبد خورشید رجوع کردیم و مطالعات‌مان به صورت مقاله در سال‌های 1387، 1388، 1391، منتشر شد و سالهای بعد در خارج از کشور ادامه یافت.

3-اگر می گوییم دربند یا تنگه کولا باید بدانیم یک راه و جاده و مسیر، سر و ته دارد و مطمئنا شروع و پایانش به دو نقطه می رسیده است. دربند کولا که به گفته آقای کولاییان در ساری است، طبق شواهد تاریخی درگیری و بحث گذر اسپهبد از دربند کولا یا تنگه کولا بوده، اما این جاده و این راه طولانی بوده است.

شواهد میدانی و تحقیقات باستان شناسی تیم مطالعات قلعه های باستانی مازندران به سرپرستی دکتر سورتیجی، از راه باستانی ای نشان دارد که امروزه در پشت سازه کنگلو و در امتداد رود آریم دیده می شود. یک سر آن به روستای آریم و در جبهه شمالی به سوی کوه خرو نرو می رود و سر دیگر آن به سرتنگه. بقایای راه در تنگه ای با استراتژی بالا دیده می شود که ما حتی می توانیم به آثار به جای مانده اینجا را همان در بند کولا بنامیم.

با توجه به بقایای به جای مانده از آثار موجود در ارتفاعات روستای ملرد که بالا دست آن نیز در ارتفاعات عباس‌علی و راهی که به بالادست دهانه غار و روستای کمرپشت داشته است همه و همه نشان از اهمیت سر تنگه امروزی دارد. اما بحث بر این است با چه مدرک و کاوش و مطالعات باستان شناسی و شناخت مصالح، در حال بیان قطعی یک مسیر بیان شده در تاریخ هستیم. متاسفانه هنوز با قطعیت و بدون سند حرف زدن در جوامع پایین علمی دیده می شود.

نمی توانیم بدون مطالعه شهرستان فیروزکوه در شرق و غرب منطقه و موازات آن گدوک و موازات آن شهمیرزاد و سمنان و دامغان، منطقه بزرگ پریم، جنوب و حتی منطقه شرقی ساری و تبادل مطالعاتی با شهرستان گنبد امروزی به راحتی در مورد یک نقطه به نام غار اسپهبد خورشید و یا دربند کولا نظر قطعی دهیم.

4-شروع مطالعات علمی و میدانی سازه کنگلو که بیش از 6 سال به طول انجامید و سه فصل کاوش باستان شناسی، دو دوره فاز مرمتی و دو دوره تایین حریم، شروع خوبی می توانست باشد برای مطالعات علمی بعدی که به دلیل نبود قابلیت مطالعاتی افراد در حد یک فرضیه و خیال بافی ماند.

اگر گروه های مختلف باستان شناسی از گرگان تا فیروزکوه به همکاری و تبادل اطلاعات و در ارتباط هم بودند، امروز شاید قطعی بودن دربندهای کولا ها و یا غارهای مسکونی دیگر در منطقه ثابت می شد.

دنیای باستان شناسی امروز دنبال تخیالات نیست. همه می دانیم که از یک تکه سکه از جنس نقره که حدود 1500 سال پیش ضرب شده بود در آزمایشگاههای شیمی و فیزیک و متالورژی چه داده هایی در تاریخگذاری و دیگر اطلاعات عناصری شیمی در اختیار می گذارد.

برای نمونه موضوع پایان نامه نگارنده در سال 1396 بر روی چوبهای به کار رفته در غار اسپهبد خورشید در آزمایشگاه گیاه باستان شناسی ایزمئو(ISMEO) و بیولوژی دانشگاه ساپینزا (Sapienza)در شهر رم ایتالیا صورت پذیرفت که داده های علمی زیادی را در بر داشته است.

در مطالعاتم حتی حکایت سرمای 30ساله وحشتناکی را در سلول چوب در زیر میکروسکوپ دیده ام. این ها داده های جغرافیای منطقه است. نمونه های برداشته شده از دو گونه درخت نشان دارد؛ بلوط و زبان گنجشک. به ترتیب با نامهای علمی کواِرکوس و فراکسینوس.

تصویر نخست عکس میکروسکوپی از سلولهای خوب حفاظت شده در ساختار چوب به کار رفته درخت زبان گنجشک و تصویر پایین  آن نیز سلول چوب درخت بلوط است. این آزمایش ها با نظارت کامل پروفسور لورنزو کستانتینی از ایزمئو و خانم دکتر لاورا سادوری گیاه‌باستاشناس از ساپینزا انجام پذیرفت.



در اواخر سال 1397 توانستم مجوز خروج مصالح به کار رفته در دهانه غار اسپهبد خورشید را به ایتالیا از بخش بین الملل پژوهشکده باستان شناسی ایران در تهران بگیرم تا گامی باشد برای مطالعات علمی و بودن هیچ خیال پردازی ای.

این مصالح شامل موارد زیر می شود:

اندود، ملات، سنگ های به کار رفته در سازه، سنگهای بدنه خود طاق، چوبهای به کار رفته در سازه، قطعات سفال (بخشی از آنها را جناب حسین نعمتی که در مطالعات آخر غار نقش مهمی داشته اند در اختیارم قرار دادند) و ظرف از جنس شیشه.

همه این مصالح با همکاری دانشگاه ساپینزا(Sapienza CNR) شهر رم در ایتالیا ، مرکز تحقیقات علمی شهر چی ان ار (CNR)، مرکز تحقیقات شرق شناسی شهر رم ایزمئو  مورد مطالعه قرار می گیرد.

تصویر c8: نمونه سفال به دست آمده از دهانه اسپهبد خورشید، برای مطالعات پرتو افشانی در آزمایشگاه شیمی مرکز تحقیقات علمی شهر رم CNR

تصویر c9:نمونه ظرف شیشه ای به دست آمده در دهانه غار اسپهبد خورشید برای مطالعات پرتو افشانی

تصویرc12:نمونه ملات و اندود به کار رفته در بقایای معماری در طاق اسپهبد خورشید

5- این مطالعات علمی و بدون هیچ فرضیه و تخیلی است. داده هایی به دست می دهد که وجود دارد. سلول یک عنصر کاربردی، در خود فرضیه ای ندارد و راه گشا و اطلاع دهنده علمی است.

ما هنوز صحبتی از مطالعات مان در مورد راه های باستانی در خاک امروزی سوادکوه، بناهایی چون: هلی چال، چلدر، اوریم، برج بازسازی شده شروین باوند، بقایای قله ارفه و عباسعلی، بقایای قله قدمگاه، راه باستانی سرتنگه، غار کیجا کرچال، شش غار دیگر بر روی کوه شروین، طاق فرامرز، تلم سنگ، و مانند این ها نکرده ایم. مطالعات باستان شناسی خاطره نویسی نیستند و در هر علمی، با قاطعیت سخن گفتن، نخستین دلیل رد نظریه است.

هیچ گاه نمی توانیم گسیخته به مطالعات یک منطقه بزرگ به اسم تپورستان بپردازیم. در مورد این عظمت بزرگ تاریخی نمی شود به راحتی نظر داد و سال های سال باید مطالعات جدی بدون هیچ منیت و خودبینی ای صورت پذیرد.

مطالب مرتبط:

«اسپهبد خورشید» نامی بی‌سبب برای غار خطیرکوه

قلب تاریخ بدتر از حذف تاریخ است!


  • جمعه 28 تير 1398-9:7

    متاسفانه تو این به مقاله اول فقط توهین دیدیم بعد یکسری داده که استناد خاصی نمیشد بهش کرد.

    • محمد کشاورزپاسخ به این دیدگاه 0 4
      يکشنبه 6 مرداد 1398-16:58

      پس خیلی بی سواد هستید که متوجه نشدید چی نوشتم. من به اقای کولاییان توهین نکردم... دارم به همه می گم دوره فرضیه تمام شده. حالا شماها بنویسید توهین. نمی دونم چه کاره اید که متوجه این همه تلاش نمی شید.

      • سه شنبه 15 مرداد 1398-14:12

        شما هم لطفاَمعنای فرضیه یا همان تئوری را جستجو کنید .

      • محمد کشاورزپاسخ به این دیدگاه 0 1
        يکشنبه 6 مرداد 1398-15:55

        توهین به چه چیز و چه کسی. شماها انگار متوجه نیستید کمبودهای باستان شناسی ایران رو. نمی دونم حرفه شما چیست اما ایکاش با دقت بخوانید متن ها را. توهینی وجود نداره. فقط با یک مبحث نمی شود نام یا اسمی را قطعی معرفی کرد.

      • دوشنبه 24 تير 1398-15:23

        اگر منصف باشیم! مقاله یا مقالات جناب کولائیان مقدمه- متن و موخره ای دارد و به دنبال بیان موضوعی هست. هر چند شاید استدلالاتش و به خصوص نتیجه گیری هایش محل اختلاف باشد که در کار علمی و به خصوص موضوعات اینچنینی طبیعی است. اما مقاله حاضر، بر خلاف ادعایش فقط پراکنده گویی می کند. خوب بود اگر مثلا بحث قدمت بنا با استفاده از روشی که ذکر شد بیشتر تحلیل می شد. چون ظاهرا تخصص نویسنده در این زمینه است. با این حال به چالش گرفتن کسی مانند آقای درویشیان که موضوعات بحث برانگیزی در مورد تاریخ و فرهنگ مازندران مطرح می کند (و این خود شهامتی می خواهد) جالب و بیش از ان مفید است.

        • محمد کشاورزپاسخ به این دیدگاه
          يکشنبه 6 مرداد 1398-15:59

          نمی دانم شما چرا اینجور برداشت کردید. بنده در حال انجام این ازمایشها هستم. متاسفانه گرفتن مجوز برای خروج مصالح ساده نبود. خوشبختانه چند ماه قبل مجوز داده شد و مصالح برای ازمایش می روند. من فقط خواستم بگم تا ابد نمی توانیم با فرضیه پیش برویم. حتما داده های این ازمایشها در ماههای اینده به ایران هم می رسد و تاریخ هم در مورد این غار و قدمتش بازگو می شود.

        • مجید مرشدیانپاسخ به این دیدگاه 14 4
          دوشنبه 24 تير 1398-9:51

          من میخواستم از استاد اقای کولاییان تشکر کنم بابت مطالعات و زحماتی که برای مازندران کشیدن.

          • دوشنبه 24 تير 1398-7:8

            مازند نومه جایی شده برای توهین و لقبهای زشت به دیگر شهرها به جای اتحاد تخم کینه میپاشه خجالت بکشید و کامنت زشتو حذف کنین ساری نور چشم مازندرانیهاست

            • قبادی-قاثمشهرپاسخ به این دیدگاه 0 1
              شنبه 22 تير 1398-16:23

              "جوامع پایین علمی" عبارت مناسبی بنظر نمیرسه. گرچه اظهار نظر قطعی اونهم بدون تخصص کافی میتونه بشدت مشکل ساز باشه. متاسفانه تاریخ مازندران با انبوهی از سوالات و ابهامات مواجهه که هیچ تلاش موثری برای رفعش صورت نمی گیره. مثلا بعد از چندین ماه کاوش متخصصان باستانشناسی از " گرد کوه " چی میدونیم؟؟؟؟

              • يکشنبه 23 تير 1398-10:25

                برای گردکوه به این آدرس در مازندنومه مراجعه کنید :
                http://www.mazandnume.com/fullcontent/68596/%D8%AA%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F-------/

              • پنجشنبه 20 تير 1398-0:9

                اساسا ساروی جماعت...آرش کمانگیر برای آمل رو زدن به نام خودشون،بهارنارنج بابل رو هم دزدیدن حالا اسپهبد خورشید هم میگن نیست اما هرچی هست برای تجنه و ساری خخخخخخ
                ...

                • شهروند بابلیپاسخ به این دیدگاه 5 0
                  چهارشنبه 26 تير 1398-8:35

                  لطفا کامنت های زشتو به نام دیگر شهرها نزنین

                  • ساری پایتخت مازندرانپاسخ به این دیدگاه 10 1
                    سه شنبه 25 تير 1398-2:35

                    ساری هویت باستانی داره و همیشه پایتخت مازندران بود و هست و حکم پدر را برای دیگر شهرها دارد هویت چندین هزار ساله شهر ارش کمانگیر شهر اسپهبد خورشید و اسپهبد کارن شهر زادراکراتا هخامنشی سیرینکس اشکانی و سارویه ساسانی همیشه میدرخشه به کوری چشم حسودان!!!

                    • دوشنبه 24 تير 1398-21:6

                      بهار نارنج بابل!!؟نکنه به نام خاندان پدریه شما ثبت شده!!تمام مازندران شهر بهار نارنج هست در رامسر هم جشن بهار نارنج میگیرن همینطور در ساری در ضمن ساری پایتخت بهار نارنجه ایرانه!

                      • سام دلیریپاسخ به این دیدگاه 5 0
                        چهارشنبه 26 تير 1398-1:2

                        بله دقیقا ما در تنکابن بیشترین باغ های مرکبات را داریم همینطور رامسر چالوس پر از درختان مرکبات و نارنج هست ...

                      • ساری پایتخت بهار نارنج ایرانپاسخ به این دیدگاه 15 1
                        دوشنبه 24 تير 1398-7:6

                        انگاری ساری و ساروی خیلی پیشترفت کردن که شما داری ازش میسوزی

                      • کیانی-جویبارپاسخ به این دیدگاه 3 0
                        چهارشنبه 19 تير 1398-23:23

                        درود بر شما. من مطالب آقای کولاییان، اقای باوند و اقای کشاورز را خواندم. باالخره نفهمیدم حق با کیست. این اسپهبد خورشید همین است یا چیز دیگری!

                        • محمد کشاورز دیوکلاییپاسخ به این دیدگاه 2 4
                          پنجشنبه 20 تير 1398-0:7

                          طبق داده های تاریخی بله، اینجاست. اما از اینکه اتفاق جنگ اسپهبد به این دهانه ختم می شده هنوز مشخص نیست. چون اثار دیگر در اطراف دهانه است که باید مطالعه شود. و مسئله اصلی این است این سازه و دست ساخته های داخل غار نشان از قدمت و کاربرد دیگری دارد و بعدها به عنوان ساختار نظامی استفاده گردیده شد.

                          • زاداکراتاپاسخ به این دیدگاه 6 5
                            سه شنبه 25 تير 1398-2:39

                            بله شما درست میگین چی ثابت میکنه اسپهبد خورشید تو این غار بود!!وجود سکه اسپهبد خورشید!!!این سکه ها همه جای مازندران هست حتی در غار کمربند بهشهر هم یافت شد پس بگیم غار کمربند غار اسپهبد خورشیده!!!اون تنگه کولا بود وجود اسکلت های بزرگ و ابزار الات جنگی و نام تنگه کولا و وجود داشتن تنگه و ورودی ساری این ثابت میکنه و حرفهای شما از روی حسادت و تنگ نظری است!!

                        • چهارشنبه 19 تير 1398-7:36

                          ضمن احترام به آقای کولاییان که پژوهش میدانی می کند و مطالب جالبی می نویسد، اما این انتقاد به ایشان وارد است که چرا ایشان هر چیز را به رود تجن و منطقه کولا و زادگاه خودش وصل می کند؟ واقعا بعضی چیزها با سریش هم قابل چسباندن نیستند. امکان ندارد هر موضوعی بشود و ایشان بگوید منظور منطقه تجن و کولا و پایین دزا و آن طرف هاست. الان تجن شده قطب هر چیزی در دنیا. هر اتفاقی بیفتد انجاست. دنیا جای دیگری ندارد؟

                          • محمد کشاورز دیوکلاییپاسخ به این دیدگاه 3 4
                            چهارشنبه 19 تير 1398-13:25

                            احترام به همدیگر خواهیم گذاشت. اما نگارشها می مانند. در آینده بحث می شود. در هر صورت نیاز به مطالعات میدانی بیشتر و مقایسه تطبیقی بین راهها و آثار به جای مانده است که کار 1 2 تا 10 سال نیست. نیاز به چندین تیم متخصص است.

                          • مصطفی نوریپاسخ به این دیدگاه 6 8
                            سه شنبه 18 تير 1398-10:24

                            درود بر آقای کشاورز عزیز ! خواندن مقاله شما این امید را در دلم زنده کرد که هنوز رادمردانی در ایران عزیز هستند که کار تحقیق علمی را به بررسی های سردستی و کم عمق ترجیح می دهند. درود بر شرافتت

                            • محمد کشاورز دیوکلاییپاسخ به این دیدگاه 3 9
                              چهارشنبه 19 تير 1398-0:11

                              ممنون از حس و درک بالای شما و امیدوارم همه یاد بگیریم که با هم و با تخصص و مطالعات کتابخانه ای صحبت کنیم و داده هایمان را در اختیار هم بگذاریم. مرسی از حمایت شما آقای نوری عزیز.

                              • دوشنبه 24 تير 1398-9:50

                                اقای دیو کلایی احترام بزارید بر دیگر عقاید تک صدایی خوب نیست!!

                                • محمد کشاورزپاسخ به این دیدگاه
                                  يکشنبه 6 مرداد 1398-15:53

                                  اقای باوند معلوم است نخواندید چه نوشتم. با دقت بخوانید. اسم تمام اشخاص و سازمانها را اوردم. شماهایید که برایتان سخت است خواندن یک مطلب کوتاه. و کسان دیگری چون شما هستند که دارند تک صدا صحبت می کنند. بخوانید نه فقط تیتر را.


                            ©2013 APG.ir