تعداد بازدید: 2328

توصیه به دیگران 2

جمعه 13 دی 1387-0:0

مشروعیت یا مافیایی بودن قدرت و ثروت

يادداشتي از:فاضل هوشمند


 محرم است. دلم عجیب هوای کربلا کرده است. تصویر ذهنی آنچه بر حسین (ع) و یاران با وفا و با صفای آن حضرت رفته اگرچه بسیار سخت، دردآور و زجرآلود است ولی ناممکن نیست. راستی که زندگی هرکدام از ائمه (ع) داستان خاص خودش را دارد.

 چه کسی می تواند بگوید آنچه در کربلا اتفاق افتاده اگر در عین همین شرایط امام حسن (ع) قرار داشت غیر از این عمل می فرمود؟ چه کسی می تواند این را بگوید که اگر مولایمان و مقتدایمان علی (ع) ویلا نداشت و زی زندگی او از زهد و تقوی و کم استفاده کردن از مواهب دنیا برای خودش بود، دوران پر برکت امام حسن (ع) و امام جعفر صادق (ع) باید مورد ذم و طعن قرار گیرد؟

 چه کسی می تواند تجارت های پر سود و درآمدهای کلان و وضع اقتصادی عالی امام حسن (ع) و امام جعفر صادق (ع) را به مافیای ثروت تعبیر کند و یا حضور حضرت امام رضا (ع) به عنوان شخص دوم مملکت را به مافیای قدرت تعبیر کند؟ از این بالاتر چه کسی می تواند به قدرت قاهره مولای مان صاحب عصر (عج) که هم ثروت بیکران در آن هست و هم از قدرت بی نظیر برخوردار است به مسئله پست و پر از رذالت و دنائت و نادانی و جهالت مافیای قدرت و ثروت تعبیر نماید. در اینکه هر کدام از ائمه (ع) در زمان خودشان رسالتی مشخص داشتند که اگر یکی در زمان دیگری قرار داشت همان کاری را انجام می داد که آن دیگری در آن زمان انجام داده است، تردیدی وجود ندارد.

در اینکه کسب قدرت برای اسلام و به خاطر اسلام و برای خدمت به مسلمانان و بخصوص شیعیان یک ضروت حتمی برای دنیای اسلام و جهان تشیع است نیز تردید وجود ندارد. در اینکه دارا بودن کشوری ثروتمند و انسان هایی که توان تولید این ثروت را داشته باشند و با ساز و کارهای موجود در جهان کنونی بتوانند سهم بیشتری از ثروت جهان را برای جمهوری اسلامی کسب نمایند نیز تردیدی وجود ندارد. و نیز تردیدی وجود ندارد که ابناء بشر توانایی های بسیار متفاوتی در کسب ثروت و قدرت دارند و نمی توان از همه انتظار مساوی برای این امر داشت. 

 نیز در اینکه حکومت و رهبری باید همانند ائمه (ع) هدایتگر استعدادهای کسب ثروت و هادی استعدادهای صادق و توانمند اداره امور سیاست و قدرت باشند نیز تردیدی وجود ندارد و اساس و بنیان ولایت فقیه که همان تداوم ولایت ائمه (ع) است نیز بر همین اصل استوار است و قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بر این امر تاکید دارد و برنامه بزرگ چشم انداز جمهوری اسلامی نیز انعکاسی از این خواست عقلانی است.

عقل حکم می کند که دست حکومت و در راس آن رهبری برای مولایی و گره گشایی از امور مسلمین باز باشد. اما چه چیزی می تواند نکوهیده و قابل سرزنش باشد؟ قدرت یا ثروت؟ اگر قابل سرزنش است به چه شکل و چگونه؟

در سالهای اخیر مسئله قدرت و ثروت به شکل سیاسی مورد هجمه و هجوم تعدادی از عناصر سیاسی و تبلیغاتی قرار گرفت که در این رابطه بدون توجه به شکل برخورد ائمه (ع) با این دو مقوله و محدوده حرمت یا حلیت آن به صورت بنیان کن با آن برخورد شده است. جالب ترین مسئله اینکه وقتی وزیری با مکنت و از اهالی ثروت برای ورود در فاز قدرت پیشنهاد می شود همان ها که قلم تیزشان بر علیه این مافیای قدرت و ثروت آتش به پا می کرد، قلم ها را در قلمدان رها کرده و اصلاً تردیدی در کارکرد معجزه هزاره سوم خود روا نداشتند.

همانهایی که برای فقر و فاقه مردم غصه خورده و از فرط غم و اندوه برای مستضعفان و فقرای جامعه به صاحبان فرضی مکنت می تاختند، روزه سکوت گرفته و یا با راه انداختن جنگ زرگری موضوع را به وادی دیگری سوق داده تا مسئله ثروت یک وزیر قدرتمند تداعی کننده مافیای قدرت و ثروت برای معجره هزاره سوم نگردد.

 اما این قلم اعتقاد دیگری دارد و آن اینکه این بازی در آوردن و فضای روانی درست کردن برای اینکه مولا ویلا نداشت و طوری مولای عزیزمان را جلوه دادن که در فقر غوطه خورده و توان کسب ثروت نداشته و این را به عنوان افتخار مولا به صورت غیر واقع به ایشان نسبت دادن و سپس چسبانیدن این امر به معجزه هزاره سوم که ایشان هم ویلا ندارد و ایهاالناس آنطرفی به عنوان مافیای قدرت و ثروت و صاحب ویلا ضد مولا است، یک بازی سیاسی و ادای زهد و فریبکاری بیش نیست.

جتی اگر صاجب چنین ادعایی خود در فقر و فاقه به سر برده و زندگی مستاجرنشینی داشته باشد باز هم حقی را برای او به وجود نمی آورد که گناهکارانه به بخشی از خادمان نظام حمله ور شده و پرده تقوی دریده و شمشیر زبان بر کشیده و به نفع جریانی طرف دیگر را در محاق قرار دهد. نادان ترین انسان ها آن کسانی هستند که نمی دانند چه را و که را خراب می کنند و آب به آسیاب چه کسانی می ریزند و به جای پرداختن به امهات جهان اسلام کینه ها را در داخل نظام عمده کرده و برای عناصر داخل نظام مشغولیت ذهنی و موج تبلیغاتی راه می اندازند.

در جهانی که غاصبان قدس بی رحمانه حتی کودکان و زنان و افراد ناتوان فلسطینی را از دم تیغ می گذرانند و بر صغیر و کبیر رحم نمی کنند، در زمانه ای که رهبر عزیز و بزرگوار انقلاب کشته شدن در راه دفاع از این مردم مظلوم را شهادت فی سبیل الله خواند و همه باید با قلم و ثروت و قدرت و توانایی فکری و عملی خود در خدمت این راه شهادت طلبانه باشند و ضرب شصتی به مظلوم کشهای صهیونیست نشان دهند، اصلاً به صلاح نظام اسلامی نیست که بخش قابل توجهی از انرژی نظام صرف پاسخگویی و خنثی سازی موج احساسات ناحقی بشود که افرادی از سر احساس و به دنبال خواسته های پنهانی خود برای کسب قدرت راه می اندازند.

ولی سوال این است که خوب گیریم که مولا ویلا نداشت، اما آیا داشتن یک خانه در حد معجزه هزاره سوم را هم می شود به ویلا تعبیر کرد؟ آیا ما حق داریم که بدون تحقیق و بر اساس حدس و گمانها و گفته های این و آن و شایعات من غیر حق ویلایی را به بزرگی منتسب کرده و شروع به کوبیدن او با تمام احساس و نفرت خود بکنیم تا به قصد نهایی که از میدان به در کردن و حذف نامبرده از صحنه سیاسی است دست پیدا کنیم؟

 آنچه یادم می آید این است که امام (ره) تاکید شدیدی داشتند که تا زمانی که دو بزرگوار در نظام با هم باشند به نظام و انقلاب آسیبی وارد نخواهد شد. رهبر معظم انقلاب هم بارها بزرگترین و غنی ترین تعابیر را برای جایگاه ارزشمند یار دیرین خود در نظام اسلامی داشتند و جایگاه ایشان را نسبت به همه والاتر می دانستند. چرا عده ای کم خرد و به ظاهر مرید رهبری تیشه بر گرفته و بن درخت قدرتمند اسلام را می برند؟

 چرا اگر کسی به دفاع از بزرگان نظام بر خیزد و بدون اینکه به کسی توهینی بکند و یا کسی را مستحق سرزنش بداند به ناگاه از غرب استان با توهین و اهانت و نه با استدلال مکفی لگدمال می شود؟ کاری که تعدادی از هوچیگران دنیای تبلیغات و سیاست برای خفه کردن طرف مقابل انجام می دهند و به جای استدلال با دروغ بافی و استنادهای الکی به فرهنگ دهخدا و سایر کتب مبنایی حرف خودشان را می زنند بدون اینکه این استناد واقعی باشد.

 حتی در پاسخ ها راه کج و انحراف را بر راه راست و روشن ترجیح می دهند. این را گفته باشم که به یاد داشته باشید با اسم مستعار یا با اسم واقعی بالاخره شما با یک نویسنده طرف هستید که باید با استدلال بدون هوچیگری و اهانت ورزی و با اخلاق اسلامی و لین جواب بدهید.

 حرف تیز و غیر لین برای استدلال خلاف منطق قرآنی است و نه تنها مورد سرزنش ذهنی نویسنده قرار دارید بلکه مورد شماتت قرآن کریم و خداوند رحیم نیز قرار دارید. در هر صورت امام باقر (ع) از زاهد مریض و فقیر سوال فرمودند که در چه حالی است و ایشان عرض کردند که خدا را شاکر است که از میان فقر و غنی فقر را نصیب برده و از میان سلامتی و بیماری خداوند بیماری را به ایشان عطا کرده است.

 امام (ع) فرمود اما ما سبک و سیاقمان این نیست. بلکه ما این گونه هستیم که اگر خداوند فقر را به ما بدهد شاکریم، غنی را بدهد نیز به همان میزان شاکریم، سلامتی را بدهد شاکریم و بیماری را هم بدهد شاکریم و تسلیم به رضای خداوند هستیم هر چه را که مقرر بفرمایند. بنا بر این نه فقر به خودی خود عزیز و شریف است و نه ثروت به طور مطلق شایسته نکوهش و ذم.

 اگر خداوند مقرر کرده باشد که ثروت نصیب شما شود باید به همان اندازه در خدمت اهداف خدایی باشید که در موقعیت فقد قدرت یا ثروت قرار می گیرید.

مهم کسب ثروت از طریق حلال و رسیدن به قدرت از طریق مشروع است. مهمتر از کسب ثروت حلال و قدرت مشروع چگونگی مصرف آنها است، اگر ثروت به مصرف خوشگذرانی فردی و خانوادگی باشد و در خدمت گره گشایی از کار مسلمین نباشد مذموم خواهد بود و اگر قدرت در خدمت نظام نباشد و در خدمت اجانب قرار گیرد و یا در سایه آن بر عده ای از شهروندان نظام ظلم روا شود آن وقت این قدرت نیز وبال و مذموم خواهد بود. نه ثروت هدف است و نه قدرت و نه ثروت در ذات خود مافیایی است و نه قدرت بلکه بستگی به تحوه استفاده از آنها دارد. (fzhooshmand@gmail.com)



    ©2013 APG.ir