تعداد بازدید: 3102

توصیه به دیگران 1

چهارشنبه 18 دی 1387-0:0

دانشگاه يا اپوزسيون استانداري؟

تحليل انتقادي يک نشريه اصولگراي مازندران از مديريت دانشگاه آزاد ساري


مازندنومه:

نوشته انتقادي زير امضا ندارد و احتمالا" از سوي يکي از کاربدستان نشريه اصولگراي مازندران(دوهفته نامه طرفدار دولت)براي ما فرستاده شده است.

اين مقاله -که طبيعتا" ديدگاه مديرمسئول نشريه اصولگرا تلقي مي شود- هر چند تلاش داشته با روشي علمي مديريت دانشگاه آزاد ساري را به نقد وچالش بکشاند،از لابه لاي آن مي توان يک سونگري و خط حمايت بي چون وچرا از دولت نهم و نماينده دولت در استان يعني استانداري مازندران را ديد.

به باور ما در اين نوشته ديد سياسي بر نگاه علمي و کارشناسانه غالب است.از اختلافات دولت نهم با دانشگاه آزاد باخبريم ولي تئوري توهم و اين که همه کارهاي انجام گرفته در دانشگاه آزاد ساري را در تقابل با دولت نهم بدانيم، صحيح نمي دانيم.

در نوشته نشريه اصولگرا مدرك دكتراي آقاي نيازآذري زير سئوال رفته،رفسنجاني،ناطق نوري،لاريجاني متهم به حمايت از دانشگاه آزاد شده اند و انگ سياسي کاري خورده اند و اين نتيجه به دست آمده که:"مديريت دانشگاه آزاد ساري يكي از آزمايشگاه هاي ميداني جريان مخالف دولت مي­ باشد."

در اثناي نوشته، نويسنده/نويسندگان بارها از بازتاب رسانه اي عملکرد مديريت دانشگاه آزاد ساري بهره برده اند و ناخواسته به نوعي خوانندگان تحليل شان را با فعاليت هاي آقاي نيازآذري آشنا و سبد امتيازات او را سنگين تر کرده اند.

گفتني است در هشتم آذرماه امسال يادداشتي در تجليل از خدمات دکتر نيازآذري با عنوان"توانا در سطح ملي" در مازندنومه پخش شد که بعدا" مورد استفاده برخي رسانه هاي الکترونيکي و مکتوب استان نيز قرار گرفت. اتفاقا" آن نوشته در قسمتي از تحليل حاضر نقد شده است.(http://mazandnume.com/?PNID=V9192)

با توجه به همه آن چه گفتيم بنا به احترام به تمام سليقه ها و باور به اصل تضارب آرا و در راستاي اهداف و رسالت رسانه اي مان، تحليل نشريه اصولگرا را با اندکي حذف پخش مي کنيم.

----------------------------

مقدمه: تحليل تحولات سياسي و عمراني دانشگاه آزاد واحد ساري در گروه سياسي نشریه اصولگرا: دولتهاي موسوم به سازندگي و اصلاحات، آدمي را با ياد جمله معروف مرحوم آيت­ الله صالحي مازندراني- كه رضوان خدا بر او باد- دمساز مي­كند. وي از اين كه مازندران به آسايشگاه خستگان حكومت مبدل شده بود اظهار نارضايتي مي­كرد. حالا آن پير سفر كرده نيست تا ببيند احمدی نژاد بساط آن آسايشگاه را به هم زده و اين جا را به ميدان نوكري مازندراني ها بدل كرده و ديگر آسايشگاهي براي قرق كردن خواص، حداقل از ناحيه دولت محلّي و دولتي ها وجود ندارد.

امّا به نظر ما بر مازندران غصّه­ اي ديگر عارض گرديد و آن اين كه مازندران اكنون به «آزمايشگاه رقباي دولت» بدل گرديده است.

 در دوسال اخير، دانشگاه آزاد ساري يكي از خبرسازترين واحدهاي اين دانشگاه در كشور به شمار مي­آيد. موضوع چيست و راز اين خبرساز شدن كدام است؟ علاوه بر اين به گواهي آگاهان، دانشگاه يادشده اكنون خود نماد يك حركت و تشكيلات در مازندران تلقي مي­گردد.

 امّا در تحليل دانشگاه آزاد ساري بايد كدامين مبادي و پيش‌نيازها را ملحوظ نظر داشت؟ نسبت دانشگاه آزاد ساري با علم و پژوهش چيست و رابطه آن با قدرت و سياست تابع كدام متغييرهاست؟

براي رمز گشايي از اين مهم چگونه بايد تحليل كرد تا از جاده ی ادب و انصاف خارج نشد؛ امّا در عين حال به حقيقت و كُنه ماجرا دست يافت.

 پيش­فرض: دانشگاه آزاد ساري تمنّاي نوستالژيك استانداري يك جريان سياسي و فشار به شمار مي ­آيد كه پس از عدم دسترسي به مديريت استان،‌مي ­كوشد اين مركز را به مدد بسيج امكانات و قدرت هاي بازنده در انتخابات نهم رياست جمهوري به نمادي براي پيشرفت يك جريان و نا كارآمدي سلب كنندگان پست استانداري و لاجرم دولت نهم تبديل نمايند.

 نظريه اين گفتار: مديريت دانشگاه آزاد ساري يكي از آزمايشگاه هاي ميداني جريان مخالف دولت مي­ باشد. پيوند نوستالژيست ها و ناكامان تصدي استانداري و بازماندگان برخي رجال از رقابت با احمدي­ نژاد در سطوح ملّي امّا خارج از شئون و ادب تحقيق، پيشرفت هاي فيزيكي و ساختاري كنوني در اين واحد دانشگاهي را به ملاكي براي سياه نمايي عليه دولت مبدّل كرده­اند.

 فرضيه رقيب: طرح اين نظريه، مخالفت با دانشجويان و اساتيد دانشگاه آزاد ساري و حسادت به مقام شامخ علمي و اجرايي مديريت دانشگاه بوده و عاملان اين تحليل خواستار عقب ماندگي علمي دانشگاه آزاد و اساساً شهرستان ساري به شمار مي­ آيند.

علاوه بر اين، نظريه ی اين گفتار تداوم همان سياست گداپروري دولت نهم بوده و رفتاري متحجرانه، ضد علمي و ايضاً ضد بشري است.

با طرح اين مقدمه، فرضيه، نظريه و ذكر مفروض معارض آن، اكنون امّا نوبت تحليل همه فرضيه ­ها و نظريات گفته شده مي ­باشد.

 تحليل: - يكم: اقامه ی دليل در مخالفت دانشگاه آزاد با دولت نهم

 همه مي­دانيم و دانشجويان عزيز در دانشگاه آزاد، نيك مي­ دانند كه يكي از راهبردهاي مهم دكتر محمود احمدي ­نژاد طرح نظام­ مند نمودن اخذ شهريه­ هاي بي حساب و سرسام آور در دانشگاه آزاد و اصلاح و بهبود شيوه ی مديريت اين دانشگاه بوده است.

مديريت دانشگاه آزاد، سالهاست كه در اختيار يك فرد و يك جريان به خصوص مي­ باشد. اين نوع مديريت با چرخش نخبگان مغايرت داشته و قضاوت عقل حكم مي­ كند انباشت ثروت و قدرت در محيط علمي را برنتابيم.

مديريت مركزي دانشگاه آزاد، مديريتي غير منعطف، متمركز و پروژه ای از بالا به پايين مي باشد. به موازات طرح اصلاح نظام و شيوه­ هاي اخذ شهريه، آقايان جاسبي و هاشمي رفسنجاني بر آشفتند و در مقابل احمدي­ نژاد صف­آرايي كردند.

 در اقدامي عجيب و شگفت­آور با افزودن نام آقايان حاج حسن خميني، دكتر ولايتي، دكتر حبيبي به فهرست جديد هيئت امنا و … تلاش شد شبهه حكومت تك نفره در دانشگاه آزاد به روش دموكراتيك تغيير شكل داده و پاسخي براي پرسش ­هاي بنيادين و مردم گرايانه ی احمدي­ نژاد از اين دانشگاه دست و پا شود.

 اجمالاً اين كه به خاطر نامتعارف بودن شيوه ی مديريت و ضرورت ساماندهي اخذ شهريه، هنوز دولت نهم و شخص رئيس جمهور از طريق شوراي عالي انقلاب فرهنگي در حال به تمكين وا داشتن دانشگاه آزاد مي­ باشند. امّا با مقاومت شديد روبرو مي­ شوند.

 چون آحاد دانشجويان پرتلاش و اساتيد محترم اين خانواده ی بزرگ در جامعه خدوم علمي كشور حق دارند بدانند كه امكانات، اموال، دارايي­ ها و اخذ شهريه ­هاي سرسام آور در سالهاي گذشته و حال چگونه هزينه مي­شود.

ظاهراً دانشگاه آزاد مايل نيست تا اصلاحات احتمالي مورد نظر دكتر احمدي­ نژاد كه منطبق با وضعيت اقتصادي آحاد دانشجويان و خانواده­ هاي ايشان است به حساب دولت نهم گذارده شود.

 - دوم: دليل زاويه ی مديريت دانشگاه آزاد ساري با دولت نهم

 مديركل سابق اطلاعات استان از گزينه ­هاي جدي جرياني خاص براي استانداري مازندران بوده است. در اقدامي شگفت­آور از همه ی نمايندگان مجلس هفتم در مازندران براي فشار وارد كردن به رئيس­جمهور جهت نصب وي به استانداري مازندران بيعت گرفته شده بود. امّا چون اين تصميم با عقل جمعي آحاد شهروندان مازندراني ناسازگار مي ­نمود و اين تصميم، تدبيري محفلي به شمار مي آمد، احمدي ­نژاد اين تصميم پشت پرده را بر نتابيد.

 ماجرا فقط به اين جا ختم نشد. كساني كه او را ناجي مازندران مي­ دانستند آن قدر مقاومت كردند تا جريان استقرار استاندار دولت نهم در استان قريب به يكسال به تعويق افتاد.

مازندراني­ ها به خاطر لج­ بازي عده ای انگشت شمار و صد البته خواص پرمؤونه قريب به يكسال از جريان توسعه ی كشور در دولت نهم عقب ماندند.

 امّا با خواست رئيس­جمهور انقلابي مردم، از فشارها و چانه­ زني­ ها، كاري بر نيامد. تقدير آن شد كه جناب ايشان، هم زمان با روزي كه گويا مدرك دكتري خود را اخذ مي­ كنند به عنوان رئيس دانشگاه آزاد ساري از سوي آقاي جاسبي به اين سمت منصوب شوند.

 البته معمولاً دوره ی دكتري قريب به چهار تا پنج سال به طول مي انجامد امّا گروه سياسي دو هفته­نامه ی اصولگرا قادر نشد شيوه ی تحصيل مدير محترم دانشگاه را كشف كند.

به عبارتي اگر اين موضوع ساده به وجهي امنيتي مبدّل نگردد پرسش متعارف و مرسوم محيط و مراكز علمي آن است كه دوران شيرين دانشجويي ايشان چگونه بوده و تكاليف سنگين دانشجویی دوره ی دكتري درباره ی او چگونه طي گرديده­ است؟

  به رغم احترام به توانايي­ هاي اجرايي ايشان پرسش بعدي امّا آن است كه با وجود اعضاي هيأت علمي مبرّز و متعهد با پايه­ هاي شناخته شده علمي، آموزشي در دانشگاه آزاد ساري و يا احياناً در جامعه ی علمي مازندران، از چه روي برادر حاج كيومرث نياز آذري و چگونه بدين سمت منصوب گرديدند؟

 وانگهي پاي پرسش بعدي هم به ميان مي ­آيد و آن اين كه، او از بدو انتصاب تاكنون مراحل مختلف هيأت علمي را چگونه طي كرده و اكنون در كدامين پايه ی علمي، آموزشي قرار دارد و از حيث استانداردهاي علمي- پژوهشي رئيس واحد دانشگاه مركز استان بايد از چگونه وجاهتي در ساحت علم و تحقيق بر خوردار باشد؟!

 صد البته اين پرسش­ها نافي احترام نيست، بلكه عين قضاوت هاي عقلاني و علمي است كه پاسخ بدان بايد مبتني بر شيوه­ هاي مرسوم علمي باشد. زيرا دوستمان حاج كيومرث با اين كه اكنون رئيس اين واحد دانشگاهي است امّا خود كاركشته ی‌ ميدان سياست و امنيت است. لذا احتمالاً آنقدر خويشتن دار هست كه به دور از ويژگي هاي سابق كاري كه جزوي از طبيعت حرفه­اي­ اش بود؛ اكنون امّا بايد پاسخ هايش آراسته به زبان علم و تحقيق باشد.

- سوم: آغازي بر يك پايان نوستالژيك

 حاج كيومرث نياز آذري پس از عدم راهيابي به ساختمان سفيد استانداري،‌امّا در كسوتي جديد سعي كرد كه به همه بفهماند، آنها كه مانع ورودش به اين ساختمان شدند فقط به خود و مردم مازندران ضرر زدند نه به او، چه اين كه او در كمترين زمان ممكن دانشگاه را به مركز آيند و روند مقامات عالي رتبه ی كشوري مبدل كرد.

مقاماتي كه در آيند و روند خود به مركز استان حتّي يكبار هم که شده حسب تصادف و يا تبرّك پاي به ساختمان استانداري نمي­ گذارند!! امّا عناوين و مناصب فراوان حكومتي را با خود يدك مي­ كشند؛ لكن هيچ وقعي به نمايندگي عالي نظام در مركز استان نمي­ گذارند؟! 

 امّا بعد به زودي با وامهاي كلان توسعه دانشگاه در دستور كار قرار داده مي ­شود. رشته­ هاي جديد تأسيس مي­ شود و پله­ هاي ترقي طي 2 سال يكي پس از ديگري از سوي او طي مي­ شود. چشم حسود كور! زيرا او هم زمان كه در حال ساخت و ساز دانشگاه مي­ باشد؛ مقالاتش در ISI پذيرفته مي­ شود، چندين جلد كتاب از او به زيور طبع آراسته مي ­گردد و هم زمان به عنوان مدير عالي كشور برگزيده مي ­شود.

 خبرگزاري برنا در اين خصوص گزارش كرد: "مقاله رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري با عنوان «مديريت الكترونيك تحول نوين براي مديريت در دهكده جهاني» در كنفرانس بين المللي توسعه اقتصاد جهاني كه در تاريخ دوازدهم تا پانزدهم اكتبر 2008 در شهر لاس و گاس ايالت نوادا آمريكا برگزار مي­ شود، مورد پذيرش قرار گرفت. دكتر كيومرث نيازآذري در اين مقاله تحقق شرايط مديريت جهاني در آينده ­اي نه چندان دور را امري ضروري براي تمام كشورها دانست."

(البته ما نمي ­دانيم منظور از مشاركت در مديريت جهاني چيست و مباني نظري و ايدئولوژيك آن چگونه تبيين گرديده است. فعلاً بماند! چون بايد اصل اين مقاله را يافت تا درباره آن اظهار نظر كرد.)

 برنا گزارش داده: نيازآذري در مقاله مورد اشاره بر آن است؛ تجارت الكترونيك نمونه ­اي از سيستم جهاني است كه تحقق يافته و بهره گیری از آن مي­ تواند الگويي مناسب در رسيدن به مديريت جهاني باشد.

 اين در شرايطي است كه ايشان پشت سرهم و شبانه روز در حال تدارك امور عمراني و رفاهي دانشگاهي نيز مي باشد!

نيازآذري خود در اين رابطه مي ­گويد: "كف فضاي آموزشي، رفاهي و خدماتي واحد ساري 60 هزار متر مربع است سرانه هر دانشجوي اين واحد 5/8 متر مربع است كه تا سرانه جهاني 10 متر مربع فاصله چنداني ندارد. "

(اين كه ملاك و مناط اين واحد دانشگاهي نه در سطح ملّي بلكه فرا ملّي و بين­المللي تعيين مي­شود نيز از شگفتي ­هاي زمانه است!)

به گفته وي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري 20 درصد افزايش رشته ها در مقاطع كارداني و كارشناسي، 30 درصد جذب هيأت علمي، 50 درصد بورسيه دكترا و 15 درصد دانشجويان در سال جاري افزايش داشته است.

 ساخت هتل خوابگاه هزار نفري،‌احداث مسجد، ساخت بيمارستان يكصد تختخوابي همراه با ايجاد رشته دندانپزشكي، ايجاد دكتراي تخصصي در سه رشته جديد،‌افزايش 20 درصدي رشته­هاي مقطع كارشناسي ارشد با افزايش كيفيت اعضاي هيئت علمي ايجاد مسكن اساتيد و كارمندان و راه­اندازي شعبه علوم و تحقيقات ساري از برنامه­هاي عمراني و آموزشي دوسال آينده اين دانشگاه است.

ساختمان اداري با هفت­هزار متر مربع،‌ساختمان دانشكده علوم پزشكي و دانشكده علوم انساني هر كدام با 7200 متر مربع زير بنا و ساختمان سلف سرويس، استاد سرا با مساحت 4100 متر مربع در چهار طبقه و مجتمع ورزشي با 6098 متر مربع زيربنا در سه طبقه با كليه امكانات رفاهي از پروژه­ هاي افتتاح شده دانشگاه آزاد واحد ساري است.

 امّا هر كسي كه با الفباي تحقيق و آموزش سروكار داشته باشد، نيك مي­داند كه اين پيگيري­ ها، تأسيس رشته­ ها، انجام كارهاي عمراني و اشتغال به پژوهش و علم اندوزي به صورت توأمان حقيقتاً كاري صعب و سخت است.

 لذا ما بدون اين كه حكمي صادر كرده باشيم فعلاً فقط از منظر قضاوت عقل البته متحيّر شده وبهت زده­ايم! كاري كه عموزاده ی جناب آقاي كيومرث يعني جناب آقاي ايرج نيازآذري كه از فن تبليغات و روابط عمومي نيز فراوان سررشته دارد براي ابهامات و اذهان پرسشگر افكار عمومي از پيش، آن را به اموري خاص در روح و روان او ارجاع داده و از آن به عنوان توانايي در سطح ملّي نام مي ­برد و با حمله به منتقدين و بازدارندگان عمو در قضيه ی ناكامي در ورود به ساختمان سفيد استانداري، برخي از آنها را خان ­زاده!! معرفي مي ­كند.

ايرج در كمال شگفتي و در ميانه ی بُهت انظار و دقت آگاهان و پژوهشگران علوم اجتماعي و سياسي، عمو را حاوي قدرت كاريزماتيك معرفي كرده و با انتشار يادداشتي در برخي رسانه­ هاي محلّي مازندران ذيل عنوان كارشناس وزارت آموزش عالي مي ­گويد:" ويژگي رهبران كاريزما آن است كه قدرت بسيج همه نيروها و توانها را در نيل به اهداف كشورشان فراهم مي ­كنند تا با هم افزايي توان ها،‌سليقه ­ها، مهارت ها و … قدرت دفاعي كشور در همه زمينه­ ها مستحكم شود.

منابع انساني سرمايه­ هاي ارزشمند ملت ها هستند كه حفظ،‌ نگهداشت و رعايت منزلت آنها موجب قوام و دوام كشورها مي­ شود. براي نگارنده خيلي دشوار است درباره عزيزي مطلب بنويسيد كه به خاطر نسبت خانوادگي مدتها قلم را در نيام كشيده بود؛ به نحوي كه در فرهنگ ما اگر افراد نزديك به يك شخص مطلبي در محاسن و توانمنديهايش بنويسند يا بگويند،‌خيلي كار به صلاحي نكرده­اند!

 اما اين قلم خود را شرعاً و اخلاقاً مكلف مي­ داند از برادر فرهيخته­ اي تجليل نمايند كه حاصل تفكر بسيجي است. بدون شك تجليل از خدمات دكتر نياز دفاع از آرمان اصولگرايي!! است. به عنوان فردي مطلع و دانشگاهي كه دست بر قضا به امور كشور آشنايي حداقلي و رسانه ­اي دارد عرض مي ­كنم كيفيت و حجم تلاش هايي كه توسط برادر ارزشمند و مدير استان ما در دانشگاه آزاد اسلامي ساري صورت مي­ گيرد، كم نظير! و بعضاً بي نظير است.

 تحول ساختاري، آموزشي،‌پژوهشي، فرهنگي و به ويژه عمراني در دانشگاه آزاد اسلامي ساري تنها بخشي از توانمندي هاي يك بسيجي مكتب امام خميني است كه تازه در اين سطح از امور فرصت خدمتگزاري يافت.""

 برادر ايرج به نقل از جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در ادامه، عموي خويش را اين گونه توصيف مي ­كند: "و چه نيك آقاي هاشمي رفسنجاني به نقل از مردم ساري گفت كه كسي كه اين همه توان سازندگي دارد بايد در سطح ملي از توانايی هايش بهره جست."

ايرج نيازآذري در ادامه مي­ نويسد: "محيط كاري جديد راقم اين سطور در پايتخت و وزارتخانه مرتبط با آموزش عالي اين امكان را فراهم كرد تا اشراف جامع تري بر روند مديريت اجرايي و توانايي مديران سازمان ها و دانشگاه ها داشته باشد؛ از اين رو جاي خرسندي و سرور است كه دانشگاه آزاد اسلامي ساري در مدت كوتاه مسئوليت دكتر نياز آذري شاهد بهبود و ارتقاي روز افزون شاخص هاي مرتبط دانشگاهي است."

 برادر ايرج كه خود را مطّلع و مُشرف از وضع علم كشور معرفي كرده پس از ذكر اين همه عبارات نامتعارف در محيط علمي، در تحليلي سطحي از چگونگي رشد علم، وضعيت كنوني دانشگاه آزاد را اين گونه معرفي مي ­كند:

" در هنگامي كه در استان ما بسياري از پروژه ­ها در پيچ و خم بروكراسي و ضعف برخي مديران (بخوانيد پروژه­ هاي مربوط به دولت نهم و استانداري) راكد است يا پروژه هايي بسيار معمولي در حال اجرا است، ساخت و تجهيز حداقل بيش از پنجاه­ هزار متر مربع فضاي متنوع دانشگاهي با كاربري­ هاي آموزشي، پژوهشي، كمك آموزشي، اداري و رفاهي و همچنين ساخت و تجهيز آزمايشگاه ها و كارگاه ها، گشايش رشته ­ها و دوره­ هاي جديد آموزشي، توسعه تحصيلات تكميلي،‌افزايش مقالات علمي اساتيد در مجلات I.S.I توسعه فعاليت هاي فرهنگي و رفاهي براي دانشگاهيان، برگزاري سمينارهاي علمي و چاپ كتب و نشريات، بهبود هرم هيأت علمي و كيفي سازي فرآيند آموزشي، اهتمام به خدمات رايانه­ اي و توجه به آموزش الكترونيك و ده ها خدمت و تلاش ديگر در دانشگاه آزاد اسلامي- كه در اين مجال نمي ­گنجد- سند افتخاري است كه فرزندان معنوي امام خميني (ره) و رهروان راستين مقام معظم رهبري هديه كرده­اند."

 عموزاده ی ايشان در ادامه مي ­آورد:" دكتر نيازآذري بسيجي سرافرازي است كه در عمل، اهداف امام(ره) و منويات رهبري را اجرايي مي­ كند و از اين بابت دعاي خير شهيدان احمد، بهزاد، رمضان و اسرافيل نياز آذري بدرقه راه اوست."

 او پس از طرح نام اين شهيدان والا مقام، بالاخره به تمناي نوستالژيك استانداري برادر كيومرث اشاره كرده و مي ­گويد: بگذاريد اين نكته را هم بگويم علي رغم همه تهمت ها و جوسازي ­هايي كه عليه ايشان در استان صورت گرفت و مي ­گفتند وي روحيه مجاهدت ندارد، «بيت شهيدان و ايثارگران نيازآذري» مظلومانه و به خاطر شهدا هيچ موضعي نگرفت، بلكه امروز بقيه السلف شهدا و رزمندگان در عمل ثابت نمود كه ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت."

 ايرج پس از طرح فقدان استانداري عمو به خود اين اجازه را مي ­دهد كه در كمال ناباوري و به رغم حضور چشمان بيناي دستگاه قضايي و مدعي العموم يكي از وكلاي انقلابي و منتخب مردم ولايت مدار و شهيد پرور بابل را به دليل نقد برخي رفتارهاي كيومرث، خان­ زاده بنامد: "حال آن وكيل«خان­ زاده» و عدالت مدار همشهري و عضو كميسون مرتبط در مجلس شوراي اسلامي بايد بداند كه روحيه مجاهدت يعني اينكه با تمام توان در خدمت مردم و جامعه قرار گرفتن و آسايش خويش را فداي رفاه ديگران نمودن؛ امري كه ديروز مجاهدتهاي خاموش دكتر نياز بود و امروز دانشگاه ساري و توسعه علم."

 امّا فكر نكيند ايرج كار را تا به اين جا ختم كرده؟ خير! او براي اين كه بر شگفتي ساخت و سازها در دانشگاه آزاد ساري بيفزايد طرح بازديد و گردشگري را از محلّ دانشگاه پيشنهاد كرده و با ناديده انگاشتن ساحت علم و آموزش و ناديده انگاشتن فهم و كرامت دانشجويان و اعضاي ارجمند هيئت علمي اين دانشگاه، بر آن است كه زمان، زمان بازديد از افتخارات دانشگاه آزاد مي­ باشد:

"در پايان اين سطور به رياست محترم دانشگاه آزاد اسلامي ساري پيشنهاد مي­ كنم فرصتي فراهم كنند تا مردم و به ويژه خانواده ­هاي معظم شهدا و ايثارگران از اين دانشگاه ديدن نمايند تا از نزديك با خدمات و تلاش هاي صورت گرفته آشنا شوند."

به نظر نگارندگان اين تحليل، عبارات و نكات گفته شده خارج از نزاكت علمي و جزوي از فنون جنگ رواني و تبليغات به شمار مي ­آيد. در اين تحليل دانشگاه تا حدّ يك كالا و دانشجويان تا مرز ابزار ديدني و مورد مشاهده تنزّل داده شده است....

 روايت معاون عمراني دانشگاه آزاد اسلامي امّا از همه شگفت انگيز­تر است. او هم با نگاهي كمّي، پيشرفت در ساخت و سازها را تا مرتبه ی معجزه مي ­ستايد و موجب بهت و اعجاب آگاهان علمي و پژوهشي مي شود:

" ايشان در مدت كمي كه در دانشگاه بودند خدمات بسياري ارائه دادند و اين كارهاي عمراني كه من بازديد نمودم؛ اعم از فضاي آموزش، سالن ورزشي،‌فضاي اداري و رستوران­ها و … بيشتر به معجزه شبيه است و اميدوارم از اين نيروها در دانشگاه بيشتر داشته باشيم."

 به راستي ما با كدامين سياق علمي و پژوهشي حكم هايي چنين بي­حد و مرز و مطلقه صادر مي ­كنيم. آيا در زمانه­ اي كه مردم و آحاد دانشجويان فكور و با شعور و عدالت طلب با كمك كارگردانان فهيم و وطن خواه، زندگي وسيره ی بزرگاني چون پروفسور حسابي و دكتر قريب، شهيد رجايي و خانه به دوشي و آوارگي بوعلي­سينا و شيخ بهايي را به رأي العين شاهدند آيا ما مجاز هستيم از معجزه و ديگر اقدامات خارق العاده در دانشگاه آزاد ساري سخن بگوييم، مگر برادر حاج كيومرث صاحب اعجاز هم شده است؟!

و تو دانشجوي بيدار و عدالت طلب! گمان مبر كه ما از توسعه و ساخت و ساز دانشگاه و استخر و رستوران و گشايش رشته­ هاي جديد ناخرسنديم! حاشا و كلّا كه چنين باشد! بلكه بر آنيم كه كوفتن بر طبل هر خدمت ناچيزي، منّتي عظيم بر مردمان و جوانان پراستعداد طبرستان تفسير شود.

 بلكه پرسش اصلي در جايي ديگر است از چه روي با اين همه مايملك و ثروت انباشته شده در سيستم مركزي دانشگاه آزاد، احدي در 16 سال گذشته به اختصاص بودجه­ اي اقدام ننمود امّا اين مهم صرفاً با راهيابي يك مدير ناكام در تحصيل تصدّي استانداري به دانشگاه به سهولت رفع مي­گردد و به زودي موجبات تحقير مديران گذشته دانشگاه آزاد در مازندران تفسير شده و در رسانه­ها منعكس و منتشر مي­ شود؟!

مگر نه اين است كه ربع قرن از تأسيس دانشگاه آزاد مي ­گذرد و با اندكي فاصله، ايضاً از عمر دانشگاه ذيربط در ساري! و مگر نه اين است برادر محترم حاج كيومرث قريب به همين سنوات در اين استان در مديريت هاي حساس اشتغال به كار داشته است؟! پس اگر چنين است عقل حكم مي ­كند كه ترديدها و پرسش هاي اين گفتار جدّي انگاشته شود.

 - چهارم: اثبات خود و نفي دولت در دانشگاه آزاد

از ديگر عجايب دانشگاه آزاد ساري آن است كه هر اثباتي در اين مكان با نفي دولت خدمتگزار ملازمه پيدا كرده است؛ اگر رشته­ اي تأسيس مي ­شود، اگر استخر، سونا و جكوزي ساخته مي­ شود و اگر غذاي گرم در دانشگاه آزاد پخت گردد و اگر… همواره پاي يك اثبات و نفي در اين ميان هويدا مي ­شود.

 اثبات مديريتي خارق العاده و فقدان كارآمدي دولت محلّي اصولگرايان! در حالي كه اين ساخت و سازها بايد مؤيد خويش باشد و ان­ شاءا... در آينده منشأ آثار محتوايي و علمي، پژوهشي گردد و ايضاً برخي كاستي­ها تحميلي دولتهاي موسوم به سازندگي و اصلاحات در 16 سال گذشته را از سر راه مردم شريف مازندران بردارد و اين اتفاق حادث نمي ­گردد مگر با ايجاد پژوهش هاي حقيقي و بي­ هياهو و ارتقاي سطح آموزش، زيرا همه مي­ دانيم و دانشجويان و اساتيد فرهيخته نيك مي­ دانند كه ساخت و سازها و تأسيس رشته ممكن است شرطي لازم در روند توسعه علم باشد امّا يقيناً شرط كافي نخواهد بود.

چون رشد علمي امري فرايندي و در طي زمان اتفاق مي ­افتد و نسبتي با ساخت و سازها و قرابت با باشگاه هاي سياست ندارد. وانگهي اساساً اثبات خود با نفي ديگران با نزاكت علم و ادبِ تحقيق ناسازگاري دارد. براي دريافت اين مهم كافي است به برخي اظهارات آقايان محترم؛ هاشمي، ناطق نوري و برخي مدعوين اين واحد دانشگاهي نظري افكنيم تا اين مهم نيز رمزگشايي شود.

امّا اگر با نگاهي هرمنوتيكي و يا تفسيري موضوع انتشار راهبرد اثبات و نفي در مديريت اين واحد را مورد تحليل قرار دهيم نيز به نكات جالب توجهي برخورد مي­ كنيم:

به راستي افكار عمومي چگونه در خصوص اين دانشگاه مهندسي مي شود؟ لطفاً به نكات زير توجه كنيد تا معماري هاي رِندانه در خبر سازي پيرامون اين واحد دانشگاهي را بيابيد.

1- جناب آقاي نيازآذري قدرت به صف كردن مسؤولان عالي رتبه كشور را دارد.

 2- به برخي كامنت هاي گذاشته شده ی مردمي، ذيل يكي از اخبار مرتبط با مديريت واحد دانشگاه آزاد ساري در پايگاه اطلاعاتي همكاران خوبمان در شمال نيوز توجه فرماييد تا مهندسي اثبات خود و نفي اصولگرايان در تحولات «فيزيكي» و «ساختاري» دانشگاه آزاد ساري را بهتر دريابيد، ضمن اين كه به خوبي ردّ پاي تمنّاي نوستالژيك تصدي استانداري هم در آنها كاملاً هويداست:

- من پيشنهاد مي­ كنم آقاي … اصولگرا راه اندازي پرورشگاه قرقاول را هم به عنوان يكي از مصوبات سفر رئيس­جمهور به ثبت برساند همچنين استخدام خودش را در آموزش و پرورش آمل و رهايي از دست دانشگاه آزاد… فكر مي ­كنم اين دو مصوبه خيلي مهم تر از ديگر مصوبات است اگر براي مردم مازندران آب نداشت براي آقاي … نون داشت. – محمدي از آمل

-كارمند يكي از دستگاهاي اجرايي استان هستم روز گذشته براي استفاده از استخر و سوناي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري به اين مجتمع رفتم واقعاً لذت بردم از اين همه فضاهاي با حال و ديدني و از مردم ساري هم مي ­خواهم حتماً به اين مجتمع سري بزنند و خدمت يك بابلي شايسته را به شهروندان ساروي حتماً ببينند. – كوثري 

- اون آقايي كه ظاهراً اولين بارش بوده استخر مي ديده بايد بدونه درسته كه آقاي نياز آذري مدير توانايي در استان ماست ولي بطور همه جانبه از طرف مردم!! و مسولين ساري!! حمايت ميشه و اين نشون ميده مردم ساري!! دنبال قوم گرايي و طايفه بازي نيستند بلكه اين تفكرات بسته و مغز كوچك شماست كه همه چيز را از دريچه ساروي و بابلي و آملي مي­ بيند.

-دكتر نيازآذري واقعاً افتخار مازندران است. تبريك مي­ گويم و براي ايشان آروزي موفقيت مي­ نمايم. دانشجوي رشته فني و مهندسي § نابرده رنج گنج ميسر نمي ­شود، مزد آن گرفت جان برادر كه كاركرد. تبريك به شما مدير توانا و ارزشمند و دلسوز انقلاب… سردار خسته نباشيد. احمدي- بهشهر

-خدا لعنت كند آنها را كه نگذاشتند ايشان استاندار!! شود اگر ايشان استاندار مي ­شدند شكي نبود كه به عنوان استاندار برتر!! و نمونه كشور!!، تحولي در استان ايجاد مي ­كردند كه زبانزد عام و خاص باشد. هر چند خوش به حال دانشگاه آزاد اسلامي ساري شد و اين دانشگاه عقب افتاده امروز در تمامي زمينه­ ها پيشتاز شده است!! اين موفقيت را به دكتر عزيز تبريك مي­ گويم و از اينكه استان از خدمات اين نيروي بسيجي اصولگراي واقعي محروم است بسيار متأسفم. - ملكان از قائمشهر

-جالبه! در جشنواره دانشگاه آزاد اسلامي كروبي چكار مي ­كنه، نكنه خبرهايي هست!

-من قبلاً نياز را قبول نداشتم ولي امروز به عنوان يك دانشجوي رشته علوم انساني دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري به وجود چنين مدير شايسته و خدمتگزاري عشق مي ­ورزم و بسيار خوشحالم در دانشگاهي درس مي­خوانم كه مدير و رئيس آن دكتر نياز آذري است.

-آقاي نياز، مبارك است هر چند شايستگي ­هاي شما بيش از اين است. – يعقوبي از دانشكده علوم انساني 

- از آقاي نياز بسيار تشكر مي ­كنم. لياقت ايشان بيشتر از اينهاست، مسؤلان كشوري بايد اين گونه باشند.- دانشجوي حقوق- بهشهر ...

 امّا ما در تحليل اين كامنت ها بدون اين­كه منكر قائمشهري بودن، بهشهري بودن و … برخي كامنت گذاران در ستايش جناب آقاي نياز آذري باشيم و بي آن كه اين اعلام نظرها را همان جنگ هاي تدارك شده در بازار زرگري ها طرح بندي كنيم، به طرح پرسشي مبادرت مي ­كنيم:

بي شك مخاطبان فرهيخته در ساروي بودن ما شك ندارند. ممكن است حتّي برخي از همشهريان ما را از طرح اين سوال احساس تكدر خاطر كند، امّا براي احترام به حرمت و كرامت دانشجو و استاد در مازندران مي ­گوييم كه؛ در شرايطي كه برخي از واحدهاي درسي دانشجويان دانشگاه آزاد در اقصي نقاط استان دربعضي واحدهاي به غايت محروم، سرد و نمور و بعضاً فاقد حداقل هاي مرتبط با كرامت انساني است؛ آيا در زير كاسه ی گشايش استخر،‌جكوزي و رستوران و … در مركز استان،‌نيم­كاسه­ اي ديگر دالّ بر مانور قدرت و كارآمدي و تلاش براي تثبيت نظريه ی‌ اثبات و نفي در دانشگاه آزاد ساري نيست؟!

 از سويي ديگر صرف نظر از برخي واحدهاي محروم دانشگاه آزاد در مازندران آيا دانشجويان و اساتيد مجرّب دانشگاه ذيربط در نوشهر و چالوس با اين تفكر فن سالارانه و رندانه موافقند؟! يعني آيا يكبار نمي شد جناب حاج كيومرث به خاطر همان  ادعاي استان شناسي ­اش، يا به خاطر همان قابليت استاندار شدنش از ترافيك حجيم به وجود آمده از آيند و روندهاي حضرات هاشمي، ناطق، لاريجاني، جاسبي و … از واحد دانشگاهي خود در مركز استان يعني از مجاورت ساختمان سفيد استانداري بكاهد و عالي جنابان و رجال علاقه مند به علم، دانشگاه و دانشجويان را با فقر و نداري ها و مظلوميت ساير دانشجويانِ نه دانشگاه دولتي بلكه همان دانشگاه آزادي و خود ديگر واحدهاي دانشگاه آزاد در مازندران آشنا كند؟!

اصلاً مي­دانيد! ما در تحريريه اصولگرا بر آنيم كه نقشه ی علمي استان چه در دانشگاه دولتي و چه آزاد نه برمبناي هوس و خواهش افراد، بلكه بايد بر مبناي كليّت و جغرافياي مازندران ترسيم گردد.

 از سويي ديگر چنانچه آيند و روندهاي برخي رجال متنفذ به دلايل خاص در يك واحد دانشگاهي ولو در شهرمان ساري موجب احساس ناخوشايند در ديگر واحدهاي دانشگاهي استان گردد، و يا به جريحه­دار شدن قلوب پاك برخي و نيز به انزوا كشانده شدن مغزهاي پراستعداد ساير دانشگاهيان مبدّل گردد هرگز مسرور نخواهيم شد.

 به بند سوم اين تحليل كه در زير آورده شده توجه فرماييد،‌ تا خود در اين باره قضاوت كنيد:

 3- با اين كه هنوز حداقل يك دهه فرصت لازم است تا در باب ميزان اثرگذاري قدرت علمي و پژوهشي دانشگاه آزاد ساري در مقطع زماني مديريت جناب آقاي نيازآذري اظهار نظر محققانه به عمل آيد، امّا پايگاه اطلاعاتي اين واحد دانشگاهي از قول يكي از دانشجويان به نام ف- الف (اين نام به خاطر حفظ كرامت دانشجوي مورد نظر با علامت اختصار آورده­شد.)در خروجي خود آورده است:

 « اكنون جوانان امروز بر سكوهاي تعالي و توسعه نشسته و يكي از بزرگترين سرمايه ­هاي ايران اسلامي در بازار رقابت انديشه­ها و تلقي مرزها به شمار مي­ آيد.»

 اين دانشجو با تشكر از مسئولين دانشگاه به واسطه توسعه فضاي آموزشي خاطر نشان كرد: «اكنون معتبرترين دانشگاههاي دولتي استان حسرت اين همه توسعه و تعالي دانشجويان دانشگاه آزاد واحد ساري را مي­ خورند!!»

به نظر مي­رسد اين اثبات ها و نفي­ ها تصادفي كنار هم نمي ­آيند و مؤيد مهندسي افكار عمومي در مواجهه با دولت نهم است.

 اين در حالي است كه اثبات ها در يك محيط علمي بايد ناظر بر نفي جهل­ها، تنبلي ­ها و تن آسايي ­هاي علمي، پژوهشي و نيز به قول بيان قويم و حكيمانه ی اخير مقام معظم رهبري در جمع دانشجويان علم وصنعت صد البته بايد متوجه نفي استكبار باشد.

 واقعاً آيا با ساخت و ساز رستوران، تأسيس چند رشته و عمران ساختماني دانشگاه بايد بر همه ی خدمات و تلاش هاي عمراني دولت خدمتگزار در حوزه­ هاي مختلف و در گستره ی پهناور استان اعم از بهداشت،‌صنعت و معدن،‌راه ها، كشاورزي چشم بست و حتّي كلمه­اي در اين خصوص به زبان جاري نكرد. آيا اين خصلت در ساحت علم و ادبِ پژوهش كمترين جايي دارد؟

 مگر سرمايه هايي كه در اين واحد دانشگاهي هزينه شده از مريخ آمده و يا مديري كه در اينجا به مسووليت و مديريت راه يافته از كيسة خويش خرج مي ­كند، در اين صورت چرا اثبات ها و نفي ­ها را با خصايصي غير علمي به حساب افراد و دولت مي­ گذاريم؟ به راستي از اين همه اثبات ها و نفي ­ها چه نيّتي در سر داريم؟!

ايجاد هژموني اين اثبات و نفي از طريق اين واحد دانشگاهي در مازندران به اين مقدار بسنده نمي ­شود. جناب آقاي هاشمي رفسنجاني هم در سفر اخير خويش در اين مكان، سخنان شگفت­انگيزي بيان كردند. با اين كه نمي­توان گفت او اندازه علم و قواره ی پژوهش را ندارد و مي ­دانيم كه او معمولاً اهل احتياط است امّا او در باب اين مرد خارق العاده (آقاي نيازآذري) اندازه از كف داد و گفت: «اگر به اندازه تلاشي كه دكتر نياز دراين دانشگاه كردند بقية واحدهاي بزرگ در سراسر كشور با همين وسعت و سرعت حركت كنند، همين اتفاق خواهد افتاد. سرعت كار آقاي نياز يك نمونه بزرگ در كشور است.»

شايد اين ستايش، مسبوق به ستايش اعجاب انگيز برادرمان نيازآذري از ايشان يعني جناب هاشمي رفسنجاني قبل از سخنراني ايشان نيز بوده باشد، آنجا كه از منظر نياز آذري، هاشمي رفسنجاني به عنوان بزرگ انديمشندي كه حقيقتاً‌ استثناء تاريخ معاصر و همسنگ رادمرداني چون سيد جمال­الدين اسدآبادي و امير كبيري است كه تكرارشان محال جلوه مي ­كرد ياد نمود.

 حاج كيومرث در اين باره مي­گويد: « آيت­الله هاشمي رفسنجاني مرواريد گرانسنگي است كه همچون امام راحل و رهبر معظم انقلاب تا هميشه تاريخ خواهد درخشيد.حضرت آيت الله! شما خورشيد تابناك حوزه­ هاي علميه هستيد."

اگر خوب به اين عبارات توجه كنيم آن را با سيره ی مألوف علمي و آموزشي منطبق نمي ­يابيم. علاوه بر اين به كارگيري اين عبارات قطعاً از نظر دانشگاهيان دانشگاه آزاد و اساساً اهالي علم و پژوهش اموري ناپسند تلقي مي­ گردد.

 واقعاً آيا تكرار افرادي مثل جناب هاشمي كه نزد ما نيز محترم است در تاريخ ايران محال است؟! آيا حوزه ­هاي علميه ی ما در گذشته و اكنون از افرادي به مراتب افقه، اعلم و اشجع تر از ايشان تهي است؟! نظر ما اين است كه اين حرف در دانشجويان و اساتيد خدوم و جوياي آرمان هاي بزرگ در دانشگاه آزاد ساري چيزي جز يأس و بدبيني نمي ­آورد.

 اين حرفها بيشتر به درد باشگاه هاي سياست و قدرت مي­ خورد و در مراكز عالي آموزش و پژوهش فاقد اعتبار و حتّي اثر مي­ باشد.

 از سويي ديگر رئيس دانشگاه آزاد ساري در سفر اخير جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در حكم رئيس ستاد اطلاع ­رساني ايشان عمل كرد و در مصاحبه­ هاي متعدد «سين» سفر ايشان را مخابره كرده­اند. وي در گفت و گو هاي مختلف با خبرگزاري هاي مهر، برنا،‌شبستان و … از برنامه ­هاي ايشان در مازندران سخن گفتند و در برخي از مصاحبه­ ها از ايشان به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبري و يا دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ياد كردند.

 نحوه ی انعكاس اخبار سفر جناب آقاي هاشمي رفسنجاني از سوي رئيس دانشگاه آزاد را در خبرگزاري ­ها با هم مرور مي­ كنيم:

رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري، از سفر آيت­الله هاشمي رفسنجاني به خطه ولايتمدار مازندران خبر داد. كيومرث نيازآذري، رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري،‌صبح امروز (24 آذرماه سال 1387)به خبرنگار شبستان گفت: آيت­الله هاشمي رفسنجاني، رئيس مجلس خبرگان رهبري امروز در اولين روز سفر دو روزه خود به استان مازندران در يادواره سرداران و 181 شهيد منطقه دشت نكاء ساري سخنراني مي ­كند.

وي افزود: بازديد از مجتمع آزمايشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري از ديگر برنامه ­هاي اولين روز سفر رئيس­مجلس خبرگان رهبري در مازندران است. نيازآذري خاطرنشان كرد: آيت­الله هاشمي رفسنجاني در سفر به مازندران، فردا (25 آذر) همزمان با روز پژوهش در جمع دانشجويان، اساتيد و كاركنان دانشگاه آزاد منطقه سه كشور سخنراني مي­ كند.

 رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري با اشاره به اينكه نمايشگاه تخصصي نهج­البلاغه با بيش از 550 عنوان كتاب به مناسبت هفته ولايت با حضور آيت­الله هاشمي رفسنجاني افتتاح مي­ شود، تصريح كرد: نمايشگاه دستاوردهاي پژوهشي دانشگاه آزاد اسلامي منطقه سه كشور نيز افتتاح مي ­شود.

وي ادامه داد: رئيس مجلس خبرگان رهبري همچنين در ادامه سفر به مازندران ضمن سخنراني در جمع اساتيد،‌كاركنان و دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي از پژوهشگران برتر و نمونه دانشگاه آزاد اسلامي منطقه سه كشور تجليل خواهد كرد.

 نياز در پايان،‌سخنراني در كنگره شميم ولايت در قائمشهر را ديگر برنامه روز دوم سفر رييس مجلس خبرگان رهبري به مازندران بيان كرد."

 سخن اينجاست كه اگر ايشان (جناب آقاي هاشمي رفسنجاني) به عنوان رئيس مجلس خبرگان به استان تشريف آورده ­اند اين اطلاع رساني چه نسبتي با دانشگاه آزاد ساري دارد؟!

 مگر دانشگاه آزاد ساري ايجاد دبيرخانه ی استاني مجلس خبرگان رهبري را هم در دستور كار خويش دارد كه ما از آن بي ­خبريم؟! و تازه اگر جناب ايشان به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبري به استان قدم رنجه كرده­اند و بازهم قدمشان روي چشم! چرا در برخي از بيانات خويش دولت را بي مهابا نقد كرده و صرفاً به ذكر آباداني مازندران در دوران خويش بسنده كرده و وضعيت فعلي را آشفته و با ابهام جلوه مي­ دهند؟

 اين در حالي است كه مقام معظم ولايت امري مسلمين كه اساس مجلس خبرگان با اوست؛ مكرر از دولت خدمتگزار حمايت و ستايش مي ­كنند.

باهم بيانات جناب هاشمي رفسنجاني را در مراسم تجليل از شهداي نكا و سردار عالي مقام طوسي رضوان ­ا... عليهم مرور مي كنيم.

 " هاشمي به عدم توسعه يافتگي استان مازندران و كمبود صنعت در استان اشاره كرد و گفت: استان هاي شمالي به خاطر طبيعت قوي­ شان تاكنون توجه كافي به آنها نشده است. وي با اشاره به اينكه در دوران مسئوليت خود ساخت چند سد بزرگ را براي مازندران طراحي كرديم، يادآور شد: از بين چند سد طراحي شده،‌فقط سد شهيد رجايي به بهره­برداري رسيده است.

 رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تأكيد بر اين نكته كه سد گلورد شهرستان نكا منتظر اعتبارات است گفت: بهره­برداري از اين سد حق كشاورزان منطقه است. وي افزود: جاذبه­هاي طبيعي مازندران در دنيا مثال زدني است و مسئولان بايد با اجراي برنامه­ هاي هدفمند بتوانند از اين امكانات بهره­برداري كنند. وي خواستار تسهيل در ساخت بزرگراه تهران-شمال شدو خاطر نشان كرد: دنيا براي چنين منطقه زيبايي امتيازات زيادي قائل است."

 حبّذا و بارك الله! زيرا به ­راستي ما هم با جناب هاشمي رفسنجاني موافقيم،‌امّا اگر چنين است آيا بهتر نيست به جاي متهم كردن دولتي با عمر سه ساله ی كنوني، دولت هاي خود ايشان و جناب خاتمي كه به درازاي 16 سال عمر داشته و به صورت بنيادين در فقر و محروميت اين استان دخالت داشته را مسوول اين عواقب ناپسند بدانيم؟!

فراموش نكنيم كه در 16 سال گذشته مازندران ما بيشتر به آسايشگاه خستگان دولتي شبيه بود تا چيزي ديگر! فراموش نكنيم مقام معظم رهبري در تفسير عقب ماندگي مازندران از عبارت پنهان ماندن محروميت در لواي سرسبزي استفاده كرده بودند.

به راستي بيان حكيمانه ی حضرت آيت­ا... العظمي خامنه­اي مدظله العالي تفسير كوتاهي كدامين دولت بوده و به چه زماني بازگشت دارد.

 از طرفي، اگر جناب آقاي هاشمي رفسنجاني با عنوان رئيس هيأت امناي دانشگاه آزاد به ساري آمده­اند به تشريفات عجيب و غريب، قرق كردن خيابان ها و استقبال هاي آنچناني در فرودگاه بي ­نياز هستيم، وانگهي چنانچه وي با اين شأن پاي به دانشگاه بگذارد دانشجويان و خانواده بزرگ دانشگاه آزاد در مازندران،‌طبقه متوسط و بعضاً فقير دانشجويان آسان ­تر به تعقيب مسايل صنفي خويش و از جمله اعتراض در سرسام آور بودن شهريه­ ها و چرايي هم زباني و هم سخني ايشان با مديريت مطلقه ی جناب جاسبي با او سخن خواهند گفت؛ طبيعي است كه وقتي در كلام رئيس اين اين دانشگاهي در ساري، جناب آقاي هاشمي؛ «خورشيد تابناك حوزه»، «تكرار ناپذير» و «مرواريد گرانسنگ» ناميده شود؛ خانواده ­هاي مستضعف برخوردار از چند دانشجوي دانشگاه آزادي در خانه و يا خود دانشجوي مؤمن، برخاسته از طبقه ی محروم و با ادب مازندراني قدرت اجتهادي ­اش در تحليل سياسي را در مواجهه با رئيس مجلس خبرگان رهبري بنا به ملاحظاتي از خويش سلب مي­ كند.

 اين موضوع درباب نوع تعامل حاج كيومرث با جناب حجت الاسلام ناطق نوري نيز صدق مي ­كند. با جستجوي اينترنتي كه در اسناد و اخبار اين واحد دانشگاهي به چشم مي ­خورد؛ مشخص است كه همواره از وي به عنوان مشاور مقام معظم رهبري ياد شده است. عجيب اين كه جناب ناطق نيز يكي از مصرترين افراد استانداري جناب دكتر حاج كيومرث بوده است. هم او كه اين روزها براي عبور از احمدي ­نژاد منادي تشكيل دولت وحدت ملّي است.؟! با همه جلسه مي ­گذارد! دل خاتمي را به دست مي ­آورد! با كواكبيان!! و حزب مردم سالاري! نشست مي ­كند و همه را ترغيب مي ­كند تا از احمدي­ نژاد عبور كنند.

به محض اين كه احمدي­ نژاد در باب ضرورت بهبود روش هاي مديريتي و اصلاح نظام اخذ شهريه پيش قدم مي­ شود؛ جناب ناطق نيز بر آشفته مي ­شود و با حضور در دانشگاه آزاد ساري، طرفدار دانشجويان و دانشگاه آزاد مي ­شود و حتّي براي اين كه حرف ها و استدلال هايش خوب و برهانيزه گردد به تيپ ها و لباس هاي برخي دانشجويان اشاره مي ­كند و حرف هاي عجيب و غريبي مي­ زند؛ بهتر است افاضات حضرت ايشان را در دانشگاه آزاد ساري ببينيم و بخوانيم:

" رييس بازرسي ويژه دفتر مقام معظم رهبري گفت: جوانان و فرزندان اين مرزبوم سالم ­ترين افراد جامعه جهاني هستند و اين لباس ها و قيافه ­ها عكس العمل برخي از عملكردها است.

 رئيس بازرسي ويژه دفتر مقام معظم رهبري گفت: امروز مراكز دانشگاهي بايد انتظارات جامعه را شناسايي و بر اساس توقعات جامعه مسايل را طراحي و در جهت توسعه حركت كنند. ناطق نوري دانشگاه آزاد اسلامي را يك نهاد مردمي بسيار قوي دانست و گفت: من به اين مركز آموزشي اعتقاد دارم زيرا با جذب جوانان علاوه بر اينكه جلوي فرار مغزها را گرفته است دانش و دانايي را نيز افزايش داد."...

 به حرفهاي حاج كيومرث قبل از سخنراني ناطق نوري توجه كنيد: " در اين جلسه «كيومرث نيازآذري» رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري تصريح كرد: اين دانشگاه رشد كامل خود را كرده است و اكنون افتخاري براي نظام جمهوري اسلامي است.

وي نسبت به سنگ اندازي برخي از افراد به اين واحد آموزش عالي كشور انتقاد كرد و ادامه داد: مبارزه با جهالت و ناداني راه توسعه و پيشرفت هر جامعه است."

 امّا خودماني بگوييم؛ حجت­الاسلام ناطق نوري شايد به رغم سوابق انقلابي ­اش يكي از كم شانس­ ترين سياستمداران كشور باشد. آن از واقعه ی دوم خرداد كه برخي راه رفتند و گفتند ما ناطق(...) نمي­خواهيم و آن از شوراي حكميت اصولگرايان در انتخابات نهم رياست جمهوري كه احمدي­ نژاد در پاسخ به دعوت شوراي يادشده در زمانه ی تصدي خود در شهرداري تهران براي وزن­ كشي نامزدهاي انتخاباتي به او و دوستانش نوشت؛ «به دليل گرفتاري­ ها و كارهاي به زمين مانده ی مردم در شهرداري تهران؛ فرصت حضور در شورا را ندارد» و متعاقباً خود به عنوان كانديداي مستقل حضور پيدا كرد و …

در روزهاي اخير نيز طرح وحدت ملّي جناب ناطق براي عبور از احمدي ­نژاد از همان آغاز منكوب و مطرود شد. زيرا قاطبه ی اصولگرايان تحول خواه، حتّي جريان راست سنتي و مؤتلفه­اي ­ها و نيز دكتر لاريجاني و … به شدت اين طرح را به تمسخر گرفتند.

 امّا صدالبته بايد اذعان كرد كه حاج كيومرث در بسيج رجال ملّي براي حضور در اين واحد دانشگاهي حقيقتاً سنگ تمام گذاشت. او اگر علمي عمل نمي ­كند امّا يقيناً حرفه­اي عمل كرده است، در موعدي ديگر به محض احساس اختلاف سليقه ی دكتر لاريجاني در شوراي عالي امنيت ملّي با رئيس ­جمهور كه منجر به كنار رفتن وي گرديد، رئيس اين واحد دانشگاهي در كوتاه­ ترين زمان ممكن وي را به اين مكان براي سخنراني حول انرژي هسته­اي دعوت مي ­كند.

مؤخره- يكم: سخني با دانشجويان و دانشگاهيان دانشگاه آزاد ساري

 ممكن است برخي از نزديكان جناب نياز آذري به دليل تسلط بر فنون تبليغات ما را مخالف پيشرفت اين واحد نشان دهند! الله، الله، كه چنين باشد. اين تحليل جز براي حرمت و كرامت دانشجو و رعايت حريم و ساحت علم و پژوهش نگاشته نشده است. براي اثبات اين ماجرا پيشنهاد مي­ كنيم به دليل كاربلدي و بلند همت بودن مدير پركار روابط عمومي اين دانشگاه،‌جلسه اي به مثابه مناظره يا گفت­وگوي رئيس اين واحد با نمايندگان دو هفته­نامه ی اصولگرا مشروط به حضور تمامي دانشجويان، تشكل ها و رسانه­ هاي عمومي مازندران متضمن ضبط راديويي و تلويزيوني تدارك گردد تا در فضايي صميمي و عاري از هياهو، حول مسايل گفته شده و يا ناگفته، گفت­وگو شود.

 ضمن اين­كه ما اذعان مي­ كنيم كه جناب آقاي نياز آذري از ويژگي هاي كارآمد و اثر گذاري در حوزه­ هاي اجرايي و عمراني برخوردار بوده و نكات گفته شده نافي اين خصايص مثبت او نخواهد بود.

دوم: سخني با رئيس دانشگاه آزاد واحد ساري

 آن روزها و آن سال ها كه بايد فرياد مي ­كردي، ساكت بودي! و امروز كه بايد آرام و توأم با صبر و متانت ويژه ی ساحت علم، طمأنينه پيشه ­كني، فرياد بر مي ­آوري و ما در اين پارادوكس، گرفتار رفتار شماييم! زمانه ­اي را به خاطر آوريد كه بايد باندها و محافل ويژه­ خوار و زمين خواران،‌ با تدابير اطلاعاتي و امنيتي جناب ­عالي تنبيه و رسوا مي ­شدند، و يا به افكار عمومي معرفي مي­ شدند، امّا نمي­دانيم با كدامين دلايل و براهين عقلاني، تحفظ نموديد و سكوت كرديد؟! زيرا شما سال ها بر مؤثرترين و كاراترين تشكيلات اطلاعاتي و امنيتي استان، مديري بلامنازع بوديد.

 سوابق جناب­ عالي را در دوران مبارزه با گروهك ها و ضد انقلابيون مي­ ستاييم، امّا اين مهم هرگز مؤيد مديريت شما در دوران موسوم به سازندگي و اصلاحات نخواهد بود.

برخي پلشتي ­ها و ويژه­ خواري­ها در 16 ساله ی ياد شده از ناگوارترين دوران مازندران به شمار مي ­آيد، امّا دريغ از كمترين غرش و فرياد، نمي ­دانيم چرا؛ امّا اين پرسش، سوال جدي دوستداران انقلاب، امام و رهبري از جناب ­عالي است كه به هر روي يك روز ناگزير به پاسخگويي خواهيد شد. زيرا جناب ­عالي قريب به 20 سال كليددار بلامنازع يك تشكيلات حساس بوديد و از ارتباطات فراساختاري با برخي خواص نيز برخوردار بوديد.

به هر حال بايد معلوم شود كه اگر مازندران، منطقه­اي عقب افتاده است كه هست، حتماً مسووليت 20 ساله ی شما در آن سهيم بوده، زيرا شما كه خيال نمي ­كنيد ما نيز بايد همانند برخي براي شما هورا بكشيم.

 از قضا يكديگر را نيك مي شناسيم لذا مي ­پرسيم آيا شما از عوامل رشد استان بوده­ايد يا خود بخشي از مشكل آن به شمار مي­ آييد؟

ما اكنون قضاوت نمي ­كنيم ولي با توجه به حضور 20 ساله ی شما در چرخه ی مديريت ارشد استان، سوال ­مان حتماً منطبق با عقل، شرع و عرف مي ­باشد. و عجيب اين كه امروز به هر دليل كه به عرصه ی دانشگاهي راه يافته­ ايد؛ بنا به خصلت هاي ذاتي پژوهش و تدريجي بودن توليد علم و الزامات مخصوص نظريه پردازي، بايد آرام و متين باشيد تا سالها پس از اين، آثار احتمالي آن هويدا گردد، اين درحالي است كه بنا به خصلت­ هاي غير علمي؛ اگر نگوييم جنجال و هياهو، امّا يقيناً سر وصدا راه انداختيد.

 شما محقّ هستيد كه بگوييد اين مفروضي بيش نيست و امري ذهني و خيالي نزد ماست امّا خيرخواهانه مي ­گوييم كه حاصل تحليل كردارها و گفتارهاي جمع آوري شده، چنين بوده.  همانطور كه پيش­تر گفتيم اين خصلت با ادبِ تحقيق مغايرت دارد.

از طرفي جناب ­عالي نيك مي ­دانيد كه استانداري نهاد نمايندگي عالي نظام در منطقه است، با اين فرض و با علم به آگاهي شما از ساختارهاي حقوقي نظام، نكته آن است كه برخي اقدامات و نيز آيند و روندها در دانشگاه آزاد ساري حاكي از ناديده انگاشتن شوؤن نهاد عالي نظام در خطّه ی طبرستان و بعضاً در رقابت با آن و حتّي ناكارآمدن نشان دادن آن تلقي مي ­گردد.

 البته در اين ميان سخنان زيادي با استانداري مازندران داريم كه در فرصتي مناسب به تحليل آن خواهيم پرداخت و با مخاطبان خويش در ميان خواهيم گذاشت و صد البته مقامات عالي دولت در استان نيز بر اين پديده ی شگفت آور واقف بوده و آن را به خوبي رصد مي­ كنند، امّا به نظر مي­ رسد ضرورت تحصيل خود آگاهي تاريخي در اداره ی اين واحد دانشگاهي و پرهيز آن از رفتارها و كارويژه­ هاي حزبي و دوري از باشگاه هاي قدرت و سياست و پيوستن حقيقي به نهضت توليد علم و… از مهمترين نيازهاي جناب نياز آذري مي ­باشد كه بايد در شالوده ی اين مجموعة ‌علمي، آموزشي تنيده شده و آويزه گوش اين مركز گردد.

 واقعاً از باب احترام به زحمت هاي كشيده شده در مديريت دانشگاه آزاد، برآنيم كه به تحديد و تحقير ديگر واحدهاي محروم دانشگاه آزاد در استان و نيز به بسيج امكانات و تجميع رجال در مراسم هاي مخصوص استقبال و بدرقه مسوولان دانشگاه آزاد خاتمه دهید؛ چون اين با آزادگي، استقلال و حقيقت­جويي در ساحت علم و پژوهش و آزاد انديشي­ هاي دانشجويان مسلمان و انقلابي مازندران منافات دارد.

 پس همان بهتر كه دانشگاه آزاد به وسع خويش در راه رشد علمي حقيقي سهيم شود و در قواره ی اپوزسيون استانداري عمل نكند. زيرا استانداري دانشگاه آزاد نه آن مي­ شود و نه اين.


  • دوشنبه 25 بهمن 1389-0:0

    ???????

    • حمیدی از ساریپاسخ به این دیدگاه 0 0
      دوشنبه 23 دی 1387-0:0

      ای کاش نشریه به ظاهر اصولگرا در مورد استخدام آقای ... در آموزش و پرورش و مامور شدن به ... و یا دریافت وام های کلان از جمله برای پرورش قرقاول و یا صدها مورد باند بازی و فامیل بازی آنان چیزهایی می نوشت نه آنکه مدیری که شبانه روز تمام وقت خود را برای رشد و ارتقاء یک دانشگاه عقب افتاده بکار گرفته را اینگونه تخریب کند آقای زارعی همان مقاله نویس نشریه سبز و سرخ است که یک شبه ره صد ساله را پیمود و با وجود آنکه هیچ تجربه مدیریتی نداشت مسئولیت کلان را گرفت و بعد از مدتی کوتاه ...با اعتراض جمع کثیری از خبرنگاران مرکز نشین برکنار شد و یا دوست قلم به دست دیگرش... و ... و برکنار شد متاسفن چنین نیروهایی امروز قلم مقدس را در دستان خود گرفتند و شخصیتهای فداکار و عزیز دوران انقلاب را مورد تهمت و افترا قرار می دهند مطمئن باشند این فواره به زودی سرنگون خواهد گردید و آنها باید برای خود ... تا به خاطر این نوشته های تخریبی از محاکمه افکار عمومی جان سالم به در ببرند با تشکر

      • پنجشنبه 19 دی 1387-0:0

        واقعاً که همه زور خودتان را زدید تا همزمان زحمات کشیده شده را صرفاً سیاسی جلوه دهید و در جهت تضعیف موقعیت آقای دکتر احمدی نژاد. آقای زارعی که خود را خدمتگزار ساروی ها می دانند بفرمایند برادرشان در فرمانداری ساری تاکنون چه گلی به سر ساری زدند؟ به جای تقویت دانشگاه دولتی با مطرح کردن زمین دانشگاه تازه تاسیس کشاورزی برای مسکن مهر آنهم در جایی که بزرگترین مشکلات را برای اهالی آینده آن و نیز برای مردم منطقه ببار خواهد آورد، لطمات بزرگی به پیشرفت این دانشگاه می زنند. بعلاوه با ضعف بینش و روحیه حسادت و به زیر کشیدن دیگران که عادت دیرینه و مالوف ما ساروی ها است نمی توان منتظر پیشرفت ها بود و با خالی کردن عقده های شخصی و گروهی نمی توان برای مردم افتخار آفرید. شما در این مقاله متاسفانه تلاش زیادی نمودید تا به دفاع یکجانبه از عملکرد دولت محترم بپردازید. البته این حق شما است ولی نه به قیمت زیر گرفتن همه سرمایه های نظام و سیاه نمایی همه ارزش هایی که دیگران با خود دارند. ما هم اعتقاد داریم در برخورد و تحلیل عملکرد دولت باید جانب انصاف را رعایت نمود ولی کارکرد هر فردی در درون نظام در درجه اول کارکرد نظام محسوب می شود و باید آن را مورد تقدیر قرار داد. برادر خوب اگر استاندار محترم در عمل ناتوان نشان می دهد و آدم بی دل و جراتی است که به بازی گذران وقت مشغول هستند شمای مدعی اصولگرا نباید کورکورانه با استناد به مواضع رهبری گرامی برای کلیت دولت محترم به دفاع از آن قد علم کنید. البته بنای تهمت و برچسب ندارم ولی با سیاق نوشتجات جنابعالی نمی شود هیات تحریریه دو هفته نامه اصولگرا را جیره خوار استانداری فرض کرد که از توبره مالی آن به طور مستقیم برای ایراد اتهامات تند به هر کسی که وزن بیشتری از استاندار موجود داشته باشدبهره مند می شود و از آنطرف نیز با مهره گذاری در فرمانداری ها از رانت سیاسی آن نیز بهره جویی می کند. نمونه آن حضور آقای زارعی در کشوت فرمانداری و نیز حضور داماد آقای زارعی یعنی آقای ابراهیمی (مدیر دو هفته نامه صبح مازندران که مشی ایشان هم به تندی اصولگرای شما است) در کشوت فرمانداری تنکابن و در آینده ای نه چندان دور انشاء الله در کسوت فرمانداری بابل نوید استفاده از این رانت های سیاسی را توسط این دو نشریه تندخوی آرامش برهم زن می دهد. این کامنت بماند تا در فرصتی نکات مطروحه توسط جنابعالی مورد نقد قرار بگیرد. فقط خواهش می کنم اگر در انجام خدمت به مردم ساری ناتوان هستید (هستند) صرفاً با انگشت گذاشتن در چشم خادمان آنها را از مسیر خدمت دور نکنید. این سنت سیئه ما ساروی ها را پایان بدهید که هرگز قدر خادمان خود را نشناخته ایم.

        • شهروند طبريپاسخ به این دیدگاه 0 0
          پنجشنبه 19 دی 1387-0:0

          با سلام
          گويند روزي خواجه نصير طوسي كتابي از تاليفات خويش را نزد يكي از حاجبان خليفه عباسي برد و قصد تقرب نمود ولي آن حاجب با ديده تحقير در خواجه و كتاب او نگريست و به خواجه گفت اهل كجايي؟ خواجه پاسخ داد:اهل خراسان! حاجب به او گفت:از گاوان خراساني يا خران خراسان؟خواجه گفت:از گاوان خراسانم!حاجب پرسيد:پس شاخت كجاست؟خواجه گفت:آن را در خراسان جانهاده ام!خواجه اين را گفت و از نزد آن حاجب كوته بين دور شد. سالها بعد وقتي با هلاكو وارد بغداد شد به دنبال آن حاجب فرستاد و گفت بيا كه شاخم را آورده ام!
          ممكن است اين حكايت افسانه باشد ويا شايد هم بهره اي از واقعيت در آن نهفته باشد ولي به هر حال گويا عده اي از اين كه آقاي نياز آذري شاخي حال چه بزرگ ويا چه كوچك آورده در تعجبند!مدام آسمان و ريسمان مي كنند كه بله به دليل و يا به آن دليل است كه آقاي نياز چنين مي كند ويا چنان مي كند!
          اين ميل طبيعي و غريزي هر فردي است كه تواناييهاي خويش را از قوه به فعل برساند و يا حتى به ديگران بفهماند كه از دست او چه كاري ساخته است.
          دوست ندارم زياده بنويسم ولي دلم نمي آيد اين يك نكته را نگويم كه اگر آقاي آذري و يا هر مسئول مثل ايشان تخلفاتي داشته چرا قوه قضائيه در تمام اين دوره ها اقدامي صورت نداده است؟!!!
          اگر يك روزنامه نگار خرده پا مطلبي بنويسد كه به زعم عده اي مخالف نظام باشد داد مدعي العموم گوش فلك را كر مي كند و فورا برخورد مي شود ولي هزاران تخلف مالي در دواير مختلف روي مي دهد ولي مدعي العمومي پيدا نمي شود!
          مخلص كلام همگي متهم هستيم از نويسنده اين سطور گرفته تا مدعي العموم كه همه چيز را از نگاه منفعت شخصي دنبال مي كنيم از خدا مي خواهم تا دير نشده ما را به قصور و تقصيرمان آگاه كند و زمينه جبران مافات را فراهم گرداند.آمين!


          ©2013 APG.ir