تعداد بازدید: 3029

توصیه به دیگران 1

چهارشنبه 7 بهمن 1388-0:0

من و نماينده مجلس

يادداشتي از ميلاد محقق،دکتر در اقتصاد سياسي،استاد دانشگاه هاي تهران،متولد رامسر


 با یکی از نمایندگان در باره مسائل روز در حال گفت و گو بوديم، تا اینکه موضوع شوراها از طرف من مطرح شد .

از ایشان پرسیدم که چرا شما نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی آن طور که باید و شاید نمایندگان مردم در شوراهای شهر و روستا را به رسمیت نمی شناسید؟

گفت: چه کاری باید انجام می دادیم که تاکنون ندادیم؟ ما که همه جوره داریم به آنها خدمات می دهیم و هر چه که از ما می خواهند برای شان انجام می دهیم.

 گفتم: اینکه خواسته های آنها را پیگیری می کنید که بالاخره جزئی از وظایف تان است، چون آنها نیز موکلان شما هستند و حق دارند مطالبات خودشان را از شما بخواهند اما منظورم چیز دیگری است و آن اینکه مگر نه این است که شوراهای اسلامی شهر و روستا پارلمان های محلی محسوب می شوند و وظیفه رسیدگی به مسائل فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی مردم را در چارچوب قانون شوراها دارند و شما نیز در سطح کلان تر بايد علاوه بر کارهای مجلس به نیازهای حوزه انتخابیه خودتان نیز توجه ویژه داشته باشید؛ پس هر دو شورا (مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستای سراسر کشور) برای یک هدف یعنی مردم تلاش می کنند و بهتر است هماهنگی بیشتری یرای خدمت به مردم داشته باشید و رفتارهای مشترک و نظام مند تری را برنامه ریزی و اجرا نمایید، اما چنین چیزی دیده نمی شود.چرا؟

 گفت: شما بیش از اندازه حساسیت موضوع را بالا برده اید، مسئله به این صورت که شما می گویید نیست، ما در خدمت مردم هستیم و شوراها هر گونه خواسته ای که در چارچوب قانون باشد داشته باشند ما آنها را پیگیری می کنیم. حالا به نظر شما کجای کار اشکال دارد من نمی دانم!

 گفتم: واقعا شما متوجه منظور من نشده اید یا دارید شوخی می کنید؟

گفت: نه من شوخی نمی کنم، به واقع متوجه منظورتان نشده ام. اگر می شود بیشتر توضیح بدهید.

گفتم: بهتر است مسئله را طور دیگری مطرح کنم: من اگر جای نماینده مردم یکی از حوزه های انتخابیه کشور باشم، در ابتدای دوره نمایندگی خودم فهرستی از اسامی افراد حوزه انتخابیه ای که نماینده آنجا هستم را با تمام مشخصات تهیه می کنم و بر اساس تقسیم بندی حوزه های انتخابیه شوراهای شهر و روستا، شوراهای تخصصی و صنفی تشکیل می دهم و با بررسی نیازها،خواسته ها و چالش های پیش روی آنها، راهکارهای علمی و عملی را در قالب برنامه های کوتاه مدت،میان مدت و بلند مدت تدوین می کنم و با استفاده از توان علمی و عملی خود آنها به حل مشکلات شان می پردازم و فکر می کنم به این صورت در پایان چهارسال دوره نمایندگیم،بخش قابل توجهی از مشکلات طبقات مختلف مردم منطقه ام را به طور منطقی حل خواهم کرد.

برای انجام این موضوع لازم است تا نمایندگان مجلس و شوراهای اسلامی به طور نظام مند به هم نزدیک شوند و تلاش مشترکی را با هماهنگی هر چه بیشتر داشته باشند.

گفت: شما فکر می کنید که کار به همين سادگی است که شما می گویید؟

گفتم: از این هم که گفتم ساده تر است.

 گفت: شما سخت در اشتباه هستید. شما تجربه ندارید.شاید سواد شما کافی باشد اما تجربه هم چیز خوبی است و حرف های شما بوی بی تجربگی می دهد.

 گفتم: آیا بهتر نیست بگویید: کم تجربگی؟

 گفت: منظورم همان است که شما الان گفتید.

گفتم: از تخفیفی که به من دادید متشکرم.

گفت: خواهش می کنم، منظورم جسارت به شما نبود. شما باید یک دوره نمایندگی را تجربه کنید و بعد این حرفها را بزنید.

گفتم: اگر به شما و همکاران شما اهانت نشود باید بگویم که مشکل کشور ما هم همین است که همه می خواهند بدون پیش نیاز همه پست ها و مسئولیت ها را تجربه کنند و بعد در باره آن نظر بدهند و همین کار را هم می کنند یعنی بعد از اتمام دوره مسئولیت شان می گویند کار کردن سخت است، نمی گذاشتند کار بکنیم، بسترها برای کارهای مورد نظر فراهم نشده و از این دست فرمایش ها که هیچیک از اینها به درد مردم نمی خورد و پاسخگوی نیازهای آنان نیست.

 گفت: شما پیشنهاد بهتری دارید؟

 گفتم: چرا بعضی افراد که تعدادشان هم کم نیستند وقتی مسئولیتی را به دست می گیرند فکر می کنند عقل کل هستند و از ظرفیت های علمی و عملی محیط خود بهره نمی برند؟

گفت: منظورتان که من نیستم؟

گفتم: اگر شما هم این گونه فکر کنید که وقتی نماینده شدید همه چیز را می دانید و به تنهایی از پس همه مشکلات بر می آیید،بله.

گفت: نه من اصلا این گونه که شما توضیح دادید فکر نمی کنم.

گفتم: پس چرا نمی خواهید قبول کنید که بسیاری از کارهایی که شما در حوزه انتخابیه تان انجام می دهید، دخالت در وظایف شوراها به حساب می آید و بهتر است که با توافق هم تقسیم وظایف و کارها را انجام دهید و آنها در کارهای جزئی تر و شما در سطوح کلان تر در مسیر حل مشکلات مردم گام بردارید.

گفت: من شخصا مخالف این موضوع نیستم اما باید توان و ظرفیت اعضای شوراها را هم در نظر داشته باشید.

گفتم: بالاخره آنها نمایندگان مردم هستند و مردم به آنها اعتماد کردند تا به نمایندگی از شهروندان و روستانشینان، پیگیر موارد کاهش و رفع و مشکلاتشان باشند.

گفت: به نظر می آید که شما بیش از اندازه در باره شوراها حساس هستید به شما پیشنهاد می کنم که احساسات تان را کاهش دهید.

گفتم: اگر منظورتان کاهش احساسات در باره سرنوشت مردم است که شرمنده ام، دست خودم نیست. به طور مادرزادی نسبت به مردم و سرنوشت آنها به شدت حساس هستم و آرزو دارم تا آخرین لحظه عمرم بطور روزافزون، احساساتم بیشتر شود.

گفت: این حالت مسری که نیست؟ هست؟

گفتم: اگر شوخی می کنید که باید بگویم چرا مسری هست.

 گفت: بله شوخی کردم.

گفتم: مثل اینکه عجله دارید، چون مدام به ساعت خودتان نگاه می کنید.

 گفت: قرار بود کسی بیاید دنبالم و با هم به یک جلسه ای برویم اما تا حالا نیامده.

گفتم: بهتر، ما بیشتر فرصت می کنیم با هم مباحثه داشته باشیم.

گفت: مایلم این بحث را به پایان برسانیم و در مورد چیزهای دیگر صحبت کنیم.

گفتم: نمی خواهید از بحث مان نتیجه ای بگیریم.

 در این لحظه زنگ تلفن همراه او به صدا درآمد و من از محتوای مکالمه آنها متوجه شدم که انتظارش به پایان رسیده و فرد مورد نظر، پایین ساختمان،در خیابان و داخل اتومبیلش منتظر ایشان است.

 مراسم خداحافظی انجام شد و اما قول داد در یک فرصت دیگر با هم بحث را ادامه دهیم.  

ايميل نويسنده: (drmohaqeq@gmail.com)


  • يکشنبه 11 بهمن 1388-0:0

    باز هم سپاس از دكتر محقق و مازندنومه
    خوشحال مي شويم اگر باز هم از مباحث نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي بنويسيد.

    • شنبه 10 بهمن 1388-0:0

      نمایندگان را باید پس از شروع به کارشان شناخت نه قبل از آن...........
      همیشه سر ما در انتخاب کلاه می رود.
      جناب دکتر بفرمایند چه کنیم؟

      • جمعه 9 بهمن 1388-0:0

        وضع خیلی خراب تر از اینهاست .

        • جمعه 9 بهمن 1388-0:0

          نماینده وقت رسیدگی به این گونه موارد را ندارد.او کارهای مهم تری داردذمثل عزل و نصب رد استان و شهرستان و اوردن دوستان و اعضای ستادش بر سر پست های کوچک و بزرگ!!مگر نمایندگان ما به فکر قانون گذاری اند؟!به فکر تصاحب قدرت و افزایش قلمرو نفوذشان هستند.آن ها حتی از عزل ونصب دهیاروبخشدار هم نمی گذرند.


          ©2013 APG.ir