تعداد بازدید: 11440

توصیه به دیگران 8

جمعه 14 مهر 1391-22:4

فرهنگ و هنر،بزرگ ترین سرمایه گردشگری مازندران

اشکان جهان آرای،روزنامه نگار


مازندنومه:فرهنگ به عنوان مجموعه ای از باورها، آداب و شیوه های زندگی که بر اساس موقعیت های مختلف اجتماعی، جغرافیایی و مذهبی تشکیل می شود اساس پایداری هر جامعه را تشکیل می دهد.


در واقع بشر از زمانی که زندگی اجتماعی را آغاز کرد ریشه های فرهنگی را نیز با بستر زندگی گره زد و همراه با سیر تکاملی زندگی با توجه به شرایط، تکامل فرهنگ را نیز بر اساس شرایط روز پیش برد.


فرهنگ همان مولفه از زندگی ما انسان ها است که امروز برای هر عملی یک نوع تعریف شده از آن وجود دارد و مجموعه این فرهنگ ها یک فرهنگ کلی یا فرهنگ عمومی یک جامعه را می سازد.


ایران به لحاظ پیشینه گسترده و تاریخ پرفراز و نشیبش سرشار از فرهنگ ها و خرده فرهنگ هایی است که شاید روزی خود فرهنگ اصلی یک اجتماع محسوب می شدند.


گستردگی جغرافیایی فلات ایران و وجود قومیت های مختلف موجب شد فرهنگ های زیادی را در کشور شاهد باشیم که هر کدام فضای منحصر به فرد خود را دارند و در مولفه ها و معیارهای فرهنگی کشور ردپایی از آن ها دیده می شود. هر قومی به نوعی فرهنگی متفاوت از قوم دیگر دارد. این تفاوت ها با فاصله مکانی مناطق رابطه مستقیم دارد. بسیاری از فرهنگ ها هم به دلیل ریشه های مشترک دارای شباهت هایی هستند.


اگر بخواهیم ریشه ها و نتایج یک فرهنگ را بررسی کنیم تا به یک بستر فرهنگی درست دست یابیم باید شناخت دقیقی از جغرافیا، باورها، تاریخ و احساسات یک منطقه داشته باشیم. به بیان دیگر جاذبه های طبیعی، اعتقادات مذهبی، نیازهای زندگی، رخدادهای تاریخی و معیارهایی از این دست یک اندیشه اجتماعی را طرح ریزی می کند که نتیجه آن در موسیقی، صنایع دستی، پوشاک، معماری، بازی ها و حتی غذاهای یک قوم مشاهده می شود.


با این تعاریف موارد ذکر شده را می توان در زمره دستاوردها یا محصولات فرهنگی هر جامعه قرار داد. استفاده از این دستاوردهای فرهنگی در عصر حاضر به عنوان یکی از روش های کاربردی در اقتصاد و انتشار و گسترش دامنه فرهنگی جوامع محسوب می شود. البته ریشه های تشکیل فرهنگ نیز امروز در کنار دستاوردهای فرهنگی اقوام مختلف نقش مهمی در بیان و تولید فرهنگ دارند.


مازندران هم به دلیل همه آنچه گفته شد و به سبب داشتن یک زبان مستقل، دارای فرهنگی سوا از استان های دیگر است. تاریخ تبرستان یا مازندرانِ امروز پر از رخدادها و آمد و شد هایی است که هر کدام نه تنها در تاریخ و فرهنگ تبرستان، بلکه گاه بر فرهنگ کشور اثرگذار بود.


رویدادهای سیاسی، اتفاقات فرهنگی، جریان های ادبی و رخدادهای تاریخی در کنار سبک و سیاق زندگی مردم تبرستان، فرهنگ هایی را خلق کرد که اگرچه امروز بسیاری از آن ها نادیده گرفته می شوند و حتی فراموش شده اند، اما هنوز ریشه هایی از آن ها را می توان در گفتار، زندگی، پوشش، مناسبت ها، جشن های محلی، بازی ها و سرگرمی ها، موسیقی و معماری مردم این استان و به ویژه در مناطق کوهستانی مازندران مشاهده کرد.


تمام این توانایی ها و فرصت ها می توانند در جذب گردشگران داخلی و خارجی و شکوفایی اقتصاد مازندران نقشی محوری ایفا کنند. اگرچه وجود منابع طبیعی مانند جنگل و دریا به تنهایی تعداد چشمگیری از مسافران استان را به خود اختصاص می دهند و همین دو جاذبه می تواند برای جذب گردشگران داخلی و خارجی کافی باشد، اما نبود برخی زیرساخت ها و وجود بعضی محدودیت ها در ارایه خدمات به گردشگران خارجی تا حدودی این امکان را کمرنگ می کند.


از طرفی بسنده کردن به این دو جاذبه بلکه بتواند سالانه میلیون ها مسافر را به استان جذب کند، اما تمرکز گردشگران به جاذبه های محدود موجب تراکم بالای حضور گردشگران در فصول معین سال، سخت شدن ارایه خدمات به شهروندان و گردشگران و بروز برخی ناهنجاری ها به دلیل همین تراکم بالا می شود.


از سویی دیگر استفاده از این جاذبه های طبیعی مستلزم تاسیس امکانات و زیرساخت هایی است که علاوه بر مدیریت و برنامه ریزی نیاز به هزینه ها و تسهیلات قابل توجهی دارد و طبیعتاً زمان بر خواهد بود.


نکته دیگر یکسان نبودن سهم درآمد گردشگری طبیعی در نقاط مختلف استان است. به این معنا که درآمد حاصل از گردشگری مبتنی بر دریا و جنگل در مناطقی که سهم بیشتری از دریا یا جنگل دارند بیشتر است که نهایتاً موجب تقسیم ناعادلانه درآمد گردشگری در استان می شود. این موضوع پیامدهای اجتماعی دیگری را نیز می تواند در پی داشته باشد.

در واقع اتکا به گردشگری با این شیوه در استان موجب می شود شهرهایی مانند ساری، قائمشهر، بابل، آمل و دیگر شهرهای استان که جاذبه های طبیعی شان به دلیل برخوردار نبودن از دریا و ساحل از دید گردشگران کمتر به نظر می آید، سهم کمتری از گردشگری در استان داشته باشند.


اما چیزی که به اندازه تقریباً یکسان و البته با تنوع فراوان در استان می تواند گردشگری در مازندران را به میزانی برابر بین تمام مناطق، شهرها و روستاها تقسیم کند و یک استان گردشگری را تشکیل دهد اهمیت به مقوله فرهنگ و گردشگری فرهنگی است.


مازندران به دلایلی که گفته شد سرشار از ظرفیت های فرهنگی برای جذب گردشگر است که خوشبختانه این ظرفیت ها در هر منطقه از استان به شیوه ای خاص و با پشتوانه های فرهنگی متفاوت و جذاب دیده می شود.


این موقعیت فرهنگی به مازندران این امکان را می دهد که با اهمیت دادن به فرهنگ بومی در تمام حوزه های موجود برای هر منطقه با هزینه ای کمتر از آنچه که زیرساخت های مدرن گردشگری نیاز دارند به گسترش صنعت توریسم بپردازد.


با توجه به این که گردشگری در دنیا به سمت گردشگری فرهنگی در حال طی مسیر است و حتی در بسیاری از موارد مسافران به تجربه زندگی در شرایط بومی و فرهنگی یک منطقه متفاوت از زندگی خودشان علاقه نشان می دهند، فرصت مناسبی برای استان وجود دارد تا ضمن جذب گردشگران داخلی و خارجی به احیا و ترویج فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مازندران پرداخته شود.


یکی از مزایای گردشگری فرهنگی جذابیت همیشگی آن به لحاظ ریشه دار بودن و تنوع در نقاط مختلف است.ظرفیت های موجود در این بخش آنقدر زیاد هستند که یک گردشگر را برای چند روز بتواند در استان متوقف کند یا او را برای سفرهای دوباره به منطقه تشویق کند.


از دیگر مزایای گردشگری فرهنگی رونق بخشیدن به فعالیت تاسیسات اقامتی است. برگزاری جشنواره های مختلف محلی و بومی با توجه به وجود مناسبت های محلی در تقویم تبری می تواند عاملی برای جذب علاقه مندان فرهنگی در زمان های مختلف باشد و به نوعی رکود فعالیت تاسیسات اقامتی و گردشگری را برطرف کند. این را هم باید در نظر داشت که سرمایه گذاری در این بخش در صورت استمرار فعالیت های فرهنگی-هنری در منطقه یک سرمایه گذاری پایدار است که مانند زیرساخت ها و تاسیسات نیاز به هزینه نگهداری ندارد.


این شیوه می تواند به احیا و رونق صنایع بومی که صنایع دستی نیز در زمره آن ها قرار دارد منجر شود. گردشگری متکی به فرهنگ ایجاد و افزایش اشتغال با استفاده از ظرفیت های درون استانی بدون نیاز به سرمایه گذاری های کلان را منجر می شود. به چند نمونه از ظرفیت های موجود استان در بخش گردشگری فرهنگی اشاره می کنیم:


موسیقی مازندران


موسیقی مازندران که از بطن زندگی مردم این دیار برآمده، بیانگر حال و هوا و روحیات تبرستان نشینان است. مازنی ها برای بسیاری از فعالیت های روزانه خود ملودی هایی با اشعار مشخص داشتند که هر روز آن ها را در هنگام انجام فعالیت هایشان با خود زمزمه می کردند.


«گَهرِه سَری»، «سِماحال» «کیجاکِرچال» «چَپونِ حال» و بسیاری از نغمات دیگر در کنار سبک های موسیقی مازنی مانند کتولی، نجما، امیری و طالبا همراه با منظومه های عاشقانه ای که «طالب و زهره» سرآمد آن ها است و بسیاری دیگر از این منظومه ها مانند «شاباجی»، «تقی و معصومه»، «حسین مسکین»، «مینا و پلنگ» و ... مجموعه ای موسیقایی را تشکیل داده است که می توان آن ها را در قالب برنامه های مختلف فرهنگی برگزار کرد. بسیاری از این منظومه ها قابلیت نمایش شدن را دارد.


اگرچه موسیقی محلی در ایران و به ویژه در مازندران آنچنان که در گذشته بود جایگاه خود را در زندگی روزمره از دست داده است، اما هنوز این ظرفیت برای به کار گیری موسیقی تبری در گسترش فرهنگ و امکان تبدیل تهدیدِ از بین رفتن فرهنگ موسیقایی به فرصتِ گسترش و ارتباط با دیگر موسیقی های نواحی موسیقی ایرانی وجود دارد.


«احمد محسن پور» نوازنده کمانچه و پژوهشگر موسیقی مازندران در این باره معتقد است موقعیت موسیقی محلی ایران به دلیل کنش و واکنش های اجتماعی از جمله تغییرات در شیوه تولید و کمرنگ شدن روش زندگی مطلوب نیست و تقریباً کارکرد عینی خود را از دست داده است.

اگر چه ممکن است کارآیی ذهنی خود را حفظ کرده باشد. منظور محسن پور از کارکرد عینی قرار داشتن موسیقی در بخش های مختلف زندگی روزمره است. بازگرداندن موسیقی به زندگی نه به معنای کاربردی، بلکه به شکل نمادین برای استفاده های فرهنگی می تواند بهترین راه برای حفظ و گسترش موسیقی بومی مازندران و نغمات محلی باشد.


اما روی دیگر این فعالیت که مورد بحث است استفاده گردشگری از این ظرفیت است. به لحاظ تازگی موسیقی مازندران برای اقوام مختلف و گوناگونی حالات موسیقی تبری و از همه مهم تر قابلیت به تصویر در آوردن این موسیقی ها به سبب ارتباط مستقیم آن با زندگی بومی مازندران، می توان با برگزاری برنامه های موسیقی همراه با اجرای نمایش مربوط به آن موسیقی از سوی بومیان منطقه با پوشش محلی برنامه های متنوعی را اجرا کرد.

برای مثال می توان قطعاتی را که با جشن ازدواج مازندرانی ارتباط دارد را در کنار اجرای نمایش یک مراسم عروسی محلی اجرا کرد. اتفاقی که چندی است در مازندران توسط موسسات فرهنگی-هنری مانند پارپیرار یا انجمن سوادکوهی های مقیم تهران می افتد.


از این دست ظرفیت ها در زمان های مختلف مانند نوروز و «تیرماسیزه شو» هم کاربردی است و می توان برای اجرای آن در اندازه های بزرگتر و تبدیل آن به یک فستیوال محلی برای جذب تورهای یک روزه یا چند روزه (مانند مراسم گلابگیران در کاشان) استفاده کرد که این امر اهتمام مسئولان و تبلیغ درست و کافی در سطح کشور را می طلبد.


صنایع دستی مازندران

بسیاری از ابزار و ملزومات زندگی گذشتگان اگرچه در عصر خودشان جنبه ای کاربردی داشتند، اما در عصر حاضر به عنوان کالاهایی نوستالژیک و تزیینی استفاده می شوند. در واقع بسیاری از کالاهایی که به عنوان صنایع دستی عرضه می شوند بنا به اقتضای موقعیت و نیاز طراحی و ساخته می شدند. برای ساخت این لوازم هم معمولاً از ابزار محیطی استفاده می شد. این مولفه سبب می شود که یک کالا به عنوان صنایع دستی معرف موقعیت و فرهنگ یک قوم باشد.


صنایع دستی مازندران شامل ظروف چوبی، جاجیم، گلیم، چادرشب، حوله، جوراب پشمی و بسیاری از کالاهای دیگر می شود. اهمیت به صنایع دستی و عرضه این کالاها در نمایشگاه های صنایع دستی و حمایت از تولید کنندگان این کالاها به خصوص تولیدکنندگانی که همچنان به صورت سنتی در روستاها فعالیت می کنند تاثیری مستقیم بر وضعیت اشتغال به خصوص در روستاها دارد.


صنایع دستی بخش مهمی از اقتصاد کشورهای توریستی را تشکیل می دهد. این توانایی در مازندران به لحاظ پیشینه تاریخی و موقعیت جغرافیایی به لحاظ کمی و کیفی در حد مطلوب و قابل توجهی وجود دارد.


بازی های مازندران


بازی های بومی محلی در تمام اقوام به عنوان یک سرگرمی در جمع های مختلف شکل می گرفت و اجرا می شد. شکل گیری بازی ها و سرگرمی های محلی نیز به نوعی با زندگی مردم ارتباط مستقیم داشت. به طوری که برخی از این بازی ها بر گرفته از فعالیت های روزمره مردم هستند. برخی از این بازی ها جنبه تفریحی داشتند و بعضی دیگر با هدف آمادگی جسمانی در کنار تفریح و سرگرمی انجام می شدند.


در مازندران نیز بازی های بومی و محلی زیادی وجود دارد که هر کدام دارای ریشه های مختص به خود هستند. بسیاری از این بازی ها در مجالس عروسی، مناسبت های آیینی و محافل شب نشینی به کار گرفته می شدند و تعداد زیادی از آن ها گروهی هستند و قابلیت به روز شدن و آموزش به نسل امروز را دارند.


اقداماتی در زمینه احیای این بازی ها توسط هیات بازی های سنتی و بومی و محلی استان در حال انجام است که طبیعتاً همکاری نهادهایی مانند آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامی می تواند کمک زیادی برای رسیدن به یک نقطه مطلوب در آموزش همگانی و بهره مندی از این بازی ها باشد.


احیای این بازی ها که بخشی از فرهنگ استان محسوب می شوند علاوه بر این که نشاط و پویایی اجتماعی و مقابله با تهاجم فرهنگی را در پی دارد، می تواند زمینه ای برای برگزاری جشن های بومی و محلی با حضور مسافران و گردشگران باشد.


آموزش این بازی ها به مسافران و برگزاری مسابقاتی از همین بازی های بومی و محلی در زمان حضور مسافران به ویژه در تابستان و تعطیلات نوروز زمینه مساعدی برای فعالیت های فرهنگی و ساختن فضایی پرنشاط است.


غذاهای مازندرانی


برای بسیاری از مسافران یکی از شاخص ها و اهداف اصلی گردشگری علاوه بر تفریح و دیدن جاذبه های گردشگری یک منطقه، خوردن غذاهای محلی منطقه های مختلف و آشنایی با ذایقه های گوناگون است.

تنوع غذایی می تواند در کنار تمام مولفه های گردشگری یک امتیاز مثبت و مفید برای جذب گردشگر باشد. این تنوع در مازندران شامل انواع غذا، آش، شیرینی جات، تنقلات، حلواها، نان و ترشی های مختلف می شود. ارایه این خوراکی ها که به نوعی سوغاتی استان نیز می توانند محسوب شوند در رستوران ها و مراکز اقامتی مازندران هم می تواند موجب جذب گردشگر شود و هم تصویری مستقل از گردشگری مازندران در خاطره مسافران ثبت می کند.


البته این بخش ظرفیتی است که تا کنون کمتر به آن پرداخته شده است.چند جشنواره غذاهای بومی و محلی در نقاط مختلف استان برگزار شد، اما استمرار ارایه این محصولات در بسته بندی های استاندارد یا به صورت غذای گرم و بهداشتی در رستوران ها و اماکن اقامتی برای مسافران امری است که هنوز مغفول مانده است.


نان های مختلفی به واسطه امکانات، ذایقه و شرایط زندگی مردم مازندران در نقاط مختلف استان پخت می شوند که گاه به صورت آزاد از سوی روستاییان، هنگام حضور مسافران فروخته می شوند. به همین شیوه بسیاری از محصولات غذایی دیگر مانند ترشی ها، آش و مرباهای مختلف هم عرضه می شوند.


گردشگری مذهبی


به گواه بسیاری از بزرگان دین و تاریخ نگاران، نخستین حکومت شیعی در تبرستان پیشین و مازندرانِ کنونی پایه گذاری شد. ساکنان تبرستان با استقرار نخستین حکومت شیعی در این دیار، عشق و ارادت خود راه به ساحت مقدس ائمه اطهار(س) نشان دادند و از آن زمان به بعد مازندران پایگاه محکمی برای نوادگان ائمه محسوب شد.


گردشگری مذهبی یکی دیگر از مواردی است که بنا به اعتقادات مذهبی قابلیت گسترش و اهمیت بیشتر را دارد. وجود بیش از هزار امامزاده شناسایی شده و بیش از پنج هزار مسجد، بقعه متبرکه، حسینیه، سقاخانه و تکایا که ثابت کننده عشق و ارادت مردم مازندران به ائمه اطهار(س) است، فضای فرهنگی-مذهبی استان را پررنگ تر از استان های همجوار کرده است.


استفاده از این ظرفیت با توجه به قرار گرفتن در مسیر زیارتی مشهد مقدس و انجام فعالیت های فرهنگی در اماکن متبرکه می تواند از بخشی دیگر گردشگری مازندران را توسعه دهد. در این حوزه اقداماتی توسط سازمان های مرتبط مانند اوقاف و امور خیریه، تبلیغات اسلامی و فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده است که همچنان در حال گسترش است. اما آن گونه که باید از این ظرفیت ها استفاده نشده است.


تنوع مراکز، آثار و آبنیه تاریخی، اماکن متبرکه و امامزادها در تمام حوزه های مذهبی زمینه جذب توریسم را در مازندران فراهم کرده است و فضای خاص فرهنگی موجود، توسعه توریسم مذهبی و فرهنگی را در آن امکان پذیر می کند.


اهمیت به توریسم مذهبی امری است که کشورهای غربی هم از آن غافل نمانده اند و در مناسبت های مذهبی با برگزاری مراسم مختلف سعی در جذب گردشگران کشورهای گوناگون دارند. برای مثال 500 هزار توریست سال 2010 میلادی در مراسم دینی ویژه ای که هر 10 سال یک بار در آلمان برگزار می شود شرکت کردند. در حالی که در مازندران با توجه به دارا بودن رتبه سوم در تعداد امامزاده ها، اماکن متبرکه و حوزه های علمیه با قدمت، بهره برداری فرهنگی کاملی از این پتانسیل ها نمی شود.


آمارها نشان می دهد مازندران با هزار و 231 امامزاده رتبه نخست و همچنین با 12 هزار موقوفه و بیش از 120 هزار رقبه رتبه سوم اماکن مذهبی را در کشور دارد. با توجه به این ظرفیت ها در حوزه گردشگری مذهبی در مازندران، متولیان ارشد استان می توانند با برنامه ریزی مناسب علاوه بر فراهم کردن زمینه جذب توریسم مذهبی، فرصت های شغلی پایدار و بادوامی را نیز برای جوانان استان فراهم کنند.


آیین های مازندرانی


باورهای مذهبی و تاریخی سبب به وجود آمدن آیین هایی می شود که پس از مدتی به عنوان یک سنت سالانه برگزار می شود و قرن ها ادامه می یابد. این آیین ها که در واقع نوعی حرکت نمادین از یک باور یا رویداد هستند گاهی اوقات از قالب تفریحی و باور هم خارج می شوند و قابلیت کاربردی پیدا می کنند.


البته این کاربردی شدن بر اساس نیاز دوره های گذشته شکل می گرفت. مثلاً سنتی مانند «ورف چال» که امروز از پیشینه ای بیش از ششصد ساله برخوردار است، بر اساس نیاز مردم شکل می گرفت و پس از مدتی با فرهنگ مردم هم گره خورد.


آیین های زیادی در مازندران وجود دارند که برگرفته از شیوه زندگی و اعتقادات این مردم هستند و می توانند برای اقوام دیگر و گردشگران خارجی جذابیت و تازگی داشته باشند.


«تیرماسیزه شو»، «جشن خرمن»،«26 عیدما»، «شب چله»، «باران برف» و برخی دیگر از آیین هایی که در اندازه های کوچک تر و محلی تر برگزار می شدند، هرکدام قابلیت تبدیل به یک جشنواره بزرگ فرهنگی و ثبت در تقویم فرهنگی استان را دارند.

برگزاری جشن هایی از این دست مانند «جشن تِتی» که از سوی موسسه فرهنگی هنری پارپیرار برگزار شد در چند دوره اخیر نشان داد که مازندرانی ها و غیر مازنی ها استقبال پرشوری از اجرای این برنامه ها می کنند. این علاقه بهترین فرصت و زمینه برای سرمایه گذاری روی برگزاری آیین های محلی مازندران است.


معماری مازندران


بافت های تاریخی در شهرهایی که دارای پیشینۀ فرهنگی هستند و از قدمت برخوردارند را می توان به عنوان شناسنامۀ فرهنگی هر منطقه دانست. چرا که تمامی اجزای تشکیل دهندۀ یک بافت تاریخی بیانگر بخش های مختلفی از فرهنگ، هنر، معماری و حتی عقاید اقوام آن ناحیه است.


موقعیت جغرافیایی تاثیرگذارترین عامل بر شکل ساخت بافت های شهری و روستایی و معماری بناهاست. بسته به شرایط اقلیمی هر منطقه بناهایی با شکل و معماری گوناگون طراحی می شد که سکونت در آن ها با کمترین مشکل مواجه باشد. در واقع معماری هر منطقه تحت تاثیر عوامل اقلیمی و فرهنگی موجود شکل می گیرد.


در ایران با توجه به تنوع اقلیم های آب و هوایی و جغرافیای گسترده و همچنین گوناگونی فرهنگ ها و آیین ها، سبک های معماری گوناگونی وجود دارد. یزد، اصفهان، شیراز، تبریز،تهران، کاشان، ساری و بسیاری از شهرهای دیگر مناطقی هستند که دارای بافت و خانه های تاریخی هستند.


حفظ و نگهداری بافت ها و خانه های تاریخی امروزه یکی از راه های معرفی فرهنگ و جذب گردشگر به شمار می آید.حتی در نقاط مختلف دنیا برای حفظ بناهای تاریخی آن ها را از محلی به محل دیگر جابجا می کنند.ساخت هتل های سنتی در کنار احیای خانه های تاریخی موجب ایجاد علاقمندی و میل به زندگی سنتی در بین گردشگران داخلی و خارجی خواهد شد.


استان مازندران با توجه به دارا بودن شرایط آب و هوایی، جغرافیای جلگه ای و کوهستانی و فرهنگ های مختلف و همچنین بافت های تاریخی موجود در مناطق روستایی و ییلاقی استعداد لازم برای جذب گردشگران در این بخش و انجام اقدامات زیربنایی مانند ایجاد هتل های سنتی را داراست.


هتل ها، اقامتگاه ها و مراکز گردشگری که با ظاهر و ساختی متاثر از معماری منطقه شکل گرفته باشند و بخشی از فرهنگ عامۀ استان اعم از پوشش مردمی، آیین های سنتی، صنایع دستی و غذاهای محلی را به گردشگران معرفی کنند.


این امر می تواند موجب جذب بیشتر گردشگران خارجی نیز باشد. باید در نظر داشت گردشگرانی که به ایران سفر می کنند دید متفاوتی نسبت به گردشگرانی که به کشورهای توریست پذیر دیگر سفر می کنند دارند. ایران با گسترۀ فرهنگی و تاریخی پذیرای گردشگران فرهنگی است و همین امر باعث می شود تا برای اقامت، هتل های سنتی به جای استفاده از هتل های چند ستارۀ مدرن انتخاب شوند. گردشگرانی که به ایران سفر می کنند جویای فرهنگ و پیشینۀ تاریخی این کشور هستند. بر همین اساس علاقه مندند که در بستر تاریخی فرهنگی ایران زندگی کنند و هتل های سنتی نیز امکانی برای رسیدن به این هدف هستند.


شاید این تصور وجود داشته باشد که هتل های سنتی برای گردشگران داخلی چندان جذاب نباشد. اما این تصور با توجه به گسترۀ فرهنگی و جغرافیایی، تنوع آداب و رسوم و اقلیم آب و هوایی در سرتاسر ایران اشتباه است. میل گردشگران داخلی به حضور در هتل های سنتی شاید کمتر از گردشگران خارجی باشد، اما درصد قابل توجهی را تشکیل می دهد.


گسترۀ ایران را می توان جهانی در یک مرز دانست. وقتی از استانی به استان دیگر و یا از شهری به شهر دیگر سفر می کنیم با تغییر گویش، فرهنگ و اندیشه مواجه خواهیم شد. همین امر باعث می شود گردشگران داخلی با ورود به شهری مثل یزد و یا استانی مانند مازندران میل به تجربۀ زندگی به سبک مردم این منطقه و آشنایی با آداب و رسوم و غذاهای بومی این مناطق را داشته باشند.


گسترش و ترویج این سبک اسکان و ساماندهی گردشگران با ایجاد هتل های سنتی و احیای خانه های قدیمی به شناساندن و احیای فرهنگ های بومی کمک خواهد کرد. آنچه در این میان مهم است اهمیت بخشیدن به ساخت هتل های سنتی به عنوان نیاز امروز گردشگری است. با توجه به آن که امکان ساخت هتل هایی با کیفیت و استانداردهای جهانی در کشور بسیار مشکل و با موانعی روبروست، سرمایۀ موجود و تمام نشدنی ما غنای فرهنگی ما برای راضی نگه داشتن و جذب گردشگران است.


با توجه به همه مسایل گفته شده اشاره ای هم به اهمیت گردشگری در اقتصاد می کنیم.


اهمیت توریسم در اقتصاد


اقتصاد مهم ترین بخش و هدف اصلی صنعت توریسم به حساب می آید. صنعتی که بخش اعظمی از درآمد کشورهای دارای جاذبه های گردشگری را تامین می کند. از همین رو چالشی ترین و قابل تامل ترین موضوع نیز می توان باشد تا بهترین تصمیمات در راستای بازدهی درست سرمایه اتخاذ شود. وقتی از پنجرۀ اقتصاد به صنعت توریسم نگاه شود ابعاد مختلفی به چشم خواهد آمد که هرکدام نیازمند بررسی های خاص خود می باشند.


جامعه و اقتصاد ایران در دنیا جزء کشورهای در حال توسعه به حساب می آید و اقتصاد توسعه نیافته با انبوهی از کاستی ها و ناهنجاری ها مواجه است. جامعه ای پیروز است که واقعیت ها و کمبودها را پذیرا باشد و برای ارتقاء ظرفیت های ملی و مواجهۀ گستاخانه با واقعیت ها تلاش کند.


وقتی در اقتصاد توسعه می خواهیم کل ماجرای توسعه و توسعه نیافتگی را در قالب یک حکمت مقتضی بر تئوری و تجربه عرضه کنیم باید به این پرسش پاسخ دهیم که هنجار اصلی کجاست؟ آیا محدودیت منابع مادی چه در سطح ملی و منطقه ای معضل اصلی است یا تصمیمات و سیاستگذاری های ما دچار اشکال است؟

تجربه نشان داده جوامعی که پاسخشان گزینۀ اول بود با شکست مواجه شدند و پاسخ درست تصمیمات و سیاست های اجرایی است.

گاهی سرمایۀ لازم تزریق می شود اما چون از پشتوانه کارشناسی کافی برخوردار نیست به نتیجه نمی رسد. این بدین مفهوم است که هرچه بیشتر در مسائل تخصصی علم را پشتوانه و فصل الخطاب قرار دهیم تصمیمات اجرایی بهتری خواهیم گرفت و نتایج مطلوب تر خواهند بود.

ارتقای فهم جامعه در همۀ وجوه حیات جمعی


نظام حیات اجتماعی انسان ها همواره نظامی یکپارچه و مشابهت های بین یافته ها و جهت گیری های حوزه های مختلف علمی یکسان است.به اعتقاد کارشناسان اگر مسئله ای با مطالعات زیست محیطی یا اجتماعی مغایرت داشته باشد قطعاً از نظر اقتصادی هم توجیه نخواهد داشت و اگر هم در جایی اختلافی مشاهده شد دلیل آن است که منطقِ نگرش، منطقِ پایداری نیست و در غیاب منطقِ پایداری جنبه های یک موضوع در کوتاه مدت و دراز مدت متفاوت است.


متخصصان امر بر این عقیده اند که از منظر توسعۀ پایدار همۀ راه ها باید به یک جا ختم شود و آن هم ارتقاء فهم جامعه از منظر همۀ وجوه حیات جامعه است. تنگناها و چالش های اقتصادی ایران از تنگناهای اجتماعی و محیطی کمتر نیست. کما اینکه وقتی جامعه در بحث اقتصادی دچار مشکل می شود تحولات مربوط به آسیب های اجتماعی نیز مشاهده می شود.


تا آنجا که در بخش اقتصادی توریسم چه در سطح ملی و چه در سطح منطقه ایِ آن مطرح است یک سوءتفاهم بزگ وجود دارد که باید این سوءتفاهم به طور جدی در دستور کار قرار داده شود و آن این است که در شرایط توسعه نیافتگی، رونقِ تولید، رونقِ پایدار نیست و در راستای اهداف توسعه هم نمی تواند قرار بگیرد. بنابراین پیش نیاز داشتن توریسم موفق ارتقاءِ سطح توسعۀ منطقه است.


اگر شهروندان منطقه احساس کنند که وجوه مختلف حیات جمعی شان با یک سری بهره برداری ها تهدید می شود پا گرفتن توریسم ممکن نخواهد بود. فقط به شرطی می توان نتیجه گرفت که یک برنامه ریزی مبتنی بر بازی برد- برد طرح ریزی شود. یعنی برنامه ریزی مبتنی بر ارتقاء سطح بهره وری منطقه با همۀ طول و عرض و ملاحظاتی که در این زمینه وجود دارد.


نکتۀ مهم دیگر از منظر اقتصادی هزینۀ فرصت است. به بیان دیگر نگرانی احتمال تخریب فرهنگ، هویت، محیط زیست و ... در بین مردم منطقه که همۀ این ها در صورتی به وجود می آید که برنامۀ توسعۀ توریسم در سطح ملی و منطقه ای به صورت جدی پیگیری نشود. باید بدانیم چه موضوعاتی به هم مرتبط هستند. بنابراین در مورد رابطۀ سطح موفقیت در گردشگری با سطح توسعه، به عنوان پدیده ای که با همۀ وجوه نظام حیات جمعی مربوط است باید نگاه کرد.


سوءتفاهم بعدی این که دایماً گفته می شود که چه فرصت های شغلی و درآمدی با توریسم ایجاد می شود، اما کمتر گفته می شود که توریسم در زمرۀ سرمایه برترین رشته- فعالیت های اقتصادی شناخته شده در دنیا است.

همۀ مسائل مربوط به گسترش توریسم اعم از کنترل ترافیک، ساخت اماکن عمومی و گردشگری، حفظ ساختار فرهنگی و محیط زیست، یعنی نیاز به سرمایه گذاری های بسیار عظیم زیرساختی، نرم افزاری و سخت افزاری برای ایجاد یک برنامه ریزی موفق، ایجاد یک ساختار انگیزشی و یک نظام پاداش بگیر که افراد در آن از طریق کار شرافتمندانه بتوانند زندگی خود را اداره کنند، مستلزم سرمایه گذاری های مولد است تا انگیزۀ کافی نسبت به سایر رشته- فعالیت ها به وجود بیاید.

تاکید می شود که اهمیت به گردشگری فرهنگی می تواند تا حدود بسیار زیادی این هزینه ها را کاهش دهد و موجب افزایش سرعت توسعه یافتگی بر مبنای گردشگری شود.


اقدام به توسعه گردشگری از طریق گردشگری مدرن امری مطلوب و پسندیده است. اما به پیش نیازهایی وابسته است که در حال حاضر تامین آن ها هزینه زمانی و نقدی زیادی در بر دارد و تقریباً در بسیاری از نقاط استان با مسایل فرهنگی همخوانی ندارد. ضمن این که در یک نظام اقتصادی که به ازای هر یک واحد سرمایه گذاری در فعالیت های واسطگی و دلالی 5 برابر سود نسبت به صنعت و 8 برابر سود نسبت به کشاورزی بیشتر باشد نمی توان گامی برداشت. برای ایجاد یک نسبت مناسب برای سرمایه گذاری باید تغییراتی در همۀ وجوه نظام حیات جمعی ما اتفاق بیفتد.


تاثیر منفی دیگری که گردشگری مدرن بر مازندران گذاشته است و گردشگری فرهنگی از آن فاصله دارد، تخریب محیط زیست و منابع طبیعی و تغییر کاربری زمین های کشاورزی است.


برای تغییر کاربری در مناطقی مانند شمال ایران باید خیلی دقت کرد و کارگروه های ویژه ای تشکیل داد و پیش از هر برنامه ریزی چه در سطح کلان و چه منطقه ای باید ابتدا مشخص کرد که انتخاب های مربوط به شخصیت منطقه ای در عرصۀ تعیین راهبردها چیست. یعنی مازندران و استان های مشابه به چه عنوانی در سطح ملی و بین المللی شناخته شوند و بعد انتخاب های مربوط به ادغام ملی، یعنی داده ستاندۀ منطقه و نظام ملی به چه صورتی باید باشد. با این روش می توان گامی موثر در رونق اقتصاد منطقه برداشت و چهرۀ اصلی و تثبیت شدۀ صنعت گردشگری را مشاهده کرد.

*عکس ها از:مصطفی کاظمی شهابی


  • احسان مهديانپاسخ به این دیدگاه 2 5
    دوشنبه 17 مهر 1391-0:0

    سلام
    ضرورت پژوهشدر اموري كه به موضوع فرهنگ و تاريخ و تمدن و ... مربوط است يك دغدغه ي تمام نشدني اهالي فرهنگ و دوستدارانش است حالا چه يك ژورناليست باشد مثل اشكان عزيز يا هر شخص ديگر كه اسامي ديگري برايشان بگذاريم .
    موضوع مورد بحث يك كار تحقيقي پژوهشي است كه براي آقاي جهان آرا هم وظيفه است و هم دغدغه اما حالا چرا متوليان چه مي كنند يا نمي كنند اساسا بحث مستقلي است .
    به نظر من بحث شسته رفته و دقيقي است كه مي تواند منبع خوبي براي محققين باشد حتي ! به نظر من اشكان عزيز در اين بخش :

    (همۀ مسائل مربوط به گسترش توریسم اعم از کنترل ترافیک، ساخت اماکن عمومی و گردشگری، حفظ ساختار فرهنگی و محیط زیست، یعنی نیاز به سرمایه گذاری های بسیار عظیم زیرساختی، نرم افزاری و سخت افزاری برای ایجاد یک برنامه ریزی موفق، ایجاد یک ساختار انگیزشی و یک نظام پاداش بگیر که افراد در آن از طریق کار شرافتمندانه بتوانند زندگی خود را اداره کنند، مستلزم سرمایه گذاری های مولد است تا انگیزۀ کافی نسبت به سایر رشته- فعالیت ها به وجود بیاید.)

    پيشاپيش به جاي خالي بعضي حرف ها كلمه گذاشته است و به عنوان يك نويسنده به وظيفه اش درست عمل كرد اگر كسي به دنبالش باشد اين را پيدا مي كند
    به وقول داداشم دمت گرم

    • اشکان جهان آرایپاسخ به این دیدگاه 1 2
      يکشنبه 16 مهر 1391-0:0

      درود سرکار خانم زینب تبری. تمام مواردی که شما ذکر کردید پرسش هایی است که به تکرار پرسیده می شود و پاسخی برای آن دریافت نمی شود. بنده هم در یادداشت ها و گزارش های پیشین خود بارها به این مسایل اشاره کردم. در این نوشته فقط به توانایی های موجود استان اشاره ای کوتاه و گذرا شد تا بلکه یک یادآوری برای یافتن مسیر درست باشد. ضعف های مدیریتی در صنعت گردشگری مازندران بر کسی پوشیده نیست و همه مازندرانی ها این کمبودها را در بطن زندگی خود لمس می کنند.پاسخگو دیگرانی هستند که راه را برای طرح شدن این پرسش ها هموار کردند.سپاس از خواندن و دیدگاهتان...

      • زينب تبريپاسخ به این دیدگاه 1 3
        يکشنبه 16 مهر 1391-0:0

        جناب آقاي جهان آراي! تبيين جايگاه فرهنگ و گردشگري در متن سفيد كاغذ دردي را دوا نمي كند. به راستي مي توان گفت كه متولي فرهنگ مازندران كدام اداره است! اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي يا سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري! بعد از گذر اين همه سال و ادعا به كجا رسيده ايم! سهم مازندران از گردشگري چه مقدار است؟ درآمد حاصله از حضور گردشگران با اعداد و ارقام بالايي كه اعلام مي شود چقدر است؟ كدام زيرساخت در بخش گردشگري از حداقل استاندارد برخوردار است؟ فرهنگ گردشگري و گردشگري فرهنگي چگونه ايجاد و تبليغ مي شود؟ در طول سال چند كنسرت موسيقي بومي برگزار مي شود؟ چرا سختگيري هاي بدون ظابطه، هنرمندان ما را گوشه نشين كرده است؟ در سرزميني كه صنايع دستي چيني تركتازي مي كند از چند هنرمند بازمانده و مسن بدون حمايت متوليان امور چه كاري برمي آيد؟ چند درصد از اهالي مازندران بازي هاي بومي را به ياد دارند و اجرا مي كنند؟ جايگاه غذاي بومي در سفره هاي مازندراني ها چه مقدار است؟ گردشگر مذهبي نياز به متولي ندارد و مردم مازندران بر اساس فطرت ديني خود به زيارتگاه ها مي روند، پس مسئولين امار آن را به نام سازمان خود ثبت نكنند. معماري مازندران نيز طرفه هنري ست كه در حال خاموشي و احتضار است. چند درصد ساختمان هاي شهري با معماري بومي حضور دارند؟ تا زماني كه فرهنگ و گسترش فضاي فرهنگي جدي گرفته نشود و گردشگر به عنوان ابزار به حساب نيايد، نمي توان به صنعت گردشگري به عنوان اقتصاد پايدار نگريست. گردشگري در مازندران بدون توجه به فرهنگ و آثار تاريخي حضور دارد و با اين روش هرگز به صنعت تبديل نخواهد شد.

        • ميرزا بدبينپاسخ به این دیدگاه 0 7
          شنبه 15 مهر 1391-0:0

          درود بر مردي كه مي خواهد خوش نويس شود
          بد نويس نشود كه آنوقت مي شود بد بين و سرانجام آقاي صادقي كامنت هاي بد بيني را تاييد نمي كنه
          اصلا اين ميرزا را مخاطب نميداند و گرنه اينقده حرف در باره مخاطب نوشته و احترام بهش گذاشته ... ما كه نبوديم ما اصلا مخاطب نيستيم

          بابا يه وقت 24 ساعته بدين تا تمام و كمال بخوانيم .
          بر ميگردم و سر حرف باز ميشه .اونوقت ميگن چرا بحث غير مربوط مي كنيد
          ميرزا پيشنهاد مي كنه كاربري دريا را اگر تغيير بدهيم ممكن است وضع استان مان خيلي بهتر بشه ميدونيد دريا براي شمال مثل نفت براي ايرانه ... اگه دريا نبود ما تاحالا خودكفا بوديم!!!
          خدا نگهدارتان تا بيايم اين سر تا اون سر همه را نقش قالي كنم
          نه درباره عرض حرف زدم نه عرض كردم دلار و نه گفتم چيزي ميزي ... آقا بزن لايك و


          ©2013 APG.ir