تعداد بازدید: 3613

توصیه به دیگران 3

دوشنبه 31 تير 1392-17:24

ما چگونه ما شدیم؟

در نشست رهیافت ها و الزامات توسعه پایدار مازندران مطرح شد:نمایندگان ما بخشی‌نگر و درون‌نگر هستند و نماینده استان‌نگر نداریم/ برخي نماينده ها فکر نکنند که نماينده ترند/ مشکل استان ما نبود پول نیست، نبود فکر و اندیشه سالم است/به فروشندگان کلوچه لاهیجان و آب‌میوه‌های خراسان تبدیل شده‌ایم+عکس


مازندنومه،کلثوم فلاحی:جلسه رهیافت ها و الزامات توسعه پایدار مازندران پیش از ظهر امروز در دفتر مجمع نمایندگان استان مازندران برگزار شد.

 در این نشست که تعدادی از فعالان عرصه رسانه،صنعت،کشاورزی،دانشگاه و برخی نمایندگان دستگاه های اجرایی حضور داشتند،صادقعلی رنجبر اظهار داشت:‌ در توسعه پایدار باید توجه کنیم به کدام‌یک از ظرفیت‌های استان توجه نشده است و علت سرمایه‌گذار گریزی در مازندران باید مشخص شود.

این فعال رسانه ای افزود:بخشی از این موضوع به سیاست‌ها و نحوه برخورد مدیران با سرمایه‌گذاران مربوط است و‌ این بخش متولی ندارد.

این مدرس دانشگاه با بیان اینکه بزرگ‌ترین معضل ما در مازندران این است که قدرت متمرکز نداریم و ملوک‌الطوایفی هستیم، افزود: نمایندگان ما بخشی‌نگر و درون‌نگر هستند و نماینده استان‌نگر نداریم.

وی با اشاره به اینکه ادارات ناظر را باید دوباره به نظارت فرابخوانیم، یادآور شد:‌ انحراف مسیر تسهیلات باید برطرف شود.

 رنجبر خاطرنشان کرد: انحراف از مسیر تسهیلات بانکی، مانع توسعه کشاورزی و صنعت شده و به ما ضرر زده است. وی ادامه داد: مدیران ما نازنازی هستند.

 این فعال رسانه‌ای یادآور شد: انواع کلک‌های اشتغال داریم، آمارهایی که مجازی و صوری است و بعد می‌گویند شغل ایجاد کردیم، یادداشتی در این زمینه نوشته بودم که بلافاصله به من باج دادند و به عضویت شورای اشتغال استانداری درآوردند که یک جلسه در این شورا حضور یافتم و دیگر نرفتم،چون آن جلسه من را بدبین‌تر کرد.

 وی با بیان اینکه گردشگری فلجی را در استان تجربه می‌کنیم، گفت:‌ اما سازمان گردشگری به خود، به به و چه چه می‌گوید؛ بغل دست ما آب قرار است آب پمپاژ شود به سمنان اما هیچ کس حرفی نمی‌زند.

 این استاد دانشگاه و فعال رسانه‌ای خاطرنشان کرد: این جلسات باید منجر به نقدپذیری مسئولان شود.

*برخي نماينده ها فکر نکنند که نماينده ترند!

سردبیر سایت مازندنومه در این جلسه اظهار داشت:مازندران به شدت نیازمند تاسیس بانک ایده است.

 وی با بیان اینکه سال گذشته این موضوع را با استاندار مازندران مطرح کردم و طاهایی هم دستور پیگیری داد، تصریح کرد: در این زمینه، نشست دیگری با یکی از معاونان استاندار و کارشناسان مربوط داشتم که آن جلسه به جایی نرسید و منتظریم دولت بعدی سرکار بیاید تا این طرح مادر را پیگیری و اجرایی کنیم. 

علی صادقی افزود: روزانه ایده‌های بسیاری به ذهن افرادی می‌رسد که راه دسترسی به مسئولان و بیان آن ایده‌ها وجود ندارد.

 وی خاطرنشان کرد: استانداری می‌تواند متولی ایجاد بانک ایده و دفتر مجمع نمایندگان هم مجری کار باشد.

صادقی با بیان این که اجراي نظام پيشنهادات که در راستاي طرح تحول اداري صورت گرفت،در برخي سازمان ها نتيجه بخش بود اما در عموم دستگاه ها اثربخشي نداشت؛افزود:اشکال کار در اين است که نظام پيشنهادات درون سازماني است و ساز و کاري انديشيده نشده که همه مردم بتوانند درباره موضوعات مختلف ايده پيشنهاد دهند.

این فعال رسانه ای در ادامه تصریح کرد:یکی از نیازهای مجمع تشکیل چند اتاق فکر با محوريت فرهنگ،اقتصاد و مسايل اجتماعي استان با زيرشاخه ها و کارگروه هاي متعدد است که برای اجرای این کار،ابتدا باید بانک نخبگان استان شناسايي و تشکيل  شود.

سردبیر مازندنومه تاکید کرد:نخبگان در اين اتاق فکر راجع به موضوعات مختلف فکر ارائه مي دهند وسپس جمع بندي اين افکار، به دستگاه هاي اجرايي و نماینده ها پيشنهاد مي شود و اين نخبگان، مي توانند مازني هاي داخل يا خارج استان و حتي خارج کشور باشند.


وی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به این که مازندران براي توسعه شديدا به فکر نياز دارد،حتي بيشتر از پول و سرمايه؛تصریح کرد:فکر  و انديشه بعدا" پول به همراه خود خواهد آورد.

صادقی با بیان این که من باور ندارم که شاخص هاي توسعه را بايد لزوما" در کشورهاي ديگر بيابيم،مثلا به چين و مالزي وترکيه و دبي سفر کنيم،افزود:البته اين سفرها در نوع خود بد نيست،ولي آيا مثلا" ما با ديد تطبيقي و مقايسه اي به تبريز يا گيلان يا سمنان رفته ايم؟

وی پرسید:چه شد که تبريز شهر سالم و شهر صنعتي و شهر ارزان و شهر بدون گدا و شهر زيرگذرهايي به طول 1500 متر شد؟يا سايت اداري سمنان را ديده ايم که همه ادارات کنار هم هستند؟

مدیرمسئول مازندنومه با بیان این که گيلان یک موزه ميراث روستايي برای جذب گردشگر دارد که آن را با مشاوره يک مازندراني-دکتر جعفر اولادی- اجرا کرده اند،افزود:ایشان می خواستند همین طرح را در قائم شهر اجرا کنند،سه سرمایه گذار هم از تهران آوردند، اما مسئولان شهری سنگ اندازی کردند و نشد؛بنابراین حق بدهید که بگویم مشکل استان ما نبود پول نیست و نبود فکر و اندیشه سالم است.


صادقی در ادامه به موضوع تجارت خارجی استان اشاره کرد و گفت:صادرات در استان ما به يکي دو سازمان و اتاق خاص و در دست تعداد معدودی افراد است.

وی تصریح کرد:ما بايد به اين نگاه برسيم که هر محصولي در مازندران استعداد صادرات را دارد،از توليدات معدني و صنايع متنوع بسته بندي بگيريد تا گل و گياه و محصولات کشاورزي رنگارنگ و حتي ما مي توانيم نيروي کار خبره و مخ به کشورهاي همسايه صادر کنيم و ارز آوري داشته باشيم.

این فعال رسانه ای با بیان این که خواهرخواندگي ها و برادرخواندگي های شهرهای ما اگر ارز آوري نداشته باشد و کيفي نباشد ارزشي ندارد،ادامه داد:بايد حتی سنگ مازندران را به پول تبديل کرد و به استان آورد و راه کارها و چگونگي اجراي اين موضوع در همان اتاق فکرها و بانک ايده ها که ذکر شد،تبیین مي شود.


وی در پایان بیان داشت:مجمع نمايندگان قادر به اجراي اين طرح ها و ايده ها خواهد بود،مشروط بر اين که این مجمع به حاشيه ها فکر نکند،دنبال سياسي کاري و عزل و نصب هاي شهرستاني و سهم خواهي هاي منطقه اي نباشد،به جز اطرافيان واعضاي ستادش از نخبگان هم مشورت بگيرد،به رسانه ها پاسخگو و با آن ها مرتبط باشد،همگرايي و اتحاد را بين خودشان -در ظاهر هم شده-حفظ کنند و برخي نماينده ها فکر نکنند که نماينده ترند.

*کلوچه فروش شده ایم!

مدیر سایت گردشگرآنلاین در این نشست اظهار داشت:‌ رمضان فرصتی برای گردشگری کشورهای مسلمان است که از آن بهره‌مند می‌شوند.

 عباس مهدوی ادامه داد:‌ در اینجا از فرصت‌های گردشگری در ماه رمضان، هیچ بهره‌ای نمی‌بریم و هیچ اتفاقی نمی‌افتد و آنچه داریم به ویژه در حوزه دریا به معضل تبدیل می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: در حوزه گردشگری، به فروشندگان کلوچه لاهیجان و آب‌میوه‌های خراسان تبدیل شده‌ایم.

این فعال رسانه ای با بیان اینکه مازندران صاحب سرمایه‌گذاری کلان نمی‌شود، گفت: باید به کارهار خرد روی بیاوریم.

مهدوی با اشاره به اینکه مدل توسعه در استان کار سختی نیست، یادآور شد:‌ مدل بومی توسعه باید پیگیری شود.

*28 عامل عقب ماندگی داریم

رئیس جهاد دانشگاهی مازندران در این نشست، اظهار داشت: رسانه باید در اجرای توسعه پایدار استان، به میدان آمده و همت‌ساز باشند.

 مصطفی مهدی‌‌نژاد افزود:‌ 28 عامل عقب‌ماندگی مازندران، شناسایی شده که باید در رفع این عوامل بکوشیم.

* گریه می کنم!

عین‌الله فلاح در این جلسه اظهار داشت: لزوم به نتیجه رسیدن کارهای فرهنگی، استمرار است.

معاون فرهنگی ارشاد مازندران ادامه داد: برای افرادی که قرار است در این جلسات حضور یابند، شناسنامه و بانک اطلاعات ایجاد شود.

 این مسئول در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به معضلات و مشکلات فرهنگی و اجتماعی، تصریح کرد: وقتی آمار اعتیاد را مشاهده می‌کنم، گریه می‌کنم و از آمار کمپ‌ها خوشحال نمی‌شوم.

وی با تاکید بر لزوم استفاده از نیروی انسانی در استان، گفت: مازندران پرتگاه نیروهای انسانی خوب به نقاط دیگر شده است.

 فلاح یادآور شد:‌ اینکه چرا از نیروی انسانی متخصص در استان بهره برده نمی‌شود، ناشی از ضعف مدیریتی است.

معاون اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران، خاطرنشان کرد:‌ آرزوها، دردها و امیدهای مشترکی داریم و تا برنامه مشخص نداشته باشیم، نمی‌توان کاری از پیش برد. وی یادآور شد:‌ جاروکش حوزه فرهنگ هستم.

گفتنی است در این نشست ایرج نیازآذری بحث ها را هدایت می کرد و تعدادی دیگر از فعالان عرصه صنعت و دانشگاه از جمله عشریه رییس اتاق بازرگانی مازندران،کاکویی معاون سازمان معدن و تجارت استان،دکتر نبوی رییس سازمان بسیج اساتید استان،جمعی از فعالان خانه صنعت و معدن استان،نمایندگان دانشگاه های نوشیروانی و پیام نور مازندران و ...هم سخنرانی کردند.


  • غلامعلی رنجبرپاسخ به این دیدگاه 0 1
    پنجشنبه 3 مرداد 1392-0:0

    جناب آقای کارشناس محترم و عزیز حتماً از شخص بنده دلخور هستید و نظراتم شما را می رنجاند. خیلی جاها مانده که بنده کارشناسی نکرده ام ولی در حوزه هایی که توان تشخیص و نقد و کارشناسی دارم حتما اینکار را خواهم کرد. در کامنت ها و یا در مقالات چند جا است که با حوزه اطلاعات حقیر مرتبط است که یکی از آنها کارشناسی است. نقد نظرات و دیدگاهها، بررسی و تحلیل مسائل سیاسی (بنده سالها مسئول روابط عمومی سیاسی بودم که تحلیل مسائل سیاسی یکی از بخش های آن بوده است و الآن هم مسئول تحلیل سیسی بسیج اساتید دانشگاه هستم)، موارد معدودی از تبیین مسائل اعتقادی در حد و حدود برداشت ها و رویکردها، توصیه های فرهنگی و نکات لازم در مورد بهره وری (مسئول بهره وری وزارت جهاد کشاورزی بودم و سردبیر نشریه جهاد بهره وری)، کارشناسی و تجزیه و تحلیل سیاستگذاری های کشاورزی (چند سال رئیس سازمان جهاد و معاون پژوهشی دانشگاه کشاورزی بودم)، و به دلیل دوره های متعددی که در زمینه های مختلف اعتقادی و فرهنگی و ... داشتم به خودم حق می دهم که در این موضوعات نظر داده و گاهی کارشناسی هم داشته باشم. اگر این پتانسیل شما را می آزارد خواهشی که می توانم بکنم این است که نظراتم را نخوانید و از آن عبور کنید چون من نظراتم را برخلاف سایرین با نام و مشخصات کامل می دهم.

    • پنجشنبه 3 مرداد 1392-0:0

      دیگه جایی مونده که اقای رنجبر کارشناسی نکنن.اقای صادقی اونجا کلی حرف زده شد .

      • سه شنبه 1 مرداد 1392-0:0

        با احترام

        خواهشمندم متن سخنرانی اینجانب در محل مناظره انتخاباتی کاندیداهای شورای شهر ساری را درج نمایید . محورهای توسعه ساری و سهم استانی و کشوری را از منظری جدید ارائه نمودم . به همین زودی پیش بینی اینجانب با توجه به تجربه پارلمانی خدمتم در امور اداری مجلس شورای اسلامی در خصوص مشکلات اعتباری در تخصیص بودجه سال 92 شهرداری محترم ساری که در آن سخنرانی گفته ام نمایان شده است . آمادگی ارائه مشاوره حقوقی به شهردار محترم و جوان ساری را وظیفه شهروندی خود می دانم . با تشکر جعفر قربان پور مسئول شوراها و نماینده امور بین الملل اداره کل آموزش و پرورش مازندران ، کاندیدای شورای چهارم شهر ساری www.ghorbanpour92.blogfa.com

        • حسن احمدیپاسخ به این دیدگاه 1 0
          سه شنبه 1 مرداد 1392-0:0

          مدیریت محترم سایت مازند نومه:

          خواهشمند است این دیدگاه را درج نمایید گرچه بعید می دانم که اینکار را انجام دهید.

          من روی سخنم با آقای فلاح است. آنجا که ایشان گفتند:

          1- « وقتی آمار اعتیاد را مشاهده می‌کنم، گریه می‌کنم» سئوال از آقای فلاح این است که گریه کردن برای آدم هایی است که مسئولیتی ندارند و از سر ترحم با گریه همدردی می کنند. تو هرماه فلان قدر فقط حق مسئولیت می گیری، باقی مزایا بماند. پس باید برنامه بدهی و کار کنی نه اینکه بنشینی گریه کنی.

          2- « تا برنامه مشخص نداشته باشیم، نمی‌توان کاری از پیش برد » آقای فلاح مشخصا بیان کن که برنامه ات در این چند سال معاونت فرهنگی چه بود؟ با اینهمه نیروی متخصص، بودجه نسبتا خوب و مشخصا حمایت و همراهی مدیرکل پر تلاش، چه کار ماندگاری انجام دادی؟ گرچه بعید می دانم که برنامه مشخصی داشته باشی. مهمترین کارتان در این چند سال، برگزاری جشنواره نامه ای به امام رضا بود که آنهم ابلاغیه کشوری است و نوآوری تو نیست.

          3- اینکه گفتی « جاروکش حوزه فرهنگ هستم » من نیز موافقم زیرا خدمت کردن به حوزه های فرهنگ، هنر و رسانه، دغدغه می خواهد، طرح و برنامه مدون و مشخص نیاز دارد، اهالی فرهنگ و هنر را باید تکریم و احترام نمود، به اقتصاد فرهنگ و هنر و معیشت شاغلان این بخش باید توجه کرد و ... خود بگو به کدامیک از این موارد مهم عمل نمودی؟ گرچه باید اذعان نمود که کوچکترین خدمات به جامعه پویا، فعال و اثرگذار فرهنگ، هنر و رسانه ولو در حد جاروکشی نیز خدمتی ارزشمند است. ولی تو با داشتن آن مسئولیت خطیر می توانستی منشأ خدماتی بزرگتر و بیشتر از جاروکشی باشی.

          • سه شنبه 1 مرداد 1392-0:0

            ...به عقیده بنده فرمایشات جناب رنجبر و سوادکوه را باید با طلا در قاب دیوار مدیران و نمایندگان استان کوبید و روزی 10 بار مجبورشان کرد بخوانند تا ملکه ذهنشان شود تا در راستای توسعه پایدار و متوازن استان بهره گیرند...

            گفتنیها گفته شد ولی یک چیزی بدجوری بنده رو مکدر کرد !!سئوال من از برگزار کنندگان این میتینگ به اصطلاح توسعه پایدار استان این است که : در استان بزرگ مازندران، فرهنگی تر و با سواد تر از جناب فلاح نداشتیم یا نداریم!؟ این همان نان قرض د ادن به دستگاههای اجرایی نیست؟! قصد جسارت به جناب فلاح را ندارم! ولی اگر قرار است به توسعه فکر کنیم بالاخص در حوزه فرهنگ که به نظر بنده مادر همه پیشرفتهاست . (همانطور که در فرانسه و همه کشورهای صنعتی و توسعه یافته اتفاق افتاده است: اول انقلاب فرهنگی شده است و بعد انقلاب صنعتی! اگر به یک آمار ساده اما نهادینه شده در کشورهای توسعه یافته در حوزه کتاب و کتابخوانی برای همه آنهایی که دغدغه توسعه اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و در یک کلام آرزوی رشد و کمال این استان را در دل دارند توجه میشد ایشان را به عنوان نظریه پرداز حوزه فرهنگ در این جلسه دعوت نمی کردین! تجربه جهانی نشان می دهد که رشد و توسعه تمدنها ریشه در رشد فکری و فرهنگی هر جامعه دارد و بدون رشد فرهنگ کتابخوانی در جوامع نمی توان به رشد هیچ تمدنی دل خوش کرد.باید تاکید کرد که علی رغم رشد رسانه های گوناگون جمعی تاکنون هیچ رسانه ای نتوانسته است نقشی را که کتاب در رشد تمدنها داشته است ایفا نماید! گرچه کشورهای در حال توسعه نزدیک به 80 درصد جمعیت جهان را تشکیل می دهند اما کمتر از 30 درصد کتابهای مصرفی جهان را تولید می کنند و کمتر از این نسبت نیز به کتابخوانی مشغول هستند، این در شرایطی است که کشورهای پیشرفته یا توسعه یافته که حدود 20 درصد جمعیت جهان را تشکیل می دهند 70 درصد کتابهای مصرفی جهان را تولید می کنند. تاوان این تفاوت و فاصله را آیا جز کشورهای در حال توسعه باید بپردازند؟!



            از ایشان می پرسم شما که به فرموده خودتان جاروکش حوزه فرهنگ هستید !! که نباید باشید به عنوان معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد استان مازندران و متولی بخش فرهنگ چه اندازه در توسعه کتاب و کتابخوانی و فرهنگ پایدار در استان مازندران نقش داشتید ؟! ا ممکن است بگوید یک ضعف ملی است !ولی سهم شما در استان چقدر بوده است؟! از ایشان می پرسم شما چقدر از اساتید متخصص در استان یا حتی از نیروها و کارشناسان متخصص در حوزه اجرایی خودتان بهره بردید!؟ آیا غیر این است شما و شخص معلوم الحال دیگر با تحریک مدیرتان اعتقاد داشتید سری نباید بالاتر از سر خودتان باشد! بنابراین گردنها زده شد!؟آری این قصه شما و امثال شماست که سرنوشت استان را در دست گرفتید لاکن خوب حرف می زنید و بد عمل می کنید! .شما در این دنیا و در آخرت زیانکارید!

            • جمال الدين موسويپاسخ به این دیدگاه 3 0
              سه شنبه 1 مرداد 1392-0:0

              درود بر علي صادقي با اين طرح ابتکاري جالب وانديشمندانه ولي علي اقاي عزيز اينجه مازرونه برار دانشگاه نيو جرسي نيه که اقايون ره اين چيزا حالي بوه.اره برار.اگه تو جاي ديگه اين طرح ابتکاري بسيار کاربرديه بانک ايده وانجمن نخبگان در هر زمينه تخصصي وبا ايجد کارگروه هاي مختلف داده ميشد .دستاي گوينده و مبتکر طرحو ميبوسيدن. حالا تو مازندران .... وا اسفا .راست گفت حضرت ايت الله حسن زاده که خدا ايشالله حفظش کنه...هر که به مازندران پشت کرد. رشد کرد.

              • سه شنبه 1 مرداد 1392-0:0

                ضمن تایید نظرات برادر گرامی آقای غلامعلی رنجبر که در کامنتشان سخنان بسیار مهم و قابل تاملی فرمودند باید عرض نماییم که باید بدنبال پاسخ چرا مازندران عقب نگه داشته شده یا توسعه نیافته ( یا توسعه یافته غیر متوازن ) مانده است بگردیم که بدرستی اشاره داشتید و بخشی دیگر نیز مشکل فرهنگی و به قول شما جایگزینی حرافان با نخبگان و خانه نشینی و عزلت گزینی نخبگان است. آیا فکر نمی کنید حاکم بودن نگاه فوق امنیتی در مازندران و همه شهرستانهای آن یکی از مهم ترین عوامل باشد آشنا نبودن افراد با جایگاهیشان یکی دیگر از دلایل نمی تواند باشد . کمرنگ شدن نهادهای مدنی مستقل ( نه آنها که ادای نهاد مردمی را در می آورند) و عدم اعتقاد و باور تصمیم گیران اداری استان به مواد مذکور و... و دلایلی دیگر که مبسوط باید پرداخته شود. نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی وظیفه ای دارند و نهاد قانونگذاری و نظارتی مجلس با ساز و کارهای مشخص در راستای ایفای وظایف نمایندگی مردم اگر نقش آفرینی کند آیا باز هم شاهد این مشکلات با این شدت و حدت خواهیم بود. کارهای حاشیه ای نمایندگان استان مازندران از جمله همین دکان دفتر مجمع نمایندگان با کدام وظیفه وشئونات نمایندگان هم خوانی دارد و برگزاری جلسات و رسانه ای کردن و... آیا از همان دردهای درمان نشده استان نیست.

                آیا نمایندگان مردم اگر به وظایفشان بدرستی بپردازند و از خدمات مرکز پژوهشها و نگاه های تخصصی دستگاه های اجرایی استان در امورات بهره ببرند نمی توان نام آنرا استفاده از ظرفیتهای موجود گذاشت.

                آیا هزینه تراشیدن و تشکیلات بی ربط ساختن در جهت عقب نگه داشتن مازندران نیست.

                آیا به جای این دکان داری یک نهاد مدنی با حضور نمایندگان ادوار مازندران ایجاد می شد و در لوای آنها سایر نهادها و تشکلها نیز در خانه ای امن به نام خانه نهادهای مدنی استان امکاناتی با ساز و کار مشخص و قانونی در اختیارشان بود و به فعالیتهای غیرسیاسی و غیر کاسبکارانه می پرداخت باری از دوش مازندران برنمی داشت.

                درد دلی که جناب رنجبر مطرح فرمودند باعث شد تا این حقیر در تکمیل فرمایشان ایشان درد دلی نمایم و از ایشان بخواهم پرچمدار گفتگوهای تعامل در رسانه ها و به عبارتی راه اندازی پرسش و پاسخ در رسانه های استان باشند . ایشان مطلبی را طرح نمایند و سوالاتی را مطرح نمایند و دیگران بیایند به آن مطلب بپردازند وادامه دهند و طرح سوالات مطالب مرتبط هم جدی پاسخ داده شود و فضای مجازی گفتگوی آفلاین ایجاد شود.

                به هر حال اقداماتی شبیه دفتر مجمع نمایندگان در ساری که بعید می دانم مورد تایید اکثریت نمایندگان استان باشد که کارمند دفتری آنجا برای خودش شانیتی بسازد که به یکی از هزارن مدعی دارندگان استان اضافه شود دردی را دوا نمی کند بلکه دواها را میریزد. تا نمایندگان ما یاد نگیرند که وظیفه ا شان چیست تا پیام مردم از انتخابات اخیر در شهرستاهای خودشان را درک ننمایند تا سطح نمایندگان و مسولین استان به تراز نخبگان مورد نظر جناب رنجبر نرسد قصه پر غصه کهنه بر قرار خواهد ماند.

                امید است با باز شدن فضا حضور نخبگان در عرصه های مختلف بیشتر و بیشتر شود و در آن صورت با تقویت نهادهای مدنی وایجاد امکان استفاده از مواهب به اندازه وزن اجتماعی و جایگاه تعریف شده آنان کمی امیدوار باید بود زیرا از نمایندگان مجلس که درگیر مسائل حاشیه ای از جمله ایجاد این دفتر هستند انتظار اقدام خاص انتظاری عبث است.

                • غلامعلی رنجبرپاسخ به این دیدگاه 1 0
                  دوشنبه 31 تير 1392-0:0

                  الحمدلله مباحث عالی و ارزنده و عمیقی مطرح شد ولی راهکاری که بتوان بدان امید داشت و یا در دیگران امید ایجاد کرد دیده نمی شود. شاید خانم فلاحی نتوانست این راهکارها را قلمی کند. اینکه تکیه استان باید بر فکر نخبگان باشد حرف تازه ای نیست و اینکه باید در جلب و جذب سرمایه گذار همت والا نشان داد حرفی قدیمی تر است. اینکه آمار اشتغالزایی تویش آب زیادی است و بلوف و غلو در آن موج می زند نیز بوی کهنگی می دهد و اینکه نمایندگان استان باید سعه صدر به خرج بدهند و با تحمل بالای خود زمینه های رشد و تفکرات استان محوری را فراهم نمایند هم حرف خیلی جدیدی نیست. به طور کلی آنقدر در زمینه مسائل مختلف توسعه استان حرف زده ایم که تکرار آنها را اتلاف زمان تلقی می کنم. اما واقعاً ما هنوز در تشخیص و تمایز بین نخبه و حراف مانده ایم. ما هنوز نمی دانیم چه کسانی واقعاً گروه نخبگان را تشکیل می دهند و چه کسانی نان حرافی های خود را می خورند. مشکل اصلی ما این است که نخبگان را مهجور کرده ایم و حرافان را رنگ کرده و به جای نخبگان به مردم معرفی می کنیم و نمایندگان مردم هم رضایت حرافان را رضایت نخبگان معرفی می کنند. گروه مدیران به قول حاج صادق عزیز "نازنازی" مشکل اصلی و حقیقی مردم مازندران هستند. مدیران عاشق و شیفته قدرت و تشنه ثروت و سیری ناپذیر یکی از اصلی ترین معضلات مازندران هستند. نخبگان واقعی هرچه هم که نظر بدهند، مدیر رده بالا با یک نظر نابخردانه توی آن تفکر نخبگی آفتابه گرفته و با به به و چه چه مدیران پائین دست آن را نفله می کند.

                  تا وقتی که تملق و چاپلوسی در بین مدیران و صاحبان قدرت طرفدار دارد و گروههای موقعیت خواه و ثروت جو برای تصمیمات غیر عاقلانه و ظاهرسازی ها کف و سوت می زنند، وضع مازندران عزیز همین هست که هست. ما را تعارفات نابود کرده ولی حاضر نیستیم حرف های جدی داشته باشیم و به محض اینکه یکی شروع به زدن حرف های جدی بکند، دسته جمعی کمر همت به نابودیش را می کشیم و بنجل های نابخرد را جایگزینش می کنیم.

                  باور کنید ما هم راه را عوضی می رویم و هم عوضی راه می رویم و در کمال شجاعت و پررویی اعلام می کنیم دیری نیست اساساً به مقصد رسیده ایم و به تمام اهداف برنامه دست یافته ایم. خوشحال و خندان از اینکه قله اورست مشکلات را فتح کرده و همه مشکلات را یکجا زیر پا له کرده ایم. این خودشیفتگی ها و خود تعریفی ها از ما افرادی از خود راضی ساخته و جنس نمایندگان ما را نیز از این امر مستثنی نکرده است. با چه قیافه حق به جانبی از آورده های اعتباری برای استان حرف می زنند که انگار از تمام استانها سهم ممتازتری را برای ما آورده اند و سهم اشتغالزایی برای جوانان مازندرانی را آنقدر بالا برده اند که تا پایان سال اصلاً با یک نیروی بیکار مواجه نخواهیم بود که هیچ بلکه باید برای داشتن نمونه هایی از بیکاری اقدام به واردات نیروهای بیکار از استان های دیگر نمائیم.

                  ما اصولاً برای وضع افتضاح اقتصاد و پیشرفت خود شادمانی می کنیم و جشن می گیریم و برف شادی می پاشیم و برای توسعه متوازن نداشته خود هورا می کشیم. ما آنقدر در این خودشیفتگی ها غرق هستیم که نمی بینیم که حتی مجمع نمایندگان ما توان اجاره یک ساختمان مناسب با فضای کافی و شکیل را برای احترام به موکلان خود ندارد و برای ساخت یک ساختمان مناسب هم هنوز برنامه ای ندارد. حتماً می دانید که دولت احمدی نژاد برای بزرگداشت مرحوم کردان اراده کرده بود که فرهنگسرای در حال ساخت را به نام ایشان تغییر نام داده و با فوریت بخشیدن به تکمیل آن برای بهره برداری سیاسی از این شخص فقید سنگ تمام بگذارد ولی دیدید که نه دولت یارای عمل به وعده هایش را داشت و نه مسئولان و مدیران استانی توان پیگیری و تکمیل آن را داشتند و این پروژه حالا حالا ها در حال ساخت باقی خواهد ماند.

                  ما اصولاً دوست داریم که به ما گفته شود فرهنگی تر هستیم و بر همین اساس با شخصیت و شخصیت های خود به مفت معامله می کنیم. خدا می داند که ما در جدا شدن از دوستان و کلک زدن به رفیقان چقدر تردست و وارد هستیم. همین مجمع نمایندگان با همه احترام به همدیگر در نقش رقیب بی ترحم به همدیگر ظاهر می شوند و هر کدام سعی دارد حرفش را به کرسی بنشاند. هر کسی سعی دارد به جای شایسته ها نیروهای خودش و تیم خودش را تکمیل کند. انشاء الله دوستان در این دنیای حرف کمک کار حقیر در مصداق ها باشند.

                  • دوشنبه 31 تير 1392-0:0

                    لطفا دوستان رسانه ای یه مقدار منصفانه تر گزارش تهیه کنند. اینکه دائما بیان و از بخشی نگری نماینده ها صحبت کنن دردی دوا نمی کنه. اتفاقا مجمع نمایندگان استان به دلیل لزوم همین کلان نگری و نگاه استانی تاسیس شده. و با همت دبیر مجمع حسین نیازآذری و رئیس دفتر فعال مجمع ایرج نیازآذری داره بسیار فعالانه عمل می کنه. همین که دفتر مجمع میاد و افراد مختلف از طیف های مختلف رو جمع می کنه و به نظرات شون اهمیت میده و برای توسعه استان حداقل چنین نشست هایی رو برگزار می کنه باید به فال نیک گرفت.

                    • دوشنبه 31 تير 1392-0:0

                      کسی نیست به آقایان بگوید جز جلسه برگزار کردن بلدند عمل هم کنند یا خیر؟!


                      ©2013 APG.ir