تعداد بازدید: 3901

توصیه به دیگران 7

يکشنبه 10 آذر 1392-23:44

اجازه ندهید ما را بیش از این دست به سر کنند

نامه حسین اسلامی ساروی به محمد علی نجفی/آقای دکتر نجفی که معاون رییس جمهور هستید گوش کنید، بخوانید، مطالعه کنید، من به زودی با خرواری از این مدارک به دفتر شما خواهم آمد/دو تا اطاق که در بابل و دو تا اطاق در ساری را با جوراب پشمی و شال گردن پر کردند که بگویند ما موزه داریم، دروغ گفتند+سند


مازندنومه، حسین اسلامی ساروی: به حضرت عباس نه اینکه حالا آقاي رحیم مشائی رفت و آقاي احمدی نژاد، آمارهایش دارد یکی یکی رو می شود، من هم به میدان آمده باشم.

زمان آغازین کار آقاي احمدی نژاد سخت ترین نامه را نوشتم و گرفتاری هم کشیدم، به اشاره می گویم آن نامه سرگشاده از بابلسر تا رامسر( ویلا داریم و...داریم!) دروغ که نگفتم، اما من می دانستم که رحیم مشائی برای مازندران در راه رضای خدا کار نمی کند.

من می دانستم که رحیم مشائی به مازندران راست نمی گوید. می دانستم که او دارد رامسر بازی می کند، معلوم بود که این کار فتنه است و در مازندران دارد فتنه می شود.

معلوم بود که این فتنه ی استان سازی و جدایی طلبی از کجا است. معلوم بود چه کسانی چرا و با چه قیمتی سینه زن علم چه کسی هستند.

آن روز مدرک و اسناد مربوط به این فتنه را نداشتم، به من نمی دادند، او که گويا خودش را نماینده ی امام زمان هم جا می زد، ریش و قیچی دستش بود.

خدا را شکر که ماه زیر ابر تا ابد پنهان نمی ماند. آن روز فریاد می زدم که بابا میراث فرهنگی یک اداره ی ضد میراث فرهنگی است.

اکثر مقالات من شکوه و شکایت از دست میراث فرهنگی بود. خسته ام کردند، اصلاً کور وکر ولال شده بودند، چون پشت آنها به دفتر رئیس جمهوری وقت گرم بود.

حالا امروز مدرک کامل یک خیانت را دارم ،واقعاً یک خیانت است .بقیه را بعداً رو خواهم کرد.

آقای دکتر نجفی که معاون رییس جمهور هستید گوش کنید، بخوانید، مطالعه کنید، من به زودی با خرواری از این مدارک به دفتر شما خواهم آمد.

میراث فرهنگی صدها میلیون تومان پول این ملت را داد که مطالعه کند تا بگوید موزه بزرگ منطقه ی شمال کشور را کجای شمال بزنند؟چرا؟به چه دلیل؟

شرکت(محیط اندیش پایدار )را خوب می شناسید. در جدول شماره 3صریحا نمره و امتیاز به ساری و بهشهر و رامسر و بابل داد.

در این کارنامه، ساری با بیشترین امتیاز یعنی33 و رامسر با 20 امتیاز معرفی شدند، اما در جدول شماره ی4، موزه بزرگ منطقه شمال کشور با اینکه اعلام شده بود بهترین مکان موزه منطقه ای، جاده( ساری فرح آباد)است با اعمال نظر ریاست سازمان میراث فرهنگی وگردشگری تغییر کرد و به رامسر رفت.

این واژه(اعمال نظر )یعنی تقلب ،یعنی خیانت،یعنی ريختن صدها میلیون تومان پول کارشناسی توی سطل زباله، یعنی مشائی بازی، یعنی ایجاد تفرقه، یعنی از طریق دادگستری می توانم اعلام جرم کنم،  دادستان هم که مدعی العموم است می تواند پیگیری کند و تازه لیاقت این را هم نداشتند که موزه بزرگ منطقه ای شمال کشور را که از ساری گرفتند و به رامسر بردند حالا در رامسر آن را بسازند، فقط بین مردم منطقه حرف و حدیث درست کردند.

مردم رامسر و ساری چه تقصیری دارند؟ فتنه از رحیم بود. آقای دکتر نجفی ،آقای معاون رییس جمهوری، من صدها صفحه نقشه مصّوب ،آزمایش خاک ،کروکی زمین،تحویل حدود سه هکتار از بهترین زمین های باغ موزه دفاع مقدس در حاشیه تجن ساری  و نقشه های کامل را با هزینه های برآورد شده خدمت شما خواهم آورد.

قطعاً نمایندگان ساری با من همراه خواهند شد. تعارف ندارم. همین جا به آقایان شجاعی و دامادی اعلام می کنم،این قضیه باید روشن بشود!

 تا کجا باید ما خون دل بخوریم؟ تا کجا باید سکوت کنم؟ جانم به لب رسید؟ دارم خفه می شوم!

آقای دکتر نجفی خوب گوش کنید، من اجازه نمی دهم بیشتر از این ما را مسخره کنند. این خیانت میراث به بازی گرفتن حریم حرمت مازندران و بی معرفتی نسبت به ساری است.

 حالا متوجه می شوید که چرا مازندران تنها استان بدون موزه کشور است؟ حالا ننگ این مسئله که ساری تنها مرکز استان بدون موزه کشور است را متوجه شدید؟

دو تا اطاق که در بابل و دو تا اطاق در ساری را با جوراب پشمی و شال گردن پر کردند که بگویند ما موزه داریم، دروغ گفتند، تازه موزه کندلوس به شما ربطی ندارد، یک کار شخصی است. میراث چرا آن را به حساب خودش می گذارد؟ این هم از آن دروغ هاست که می زدند.

استاد نجفی، شما قبل از اینکه یک معاون رئیس جمهوری یا وزیر باشید ، یک استعداد درخشان و نابغه هستید. من با شما در آموزش و پرورش کار کردم. اجازه ندهید ما را بیش از این دست به سر کنند.   


  • محمد حسین حپاسخ به این دیدگاه
    يکشنبه 24 آذر 1392-0:48

    خطاب به فردی که خود را محمد کجوری معرفی کرده عرض میکنم: نمی دانم واقعا از کجا هستید، اما حق ندارید که از جانب مردم اظهار نظر کنید. این درست است که مردم تنکابن و رامسر بیش از سایر مناطق غرب استان خواهان تشکیل استان جدید هستند و اصولا هرچه به سمت شرق می آییم علاقه به این امر کمتر می شود. اما حتی تا خود رویان هم به جرئت می توان گفت که بیشتر مردم خواهان تشکیل استان جدید هستند. بنده خودم در نوشهر سکونت دارم و می بینم که بیشتر مردم این شهر هم همانند چالوس و عباس آباد و کلاردشت و ... علاقمند به تشکیل استان جدید هستند. یک نظرسنجی از مردم این امر را اثبات می کند. پس لطفا از جانب مردم نظر ندهید و بگذارید نظر مردم پرسیده شود و هرچه که نظر بیشتر مردم بود مطابق آن عمل شود.

    • جمعه 22 آذر 1392-23:31

      سلام.من بچه ی نوشهرم نمیدونم این شهسواری ها ورامسری ها چه بساطی راه انداختن که استان جدید بشیم اینا طمع قدرت گرفتتتشون.اگه از ساری دورید برید جز رشت یا اینکه خودتون استان بشیدوبرای چی غرب مازندران رو دخالت میدید.غرب مازندران از محمود آباد هست تا رامسر که نوری و نوشهری ها مایل به این کار نیستن.

      • عبدالله ذبیحیپاسخ به این دیدگاه 2 1
        پنجشنبه 14 آذر 1392-0:0

        اول سلام به همه مازندرانی ها خیلی سریع میرم سر اصل مطلب آقای اسلامی یادته سال گذشته نامه بابت غرب استان شدن مازندران به وزیر گشور داده بودی و از نماینده های تازه به دوران رسیده سخن میگفتی توهین و بدوبیراهای که به دکتر احمدی نماینده محترم چالوسونوشهرزدی یادته به نظرت موفق شدی اگر جواب آن یاداشت خوانده باشی بایدیادت بیاد که مهندس حجتی نیا جواب به تان داد که خودتان شرمنده شدید آقای اسلامی بسه خسته نشدی از بس که دروغو توهین کردی بابا سن تو اصلامیدونی چنده الان هم سن وسالهات داره آخر عمری زندگی میکنن تو شدی قاضی معرکه باسه دیکه

        • مهرداد يوسفيپاسخ به این دیدگاه 1 0
          پنجشنبه 14 آذر 1392-0:0

          اگه يك غيرمازندراني يادداشت هاي ما را بخواند گمان مي كند مازندراني ها بلانسبت دچار بيماري هم استاني آزاري و خود برتر بيني هستند جشنواره بهار نارنج در ساري برگزار مي شود بيشتر بابلي ها و ساروي ها براي اثبات حقانيت شهرشان به هم مي تازند و از هيچ اهانت،ناسزا و دروغ دريغ نمي كنند سخن از جدايي غرب استان از مازندران مي شود درگيري ها دو قطبي مي شود و برخي شرق استاني ها كه احساس مي كنند از سوي غرب استاني ها متهم به بلعيدن بودجه استان، انحصار طلبي و برخوردار از سطح فرهنگي پايين تر هستند به غربي ها تاخته و آن ها هم براي موجه نشان دادن دلايل جدايي خواهي خود به شرقي ها انگ هاي ناروا مي زنند گويي بد اخلاقي و بگم بگم ها پاياني نداشته و هر بار كه زمينه اي يافته در سطحي خردتر باز آفريده مي شود و دامنگير بزرگان استان و شهر نيز مي شود به قول مازندراني ها "گت كه شونه دار سر خوردتر شونه خال سر" اگر لقمان زنده بود و از وي دوباره مي پرسيدند كه ادب از كه آموختي شايد پاسخ مي داد: از برخي كامنت نويسان مازندنومه !!

          • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

            آقای اسلامی هی نگو من چنین میکنم و چنان میکنم. من من نگو. من و شما نیم من هم نیستیم. سیاست بازان و تصمیم سازان آنچه که باید بکنند میکنند!

            • هم ولایتیپاسخ به این دیدگاه 1 4
              چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

              غلط انداز جان تو که از نزدیک آقای سلامی رو ندیدی و این همه عاشقشی اگه ببینیش نکنه کار دست خودت بدی!

              • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                مهدی 340 دنائت جهالت و رذالت این ها واژه هایی است که غلط انداز تو به کار برده. از این قلم بوی ادب و شرافت و شعور و معرفت می آید! یا شامه ات از کار افتاده یا خودت و قلمت را فروخته ای.

                • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                  اگه آزادی بیان بود که حسابی ازتون پذیرایی می شد.

                  • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                    مازندنومه آزادی بیان رو رعایت کن و مطلبی که نوشته بودم رو روی سایت قرار بده

                    • غرب استانیپاسخ به این دیدگاه 2 2
                      چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                      آقای اسلامی ای کاش کمی بیشتر هنگام پاسخ دادن تأمل میکردید . چرا کشور سازی و تجزیه طلبی کشوری را با استان سازی و تقسیمات کشوری داخل یک کشور یکی میدانید ؟ یعنی شما واقعا متوجه تفاوت آشکار این دو نیستید ؟ واقعا اروپا چه ربطی به این مسئله دارد ؟ این ما هستیم که برای هر کاری به ساری میرویم ؛ آیا اروپاییها هم برای هر کاری به بروکسل میروند ؟ اصلا این مقایسه اروپا با این مسئله آنقدر بی ربط بود که هیچ شباهتی را نمیتوان در آن مشاهده کرد . واقعا هیچ ربطی ندارد ؛ هیچ ربطی ! طبق نظریات شما اصلا چیزی به نام تقسیمات کشوری نباید وجود داشته باشد ! شما کلا این مقوله را دگرگون کرده اید ! طبق نظریات شما ایران باید مثل صد یا دویست سال گذشته چهار پنج ولایت بیشتر نمیداشت ! آقای اسلامی عزیز ؛ تقسیمات کشوری برای رفاه و راحتی مردم است . عواملی مانند دوری از مرکز استان ، تفاوت فرهنگی ، توزیع ناعادلانه و نامتوازن منابع و امکانات ، و ... سبب شده که کشوری که در ابتدای انقلاب 19 استان داشت امروز 31 استان داشته باشد . همان عوامل میتواند سبب شود که این تعداد مثلا به 40 استان افزایش یابد . چون میدانم که احتمالا به این مسئله هم ایراد میگیرید میگویم که با مقایسات کارشناسی با کشورهای مشابه ثابت شده که این تعداد کافی نیست و ایران میتواند تا 50 استان داشته باشد . آقای اسلامی خراسان و آذربایجان که تقسیم شدند رفت ؛ این که من گفتم اقلا ده منطقه دیگر منظورم غیر از اینها بود . آقای اسلامی حرف در این باره بسیار است اما افسوس که گوشی برای شنیدن آن ندارید . شما فقط به بزرگ ماندن مازندرانتان فکر میکنید و اصلا برایتان اهمیت ندارد که این بزرگ ماندن چه هزینه و رنج گزافی برای مردم غرب استان به دنبال خواهد داشت . آقای اسلامی همین چند وقت پیش برای انجام کاری اداری چند بار با رنج و مشقت به ساری آمدم و از جلوی مرکز ساری شناسی شما هم رد شدم . ای کاش وارد آن میشدم و از نزدیک با شما صحبت میکردم تا در جریان رنجهای ما قرار گرفته و برایتان اتمام حجت شده باشد تا در آن دنیا دیگر عذری نداشته باشید .

                      • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                        شهرستان توریسم پذیر ساری با طبیعتی بی نظیر، جنگل های انبوه، ساحل زیبای دریا ،رودخانه ها ، تالاب ها و کوهستان جنگلی، دریاچه های بکر ، چشمه های منحصربفرد وآبشارهای جنگلیش سالانه هزاران مسافر را به سمت این شهرستان میکشونه و بهترین نقطه برای احداث موزه است.متاسفانه طبق معمول حق ساری توسط زورگو ها خورده شد.

                        • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                          غلط انداز را ما هم ندیدیم. اما از بوی قلم او ادب ، شرافت و شعور و معرفت می آید. از بدقلمی پرسشگر و اون بدزبانی مدعی رامسری احساس شرم دارم.

                          • یک رامسریپاسخ به این دیدگاه 4 3
                            چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                            آقای اسلامی جنابعالی با هر کاری که در خارج از محدوده ی ساری صورت گیرد مخالفید. برادر من موزه باید در نقطه ای از مازندران باشد که گردشگر داخلی و خارجی از آن بازدید کند و با فرهنگ و تاریخ ما آشنا شود. ساری شهر توریست پذیری نیست. این را دیگر همه میدانند.

                            • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                              غلط انداز امیدوارم با این چاپلوسی ها و پاچه خواری ها در نزد آقای اسلامی ارتقای مقام بیابی. آمین اگر دو کلاس سواد داشتی پاسخ من را مستدل میدادی نه جاهلانه

                              • موزه رامسر در چه مرحله یی است ؟پاسخ به این دیدگاه 3 2
                                چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                                ما را مطلع سازید که موزه رامسر در چه مرحله ای است . چه ساروی ها مثل من و چه از جایی دیگر در مازندران از این کار سود خواهند برد . مهم موزه ای در مازندران است . از آقای اسلامی متشکریم که پی گیر کار موزه از ابتدا بوده اند و هستند . شاید توفیق نیافتن ایشان در کشاندن موزه به ساری،به دلیل رستم وار عمل کردن ایشان در مبارزه است . رستم در افسانه های ایرانی همیشه کارش را تنهایی به پیش می برد و در بسیج و هدایت همگامان و همراهان چندان سررشته ندارد . تلاش در امور اجتماعی و پیش گامی در آن امروزه روز متفاوت است و مستلزم نگاهی جامع است . کشاندن پای یک هم استانی که او علاقه ای به دادن امتیاز به همشهریان خود داشته و با اعمال نفوذ کاری به نفع رامسری ها کرده آن هم در شرایط امروز که دستش کوتاه است چندان جوانمردانه نیست . ساری صاحب موزه خواهد شد اما با همکاری و همدلی همه فرهیختگان ساروی و مازندرانی و پیشگامی یکی چون آقای اسلامی .

                                • غلط اندازپاسخ به این دیدگاه 3 2
                                  چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                                  آقای تبری عزیز دلبند. خوبه که غلط انداز که ریشه در سوادکوه دارد از یک ساوری پاچه خواری کند که تاکنون از نزدیک موفق به زیارتش نشده و هیچگونه منفعتی این پاچه خواری برایش ندارد.

                                  اگه همه پاچه خواری ها توسط ناشناخته ها و برای رسیدن به مقاصدی در حد هیچ صورت بگیرد چقدر خوب است. آیا شما توقع دارید من از ادب و معرفت دور باشم و فقط چنگ انداختن به صورت این و آن را یاد بگیرم و تندی کنم و تشنج بیافرینم و فضای عمومی فکر و اندیشه را لجن مال بکنم؟

                                  آقای تبری عزیز من که در حد فاصل بین بابل و سوادکوه تعلقات سه گانه و یا چهارگانه ای دارم سعی دارم اسیر جهت گیری های سیاست بازان و دودوزه بازان نگردم و خودم باشم و این قلم و به فکر کمک کنم و انشاء الله نلغزم و این ور و آنور غلت نزنم و همانند چکش و غلتک عمل نکنم و شرافت و آزادگی خویش را ارزان نفروشم و چه می گویم خودم را خودم بکوبم ولی اجازه ندهم قلم را له کنند. این اسمش می خواهد پاچه خواری باشد و می خواهد تعریف و تمجید از آدمهایی باشد که هیچ کاری دستشان برنمی آید که برای غلط انداز انجام بدهند و هیچ شناختی هم وجود ندارد که غلط انداز بخواهد از آن استفاده کند و لذا باید به این نوع جدید پاچه خواری غلط اندازانه افتخار هم کرد که نه برای نان است و نه برای نام بلکه برای ارزش ها و شخصیت ها است و بس.

                                  • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                                    غلط انداز بچه جان برو تائیدیه نوشتن رو یاد بگیر. تائیدیه با نامه ی تملق آمیز و پر از ناسزا به دیگران فرق میکنه. پاسخ پرسش گر رو منطقی و مدلل میدادی نه لمپن وار.

                                    • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                                      ای بابا غلط انداز هم که پاچه خوار اقای اسلامی از آب در اومد. پس تا حالا سر کار بودیم

                                      • حسین اسلامی سارویپاسخ به این دیدگاه 3 2
                                        چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                                        در پاسخ غرب استانی

                                        1- من جدائی طلبی و تفرقه و استان سازی و استان بازی را چاره ی کار و گرفتاری نمی دانم.

                                        2- اروپا هر گوشه اش یک سازی می زنند. امّا اتحادیه درست کردند. چرا؟؟

                                        3- صبرستان گردن کلفتی کرد شد یوگوسلاوی، و باز گردن کلفتی کرد شد شش تکه و توسری خور. کره... سودان... و مجارستان، اتریش و شوروی...

                                        4- خراسان و آذربایجان با حساب و کتاب و با حفظ آذربایجان و خراسان کار کردند. امّا ما داریم بیراهه می رویم.

                                        5- جدا کردن و تقسیم کردن استانها و کشور ها یک تنبیه است. یک پس گردنی است، چماق است ، هویج نیست.

                                        6- ما از واقعیت چرا فرار می کنیم، گام اول برای رفع مظلومیت و محرومیت ، خودباوری، اعتماد به نفس، بازگشت به خویش است. با آویزان شدن به این و آن کار درست نمی شود.

                                        7- ما باید یاد بگیریم و باور کنیم که می توانیم، با هم باشیم، چه در سطح ملّی و چه در سطح استانی. شما در رامسر اوّل مشکل ویلا داریم و.... را کمک کنید حل بشود. زمین فروشی نکنند، از کجای رامسر و غرب استان حرف می زنید، مثل اینکه خواب هستی. بُردند ، خوردند... شب رفت ، صبح شد. هنوز خوابی؟؟ خودت باش آویزان نشو....به جای دیگر آویزان نشوید.

                                        8- ما با توی سر هم زدن اجازه دادیم که سیاست بازان با ما بازی کنند، دیروز رحیم بازی بود، فردا جور دیگر. مگر اینکه یک یا علی امّا با فکر و عمل و شعور آنهم نه برای تخریب ، برای ساختن، برای حفظ عزّت و آبرو و شرافت مازندرانی خودمان، فرار نکن، نترس.

                                        9- اگر سی سال قبل هم این فتنه شروع شد که حق نیست. پس بازی بود و بازی هست. لطفاً بازی نخورید و ما را هم بازی ندهید.

                                        • چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                                          رامسر جزو مازندران باشه یا نیاشه/استان بشه ویا نشه/آره رامسر یه منطقه تفریحی و زیبا/رامسری ؟آهان راستی در حال سرویس دهی به غریبه ها دیدمشون/صددرصد من همشهریام هیچ رقمه به شماها نمی خوریم /نصف درآمدمونو کتاب می خریم(25ساله بطور مداوم و بدون استثنا هر سال یکی دوتا ازنفرات برتر کنکورو به خودمون اختصاص دادیم) و نصف درآمدمونو لباس و استفاده کننده اصلی از مواهب خدادادی شهرمون هم خودمون هستیم/ آره تا ما هستیم هیجکس از خارج استان نمیتونه مانور بده البته قدمشون همیشه رو جفت چشمامون احترامشون همیشه واجبه ولی هر کسی و چیزی جای خودش /با قاطعیت:اینجا مردم انقد درگیر کار وتحصیل و تفریح خودشونن که با عرض پوزش به جداشدن و موندن شما ها و اصلا خود شماها فکرم نمیکنن(الیته همیشه واسمون محترمید) و البته اون ابسیلون درصد افرادم میتونن نظر شخصی خودشونو بدهند که فقط در حد یه نظره.

                                          • غرب استانیپاسخ به این دیدگاه 2 3
                                            چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                                            آقای اسلامی مرد باش و مرد و مردانه جوابم را بده : اصلا فرض می کنیم که تمام صحبتهای شما در مورد این موزه درست باشد و اعمال نفوذ مشایی سبب ساخت این موزه در رامسر شده باشد . خب این موضوع چه ربطی به موضوع استانی شدن غرب مازندران دارد ؟ اصلا کدام یک از دلایل متعدد مردم غرب مازندران برای طرح مطالبه تأسیس استان جدید به این موزه ربط دارد ؟ اصلا چرا شما موضوع استانی شدن را کلا به مشایی ربط میدهید ؟ یعنی شما واقعا نمیدانید که پیگیریها برای استانی شدن غرب مازندران از همان ابتدای انقلاب و حتی قبل از انقلاب آغاز شده بود ؟ آن زمان اصلا اثری از این مشایی بود که شما هی رحیم رحیم میکنید ؟ اصلا خدا را شکر که این استان به دست فردی چون او تأسیس نشد . البته دلیلش هم این بود که بر خلاف گفته شما این موضوع برایش مهم نبود . در ضمن آن زمان ( سه دهه پیش ) اصلا اثری از نمایندگان فعلی غرب مازندران بود که شما بر آنها میتازید ؟ چرا بر یک عمل کاملا طبیعی و پذیرفته شده در تقسیمات کشوری عنوان بی ربط "فتنه" میگذارید ؟ چرا توهم توطئه دارید ؟ باز هم میگویم چرا توهم توطئه دارید ؟ آیا واقعا نمیدانید که اقلا ده منطقه دیگر کشور عزیزمان هم در تکاپوی استان شدن هستند ؟ آیا آنها هم مثل ما با چنین واکنشهای متعصبانه و تمامیت خواهانه مواجه میشوند ؟ شما که هی رامسر رامسر میکنید آیا واقعا نمیدانید که هیچ رقمه هیچ سنخیتی با مازندران مخصوصا با شرق آن ندارد ؟ آقای اسلامی برو همان ساری خودت را بشناس و کار به کار مطالبه کاملا و صد درصد به حق جدایی غرب مازندران از این استان نداشته باش ؛ چرا که آه این مردم مظلوم دامانت را میگیرد . ببین کی به شما گفتم .

                                            • غلط اندازپاسخ به این دیدگاه 3 2
                                              چهارشنبه 13 آذر 1392-0:0

                                              جناب استاد اسلامی عزیز

                                              شما غلط انداز نوازی فرمودید و به رسم غلط انداز خود اط شما تشکر ویژه دارم. غلط انداز ترسوتر از آن است که پرده از رخ برکشد و خود را آشکارا و شجاعانه به میدان بیاورد. وقتی ناسپاسی عده ای متعصب و لجن مالگر را در برابر شخصیت آبرومند و فداکار و صریح و دلسوز شما را می بینم خوف تمام وجودم را فرا می گیرد که غلط انداز در برابر جهالت و تعصب و بعضاً دنائت این جماعت چه می تواند بکند.

                                              پرسشگری که برای رسیدن به مقصود از حافظ وسیله می سازد و شعر معروف و ارزشمند او را مورد سوء استفاده قرار داده و ناجوانمردانه برای ریختن آبرو و حیثیت شما بهره برداری می کند، نمی داند استاد بزرگوار و البته ناشکیبا در برابر ضلم ها و بی عدالتی ها چقدر زحمت کشیدند و با دستان خالی چه اقدامات ارزشمندی را انجام دادند. شما نادانی این جماعت را به دل نگیرید و می دانم که بعد از پخش این تائیدیه غلط اندازانه سیل اتهامات و فحش های رکیک و تف و لعنت به سمت غلط انداز روانه خواهد شد تا سندی باشد برای اثبات رذالت و دنائت این جماعت.

                                              • سه شنبه 12 آذر 1392-0:0

                                                اسلامی جان مشایی رامسری بازی کرد تو هم ساروی بازی می کنی پس فرقی ندارین. قربانت برم بس کن حنات دیگه رنگی نداره.

                                                • محمد مهدی کریمی سلیمیپاسخ به این دیدگاه 2 4
                                                  سه شنبه 12 آذر 1392-0:0

                                                  1- چرا بحث را به رامسر و ساری می کشید؟

                                                  2- اگر پول به کارشناس داده اند چرا نظر کارشناس را نپذیرفته اند؟ ناقص العقلها برای چه محاکمه نمی شوند؟

                                                  3- یک نفر نیامده بگوید اگر دکتر اسلامی بعد از 120 سال بمیرد چه کسی این فریادها را خواهد زد؟ چه کسی جرات خواهد داشت؟

                                                  4- آقای اسلامی! من تربیت شده خود شما هستم. چرا جرات دار تربیت نکردید و نمی کنید؟ چرا شیرمرد و شیرزن نداریم؟ چرا حق ما را می خورند و نمایندگان ما به یک کارخانه راضی اند؟ چرا افرادی را تربیت نمی کنید که سیلی محکمی به گوش بی عرضگان با ادعا بزنند؟

                                                  یک دست صدا ندارد، هر چند حسین اسلامی باشد. همه با هم برای مازندران متحد و قدرتمند. اگر حمایت نمی کنید سنگ نیندازید.

                                                  • حسین اسلامی سارویپاسخ به این دیدگاه 3 2
                                                    سه شنبه 12 آذر 1392-0:0

                                                    آقای پرسشگر

                                                    هم سیاسی هستم، هم خط سیاسی دارم. هم به هیچ نویسنده از مرده و زنده شبیه نیستم. از کسی هم اجازه نمی خواهم که چگونه باشم. راستی... دوست دارم چهره هم بشوم. دیگه؟؟؟ آها... ساروی هستم، از خودم خیلی متشکرم، دیگه؟؟؟ همه اینها هستم. به تو چه؟؟

                                                    من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش...

                                                    داشتم می گفتم... هیاهو هم دارم. هنوز کجاشو دیدی!!

                                                    همینه؟ مگر اینها به تو و امثال تو ربطی داره؟

                                                    مرد باش با اسم و رسم بیا جلو ببینم چه کاره ای.

                                                    • سه شنبه 12 آذر 1392-0:0

                                                      پرسشی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس جناب آقای اسلامی آیا مورخین و محققینی همچون زنده یادان اردشیر برزگر و اسماعیل مهجوری و عباس شایان چون شما قلم میزدند و رفتاری چون شما داشتند؟ گویا خیلی به چهره شدن علاقه مندید که این همه هیاهو می کنید. آیا در همان ساری فضلایی همچون اسدالله عمادی و احمد داداشی رفتاری چون شما دارند؟

                                                      • سه شنبه 12 آذر 1392-0:0

                                                        آقای شیخ صفر.... تو چرا داد بیهوده می زنی، اگر ملاّ هستی ، اگر اهل کتاب و درس و مشق هستی، خوب یک کمی بخوان یک کمی فکر کن تا فردا هم حرف بزن. میراث پول داد کارشناس حرف بزند . رئیس میراث مثل حضرتعالی اعمال نظر کرد. حق همه ضایع شد . حالا شما می خواهی جای معاون رئیس جمهور از آن نوع اعمال نظرها کنی؟ آخر مرد حسابی ، تو مگه شیخ صفر نیستی؟ در اینجا که رامسر بدهکار است. طلب چه داری؟ با کدام منطق و عقل؟

                                                        • سه شنبه 12 آذر 1392-0:0

                                                          آقای اسلامی گرامی روحیه شما کمی به هیتلر شبیه است که ازنژاد برتر سخن میگفت. کاش با این روحیه به وادی پژوهش پا نمی گذاشتید وتعصب بیجا را وارد عرصه ی پژوهش نمی کردید. آقای اسلامی دغدغه ی شما ساری است نه مازندران

                                                          • حسین اسلامی سارویپاسخ به این دیدگاه 7 3
                                                            سه شنبه 12 آذر 1392-0:0

                                                            آقای غلط انداز عزیز و گرامی که خیر هستی و شر نیستی. من گلایه نکردم که چرا می نویسی، گفتم این قلم شما بیش ازین کارائی دارد. شما در کامنت ها می بینید که بعضی ها یک گوشه پنهان می شوند و سنگ می زنند. این باز ی ها ی کودکانه آخرش به آنجا ختم می شود که یک قانونی بیاید تا جلوی این نا بسامانی را بگیرد. حرف حساب زدن با فحاشی و تهمت فرق دارد. باز هم دوست دارم که آشکار شوید و بنویسید و بنویسید که خوب می نویسید. ما به اهل قلم مثل شما نیاز داریم، اهل هتاکی و فحاشی و کامنت بازی ، تهمت زنی که کم نیستند!! شاید این هم یک تجربه است. شاید بخشی از نیاز است، و شاید هنوز امنیت کامل احساس نمی کنند که اینگونه تخلیه می شوند.اما شما حرف حساب می زنید.

                                                            • سه شنبه 12 آذر 1392-0:0

                                                              آقای اسلامی شما به شوونیسم متهمید که همان ساروی گرایی است. مرکز مازندران شناسی را ساری شناسی نام گذاشته اید. کتاب مازندران در نهضت مشروطه ی خود را ساری در نهضت مشروطه نام گذاشته اید و شنیده ام که در برخی جاها افرادی از دیگر شهرهای استان را ساروی خوانده اید. زنجیر تعصب را بگسلید و افق دیدتان را وسیع تر کنید. خدای ناکرده شما یک پزوهشگرید.

                                                              • دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                درود بر دکتر اسلامی عزیز که از زبان مو درآورده ی ما سخن می گویی. ببینید مسئول ... مازندران در سازمان میراث فرهنگی چه کسی هست و به چه کسی متصل شده است؟ ببینید مسئول ... سازمان میراث فرهنگی چه کسی هست و چه می کند؟ ببینید موزه نیما در یوش زیر نظر چه کسی هست و تاکنون برای تجهیز آن چه کرده است؟ ببینید تابلوی عضو فعال ستاد احمدی نژاد را چه کسی بالای سر خود در سازمان میراث فرهنگی نصب کرده بود؟ ببینید قراردادهای مرمت میراث استان را چه کسی و در کجا با چه کسانی منعقد می کند؟ ببینید بودجه های آنچنانی را چه کسانی در میراث مازندران بدون مناقصه به دوستان واگذار کرده اند؟ کمی هم بیشتر به دور و بر خود نگاه کنید. ببینید آن آقای مسئول در میراث استان که اتفاقا دوست شما... و شاید هم مسئولیت دارد مشغول چه کاری است؟ آقایان بیش از آنکه به فکر میراث فرهنگی باشند مشغول طرح فروشی و دلالی جهت ساخت هتل و رستوران ها متقاضیانی بیچاره ای هستند که بناچار باید از این طریق موفق به دریافت مجوز شوند. قربان دلشوری هایتان شوم لطفا کلان نگر باشید و فقط به ساری اندیشه نکنید. تمام استان حق برخورداری عادلانه از موزه را دارند. تازه موزه که در برابر تخریب آثار تاریخی ثبت شده ای که توسط همین آقایان به یغما رفته است چیز مهمی نیست. خدا کند که استاندار و معاونین زحمتکش ایشان به فاجعه ای که در طول این سالها رخ داده توجهی کنند و میراث فرهنگی مازندران را از شر این افراد نالایق نجات دهند.

                                                                • شیخ صفر قاسمی-رامسرپاسخ به این دیدگاه 4 6
                                                                  دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                  دیگر مردم رامسر اجازه نخواهند داد عده ای با جار و جنجال حقوق مسلم این مردم را پایمال کنند. رامسر بهترین نطقه برای ایجاد موزه منطقه ای شمال کشور است. در ضمن جناب استاد اسلامی عنایت داشته باشند که قرار است موزه منطقه ای شمال کشور ساخته شود نه موزه ساری یا موزه مازندران.

                                                                  • دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                    ...من بد قبول مگه تو نبودی روز دیدار با رحیم مشایی در سالن خانه معلم روی سینه اش دست میکشیدی و گفتی آقای مشایی نماینده مازرونی ها در هیئت دولت هستی و کلی زیر بغلش گذاشته بودی و بدان افتهخار میکردی ؟ مگه تو نبودی که گفتی بچه های ساری شناسی را به زور به دیدار رحیم مشایی آورده ام؟...

                                                                    • غلط اندازپاسخ به این دیدگاه 3 3
                                                                      دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                      حسین جان سلام

                                                                      ته خسته تن بلاره. من با تموم وجود خدمت شما اردات دارم و از نظر سن و سال هم که باشه به شما ادای احترام می کنم. کار غلط انداز کمی شوخی و هزل و طنز هم قاطی داره. دوستان فکر می کنند که اگر غلط انداز را با نام واقعی بشناسند خیلی برد کردند ولی واقعاً اینطوری نیست چون در آن صورت دیگر غلط انداز نخواهد بود.

                                                                      اگر این ماسک غلط اندازی را از چهره غلط انداز بردارید من هم می شوم یکی از افرادی که دیگر نخواهم نوشت. اگر این مطلوب شما است امر بفرمائید بنده نوشتن را ترک کنم همانند همه کسانی که به کمپ می روند تا ترک کنند.

                                                                      دکتر جان باور کنید نیت غلط انداز تقویت شما بود و این هزل و طنز هایی که همراهش بود در واقع نمک کار غلط انداز است. اگه موجبات ناراحتی فراهم شد بخشایش از بزرگان و بزرگواران است و انتظار غلط انداز بچه صفت کتک خور جاهل بی ریشه و بی مایه این است که مورد عفو و بخشش قرار گیرد. دستور بفرمائید تا در سایت با همین ناشناختگی بمانم یا به خاطر حساسیت دوستان که کسانی را هم بالاشاره غلط انداز معرفی کرده بودند تا شاید با حدسیات کوس رسوایی غلط انداز را نواخته باشند حاظرم کنار کشیده و دیگر اصلاً ننویسم. اگر ننوشتن غلط اناز مفیدتر است زحمت را کم می کنم.

                                                                      اما اگر راستی راستی خواهان افشای چهره کریه غلط انداز هستید و توقع مردی و مردانگی از غلط انداز دارید باید عرض کنم غلط انداز در جایی دنیا آمد که مردانگی در آنجا بدجوری تعریف شده بود و کمی موذی و مذبذب بار آمد و فقط بلد شد که خودش را از انظار مخفی نگهدارد. لذا این یکی را شرمنده هستم و توقع دارم که اجازه بدهید اصلاً ننویسم. البته مازندنومه مدت ها است به خاطر شر وجود غلط انداز دارد خسارت می بیند و نمی دانم چرا او را تحمل می کند و وجود بی ارزش غلط انداز چه منفعتی برایش دارد که کامنت هایش را به طور مرتب پخش می کند خدا می داند.

                                                                      بیایید همه با هم دعا کنیم تا از شر غلط انداز خلاص شویم.

                                                                      • دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                        اخه مشاور داریم تا مشاور. این چه وضع امتیاز دهی هست که اگر برای هر پروژه ای اینطوری امتیاز دهی بشه همیشه همه چی باید تو ساری باشه که. دسترسی به ادرات چه ربطی به به مکان موزه داره اخه. موزه شمال باید جایی باشه که شبیه شمال باشه مثل رامسر و بهشهر که بیشترین نزدیکی و شباهت رو به واسطه مجاورت کوه و نیز فرهنگ مردم به سنتهای شمال کشور رو دارند.

                                                                        • بهارنارنجپاسخ به این دیدگاه 6 3
                                                                          دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                          بذارید رامسری ها هم یک کم مازندرانی باشند نه گیلانی از ساری چیزی کم نمیشه

                                                                          • دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                            همشهری عزیز آقامحمد رجوی:

                                                                            بازی تمام شد جوش نزنید آقارحیم هم با همان باور شما اعمال نظرکرد ونظریه کارشناسان را باطل کرد اگر کسی با شما بد کرد باز هم همان رحیم آقا بودخیلی ناشیانه به کاهدان زد چیزی گیرهیچکدام از مازندرانیها نیامد فقط به نامی برای اوودردسربرای همه ما زحمت نده رحیم رفت مابا هم برادریم با هم تمام مازندران را بدون فتنه و بازی سیاسی باید بسازیم مواظب باشیم که مارابازی ندهند رحیم بازی موقوف.

                                                                            • رضوان مهدویپاسخ به این دیدگاه 7 2
                                                                              دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                              آقای دکتر ممنون که با هیچ کس عقد اخوتی نبستید و بی پروا فریاد می کشید جهت احقاق حقوق ....ایکاش در همه امور همینگونه فریاد بکشید آنهم بصورت علنی!!!

                                                                              • رضاشریعتیپاسخ به این دیدگاه 8 2
                                                                                دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                باز هم حسین اسلامی مردی با دغدغه همیشگی برای مازندران وقتی برای ویژه نامه ایی در مازندنومه مخصوص عید سال قبل باهاشون تماس گرفته بودم تا از هدفشون برای سفرهای نوروزی بپرسم ازایشون وهمین طور استاد ابوالحسن خشرو خوش برخوردی ودغدشون برای فراموشی فرهنگ مازنی چیزی هست که هرگز از یادم نخواهد رفت

                                                                                • رحیم آتشیپاسخ به این دیدگاه 4 3
                                                                                  دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                  بیچاره گندم کار، بیچاره آسیابان . بیچاره نانوا ، همه ی این نون به اینجا ختم شد که به یاد غائله دانشنامه افتادی؟ حیف، اینهمه زحمت ، چه خسته ای شدی؟

                                                                                  • محمد رجوی جوان رامسریپاسخ به این دیدگاه 5 8
                                                                                    دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                    با سلام. باید به آقای اسلامی یاداوری کرد که نباید حقوق یک ملتی که یک عمر پایمال شده رو با فرافکنی و فتنه خواندن کمرنگ کنند. مردم رامسر و منطقه غرب مازندران سالهای سال است که به دنبال ایجاد استان مستقل و ساحلی برای خود هستند و همه آن هم به دلیل ظلم و بی انصافی ها و تبعیض قائل شدن مسئولان استانی بوده و هست. اینکه جناب مشائی رامسری هستند و به نام ایشان میخواهید این حق مردم راکمرنگ کنید ظلم به این منطقه است .شما که ساری ساری میکنید خوب است یک سری هم به رامسر بزنید، وببینید که چه استعدادهایی برای پیشرفت هست و چه منابع دست نخورده ای در این منطقه هست که به خاطر تبعیض وبی انصافی ها هنوز دست نخورده باقی ماندند. شما بفرمایید چه تعداد توریست به ساری میآیند و چه تعداد در رامسر . اگر خیلی ساده هم نگاه کنیم برهمگان یقین حاصل میشود که بهترین مکان برای احداث موزه در زیباترین شهر استان میباشد.و با کمترین مطالعات میتوان بهترین نقاط برای احداث این موزه را در رامسر پیدا کرد. گناه ما چیست که از همه جای کشور به رامسر حمله میکنید. به بهانه مهندس مشایی همه حقوق مردم را زیر پا میگذارند. آش نخورده و دهن سوخته. .این حرفها یادآوری مظلومیت مردم رامسر وغرب مازندران است .این سخنان جز این نیست که ما را نسبت به همولایتی های مرکز استانمان بدبین کند و محبت وبرادری مارا کمرنگ کند.من به عنوان یک شهروند رامسری مسرانه از جناب آقای دکتر نجفی میخواهم به این حرفهای جنجال برانگیز وفتنه بر انگیزو سخنانی که احتمالا برای مشهور شدن هست توجه نکنند به داد مردم مظلوم رامسر که از همه جا چوب میخورند برسند. بیشترین استعداد ساخت وایجاد موزه و مراکز فرهنگی در منطقه رامسر بوده و هست. ما همچنان به دنبال ایجاد استاد جدید برای احقاق حقوق اجحاف شده خود هستیم. آباد باشی رامسر عزیز . ننگ بر همه بدخواهان تو. از مسئول سایت مازندنامه میخواهم آزادی بیان را رعایت نموده واین پاسخ را بی کمو کاست روس سایت قرار دهد. با تشکر.والسلام

                                                                                    • الیاس خلیلیپاسخ به این دیدگاه 9 3
                                                                                      دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                      با سلام

                                                                                      جناب دکتر اسلامی شما نزد ما ساروی ها یک دنیا احترام و اعتبار دارید از شور و شعور فرهنگی تان و از پاسداری میراث نیاکانمان سپاسگزاری می کنم و از داد آر داد آفرین سلامتی تان را خواهانم

                                                                                      الیاس خلیلی-خبرنگار

                                                                                      • دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                        این اقای غلط اناز یه ادم مغرضی هست هر وقت اقای اسلامی مطلبی نوشتند ایشون منکر شدند میترسم اقای اسلامی بگن* الله واحد *ایشون منکر بشن انصافا مطلب اقای اسلامی درست هست یا نه ؟نقد سازنده بکنید نه نقد مغرضانه .بعد نام کامنت خودتون رو عوض کنید مردم رو به غلط نندازید* یااستاذ لغه العربی*

                                                                                        • حسین اسلامی ساروی پاسخ به این دیدگاه 14 2
                                                                                          دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                          سر که نه در راه عزیزان بود بارگرانی است کشید به دوش



                                                                                          غلط انداز اهل قلم، 1- به میدان بیا با نام واقعی قلم بزن، از کامنت بیرون بیا، ما به قلم شما نیاز داریم.2- نزدیک هفتاد سال سن دارم، مُردم که مُردم، شک نکن ، کاری کردم که دهها حسین اسلامی بعد از من و بهتر از من به میدان خواهند آمد. خودت یکی از آنها ، 3-خدا کند در راه عزت مازندران بمیرم. 4-امّا پاسخ به مهدی که چگونه نامه های اداری را در اختیار می گیرم؟ پسر جان، یک کمی درس بخوان ، بیشتر می فهمی. نامه های اداری سوخته دست من افتاد، اگر این نامه ها را در زمان رحیم داشتم که کار دیگری می کردم. باز هم سفارش می کنم که درس بخوان، بازیگوشی نکن، میدان بیا، حاشیه نشینی نکن، جرأت پیدا خواهی کرد.

                                                                                          • روح اله مهدی پورعمرانپاسخ به این دیدگاه 3 4
                                                                                            دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                            کم کم غائله ی دانشنامه ی مازندران دارد درذهنم زنده می شود !

                                                                                            • غلط اندازپاسخ به این دیدگاه 2 7
                                                                                              دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                              حسین آقا کلاً خیلی داد می کشید. این همه داد و بیداد و هوار و فریاد برای قلبت ضرر دارد و مسئولان هم منتظر هستند که شما زودتر به آخر خط برسید. حیف نیست قریادتان را در گوش هایی سر می دهید که ضریب شنوایی آنها در حد صفر است و انگار نه انگار.

                                                                                              بابا ای ول حالا شما هم بگم بگم دارید راه می اندازید و مدرک ارائه می کنید. اونها که مدارک را کاغذ پاره می دونستند تند تند مدرک ارائه می کردند و به نام خدمت کارهایی می کردند که هرچه اصولگرا بود از خودش خجالت می کشید و اصلاح طلبان بیچاره که از بس علیه آنها تبلیغ کرده بودند که خودشان هم باورشان شده بود که آدم بده هستند.

                                                                                              بحث میراث فرهنگی بدترین نامی که بر آن است که اسم میراث بر روی آن است و افراد که می آیند و توی میراث پست می گیرند واقعاً خیال می کنند تمام امکانات میراث ارث پدرشان است و نباید به جایی غیر از آنجاهایی که تمایل دارند توجهی بنمایند. شما هی داد بکش من غلط انداز به شما اطمینان می دهم که هیچ گوش شنوایی نخواهی یافت.

                                                                                              غلط انداز بر حسب عادت نق نقو تشریف دارند و بسیار اتفاق افتاده که به خاطر دوستان خودزنی کرده و از خودش خیلی مایه گذاشته تا دوستان مکدرالاحوال را مقدارکی هم شده سر حال بیاورد و ادخال السرور فی بطن المومن را رعایت کرده باشد. حال من باب یک کزاح جدی عرض می کند برادر حسین جان عمر نوح هم که داشته باشید با این حرص و جوشی که می خوری چند سال دیگه بیشتر مهمان ما نیستی. حیف نیست آدمی با خوش نیتی شما زود رحل سفر ببندد و ما را از خدمات خویش محروم نماید و ما بالای برگه بزرگداشتش بنویسیم اذا مات العالم مات العالم و یا کل نفس ذائقه الموت و یا انا لله و انا الیه راجعون و مویه و شیون سر بدهیم که پس میراث چه شد؟ ای خدا ... کند این مشائی را که بنده خدا را دق مرگ کرده و درست در گل دوران پا به سن گذاری جوانمرگ شد که نه بلکه دق مرگ شد.

                                                                                              برادر حسین عزیز دنیا به هر صورتی می گذرد ولی شما دارید به جوانتر ها درس می دهید که لا اری الموت الاالسعاده و یا هیهات من الذله.

                                                                                              160 میلیارد تومان پل بیت المال در اثر اعمال نفوذ مشائی به دو شهرستان داده می شود و همه را انگشت به دهان می گذارد و در آتش بی عدالتی به نام عدالت محوری می سوزاند ولی وقتی از سوی غلط انداز بدبخت اعتراض می شود آقای استاندار وقت اینگونه توجیه می کنند که آن پول راساً از تهران برای دو شهرستان گرفته شد و ربطی به بودجه های استان ندارد.

                                                                                              الهی بارالها به امرا و مسئولین ما درایت و بصیرت عنایت فرما.

                                                                                              • دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                                درود بر حسین اسلامی

                                                                                                • دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                                  دكتر جان ته شه دوندي كه شهرداري ساري چقدر براي ساري شناسي از زمان شهردارقنبرپوروالان هم عبوري زحمت بكشيه ساختمان پارك روشن خ قارن ره هم شهرداري دره درست كنده تازه ساختمان قديمي سبزه ميدون ره شهرداري دراختيارميراث بشته اما ميراث هيچ قدمي نيته وجدانا شاهد بيمه هر روزصبح با خط درشت نامه نوشتي شهرداران سه الحمدا...شهرداري دراين موضوع سنگ تمام بشته حالا سازمانهاي متولي امر كه نوم بوردني اقدام نكنه يا كم كارنه ...

                                                                                                  • دوشنبه 11 آذر 1392-0:0

                                                                                                    آقای اسلامی میشه بفرمایند چگونه نامه های اداری یک سازمان را در اختیار دارند؟


                                                                                                    ©2013 APG.ir