تعداد بازدید: 2942

توصیه به دیگران 5

دوشنبه 18 آذر 1392-23:30

او خاله مهربان ایرانیان شده است!

تحلیلی بر برداشت های اجتماعی از شخصیت کاترین اشتون در میان ایرانیان/وقتی بحث مذاکرات ایران و 1+5 در میان مردم و در گفتگوهای روزمره شنیده می شود نخستین و بارزترین موردی که مردمان بدان می پردازند کاترین اشتون است.


  مازندنومه، احسان شریعت: این روزها در فضای پس از توافق هسته ای جو خاصی در میان مردم برقرار است. شرایطی که تا پیش از این نیز به نوعی وجود داشت، اما این بار با "پایان خوش موقتی" حالت جدیدی به خود گرفته است.


 پس از آنکه کاترین اشتون به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به عنوان فرد اول در مذاکرات هسته ای وارد معرکه شد، کمتر کسی گمان می کرد نقش او تا این حد برجسته باشد. نقشی که اکنون در میان ایرانیان چهره ی جالب توجهی یافته است.


جورج زیمل، جامعه شناس آلمانی در توصیف روابط اجتماعی نظریه بارزی دارد. به زعم او صورت های روابط اجتماعی میان انسان ها، گروه ها، و حتی ملت ها به چند صورت کلی خلاصه می شود. این محتوای روابط است که تفاوت دارد. برای مثال به نظر او صورت روابط عاشقانه میان یک زوج یا روابط میان استاد و شاگرد را می توان با روابط میان گروه های سیاسی و یا ملت ها مقایسه کرد. زیرا درست است که محتوای این دو نوع رابطه تفاوت ریشه ای دارد، اما صورت های روابط یکسان است.


با ذکر نکات فوق یاد شرایط کودکی ام افتادم. وقتی بچه بودیم در محله ای زندگی می کردیم که روابط تقریباً صمیمانه و نزدیکی میان همسایگان وجود داشت. ما که بچه بودیم با بچه های همسایه و پدر و مادرهای مان نیز با همسایگان روابط حسنه ای داشتند.


 به همین دلیل بچه ها معمولاً خانم همسایه را به نام های صمیمانه خویشاوندی (مثلاً خاله) صدا زده و هر کدام از خانم های همسایه به یکی از این تعابیر خویشاوندی شناخته می شدند. این موضوع آن اندازه برای ما بچه های محله عادی بود که گاه واقعاً گمان می کردیم آن خاله های اسمی خاله های واقعی ما هستند. چه، در حقیقت خیلی از ما در طول ایام خاله های همسایگی خود را بیشتر از خاله های واقعی می دیدیم. شاید بخش بزرگی از نگرش ما به روابط اجتماعی و خاطره جمعی همه ی آن بچه های محله، همین مفهوم کلی خاله های همسایگی بود.


با توجه به آنچه از نظریه زیمل گفته شد می توان روابط همسایگی و فضای خاطرات بچه های محله در ارتباط با خاله های همسایگی را با فضای بین المللی و ارتباط با کشورهای دیگر مقایسه نمود. چه آنکه، درست است که محتوای این دو فضا کاملاً با یکدیگر متفاوت می باشد؛ ولیکن صورت روابط این دو حوزه یکسان است. به طوری که می توان برداشت های اجتماعی و فرهنگی در توده ی ایرانیان از کاترین اشتون را به همان خاله ی همسایگی تشبیه کرد.


این روزها که پس از توافق هسته ای میان ایران و 1+5 این موضوع به صورت بارزتری نمایان شده است می شود در گفتگوهای روزمره مردم عادی دقت کرد و دید و شنید که آن ها بسیار از کاترین اشتون می گویند. وقتی موضوعات سیاسی روز را در پهنه ی جامعه بنگریم می توانیم برداشت های اجتماعی عمومی را که منجر به شکل گیری نوعی جریان های مکالمات روزمره و نگرش های فرهنگی می شود مشاهده کنیم. جدای از تمامی جوانب سیاسی و اجتماعی دیگری که مذاکرات ایران و 1+5 داشته است، خود شخصیت کاترین اشتون و نگاه ایرانیان به او در این روزها بسیار جالب توجه می باشد. او بارها با طرف های ایرانی به مذاکره نشسته است. ایرانیان بارها با لبخندهای دیپلماتیک او و پوششی که سعی می کرد فرهنگ اسلامی و ایرانی را مدنظر قرار دهد، مواجه شده اند.


درست است که در جهان سیاست پشت پرده ی ماجراها بسیار گسترده تر و قدرت مندتر از ظاهر ماجرا و آن چیزی است که توده ی مردم مشاهده می کنند، اما این نگاشته بیشتر به برداشت های فکری و فرهنگی همین توده ی وسیع توجه می کند. توده ی مردمی که با همان آگاهی نسبی که از رسانه ها کسب می کنند مسائل و موضوعات را برای خود تفسیر کرده و از آن روایتی ارائه می دهند. در واقع انسان ها با همین روایت های خرد از موضوعات زنده اند.

این روایت های عامیانه و مردمی از موضوع مذاکرات هسته ای، نگرش تقریباً یکسانی را از حیث توجه به خانم اشتون به وجود آورده است. در این رابطه رویکردهای گوناگونی وجود دارد. برخی از افراد از برخی اقشار اجتماعی شروع به ساختن و پخش طنزهای زننده جنسی در مورد ارتباط میان خانم اشتون و طرف های مذاکره کننده ایرانی کرده اند.

البته این خود جای تأمل و تحقیقات فراوان دارد که چرا چنین فرهنگ نامناسبی در میان برخی افراد رواج دارد. برخی دیگر از افراد با داشتن رویکردی کاملاً سیاسی به کل قضایا مشکوک و بدبین اند و کلاً مذاکره را مفید فایده نمی دانند.


برخی دیگر از افراد نیز می نشینند و به صورت تقریباً علمی در مورد مباحث مربوط به مذاکرات با یکدیگر گفتگو می کنند. اما آنچه در این میان نگرشی تقریباً خاص و عمومی است، نگاه و گرایش جالبی است که توده ی مردم به کاترین اشتون دارد. تقریباً هر وقت بحث مذاکرات به میان می آید به نخستین چیزی که مردم بدان می پردازند کاترین اشتون است. در محاورات روزمره میان مردم بسیار می شنویم : «این اشتون خسته نمیشه انقد مذاکره می کنه»- «خوش بحالش، کاش ما هم درس می خوندیم و به این جایگاه می رسیدیم»- «آفرین ! چه زن موفقی»- «شوهر و بچه هاش چیکار می کنن، چطور به زندگی و خانواده ش می رسه؟»-«چند سالشه؟»- «می بینی؟ وقتی با ایرانی ها مذاکره می کنه لباس بهتری می پوشه»- «مذاکراتو دیدی؟ نمی دونیم این اشتون چیکار می کنه؟»- «خواهر جان خدا حفظت کنه» و ...


نتیجه آنکه وقتی بحث مذاکرات ایران و 1+5 در میان مردم و در گفتگوهای روزمره شنیده می شود نخستین و بارزترین موردی که مردمان بدان می پردازند کاترین اشتون است. امکان ندارد به گفتگوهای عادی مردم در مورد موضوع مذاکرات توجه کنید و حرفی از کاترین اشتون و رویکرد تقریباً صمیمانه ای که مردم به او دارند نشنوید. به نوعی او در برداشت های عامیانه مردم، گویی به همان "خاله مهربان" ایرانیان تبدیل شده است.  


  • چهارشنبه 20 آذر 1392-23:29

    اول اینکه هر کسی می تونه هر حرفی و هر تحلیلی بکنه اما وقتی بحث رسانه میاد هر حرفی و تحلیلی نمی شه گفت و نمیشه شنید
    خصوصا اگر بحث سیاسی و تحلیل سیاسی باشه
    دوم اینکه سیاست مقوله چند بعدی و چند ماهیتی است و نمیشه به راحتی به قضاوت نشست و گفت فلان عامل حتما منجر به عمکرد و یا فلان نتیجه می شه.
    سوم اینکه تاثیر عملکرد خانم اشتون و مذاکرات ژنو به این زودی مشخص نیست فعلا توافقی دوره ای حاصل شده اما 10 سال دیگه میتونه بگیم که اشتون خاله بوده یا زن بابا
    چهارم تو این خطه بزرگان و اندیشمندان به نامی قرار دارند که هم تحلیل درست را بلدند و هم نام انها مایه افتخار این مرز بوم هست لذا تفسیر کسی که بلد نیست که نظریه ها را کجا بکار ببره و چطور تفسیر درست داشته باشه بی احترامی به مازندرانی های فهیم است
    در اخر اینکه امثال این نویسنده که تفسیر درست را بلد نیستن امروز به اشتون می گویند خاله و فردا که تفسیرشان درست نبود
    با تیتر بزرگ می نویسند اشتون خاله یا نخاله

    • چهارشنبه 20 آذر 1392-17:8

      یک سؤال از نویسنده محترم : شما که به این خانم میگی خاله مهربان ایرانیان ( ! ) ، آیا عکساشو در آغوش وزرای خارجه فرانسه و آمریکا دیدی که چطور همدیگه رو بوسیده و محکم بغل کرده بودند ؟ !

      • چهارشنبه 20 آذر 1392-14:1

        جناب نویسنده پاسخی به نقد ها که از افاضات ایشان می شود نمی دهند . کاسه های داغ تر از آش هم پاسخی در خور نمی دهند . جرج زیمل به قول ایشان محتوا را با اهمیت دانسته ولی ایشان محتوای خاله داشتن و خاله بودن را فقط با تجربیات احساسی خودش ترسیم می کند و همان را نیز تعمیم می دهد . این جا نیز ایشان سنگ بزرگ تر را برای هدف کوچک تر برگزیده اند و درک ما از موضوعی با اهمیت را فدای لیز خوردن ذهن خودش کرده است . این لیز خوردن ها هر روز برای ایشان سر یک مطلبی پیش آمد می کند . این ها شوخی و طنز هم نیست بلکه گاهی توهین به شعور مخاطب هم هست . این حرف ها اگر رفع بی کاری و نوعی سرگرمی برای ایشان هست ولی به اعتقاد من فضای تبادل افکار را به ابتذال می کشد .

        • سوادكوهي كيجاپاسخ به این دیدگاه 2 5
          چهارشنبه 20 آذر 1392-12:36

          راستشو بخواين من اومدم طبق معمول كامنتمو بذارم كه معمولا از نگرش ساده يا بهتر بگم كم بعدي ايشون انتقاد مي كنم ولي وقتي كامنت برخي دوستان رو ديدم احساس كردم كامنت گذاراي مسي به اينجا هم حمله كردن ... درسته يه عده شيوه ابراز نظرات خودمو قبول ندارن و من هم در اين مسئله كامل نيستم ولي خروج از دايره ادب مساويست با توهين به خودمون و به همين دليل به احترام برخي دوستان، مازندنومه و خود نويسنده يك بار ديگه ولي دقيق تر نوشته ايشون رو مي خونم . سپاس

        • خاله علط اندازپاسخ به این دیدگاه 11 12
          سه شنبه 19 آذر 1392-14:13

          الهی نفست بالا نیاد که نفس ما رو بالا آوردی. هی زور زدی که اشتون بشه خاله جون. این از خاله خرسه هم بدتره. اشتون می خواست قاب جلیلی رو بدزده یک دو بار شالگردن کگردنش انداخت. حالا تو ذوق زده شدی که اشتون خیلی مهربونه و توی خونه شما اون رو خیلی دوستش دارند.
          اگه توی خونه شما خیلی دوستش دارند چه ربطی به تموم مردم داره؟ یکی هم اوباما را خیلی دوست داره و فکر می کنه دائی جون خوبیه. یکی هم نتانیاهو رو خیلی دوست داره و فکر می کنه میشه سوارش شد.
          خوب اگه من هم بگم من از خانم مرکل خیلی خوشم می آد و دوست دارم عمه جون صدایش بکنم فردا چند نفر از من ناراحت بشوند چی بگم؟
          حالا همین اشتون خاله که تموم سرویس های جاسوسی غرب اون رو از فیلتر های مخصوص عبور دادند که یک وقت به اونا خیانت نکنه و زیر آبی در نره و بشه ناگهانی طرفدار ایران، بیاد و بگه الهی آقای طریف من به قربون اون استدلال های ظریفت بشم ولی بالا غیرتاً به خاطر من هم که شده بیا و از منافع مردم بگذر و انرژی هسته ای که حق مردم شما است رو بی خیال بشو، آقای ظریف به بهانه کمر درد بگه نه؟
          البته که می گه باشه به خاطر خاله جون اشتون هم که شده همینطوری یکجا و فله ای میام غنی سازی 20 درصد رو بی خیال می شم. و قول میدهم که اونایی رو که داریم تبدیل به 5 درصد بکنم و تاسیسات 5درصد رو هم اضافه نمی کنم. آب سنگین اراک رو هم بی خیال می شم و به بهانه آزاد سازی فقط 4 میلیارد دلار از 80 میلیارد دلار پول می گم چه ها که نکردم و توافقنامه ای امضا کردم که پدر آمریکا و غرب را در آوردم و اونا نمی دونند که چه چیزی را از دست دادند.
          این فقط ما هستیم که می فهمیم چه چیز با ارزشی را گرفتیم و آمریکایی ها هرچه می خواهند بگند. این ما هستیم که اسرائیل را به زانو در آوردیم، حالا آمریکا می خواد بگه امنیت اسرائیل بالاتر می ره خب بگه. این ما هستیم که نبض غنی سازی دست ماست و نه تنها انرژی هسته ای حق ما است بلکه فناوری هسته ای هم حق ما است و غنی سازی هسته ای هم حق ما است. اگر آمریکایی ها به توافق عمل نکنند از فردا قرار داد را زیر پا می گذاریم. حالا هرچه می خواهند توی تلویزیون های دنیا بگویند که ما ایران را سرجایش نشاندیم و با ابزار تحریم خرخره ایرانی ها را گرفتیم تا تسلیم شوند. خب بگند. ما که داریم توی سازمان تحریم ترک ایجاد می کنیم و دیگه تحریمی در کار نیست. حالا بگند که ما سازمان تحریم را حفظ می کنیم تا ایران را کاملا تسلیم کنیم.
          خاله جان اشتون چیکاره است. ما خودمون اگه بخواهیم صدتا خاله جون اشتون درست می کنیم. کاری می کنیم که خاله جون اشتون انگشتاشو چنان گاز بزنه که یادش بره ناخن هاش مواد شیمیایی داره و ممکنه براش ضرر داشته باشه. دیدید که غربی ها هر چه خواستند ما را واردار بکنند که اینجور یکجا و فله ای امتیاز ندیم ما خودمان داوطلبانه هر چی امتیاز خواستند و نخواستند رو دادیم و مرد و مردانه گفتیم ما در قبال اینا از شما هیچی نمی خواهیم. ما کارامون جوانمردی هستش و چون از اول هم قصد غنی سازی نداشتیم و این مقدار هم قبل از ما روی لجبازی ساختند ما یکجا این ها را می دهیم حالا اونا می خواهند تحریم ها را بر دارند و می خواهند بگند که توی سازمان تحریم های آنها ترک ایجاد نشده است. به هر حال ما مردونه عمل کردیم و نشونه اش اینه که نماینده ما مرد بود هرچند خیلی ظریف بود ولی نماینده آنها زن بود هر چند خاله اشتون بود.

          • سه شنبه 19 آذر 1392-12:43

            فکر کنم نویسنده فقط یه جور تحلیل علمی کرده و فرضیه مطرح کرده. که هر کسی می تونه با بحث علمی فرضیه ایشون رو نقد کنه.
            اینجور فرضیات قابل اثبات یا ابطال نیست. فقط میشه در موردش گفتگو کرد.
            به جمله ایشون دقت کنین : به نوعی او در برداشت های عامیانه مردم، گویی به همان "خاله مهربان" ایرانیان تبدیل شده است.
            احسان شریعت از کلمه "به نوعی" و "گویی" استفاده کرده. یعنی انگار به نظر می رسه اینطوری شده.
            به نظر من در تیتر مطلب باید اول جمله کلمه "گویی" یا "به نظر می رسد" اضافه می شد.

            • سه شنبه 19 آذر 1392-11:25

              تحلیل گر از اون دست آدمایی هستی که واسه اشتون جوک های ... می ساختن و بهم اس ام اس می دادن.

              • سه شنبه 19 آذر 1392-11:20

                آقا یا خانم تحلیل گر یه مقدار ادب داشته باشی بد نیست.
                هر کسی دیدگاهی داره . مازندنومه جای اینطور رفتار کردن نیست. هر کسی می تونه دیدگاهشو بیان کنه.
                اتفاقا دیدگاه جالبی بیان شد. هیچ کس تا حالا ازین زاویه به موضوع نگاه نکرده بود.

                • تحلیل گر پاسخ به این دیدگاه 19 14
                  سه شنبه 19 آذر 1392-0:12

                  بابا این کیه اجازه میدین هی حرف بی خود بزن
                  کاترین اشتون کجا خاله کجا ؟
                  اصلا ا با این تحلیل آبکی به هیلاری کلینتون بگیم عمه خانم ایرانی ها است یا آنگلا مرکل هم
                  زن دایی جون میشه . اونوقت سوزان الیزابت رایس شاید بشه دختر خاله...
                  زیمل به گور باباش بخنده که این نظریه را داده باشه که امثال تو اینجوری تحلیل کنین
                  مثلا نوسینده محترم میخواهد نشون بده می توان مسایل روز را تحلیل کنه ...بلد نیستی مجبوری مخ ملت را کار بگیری .واقعا لیسانس هم از سرت زیاد بود

                  • چهارشنبه 4 دی 1392-16:56

                    جناب تحلیل گر ،شما تحلیل منطقی نکردید بیشتر فکر کنید بعد نظر بگذارید .نویسنده موضع نگرفت فقط چیزی رو که بیشتر دربین مردم مشاهده می کرد روتوصیف کرد.جامعه شناس کارش همینه چه شما خوشتون بیاد چه نیاد .کلمه خاله یک اصطلاح بوده

                    • رضا شریعتیپاسخ به این دیدگاه 7 7
                      سه شنبه 19 آذر 1392-11:48

                      چون تحلیلش مطابق سلیقه شما نیست جناب تحلیل گر میشه تحلیل آبکی؟!اونوقت بر حسب چه منطقی؟


                    ©2013 APG.ir