تعداد بازدید: 5708

توصیه به دیگران 0

جمعه 9 اسفند 1392-23:22

از ایران تا افغانستان؛

گستره زبان مازندراني

صحبت به زبان مازندرانی در افغانستان، تهران، گلستان و سمنان رواج دارد.


مازندنومه؛ سرویس فرهنگی و هنری، حامد خليلي ازني: زبان مازَندَرانی (مازنی یا مازرونی یا طبری / تبری) نام یکی از زبان‌های ایرانی است که در زیرشاخهٔ زبان‌های کنارهٔ دریای خزر از شاخهٔ زبان‌های شمال‌غربی قرار دارد.

این زیرشاخه شامل زبان های تالشی، هرزندی، گورانی، گیلکی، مازندرانی، برخی زبان های تاتی و سمنانی است که از دیدگاه تاریخی به زبان پهلوی اشکانی وابسته‌اند.[ويكيپديا]

 نویسندگان مسالک و ممالک در نخستین قرن های اسلامی در ذیل گفتار دیلمان و طبرستان از این گویش یاد می‌کنند.

 ابوعبدالله مقدسی می‌گوید: «زبان کومش و گرگان به هم نزدیک است. ها بکار می‌برند و می‌گویند هاکن و هاده و آن را حلاوتی‌ست، و زبان مردم طبرستان بدانها نزدیک است مگر در آن شتاب است».[ احسن التّقاسیم فی معرفة الاقالیم، ص ۳۶۸]

 از این گونه نوشته‌ها فقط پیداست که گویش طبری را در قرنهای نخستین اسلامی بازشناخته‌اند، ولی از آنچه در ادامه می‌آید می‌توان دریافت که به این گویش نوشته‌ها و شعرهایی بوده که امروز پاره‌ای از آنها به ما رسیده‌است.

 این نام ها و نوشته‌های اندک نشان می‌دهد که چون طبرستان پس از برافتادن شاهنشاهی ساسانی مدتها از دایره نفوذ خلافت بیرون بوده و چندین قرن حکومت محلی داشته، این گویش دارای سنت ادبی شده و این سنت پس از برافتادن آن حکومتها از میان رفته است(واژه‌نامهٔ طبری، صادق کیا، انتشارات دانشگاه تهران، سال 1327، ص 10)

* مازندرانی گویش یا زبان؟

 زبان مازندرانی در تمام سطوح ساختاری سه گانه: آوایی، واژگانی و نحوی ویژگی هایی دارد که آن را از زبان فارسی معیار امروزی متمایز می‌سازد.

در واقع، اگر بدون در نظر گرفتن عوامل غیرزبانی و تنها بر معیارهای زبانی تکیه کنیم، اطلاقِ اصطلاح "گویش" برای گونه مازندرانی مسلماً از لحاظ علمی مشکل آفرین خواهد بود.[ همگرایی و دوزبانگونگی در گویش مازندرانی، محمد عموزاده، پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران، سال دوم، شماره ششم و هفتم، سال 1381].

پراکندگی این زبان در نیمه شمالی ايران است و به جز استان مازندران که نام این زبان از آن گرفته شده در استان‌های گلستان، تهران و سمنان نیز در میان برخی از آن مناطق رواج دارد.

*افغانستان

پاره‌ای از ایل‌های کوچ‌نشین که در شمال ایران به سر می‌برند نیز مازندرانی‌زبان هستند. علاوه بر ايران در افغانستان توسط مهاجريني كه توسط امير تيمور به آنجا مهاجرت كردند به زبان مازندراني سخن مي گويند.

 چنانكه گروهي از مازندرانيان از فيروزكوه در زمان امير تيمور و به خواسته ي وي در سده ي پانزدهم ميلادي به افغانستان كوچ كرده اند و اين قوم زبان و فرهنگ مازندراني را در محيط خود حفظ كرده و رواج داده اند.

 اين قوم فيروزكوهي اكنون در منطقه مسير رود مرغاب در شرق و شمال شرقي قلعه نو زندگي مي كنند و جمعيت آن بيش از نود هزار نفر مي باشد.( نجف زاده بارفروش، محمد باقر، واژه نامه مازندراني ، بنياد نيشابور، 1368،ص 40)

*سمنان

از جمله ی تبری زبانانی که امروزه خارج از مازندران زندگی می کنند ايل الیکایی ها هستند . اليكايى‏ها که از عشاير شهرستان گرمسار استان سمنان هستند، در مقايسه با ساير ايل‏هاى گرمسار فرهنگ عشايرى خود را بيشتر حفظ كرده و خانواده‏هاى بيشترى از آنها كماكان زندگى عشايرى دارند .

ييلاق آنها شامل ارتفاعات شمال گرمسار معروف به گيلور و مناطق ييلاقي فيروزكوه، دماوند ، لار و پلور است.  قشلاق آنها حواشي كوير شرق و غرب گرمسار است. اليكايي ها كه عمدتاً در اوايل قرن حاضر در روستاهاي دشت گرمسار اسكان يافته اند، بنيان روستاهاي متعدد از جمله فروان ، عدل آباد ، نورالدين آباد ، ده پيران ، حاجي آباد ، سهرابخاني ، كهن تل (گندل) ، رمضان قره، احمدآباد، غياث آباد (نوده خالصه) را نهاده اند.

 بخشي از جمعيت اليكايي نيز شهرنشين شده و در شهرهاي گرمسار و آرادان و يا شهرهاي خارج از شهرستان (تهران و ورامين) به سر مي برند . ( شاه حسيني ، عليرضا ، كوچندگان سرزمين خورشيد درخشان، 1382، حبله رود، ) منشا ايل الیکایی ، «اليكا» است كه از منطقه اي به همين نام در چالوس به اين منطقه آمده اند . اين ايل شامل نه طايفه است كه عبارتند از گيلوري ، قندالي ، قاسمي ، عاشوري ، ابوالي يا ابولي ، شاه حسيني ، قنبري ، گليني و كاشاني و به گويش اليكايي از زبان تبری که شبیه گویش ساروي است سخن مي گويند. ( شاه حسيني، عليرضا ، گويش ايلكايي ، 1384، حبله رود، ص 22) 2- شهر ديباج (چهارده كلاته )  تويه دروار و تعدادي از روستاهاي ديگر مانند سرخده ، اگره ، سياپره در شهرستان دامغان به زبان مازندراني صحبت مي نمايند. ( شاه حسيني، عليرضا ، ديباج، 1384، حبله رود، ص 142) 3- شهرستان مهدي شهر روستا هاي بخش شهميرزاد شهرستان مهدي شهر به زبان مازندراني سخن مي گويند.

 زبان سنگسري از زبان هاي ايراني است كه با خوارزمي قديم ومازندراني امروز بستگي دارد و از گويش هايي است كه از دوره اشكاني به جاي مانده است.( شاه حسيني، عليرضا ، ايل سنگسري ، 1390، حبله رود، ص 33)

 * گلستان

 1- گویش كردكوی: شامل "هزار جریب شرقی، شاه كوه زیارت، بالاجاده، رادكان، گزشرقی و غربی و روستاهای غیر تركمن‌ نشین از زنگی محله گرگان و تا گلوگاه". 2- گویش علی آباد كتول: شامل نواحی روستایی كوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون كتول، پیچك محله، محمود آباد، فاضل آباد و جلگه‌های غیرتركمن نشین بلوك استارآباد قدیم.

*تهران

 1- قصران باستانی منطقه قصران باستانی: شامل مناطق لاوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچلال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود. زبان عمومی مردم قصران لهجه‌ای از زبان باستانی پهلوی است که زبان طبری یا مازندرانی، که از ریشه‌ی زبانهای دیرین ایرانی است، و عربی و اندکی ترکی، بدان درآمیخته و از زبان دری نیز در قرون اسلامی تاثیر یافته است، و هر چه از ری به مازندران نزدیک تر شوند بر میزان لهجه‌ی مازندرانی به همان نسبت افزوده می‌شود، چنانکه در لهجه‌ی میگون و شهرستانک و لالان و زایگان و روته و گرمابدر و شمشک و دربندسر لهجه‌ی مازندرانی غلبه دارد. [قصران (کوهساران)، حسین کریمیان، جلد دوم، ص 758] 2- منطقه دماوند: شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.

*مطالب مرتبط:

زبان تبری زنده می ماند

زبان مازنی،ريشه ها و نشانه ها

چقدر تا انقراض کامل زبان مازندرانی باقی مانده است؟

تاریخچه زبان مازندرانی

مازندراني در زبان گيلکي ريشه دارد؟!




  • فرهاد چالوسپاسخ به این دیدگاه
    چهارشنبه 12 دی 1397-3:40

    ما چالوسی ها به زبان طبری کلارستاقی صحبت می کنیم

    • چهارشنبه 16 اسفند 1396-17:4

      با عرض سلام و خسته نباشید
      بنده کنکاش و جستجوی بسیار در مورد ادعای وجود و رواج زبان مازندرانی در افغانستان کردم و حتی از چند تن از دوستان افغانی پرسیدم ولی متاسفانه هیچ سندی برای این ادعا وجود ندارد. فیروزکوه نام منطقه ای در افغانستان است و ظاهرا ریطی به قیروزکوه ایران ندارد. در ضمن 90 هزار نفر جمعیت چندان اندکی نیست. تقریبا به اندازه جمعیت یک شهر است.
      پس از انتشار این مطلب من بارها از دوستان در مورد رواج مازندرانی در افغانستان شنیده ام و به گمانم به نوعی گمراه کردن افراد است.

      • دوشنبه 26 مرداد 1394-23:21

        ممنون برای این صفحه خوب. من واقعا زبان مازندرانی رو دوست دارم.
        البته باید این رو هم بگم که در این متن اشتباهاتی هم هست، چون زبان مادری ما شهرستانکیها تاتی است، نه مازندرانی. البته اشتراکات زیادی با مازندرانی داره ولی به هیچ وجه مازنی نیست.
        ممنون از شما.

        • پنجشنبه 24 اسفند 1396-2:53

          بنده از اهالی شمیرانات هستم ما به زبان خود شمرونی می گوییم زبان شمرونی شاخه ای از زبان مازندرانی هست.

          • سامان لواسانیپاسخ به این دیدگاه 9 0
            شنبه 28 مرداد 1396-4:24

            من لواسانی هستم زبان ما لواسانی ها تبری هست.تات قوم نیست ترکان به غیر ترک زبانان تات می گفتند.زبان تات های قزوین و اردبیل کاملا با اهالی شهرستانک متفاوت هست.

            • پوریا محمدیپاسخ به این دیدگاه 5 0
              چهارشنبه 24 آبان 1396-3:31

              سلام همشهری لواسانی
              بنده از لواسانی های ساکن تهران هستم
              درسته زبان ما لواسانی ها مازندرانی هست ولی متاسفانه کسی به زبان مادری ما لواسانی ها اهمیت نمی دهد
              الان استان تهران سه میلیون مازندرانی دارد ولی درصد کمی از مازندرانی های استان تهران به زبان مازندرانی صحبت می کنند.
              امیدوارم زبان و فرهنگ ما لواسانی ها حفظ شود.

          • چهارشنبه 14 اسفند 1392-20:15

            من می خوام از مسولین سایت خواهش کنم نظر مسولین استانی و نمایندگان مردم مازندران در مجلس بپرسن این زبان و گویش گه اسن همه روش تحقیق کردید چرا سه ساله با فیلم پایتخت به تمسخر گرفته شده چرا وقار ومتانتی که در گویش مارندرانی هست درست و در شان خودش به تصویر کشیده نمیشه؟ ...

            • ادریس مازنیپاسخ به این دیدگاه
              جمعه 28 دی 1397-15:59

              ولا لایک دایینی ته اما ندومبه ره نامبی اوتا لغت های که فارسی ماقون موندنه ره ونه مخراز هاکنیم چومبه و نادومبه

            • رودبارکی پاسخ به این دیدگاه 11 7
              چهارشنبه 14 اسفند 1392-15:41

              کجای افغانستان است اگر می دانید صدا و سیما برود برنامه تهیه کند . البته بنده بعید می دانم چنین گویشورانی در حال حاضر باشند وما بی خبر باشیم .

              • چهارشنبه 14 اسفند 1392-14:50

                از جمله گویشوران مازندرانی در استان سمنان در پشتکوه ( شهریارکوه تاریخی ) . روستاهای پرور( پلور) ، کاورد ، کولیم ، شله ، ملاده ، توم ، تلجیم ، پینسک ، هیکو ، فولادمحله ، رودبارک و ... ساکن هستند . این منطقه در گذشته جزئی از دودانکه ساری بوده است. لهجه این مردمان با روستاهای دودانگه ساری مشابه است. لهجه مردمان چاشم و خطیرکوه و کمرود به لهجه سوادکوه ( مازندرانی میانه ) بسیار نزدیک است . به دلیل همجواری حغرافیایی . گویش شهمیرزادی و گویش ده صوفیان نزدیک به گویش مازندرانی و از جنس مازندرانی است. گویش اروانه در آن سوی سرخه قرار دارد. مازندرانی و گویش افتر از جنس تبری است . گویش دیباج ( چهارده پیشین ) و تویه دروار نیز از جنس مازندرانی است اما مازندرانی نیست . بزرگترین روستای دامغان که مازندرانی سخن می گویند روستای کلاته رودبار است که در تداول عامه کلاته می گویند. دیباج نام دیگرش چهارده است نه چهارده کلاته . چون چهارده هم جوار کلاته رودبار بوده است . در تداول عامه کل آن منطقه را چهارده کلاته می گویند. در ضمن سنگسری گویش است نه زبان . نویسنده این مقاله واژه های گویش ، زبان و لهجه را در جای درست خود بکار نبرده است.

                • مازندرانی در افغانستان؟پاسخ به این دیدگاه 1 8
                  سه شنبه 13 اسفند 1392-9:33

                  با سلام
                  خرسند از این دادو ستدها که مسئله ای مشخص گردد.
                  نیازی به شرح زندگی نامه اساتید محترم نبود که آنها خود به اندازۀ کافی شناخته شده هستند اما با تمام احترام و مستند بودن گفته های اساتید گرامی، هیچ دلیلی بر پذیرفتن تمامی مطالب آنها بدون هیچ چون و چرایی نیست که قطعاً خود نیز اینگونه می اندیشید. چون نام اساتید گرانقدر در این مجال آوردید می توانید به نقد جدی جناب استاد جنیدی از استاد مرحوم فره وشی در کتاب « نامۀ پهلوانی » مراجعه فرمایید. این گفته را از آن جهت نوشتم که نویسنده خود اولین فردی است که باید در نقل نوشته ای شک کند تا خواننده با مطلبی صحیح و متقن مواجه گردد.
                  در همان نشانی که از مقالۀ استاد مرحوم فره وشی رفته است هیچ نشانی از زبان مازندرانی در همان محدودۀ کوچک وجود ندارد و نقل و قول نویسندۀ محترم دررواج زبان مازندرانی در همان محدودۀ مورد نظر در افغانستان تنها بر اساس استنباط شخصی از منبع دوم ایشان صورت گرفته است.
                  عین مطلب استاد فره وشی را از مقاله ای که شما آدرس آن را داده اید ولی خود استفاده نکردید نقل می کنم.
                  صفحۀ 47: « قبیلۀ فیروزکوهی که گویا در آغاز سدۀ پانزدهم توسط امیرتیمور از قلعۀ فیروزکوه در مازندران به افغانستان کوچانده شده است و دارای نود هزار جعیت است همه به فارسی سخن می گویند. اینان در منطقه مسیر رود مرغاب در شرق و شمال شرقی ( قلعه نو ) زندگی می کنند. »
                  می بینیم که در این مقاله هیچ حرفی از زبان مازندرانی نرفته است. و حتی در ارتباط قبیلۀ فیروزکوهی افغانستان با فیروزکوه مازندرانِ سابق از لغت « گویا » استفاده می شود.
                  حال اگر چنین برداشتی را به گستره زبان مازندرانی ارتباط دهیم در همان زمان، امیرتیمور گروه کثیری از مرعشیان را به ماوراالنهر کوچاند پس باید بنویسیم رواج این زبان در منطقه ای از ماوراالنهر؟ قطعا این استنباط اشتباه است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود که در این صورت مایۀ خرسندی نیز خواهد بود.

                  • حامد خليلي ازنيپاسخ به این دیدگاه 8 2
                    دوشنبه 12 اسفند 1392-22:56

                    جهت استحضار دوستان مجدد عرض مي نمايم مطالبي كه اشاره شد پيرامون تكلم مازندراني در افغانستان از مقاله استاد فره وشي مي باشد. كتاب واژه نامه مازندراني توسط محقق ارجمند مازندراني آقاي محمد باقر نجف زاده بار فروشي بعد از سال ها زحمت ، توسط بنياد نيشابور و با مقدمه دكتر فريدون جنيدي منتشر شده است و اساتيد به نام ديگري مانند دكترمنوچهر ستوده مورد تاييد قرار گرفت . براي اطلاع دوستان زندگينامه دكتر فره وشي و جنيدي مي آيد.
                    دكتر فريدون جنيدي
                    فریدون جنیدی، فرزند بکتاش ایرانی، در ۲۰ فروردین سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کوهستانِ ریوندِ نیشابور زاده‌شد در سال ۱۳۵۸، بنیاد نیشابور را بنیان نهاد و اکنون مدیر بنیاد نیشابور و نشر بلخ است. همچنین بنا به گزارش خبرگزاری مهر، او سال‌ها استاد مدعو دانشگاه‌های صنعتی شریف، تهران و کرمان بوده‌است و به آموزش زبان‌های باستان و شاهنامه می‌پرداخته‌است. و اکنون نیز به صورت آزاد و رایگان به آموزش زبان‌های پهلوی و اوستایی و برگزاری انجمن‌های شاهنامه‌خوانی در بنیاد نیشابور مشغول است.
                    آثار
                    وی بیش از ۳۰ سال از عمر خود را برای ویرایش شاهنامه صرف کرده‌است تا بنا به نظر خود بیت‌های افزوده شاهنامه را از آن‌ها جدا کند و نسخه ویراستهٔ او از شاهنامه در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است
                    از دیگر آثار او می‌توان نمونه‌های زیر را برشمرد:
                    1. نامه پهلوانی، خودآموز خط و زبان پهلوی ساسانی و اشکانی،
                    2. زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایه گفتارهای ایرانی|زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایهٔ گفتارهای ایرانی[
                    3. فرهنگ هزوارش‌های پهلوی
                    4. داستان‌های رستم پهلوان (مجموعه یازده جلدی
                    5. زروان، سنجش زمان در ایران باستان(درباره ناسبت‌های روزها و ماه‌های سال در ایران باستان
                    6. فضل بن شادان نیشابوری و نبرد اندیشه‌ها در ایران پس از اسلام، چاپ نخست ۱۳۶۰
                    بهرام فره‌وشی (۱۳۰۴-۱۳۷۱) زبان‌شناس معاصر ایرانی و متخصص زبان‌های ایرانی و فرهنگ ایران باستان[۱].
                    بهرام فره‌وشی در سال ۱۳۰۴ در ارومیه، و در خانواده‌ای اصالتاً اصفهانی متولد شد. پدر او علی‌محمد فره‌وشی مترجم همایون از دانشمندان روزگار خود بود و از پایه‌گذاران مدارس جدید در ایران به شمار می‌رفت. مترجم همایون افزون بر این، به‌عنوان مترجم زبردستی شناخته می‌شد که تسلط کم‌مانندی بر زبان فرانسوی داشت و از نخستین نویسندگان کتاب‌های درسی جدید برای دانش‌آموزان ایرانی بود.
                    بهرام فره‌وشی به دلیل سفرهای ناگزیر پدر، دوران آموزش را در شهرهای مختلف گذراند. دورهٔ دانشسرای مقدماتی را در اصفهان در سال ۱۳۲۳ به پایان رساند. دورهٔ لیسانس زبان فرانسوی را در دانشسرای عالی در تهران سپری کرد. ضمن انجام خدمت دبیری در دبیرستان‌ها، چند جلد داستان و مجموعهٔ شعر از فرانسوی ترجمه کرد و به چاپ رساند. در همین دوره یک مؤسسهٔ چاپ و انتشارات به نام آتشکده تأسیس کرد.
                    در همین دوره بود که با ابراهیم پورداود از نزدیک آشنایی یافت. خود او بعدها در این باره نوشت: «من با نوشته‌های پورداوود از کودکی آشنا بودم. زیرا در میان کتاب‌های پدرم دو جلد یشت‌های پورداوود را خوانده بودم و داستان‌های پهلوانی‌های شکوهمند این کتاب و نیایش‌های آن در همان زمان بر دلم نشسته بود و همواره در دل داشتم که استاد بزرگوار را ببینم. روزگاری گذشت و من در رشته زبان‌های خارجی لیسانس گرفتم. پورداوود در آن زمان انجمن ایرانشناسی را پدید آورده بود و شب‌ها در انجمن درس می‌داد. به آنجا رفتم و نام نوشتم. دیدن چهره استاد و درس‌های او شور دیرین را در من برانگیخت.»
                    به تشویق پورداود در سال ۱۳۳۶ برای گذراندن دورهٔ ایران‌شناسی عازم پاریس شد و در مدرسهٔ تتبعات عالیهٔ دانشگاه پاریس به تحصیل پرداخت و به اخذ درجهٔ دکتری در تمدن و زبان‌ها و ادبیات ایرانی نایل گشت. سپس به سوئیس رفت و به مطالعه در لهجه‌های ایرانی در دانشگاه برن پرداخت. در این دوران از محضر استادان برجسته در زمینهٔ زبان‌ها و تمدن و دین‌های ایران باستان همچون امیل بنونیست و ژان دومناش برخوردار بود.
                    بهرام فره‌وشی در سال ۱۳۴۱ به ایران بازگشت و به دانشیاری پورداود در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران منصوب شد، و مدت بیست سال به آموزش زبان‌های اوستایی، پارسی باستان، پهلوی، اساطیر ایرانی، خط‌های باستانی، گویش‌شناسی ایرانی و تمدن ایران باستان پرداخت.
                    در همین سال‌ها بخش عمده‌ای از اوقات خود را صرف نشر آثار استادش پورداود کرد که حاصل آن انتشار تعدادی از آثار مهم پورداود به طرزی آراسته بود: بخش دوم گات‌ها شامل یاداشت‌های پورداود (۱۳۳۶)، یسنا (۱۳۴۰) و ویسپرد (۱۳۴۳) و جلد یکم از فرهنگ ایران باستان (۱۳۵۲).
                    بهرام فره‌وشی در کنار خدمت دانشگاهی، به دستگاههای فرهنگی و انتشاراتی هم مدد می‌رسانید. مدتی سرپرستی بنگاه ترجمه و نشر کتاب را داشت، و بعدها مدیریت چاپ و انتشارات دانشگاه تهران را به عهده گرفت. در سال‌های دههٔ ۱۳۵۰ برنامهٔ فرهنگ ایران زمین را در تلویزیون ملی ایران تهیه می‌کرد که بینندگان و خواستاران فراوان داشت.
                    بهرام فره‌وشی، در روز ۸ خرداد ۱۳۷۱ زمانی که برای معالجه به آمریکا رفته بود، در سن ۶۶ سالگی در سن خوزه درگذشت. پیکرش را به ایران باز گرداندند و در ۲۸ خرداد به خاک سپردند. آیین بزرگداشت او در تهران در تالار انجمن زرتشتیان برگزار شد.

                    • جمعه 16 اسفند 1392-23:36

                      ظاهرا در منبع مذكور نامي از زبان مازندراني يا تبري برده نشده.

                    • حامد خليلي ازنيپاسخ به این دیدگاه 10 3
                      دوشنبه 12 اسفند 1392-17:55

                      با سلام در پاسخ انتقاد مازندراني در افغانستان مطالب زير به استحضار ايشان و ساير مطالعه گران مي رساند:
                      اصل اين مطلب توسط آقاي دكتر بهرام فره وشي نوشته شده است و در مجله دانشكده ادبيات دانشگاه تهران در شماره 20 3 و 4 ارديبهشت 1353 چاپ شده . آيا دوست عزيز منقد ،جايگاه آقاي دكتر فروشي و دانشگاه تهران براي همگان مسجل است.
                      2- واژه نامه مازندراني كه توسط آقاي محمد باقر نجف زاده بارفروش نوشته شده است توسط بنياد نيشابور منتشر شده است و توسط فريدون جنيدي بر آن مقدمه نوشته شده است.
                      3- هدف بنده نشان دادن جايگاه اين زبان بود .
                      4- خودم به مشكلات متعدد ي كه در پيش پاي اين زبان كهن وجود دارد و به تمام ناملايماتي كه به آن مي شود واقفم.

                      • مازندرانی در افغانستان؟پاسخ به این دیدگاه 1 8
                        دوشنبه 12 اسفند 1392-10:8

                        زبان مازندرانی در افغانستان؟ لطفاً بیشتر تحقیق کنیید و منبع معتبرتری هم بیابید؟ اگر این تحقیق برایتان مهم است به کار میدانی هم توجه کنید از همان افغانستان هم می توانید آمار بگیرید که آیا این زبان در آنجا رواج دارد یا خیر. رواج امروزۀ این زبان در افغانستان مسئلۀ ذکر این زبان از مقدسی نیست که نتوان به صورت میدانی به آن پرداخت. لطفاً در این مورد بیشتر تحقیق کنید.
                        با سپاس.

                        • یک کاربرپاسخ به این دیدگاه 10 2
                          دوشنبه 12 اسفند 1392-10:54

                          دوست محترم نشانی ها داده شد نوبت شما است که اگر لازم دانستید راستی آزمایی کنید . این طرز برخورد صحسح نیست .

                          • مازندرانی در افغانستان؟پاسخ به این دیدگاه 2 11
                            دوشنبه 12 اسفند 1392-13:18

                            یعنی نویسنده محترم از هر منبع و هر جایی می تواند مطلب بنویسید ولی خواننده باید در درک آن برود و راستی آزمایی کند؟ آیا نویسند به راستی آزمایی منابع خود نیازی ندارد؟ چون در یک جایی نوشته شده است - زبان مازندرانی در افغانستان رایج است و هیچ گزارش دیگری هم آن را تایید نکرده است- پس حتماً درست است و باید آن را حتمی پنداشت و پذیرفت؟ شکِ نخست در خود نویسنده باید بُروز کند که چه مطلبی را در اختیار خوانندگان قرار می دهد. و گرنه از اینگونه ارجاعات که آدرس هم دارند زیاد می توان سراغ گرفت.

                            • یک کاربرپاسخ به این دیدگاه 11 2
                              دوشنبه 12 اسفند 1392-16:35

                              دوست محترم منظورتان از هر منبع و هرجا چیست ؟ چه کسی گفت در افغانستان این زبان رایج است ؟ گفته شده در محدوده ای از آن کشور و در میان جمعیتی محدود .
                              بنیاد نیشابور را چگونه می شناسید ؟ اگر حرفی و انتقادی ویژه از این بنیاد و یا از آقای نجف زاده بارفروش و از واژه نامه او در این ارتباط دارید لطفاً این را بنویسید و الا ضمن پوزش از جنابعالی باید بگویم ایرادتان وارد نیست .

                        • يکشنبه 11 اسفند 1392-21:58

                          aghaye khaliliye Aziz,khale kheshal bayme az in tahghighe elmiye shema dar bareye zeboone TABARI(mazandarani),Age shema ve doostane daneshmande digare mazeroon zahamat bakeshan ve Rassmolkhate tabarire deress hakenan ve zeboone TABARI re be soorate Neveshtari dar biaran,arezooye melyoonha mezerni dar sarassare denya baravarde voone,ba teshakker.michka.

                          • دوست فرهنگپاسخ به این دیدگاه 17 2
                            شنبه 10 اسفند 1392-1:4

                            آقای خلیلی. نباید با این آمارها مغرور شد که زبان مازندرانی ماندگار می شود. فراموشتان نشود که در دهه سی استان مازندران شامل استان های فعلی مازندران، گلستان، سمنان و شهرستان کاشان بوده استو ییلاقات شمیران و منطقه طالقان مجاورت زبانی با ما داشته اند. امروز برای ما چه مانده است و چگونه می توان به حفظ و گسترش آن مدد رساند؟ زبان در کتابها می ماند ولی در جامعه ی زنده باید زندگی کند.

                            • يکشنبه 9 فروردين 1394-20:57

                              تی دست درد نعیره عه سا ک بنبشتی انگیسی نبشت کاردی. تیفدا

                              • فرهنگ دوستپاسخ به این دیدگاه 12 1
                                شنبه 10 اسفند 1392-11:30

                                برای هدفی که شما گفته اید اولین گام شناخت علمی زبان ما و ریشه های آن و پرداختن به کم و کیف گویشوران آن است که باید برداشسته شود . دوستانی که تصمیمات عاجل را می خواهند و اصرار بر کاربری زبان مازندرانی در رسانه ها و یا مدارس می کنند بجاست لااقل شناخت علمی و تاریخی و میزان اهمیت اجتماعی آن را هم از دانشگاه ها و مراکز علمی و انجمن های فرهنگی خواستار شوند و همچنین شکل گیری دوره هایی ویژه، مثلاً در دانشگاه مازندران را برای این کار مطالبه کنند .موضوعی که نویسنده محترم به آن پرداخت مفید است، گرچه مطلب ، به ویژه پاراگراف اول آن مثل همیشه تکراری است .پاراگراف اول چون همیشه از زبان های شمال غربی ایران نام می برد،و فقط همین . در واقع بدون شرحی است که همیشه و همه جا در نوشته های مشابه، بدون اضافه و کم ،هست و فقط تکرار می شود. .

                                • شنبه 10 اسفند 1392-16:50

                                  من از اهالی مرکزی مازندران هستم اما به این موضوع فکر میکنم که باید منصف تر و با دید وسیعتر از مازندران اد کنیم بطوری که گویش و یا زبان غرب مازندران که شباهت زیادی به ترکیبی از مازندرانی و گیلکی دارد در آن دیده شود

                                  • پنجشنبه 13 آذر 1393-9:10

                                    گیلکی گیلانی هم در اصل جزو مازندرانی محسوب می شود
                                    کل شمال به زبان گلکی صحبت می کنن

                                • شنبه 10 اسفند 1392-16:13

                                  zabane mazandarani dar alman han sohbat miche.maghar inke ,ma khodemonroo kommm konim

                                  • مجید امل جاپاسخ به این دیدگاه 17 1
                                    شنبه 9 فروردين 1393-13:52

                                    ته خنابدون .الان اینجه ایران دله شه زبون گب بزنین .افغانستان خیر بخر دمی . بتونی شه تحقیق هاکنین چند درصد مازرون خار مازنی گب زننه .


                              ©2013 APG.ir