تعداد بازدید: 21494

توصیه به دیگران 11

شنبه 15 فروردين 1388-0:0

ساری در نگرش جهانی شدن ادبیات بومی

احسان مهديان،مسئول انجمن شعر ساري


شعر اگر هیچ تعریفی را منحصرا" نپذیرد، لااقل در این مبحث که همیشه بخش مهمی از دغدغه های هنری  و ادبیاتی ما را در خود داشته و بخش قابل توجهی از نیروی انسانی ما را به خود علاقه مند کرد را نمی توان منکر شد؛ تا جایی که هرگز در مجلس و محفلی نمی شود نشست و از شعر و یا ضرب المثل های شاعرانه و ... حرفی به میان نیاید و اساسا زندگی انسان شرقی و بخصوص ایرانی با شعر و لطافت طبع آمیخته شده است. اگرچه در سال های اخیر تعاریف تازه و نوعا زیبایی شناسی جدیدی هم در عرصه شعر ما حضور و ظهور پیدا کرد اما رویکرد اصلی همچنان به شاعران بزرگ و فارسی چون سعدی و حافظ و مولانا و ... مانده است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سال  57 ، رویکرد تازه ای به ادبیات و شعر در پرتو ایدئولوژی انقلاب اسلامی پدید آمد که در جریان سال های جنگ با عنوان شعر پایداری و مقاومت و شعر دفاع مقدس به اوج خود رسید و گرایش عمومی به سمت سرودن این اشعار بیش از جریانات دیگر بود و نمی توان در دسته بندی ها از اواخر دهه 50 و دهه 60 حرف زد و از شعر مسلط دوره انقلاب و جنگ غفلت کرد.
جایی که چهره های شاخص آن از تاثیر گذارترین های فرایند شعری ما بوده اند و جا دارد از زنده یاد قیصر و هم استانی عزیزم زنده یاد سلمان هراتی یادی کنم که همراه گروهی دیگر این جریان ادبی را رهبری کردند و امروزه رد آن ها در شعر های جوانان نسل جدید هم مشاهده می شود.


اینجا خلیج فارس،خلیج همیشه مست
انگار ناو فرضی دشمن به گل نشست
تا موج مرده مشت بر این ناو می زند
از کرخه تا حوالی این ارتفاع پست
آرامش عجیب و غریبیست روی آب
یک موشک شهاب3پرتاب شد؟نه!هست
فرمانده ئ سپاه که فرمان حمله داد
موضوع قطع نامه ئ تحریم را شکست
در مجمع عمومی شورای امنیت
یک منبع موثق ما توی این نشست
با اقتدار پشت تریبون ذکر کرد
اصلاً غزل خلاف ترین کار شاعر است
این سوژه ای جدید شد و تانک ذوالفقار
100سال پیش مجلس ما را به توپ بست
دروازه ئ تمدن ایران گشوده شد
اما به سمت کوچه ئ ایران ورشکست
ساعت حدود یازده و نیم،مرد باز
در کافی شاپ توی رسالت نشسته است
کاخ سفید روز گذشته سیاه بود
دیروز ناو اصلی دشمن به گل نشست
( محمد سلطانی )                                     

طبیعی است که شعر ساری را هم نمی توان از شعر مازندران جدا کرد و شعر مازندران را از شعر ایران ! ولیکن آنچه مهم است جو عمومی شعر است که علیرغم بعضی فرصت ها باز هم وابسته به نهادهای فرهنگی دولتی است که در راس آن با همه زحماتی که مشهود است نقش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بیش از همه مورد انتظار است و حتی بعضی تمهیدات مانند تشکیل انجمن های شعر متعدد و جذب استعدادهای جوان هم نتوانسته به جز در مواردی اندک در حوزه مضامین ارزشی و دینی،  توفیقاتی که انتظار می رود داشته باشد.

 البته در کنار فعالیت هایی نظیر نمایشگاه کتاب و مطبوعات و فستیوال های هنری  وارش و ... در سال جاری نمایش های سیاه بازی نیز به عنوان یک جشنواره به نمایش در آمد. مهمترین واقعه شعری استان مازندران که در ساری برگزار می شود ( جشنواره سراسری شعر علوی ) است که در سال جاری و در اواخر آذر ماه در آستانه روزهای اعیاد سعید غدیر و قربان نهمین سال آن برگزار می شود که محل گردهم آیی علوی سرایان است و محل بسیار ارزشمندی برای کشف استعداد های جدید و تجربه شعرهایی که رویکرد تازه ای در مجموعه سرایش های حوزه شعر آیینی دارند .


در استان از کنار نام های شاعرانی چون سید محمد علی رضا زاده و دکتر سیامک بهرام پرور و محمد لوطیج  و ... نمی توان به سادگی گذشت اما این ظرفیت آنطور که باید در شهر ساری متمرکز نیست .
احسان خلیلی، محمد سلطانی، فاضل شیرزادفر، مریم رزاقی، بهمن نشاطی، دوست علی دهقان  و ... که اکثریت آنان در بخش کلاسیک شعر فعالیت دارند به همراه تعدادی دیگر  از چهره های شعر ساری هستند

 

هیچ جای دنیا خرابم نکرد
تا همین جا که دست تو پهن است
پای در کوچه پیامبرانی گذاشتم که همیشه دست به دامنت بودند
یادم هست هنوز بمبی نیامده بود
دستی سوار آجر بود و پائی که نمی دانست کجا می رود
من این خانه را آوار کردم روی سرت
حالا دستم از گوش آویزان و به حسرت این که
از دریای سیاه تا دریای سرخ یک الو ... الو...؟!
قدم به قدم به دنبال ردی می گردم که برایم نوشته نشد
این خانه از ابتدا به تو آویزان بود
با دیوارهائی که مست کرده اند تا  ز ل ز ل هـ  بیاید
زلزله هائی که از گفتنش تنم می . لر . زد
همیشه راست ایستاده ام تا حرفی به دهانم برسد
وگرنه آسیاب از اینکه فکر کردی جوان تر
و راه های تازه ای که به پای من مانده
فکرش را بکن ! دیر کردم
همیشه پیش از آنکه به سرم بزند تو به یادم می آئی
به خاطر همین
پیش از اینکه به یادم بیائی
قید سرم را زدم
( فاضل شیرزادفر)                    

مثلا شعر کلاسیک با شاعرانی چون محمد سلطانی و عارفه یعقوبی و مبین اعرابی و... پای در راه مریم رزاقی و منصور علی اصغری  و ... گذاشتند و جوانانی چون تیرداد راد و فاضل شیرزاد فر و ...  مسیر تازه ای را در پیش گرفتند تا جریان ادبی پس از نیما را در این شهر روندی مطلوب بدهند و البته شاعرانی چون احسان خلیلی که در هر دو بخش فعالیت دارند و در ایجاد فضای نقد ادبی نیز مشارکت فعالی دارند  و یا علی ابراهیمی که شاعری کلاسیک سرا است و هنوز هم در انجمن های ادبی حضور می یابد و در حال حاضر موضوع بحث ما نیستند و عالین نجاتی که کلا شعرهایش یک دغدغه ی اجتماعی و به اعتقاد من از نظر تکنیکی هم برآشوبندگی دارد بلکه جدای از آنچه در شعر امروز مورد نظر است واقعیتی مشهود در دنیای مجازی است که نوعی دگردیسی را در این مجموعه می توان دید.

 یا تشکیل «حلقه ارتعاش» که یک سر آن به شاعران ساری متصل است می تواند گویای فعالیت های آنان در این عرصه باشد .
باید از خانم مهندس مشفق که در جریان ایجاد مجله ادبی شمال ایران ( الکترونیکی ) تحرک جمعی تازه ای را برای شعر ساری رقم زد تشکر و قدردانی کنم چرا که آنان مسیرهایی را از گذشته با خود داشتند و تجربیاتی تازه ای را نیز در این فرایند سبب ساز شد و برای ایجاد تلفیق  اشعار شاعران شمال و شاعران کشور تلاش می کنند.


انجمن های شعر به دلیل تکرار شیوه های گذشته و حضور مجموعه ای از شاعران در سطوح و شیوه ها و گرایشات متفاوت با اینکه به لحاظ کمی مجموعه ای قابل توجه را تشکیل می دهند متاسفانه روشمند و تاثیرگذار نیستند . همانطور که اشاره شد کثرت گرایشات بخش مهمی از این وضعیت را موجب شده است  مثلا شاعران کلاسیک با ترانه سرایان و شاعران نوپرداز و شاعران بومی سرا از یک سو و شاعرانی که سال های متمادی در این عرصه فعالیت داشتند و شاعرانی که به لحاظ زمان کار و تجربیات شعری در سطح پایین تری هستند بطور طبیعی نمی توانند وضعیت یکسان کار انجمن ها را بپذیرند ( نمی توان آنان را در یک مجموعه جمع بست )

 به هرحال بخشی از این دوستان با روند ساز و کار انجمن ها دچار مشکل خواهند شد که باید با ایجاد ظرفیت های آموزشی و کارگاه های شعر به این شرایط سامان تازه ای داد وگرنه از انجمن ها تنها شکل و نامی برجای می ماند و بس .!  اگرچه ما همیشه مدیون دوستان با تجربه در اداره جلسات انجمن ها هستیم اما این روال برای آنان نیز خسته کننده می شود و امکان پویایی را از شاعران با تجربه سلب می کند  و این تکرار مکررات و ورود همیشه شاعران جوان به فضای انجمن موجب می شود ،  آنطور که باید انتظارها برآورده نشود و سطح شعر و شاعران در حد معمولی ثابت بماند و خروجی مناسبی نداشته باشیم البته این وضعیت کم و بیش شامل اغلب انجمن ها بوده مگر آنکه اجبارا بپذیریم که انجمن ها فقط محل دورهم نشینی سنتی بر اساس باورهای عاطفی است در غیر این صورت باید ساز و کارهای جدید و پشتیبانی و حمایت های خاصی را برای پیشرفت و گسترش شعر اندیشید .

 این وضعیت شامل حوزه هنری مازندران هم می شود که در سالهای اخیر با حضور آقای محمد پور در حال پوست اندازیست !

چقدر جاي تو خالي ست توي اين فنجان
كنار بخت بلندش، چه سود دارد؟ هان؟                
چه سود بي تو اگر هم هزار ساله شود؟
 چه فرق مي كند اصلا كه اين شود يا آن؟             
هزار و سيصد و هشتاد و شش ترين تقدير
درست توي همين روز، اول آبان                 ‌‌‌
چهار و بيست دقيقه، حوالي ترديد
حقيقتي كه زني مي كند به آن اذعان‌‌             
از اين به بعد غزل هات گل نخواهد كرد
كنار پنجره تان خاك مي خورد گلدان‌           
و جاي خالي واژه كنار يك تصوير
يه فال ديگه مي گيري خانم! تو رو قرآن‌          
چقدر شعر نزائيده هست توي سرش
كه سقط مي شود از فال تلخ يك انسان‌         
نشسته است درونم زني كه مي گريد
تو را به جان غزل ها بخند بانو جان!          
از اين به بعد من آنقدر قهوه مي نوشم
كه نقش شاعره اي حك شود در اين فنجان
( عارفه یعقوبی )‌                                         

ما این وضعیت را در کارگاه دانشگاه هایی که فعالیت داریم شروع کردیم و هم سطح سازی را با یک فرایند آموزشی آغاز کردیم و می دانیم که گام مهمی که می شود برداشت تغییر ذائقه آنان از شعر تفننی و مجلسی  به سمت شعر پویا و حرفه ای شناسنامه دار و جدی ست و تجربه ای که در کارگاه خودم هم جواب داد مباحث تئوریک و بررسی شناسه هایی ست  که می تواند راه گشا باشد مثل کتاب شناسی و نقد نظریه های ادبی ( بااین پیش فرض که دوستان با نظریه های قدیم و جدید آشنا هستند و مکاتب ادبی را خوانده و یا تجربه کردند و تاریخ شعر فارسی و جهان را بطور نسبی می شناسند)  و چندین مولفه که فعلا نمی توانم به آن بپردازم .

 ولی در انجمن ها ی رسمی امکان این وضعیت همانگونه که اشاره کردم بدلیل بافت انسانی و البته برنامه های نظارتی که بیشتر تمایل به سمت شعرهای جشنواره ای و مراسم و مناسبت ها دارد خود بخود چندان تاثیری نخواهد داشت اگرچه قویا اعتقاد دارم باید به گونه های مناسبتی هم مانند شعر جدی برنامه آموزشی و روند تحلیلی و کار بنیادی انجام بگیرد تا خروجی آن در جشنواره های خاص به تکرار منجر نشود اما فعلا انجمن ها ی شهر به همت شاعران حاضر بخصوص شاعران خوب ساروی سر پاست .


به جز این ها انجمن شعر طبرستان در ساری فعال است که روزهای جمعه به صورت محفلی و بیشنر سنتی و در محفل خانگی برگزار می شد و تنها در هفته های اخیر که جایگاهی توسط دکتر حسین اسلامی در اختیار مردم اهل هنر قرار داد ، که در آن مستقر می شوند و گام بسیار خوبی است.  جناب آقای اسلامی مرکز مهمی بنام ساری شناسی را نیز تاسیس کردند که در آینده شاهد تاثیرات آن بر روند هنر و ادبیات و مجموعه فرهنگ این شهرستان خواهیم بود .

امیدوارم این گونه کارها در سطح شهر ساری بیشتر انجام شود و اتکا به منابع دولتی کم شده و این امر خود به خود با مشارکت همشهریان  و دوستان ادبیات رونق بیشتری می گیرد. البته بسیار مقبول تر است اگر منابع عمومی از سوی شهرداری و شورای شهر و مراکز دانشگاهی و همچنین بخش های مولد خصوصی توجهشان را نسبت به ادبیات بیشتر کنند تا ادارات فرهنگ و ارشاد به عنوان تنها مجموعه حمایت کننده نباشد .البته با همه تلاش و زحماتی که مرکز مطالعات ایرانی در ساری  اقدام به چاپ فصل نامه ای وزین نمودند اما همچنان جای یک مجله ادبی در مازندران خالی ست و خلاء آن حس می شود

از خشک ترین جزایر به خواندن ِ شعرهایم می رسی
در فصلی زرد
بر مارهای جاده های ِ ابری گیج از رستگاری
به تصویر در رگبار خیره می شوی
رد از تصویر آخر
رد و اگر می توانی
می روی در انحنای جاده ای کج
دست تکان می دهی
از فراز بال های ِ شق در گمراه ترین مسیر انسانی
در رهگذر توقف می کنی
بی صبر از قطرات آب
چکیدن بر صورت زرد تو ، چون آه از میان دستانت رو به آسمان
آه خدایا ، آه
چراغی زرد از میان نورهای دیر
دور می شوی
با بشقاب پرنده ای
نامت را از زمین بر می داری و همین
نیستی
جای پای تو را قالب گرفته اند
می گویند میمونی بود از سواحل دور
می گویند تنها در زمستان دیده می شوی
می گویند، از پدران پیرشان شنیده اند،
گفته هایشان کتاب است و من شاعری غمگینم
گفته هایشان اسنادی تاریخی در دل قرون کهنه و جدید است
می گویند عهد عتیق با تو
و عهد جدید با من
همین!
( تیرداد راد )                      

مسئله ای که شعر ساری و اساسا مجموعه هنرمندان ساری از آن رنج می برند این است که در طول 30 سال گذشته شهرستان های تابع استان مازندران از نظر مراکز فرهنگی و فضاهای فرهنگی رشد داشتند و در ساری در همین سال ها به دلیل عدم تفکیک بخش های اداری و هنری با مجموعه اداره کل استانی همه امکانات به صورت مشترک بهره برداری می شد و طی یکی دو سال گذشته که تفکیک صورت گرفت و اداره ارشاد ساری در یک ساختمان مجزا مستقر گردید فضاهای ایجاد شده در این سال ها در بدنه تشکیلات استانی باقی ماند و شهر ساری متاسفانه فعلا دچار فقر فضای فرهنگی شده است که انشالله با تلاش و پیگیری انجام شده مجتمع فرهنگی پارک در دست احداث دانشجو در سال های آینده شاید بخشی از این نقیصه را مرتفع کند.


مازندران از پشتوانه فرهنگ بومی و محلی غنی برخوردار است و اشعار و موسیقی و هنر این منطقه زبانزد جامعه هنر ایرانی است که البته انتظار این است که این بخش فعال تر و جدی تر از گذشته باشد و امکاناتی در اختیارشان قرار گیرد تا مهمترین هنر و دغدغه هنری مردم مازندران به گونه ای شایسته معرفی گردد . فراموش نکنیم که نیمای بزرگ از این استان و از دل همین فرهنگ مازندرانی جهانی شد و به اعتقاد من او توانست با تمهیدات شعری خود بخش مهمی از ادبیات محلی مازندرانی را با ادبیات دنیا پیوند دهد پس پتانسیل لازم در این بخش وجود دارد که باید به آن توجه بیشتری شود .


در فرهنگ مازندرانی و ساری حتی در نوع گرایشات دینی هنر نیز شاخص هایی وجود دارد که در تعزیه خوانی ها و مراسم مختلف خود را نشان می دهد و به نظر می رسد که باید بیش از این ها توجه شود .
فرهنگ خانه مازندران مستقر در ساری  نیز در بخش موسیقی و شعر محلی فعالیت های خوبی دارد. از چهره های خاص این بخش ازهنر می توان از آقایان  احمد محسن پور و استاد مختاباد نام برد .


با وجود ده ها موسسه انتشاراتی و فرهنگی در سطح شهرستان ساری،  خانم فریده یوسفی که یکی از بانوان شاعر و متصدی انتشاراتی شلفین است تلاش بی وقفه ای دارد که تاکنون مجموعه اشعار و داستان و مطالب تاریخی و اجتماعی نویسندگان این شهرستان و استان مازندران با به چاپ رساند و نه تنها در نمایشگاه های داخلی بلکه در نمایشگاه های معتبر جهانی در اروپا به نمایش گذاشت


بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس نیز اقداماتی برای طرح و یادداشت شعر با موضوع جنگ و سال های دفاع مقدس در ساری داشت که منجر به چند دوره جشنواره شعر اشک انار شد .


و باید از خانه شعر شمال و زحمات دوست عزیز و شاعر ارزشمند شعبان کرم دخت و مجموعه ای از دوستان دیگر که در تاسیس و ادامه حیات و برنامه های خانه شعر با بنده همکاری کردند تشکر و قدردانی کنم .
روی هم رفته می توانم از ساری به عنوان یک شهر هنری و دوستدار هنر نام  ببرم چون تاریخی بسیار غنی از هنرمندانی بزرگ و پشتوانه ای از اتفاقاتی تاریخی اهمیت این شهر را در دل استان مازندران به عنوان مرکز استان مشخص می کند .


علاقه مندم از تلاش دوستان شاعر و هنرمندم در عرصه های مختلف هنر که هدف آنان جهانی کردن توانایی های هنربومی است سپاسگزاری کرده و و خاضعانه بگویم که دوست شان دارم حتی اگر بنده را لایق هم نشینی خود ندانند ! امیدوارم شاهد شکوفایی ادبیات و شعر ساری در پرتو تلاش و هم دلی همه دست اندرکاران باشیم.


  • دوشنبه 18 اسفند 1393-18:57

    به نظر من اگه شهر می نوشتید بهتر بود
    در هر صورت من استفاده ای از مطالب شما نکردم

    • شنبه 30 آذر 1392-14:33

      احسان جوون....باند بازی نمیتونه تاریخ رو خدشه دارکنه....یعنی رجب بذر افشان و سمیه محسن پور و جواد اکبری و ... که کل کشور مخصوصا بذر افشان و اکبری رو میشناسن دقیقا کجای نوشته شماست؟ الان که یک ماه قبل وقت میگیرن که مثلا اکبری یک نقد برای عبد الرضایی بنویسه یا بذر افشان برای شاعران مطرح !!....اگه دشمنی داری یا حسادت نباید دروغ بنویسی یا واقعیت رو ننویسی....

      • مصاحبه کننده پاسخ به این دیدگاه 2 0
        سه شنبه 24 شهريور 1394-0:16

        دقت کنید که احسان در این مطلب از ابتدا معلوم نمود که با سن و سال مشخصی کار داره این چه وضعی است که باید هرجا چیزی نوشته می شود اسم کسانی بیاید که مرتبط نیستند : مثلا شعر کلاسیک با شاعرانی چون محمد سلطانی و عارفه یعقوبی و مبین اعرابی و... پای در راه مریم رزاقی و منصور علی اصغری و ... گذاشتند و جوانانی چون تیرداد راد و فاضل شیرزاد فر و ... مسیر تازه ای را در پیش گرفتند تا جریان ادبی پس از نیما را در این شهر روندی مطلوب بدهند و البته شاعرانی چون احسان خلیلی که در هر دو بخش فعالیت دارند و در ایجاد فضای نقد ادبی نیز مشارکت فعالی دارند و یا علی ابراهیمی که شاعری کلاسیک سرا است و هنوز هم در انجمن های ادبی حضور می یابد و در حال حاضر موضوع بحث ما نیستند
        انتظار داریم که احترام این عزیزان حفظ باشد ولی از نظر جوان بودن و عضویت در انجمن ملاک سوالات ما بود و از آقا مهدیان شاعر گرامی سپاس

        • شنبه 25 بهمن 1393-21:41

          بانظرت خیلی موافقم

          • احسان مهدیانپاسخ به این دیدگاه 6 6
            چهارشنبه 22 مرداد 1393-0:29

            آخه بزرگوار ما صحبت بچه های انجمن را کردیم آنهم جوانانش دیگه قضاوت با خودت اینکه این بزرگواران که نام بردید اینقدر موفقیت دارند باعث شرمندگی حسودان باشد من که قلبا خوشحالم . موفق باشید

        • پنجشنبه 5 مرداد 1391-0:0

          خوب بود بحث ولی به گوش مردم برسون

          • محمد عرب خزایلیپاسخ به این دیدگاه 4 8
            چهارشنبه 21 دی 1390-0:0

            حضرت اقای باغستانی که اشارات معترضه فرمودید
            من طرفدار گفتگوی احسان مهدیان هستم و جند نکته را می گویم تا اگر مسئله شما حسادت و منافع شخصی نیست جواب بدهید
            1 - اگر از نشر شلفین حرف نمی زدند باید کدام نشر مازندران را می گفتند که به اندازه ناشر موفق مازندران خانم یوسفی در حوزه ادبیات و شعر بومی کار کرده باشند ؟!
            2 - گفتید هرکسی را نام بردند رد پایی دارند بنده تایید می کنم مثلا شاعران جوانی که از آنان شعر درج شد از اعضا فعال انجمن شعر و ادب ساری هستند شما از خودتان اسم بردید که هیچ نقشی درانجمن شعر ساری ندارید حتی هم دوره ای هایت حرف های دیگری در باره ات می زنند
            3- اگر اسم مهندس مشفق را نمی آورد و از سایت ادبی مجله شمال ایران نمی گفت باید از کدام مجله ادبی نداشته مازندران اسم می بردند؟
            4 - جناب باغستانی بفرمایند در چشنواره های اشک انار دخترتان مقام آورد مگر خودت داور و اقای ذبیحی دبیر علمی نبودید ؟ پسر آقای ذبیحی مقام آوردند چطور؟
            5 - جشنواره بزرگ علوی یک فستیوال بزرگ کشوریست که مفاهیم تازه ای را در حوزه شعر غلوی کشف کرد و در سراسر ایران شهرت دارد حتی شاعرانی از سراسر جهان نسبت به آن اثبال دارند شرمنده ام که شما هرگز نتوانستید در آن نفوذ کرده و بچه هایت را اول و دوم کنی و آقای مهدیان حتی به همین بچه ها هم برای جشنواره امتیاز نداد
            فرق شما با او در این است که او می نشیند نوشته شما را در کتاب نقد کرده و منتشر می کند و منتظر جواب می نشیند شما می آیید پشت سر با نام غدیر جواب می دهید شرمنده شدم شاعر

            • محمد ياوريپاسخ به این دیدگاه 3 7
              يکشنبه 18 دی 1390-0:0

              والله تاجايي كه ما ميدانيم اين نوشتار به جوانان ساري ربط دارد . آقاي باغستاني محترم اما شاعر بالاي 50 سال از سوادكوه هستند
              من اين نوشتار را چند بار خواندم دغدغه هاي شهر ساريست چرا بيهوده حرافي مي كنيد و تهمت مي زنيد لطفا كمي عاقلانه نگاه كنيد و يكي بيايد همينگونه با زباني بسيار ساده اما فني و تكنيكال از سوادكوه بنويسد
              من مقدمه هاي بچه هاي سوادكوه بر شعر دفاع مقدس را در كتاب جشنواره هاي سال 88 و 89 اشك انار خواندم سواد ............ و8 سال جنگ را به دليل يك توهين دانستند و حتي قيد كردند كه ما در اسلام يقينا شعر جنگ نداريم !!! شما بفرماييد در كجاي اسلام از شعر حرف زدند كه از شعر جنگ حرفي نزدند
              ياداوري مجدد كه شعر حماسي را بايد در رجز خواني هاي حضرت علي و رزمجويان احد و خيبر خواند بايد رجز خواني حضرت قاسم و علي اكبر را كه با زبان بليغ عربي مي گفتند بخوانيد تا بدانيد آنها شعر جنگ هستند
              شعر دفاع مقدس يك رفرم در برابر جنگ افروزي هاي اجانب است لطفا آب در هاونگ نكوبيد برويد مطالعات خود را بيشتر كنيد
              يك شعر بدهيد به آن بنده خدا تا برايتان تقطيع كند ما دسته جمعي مي آييم اين مقاله را پاك مي كنيم
              اسم از كسي بردي كه هيچ اطلاعي از شعر ندارد گاو بندي هاي جنگ و درنگ را ول كن آقا !
              ولي آقاي مهديان مقاله گيرايي نوشتند امسال جشنواره اشك انار متفاوت تر و بزرگي را سامان دادند بياييد كمي ايمان بياوريم به حقايق موجود
              ما نويسنده اي كه به اسم غدير نوشت را مي شناسيم ديگر دستش براي همه رو شد.
              نويستنده اين مقاله يكي از زحمت كشان با سواد عرصه شعر و نقد ادبي است و مديريت بالايي هم دارد .
              نه پسرش و دخترش را در جشنواره مقام داد نه پول هاي برگذيدگان را تقسيم نمود
              در اشك انار سالها دختر باغستاني و پسر ذبيحي اول مي شدند باغستاني و ذبيحي خودشان داور بودند دبير علمي بودند دبير اجرا بودند خيلي خنده دار نيست؟
              بيشتر از اين شاعران استان را با خودتان درگير نكنيد تا حرف هاي بيشتري نشنويد

              • پنجشنبه 15 مهر 1389-0:0

                سلام
                عجيب است اين همه افاضه ي فضل. خيلي وقت بود كه دنبال كاراي اين عزيز بودم كه نگاهي صميمانه دارد و ... اما تعريفات او بعدها كار دستش داد چراكه از هركس و هركي تعريف فرمودند رد پايي در آنجا داشتند مثلاً فلان نشر كه ايشان خادمش هستند. فلان مهندس كه خانواده ي درجچه يكشان و فلان موسسه و ارگان يا جشنواره كه بازهم يكي از عوامل آنجايند تعريفاتشان از اداره كل ارشاد يقينا كذب است و صرفا نفوذ بيشتر در دل مسئولين ايشان خودش بهتر مي دانند جشنواره علوي يكي از ضعيف ترين جشنواره هاست و الحمدالله ايشان هم يكي از دست اندركاران به كتاب هاي چاپ شده از همان نشري كه آقا سنگش را به سينه مي زنند دقت كنيد چاپ بد و ضعف آثار كه حتي از بيشترين خطاي وزن هم برخوردارند. آقاي باغستاني از شاعران پركار اين خطه هستند و كارهاي بسيار قشنگي هم به چاپ رساندند اما چه مي شود كه نوك قلم يكي فقط به ضعف يكيدو اثر بر مي خورد. حرف زدن راحتاست و كاش قلم از تعهد بهره داشته باشد وگرنه شعر استان به يكي دونفري كه اشاره شد ختم نميشود. شانس آورد آقاي هراتي كه مرد وگرنه ايشان هم جزو قلم خورده هاي اين نقد بودند. تا روال اين گونه است شعر استان هم به جايي نميرسد. حالا عده اي دور از تمام دغدغه ها دارند كار ميكنند اين مازند نومه هم شده براي يك عده كه فقط بلند هجوم كنند و ...

                • علی شیخ علی چالشتریپاسخ به این دیدگاه 2 7
                  شنبه 16 آبان 1388-0:0

                  سلام فرهیخته ی گرامی
                  از شما دعوت می شود
                  در زمینه ی ادبیات و شعر ، نقد و نظر
                  و همکاری تمام انجمن های شعر جوان سراسر ایران
                  www.shaere-matroke.blogfa.com

                  • جمعه 20 شهريور 1388-0:0

                    باسلام به ادرسي كه در اختيار داريد شعر ارسال كنيد.تشكر

                    • احسان مهدیانپاسخ به این دیدگاه 2 5
                      جمعه 2 مرداد 1388-0:0

                      سلام علیکم
                      من با دوست گرامی که پیشنهاد دادند کاملا موافق هستم و اگر قرار است مراسمی برای استاد بگیرند بنده با توام وجود برای خدمت گذاری حاضرم .
                      میزان تاثیر گذاری استاد بر شعر مذهبی مازندران بر هیچ کس پوشیده نیست .
                      ابتکار و خلاقیتی داشتند که در کمتر نوحه سرایی دیده شده است .
                      امیدوار به سلامتی ایشان و دعای خیر بدرقه راه جوانانی که می خواهند در این راه گام بردارند
                      خدا یارتان

                      • احسان خلیلیپاسخ به این دیدگاه 2 4
                        جمعه 2 مرداد 1388-0:0

                        بااحترام به دوست گرامی
                        ما همگی برای این شاعر گرامی احترام و ارزش قایل هستیم.
                        بنده می گویم هرسخن جا و هر نکته مکانی دارد این بحث مربوط می شود به شاعران جوانی که در حال تجربه کردن هستند بنده بیایم از مولو.ی بگویم جا دارد ؟
                        آخر دوست عزیز حاج صادق نه نیاز به تشویق ما دارد و نه ما می خواهیم از ایشان استفاده ابزاری بکنیم بهتراست در جای خود از این بزرگوار تجلیل شود .
                        چطور است که شما برایت این مسئله آنقدر مهم شد که پیگیر شدی تا در جایی که اسم 4 نفر جوان هست حتما باید از حاج صادق گفت ؟
                        عرصه ای که شما آنرا اینگونه سخت می گیرید عرصه جوانانی است که به زودی بزرگ خواهند شد .
                        شما و نظر شما جناب صادقی ( که اگر اسم خودتان باشد ) برای ما ارزشمند است اما قبول کنید که هرچه برای جوانان انجام دهید در سال های دیگر درو می کنید.
                        حاج صادق ها باید آستین بالا بزنند و نسل آینده شعر را تربیت کند ما هم خوشحال می شویم در جوار این استاد باشیم .
                        موفق باشید

                        • جمعه 2 مرداد 1388-0:0

                          بیش از 50 مداح از استاد حاج صادق رنجبر در ماههای مختلف سال و در مناسبتهای مذهبی شعر و مداحی میگیرند و ایشان در طی 8سال دفاع مقدس ضمن حضور در جبهه ها شاعر تمام شعرهای اعزام رزمندگان مازندرانی بوده است،مشهورترین آنها:بهر فتح کربلا با کاروان میرود این لشکر از مازندران،توانمندیم جوانان برومندیم به امید زیارت بار می بندیم،فرمان رسیده از خمینی از جماران باید فنا گرددعدو با نور ایمان،بسیج آماده باش است عدو را خوف از این بیدارباش است،و........"
                          شعر استقبال از رهبری معظم در سفر به مازندران در سال 75 در حسینیه عاشقان را ایشان خواندند که شاه بیت آن عبارت بود از:مولوی ها بیشمارند و تو شمس دیگری شمس ها را هم تو مولا سیدی و سروری،
                          شعر معروف ایشان در باره شهدای وافعه سال 66 مکه مکرمه که توسط شهید مسکار اجرا شد با این سر فصل شروع شده بود:به آرزوی ابرهه وهابیون رسیده اند حریم امن کعبه را به خاک و خون کشیده اند،کلاً ایشان از سال 56 تا کنون اشعار متعددی سروده اند که جاذب ترین آنها به شعرهای عصر انتظار معروفند و قبلاًدر وبلاگ شخصی اش می نوشت!یکی از آنها عبارت بود از:نیمه شب آمده بودی که بمانی و نشد غم غربت زروانم بتکانی و نشد!
                          حتماًلازم است که ارشاد اسلامی مازندران یا سازمان تبلیغات اسلامی و یا حوزه هنری مازندران برای ایشان مراسم نکوداشت بگیرند.صادقی از ساری

                        • احسان خلیلیپاسخ به این دیدگاه 1 9
                          چهارشنبه 9 ارديبهشت 1388-0:0

                          دوست عزیز بنام بی خیال
                          ببخشید ! اگر کسی در باره موضوع بخصوصی حرف می زند نمی تواند همه خوانندگانش را راضی کند و نمی تواند در فرصتی که دارد در باره موضوعاتی که از او نخواستند هم حرف بزند
                          اما به شما قول می دهم می توانید در بین شاعرات ما شعرهای تبری ( نه به زعم شما گیلکی که متاسفانه اصطلاح نادرستی به کار بردید ) هم بخوانید امیدواریم در فرصتی دیگر بتوانیم در باره این مسائل هم مطالبی داشته باشیم که بسیار تهیه شد و موجود است ولی این سخن که اینجا درج شد در باره انجمن و مسائل همایش ها در حوزه خودشان است
                          من به عنوان عضو شورای انجمن شعر از شما هم متشکرم

                          • سه شنبه 18 آذر 1393-16:57

                            زبان مردم مازندران گلکی است
                            با گیلکی گیلان دارای تفاوتهایی است ولی در اصل کل شمال هم نژاد و هم زبانند

                          • دوشنبه 7 ارديبهشت 1388-0:0

                            ما رو بگو که اومدیم چهارتا شعر گیلکی ببینیم و درباره ادبیات بومی مازندران بیشتر بدونیم!!!


                            مثل این که شاعران شما طبق فرمایش آقا قاطی کردند و بجای وصف دریای به زغم خودشون لجنی کنارشون اومدن دنبال خلیج فارسی و ... مضحک بود

                            • شنبه 29 فروردين 1388-0:0

                              شما قاطی دارین . شاعران همه قاطی دارند

                              • محمد رضا رضایی - مهری ملکپاسخ به این دیدگاه 1 5
                                پنجشنبه 27 فروردين 1388-0:0

                                سلام آقای استاد مهدیان
                                فوق العاده خوشحال شدیم ازکاری که کردید .
                                من ( محمد ) چند سوال در ذهنم بود که دسترسی به شما نداشتم و اینجا به 3 تاش جواب دادید و دلم می خواهد با شما تماس بگیرم و سوالاتم را بپرسم اگر ممکنه امکان ارتباط تلفنی باشد .
                                این سالها متاسفانه همه نیما شناس شدن و از اون فقط میهمان خانه میهمان کش و داروک و ماخ اولا و تغییر وزن و ... بلدند. کسی به فکر نقد نیما نیست تا راه جدیدی به سمت جهانی کردن ادبیات بومی ما برداشته بشود .
                                شخصا مطمئن هستم که بعد از این مطالب و اشاران به جا و. متین و اساسی جنابعالی افرادی به فکر این کار باشند که باز هم کلید را شما زدید چقدر باید منتظر باشیم ؟
                                ما هنوز هم شما رو فراموش نکردیم مازندرانی های سمنان خیلی از ادبیات مازندرانی دور شدند . اگر ممکنه کارگاه سمنان رو دوباره راه اندازی کنید

                                • روزنوشت هاپاسخ به این دیدگاه 1 6
                                  دوشنبه 24 فروردين 1388-0:0

                                  سلام

                                  حلقه ارتعاش در نمایشگاه کتاب تهران

                                  منتظر حضورتان هستیم [گل]

                                  • شنبه 22 فروردين 1388-0:0

                                    ....ما این وضعیت را در کارگاه دانشگاه هایی که فعالیت داریم شروع کردیم و هم سطح سازی را با یک فرایند آموزشی آغاز کردیم و می دانیم که گام مهمی که می شود برداشت تغییر ذائقه آنان از شعر تفننی و مجلسی به سمت شعر پویا و حرفه ای شناسنامه دار و جدی ست و تجربه ای که در کارگاه خودم هم جواب داد مباحث تئوریک و بررسی شناسه هایی ست که می تواند راه گشا باشد مثل کتاب شناسی و نقد نظریه های ادبی ( بااین پیش فرض که دوستان با نظریه های قدیم و جدید آشنا هستند و مکاتب ادبی را خوانده و یا تجربه کردند و تاریخ شعر فارسی و جهان را بطور نسبی می شناسند) و چندین مولفه که فعلا نمی توانم به آن بپردازم .
                                    ..........................
                                    این سخن خیلی مهم و ادعای بزرگی است که در مازندران کار شد من شاهد بعضی از این موردها بودم
                                    خدایارتان

                                    • محمد عرب خزایلیپاسخ به این دیدگاه 2 3
                                      جمعه 21 فروردين 1388-0:0

                                      با سلام و ادب

                                      از سایت محترم مازند نومه به خاطر انعکاس این مطلب بسیار ارزشمند متشکریم.
                                      در استان ما خیلی نویسندگان به این گونه مباحث ها توجه ندارند . شاعر عزیز آقای مهدیان باید این فضا را ایجاد می کردند که خدایی موفق شدند و به خوبی از عهده کار برامدند !دست همه شما درد نکنه vahoja.blogfa.com

                                      • امیر جسینی از بابلپاسخ به این دیدگاه 1 4
                                        چهارشنبه 19 فروردين 1388-0:0

                                        با عرض سلام اقای صادقی
                                        نمی دونم این چه وضعیه که وقتی یه هنرمند طنز می نویسه یه عده مشاغل اعتراض دارن وقتی یه نفر قصه و نمایش می نویسه یه عده توقع دارن اگه راجب مسئله ای چیزی می نویسه باید خیلی چیزا رو مواظب باشه و... اینطوری جامعه از تحرک باز داشته میشه .
                                        اگه نقد علمی هستش بنویسید و گرنه او شاعرایی که شما می گویید چه ربطی به شعر نسل جدید دارن که اقای مهدیان معرفی کردن .
                                        اونا رو تو کدوم جشنواره ما دیده ایم هرکس که سن بالایی داره که نمی شه گفت حتما تو شعر از بقیه تاثیر گذارتره !!
                                        احترام بزرگترا به جای خودش اما 9 دوره جشنواره علوی شد بگید کدام دوره این افراد شعرشان را ارائه دادند . کدام کتاب را این افراد نوشتند ؟
                                        از اقایان محترم و بزگترها خواهش می کنیم در جلسات بیایند تا جوونا اونا رو ببینند . ما تو بابل مشکلمون اینه که از هم جدا می شن جوون و پیر می کنن !
                                        مثل اینکه ساری هم به این درد گرفتاره .
                                        از بزرگتر ا خواهش می کنیم تو جلسه ما جوونا بیان مارو مورد حمایت و لطف قرار بدن هیچ چی اونا کم نمی شه .
                                        اقای مهدیان دستت درد نکنه کاش توی بابل هم واسه نسل تازه شعر این کار را می کردید .

                                        • لیلا مشفقپاسخ به این دیدگاه 1 3
                                          چهارشنبه 19 فروردين 1388-0:0

                                          سلام
                                          خوشحالم کهسایت مازندنومه را فعال و روزآمد می بینم.
                                          این مطلب را حتما در سایت مجله ادبی شمال- هجوم hojum.com لینک خواهم کرد.

                                          موفق باشید.

                                          • باران سپیدپاسخ به این دیدگاه 3 3
                                            چهارشنبه 19 فروردين 1388-0:0

                                            سلام

                                            قبلا در مجله بین المللی هنرمند این مطلب را خواده بودم. برای شما و شعر ساری موفقیت بیشتری امیدوارم.

                                            • احسان مهدیانپاسخ به این دیدگاه 2 4
                                              سه شنبه 18 فروردين 1388-0:0

                                              اصلاح می شود : مفصل

                                              • احسان مهدیانپاسخ به این دیدگاه 1 2
                                                سه شنبه 18 فروردين 1388-0:0

                                                با عرض سلام مجدد
                                                بنده اصولا با دیالوگ های اینطور چندان میانه ای ندارم ولی بعضی موارد را نمی شود بی پاسخ گذاشت وگرنه شبهات احتمالی تا نمی دانم چه وقت می ماند !
                                                مثلا عزیزی که نام تعدادی از پیشکسوت ها را نوشت باید عرض کنم که بنده هم نسبت به این عزیزان ارادت دارم و هم خود این بزرگواران می دانند که چقدر حس خوبی دارم وقتی از آنان کارهایی می بینم و البته خدا رحمت کند آقای مشمولی را و...
                                                بحث این قلم ارتباطش با شعر جوان و محدوده انجمن شعر و همچنین بعضی جریان های فعال هنری در ساری و همچنین شعر پیشرو و نوین آن هم در مقطع مورد گفتگو ست! اینکه بخواهیم تاریخ شناسی هنر برای ساری بنویسیم و یااینکه بخواهیم ... مقوله ی دیگرست و ضمن احترام به ابن خواننده محترم که مشخص است دغدغه هنر مازندران را دارد حتما تصدیق می فرمایند که هر سخن جا و هر نکته مکانی دارد و همانطور که آخرین برنامه انجمن شعر در سال 87 تجلیل از استاد غلامرضا کبیری بود که گزارش آن بطور مفسل از خبرگزاری ها و روزنامه همشهری و البته بازهم از طریق مازند نومه در تعطیلات عید منعکس شد .
                                                موفق و پیروز باشید

                                                • احسان خلیلیپاسخ به این دیدگاه 1 2
                                                  دوشنبه 17 فروردين 1388-0:0

                                                  باسلام و عرض پوزش

                                                  این نوشتاری که البته قبلا هم خوانده بودم 2 جریان را دنبال می کرد اول شعر جوان و دوم جریانات شعری و هنری شهر.
                                                  و حتی در قسمتی که اسم بنده و یک دوست دیگر را می آورد می گوید اینها موضوع بحث ما نیستند .
                                                  در نتیجه انتظار بعضی از دوستان مبنی بر ذکر همه اسامی در چنین بحث هایی خیلی منطقی نیست .
                                                  به اعتقاد من دو کانال مورد نظر خیلی خوب اشاره شد . ضمنا چیزی که باید بگویم این مطلب مقاله نبود و گفتگو بود که با حذف بخش های سوالی به این صورت درامد .
                                                  شما اگر به عمق جهت گیری این نوشتار بیندیشید متوجه واقعیتی خواهید شد که فرایند مسیر شعری ساری را نشان می دهد . موفق باشید goldokhtari.blogfa.con

                                                  • احسان مهدیانپاسخ به این دیدگاه 2 2
                                                    دوشنبه 17 فروردين 1388-0:0

                                                    با عرض سلام

                                                    دوستان مازند نومه با عرض ادب

                                                    اگرچه این مطلب بنا به خواست مجله بین المللی هنرمند در تابستان سال گذشته نوشته شد اما همین که شما به این بخش اهمیت دادید بسیار از شما سپاسگذارم
                                                    با تشکر.

                                                    • يکشنبه 16 فروردين 1388-0:0

                                                      شاعراني ديگر در كلام زيبايتان مغفول مانده اند و شايسته است گفتار شايسته شما با ياد نامداراني نظير بصيري ها و مشمولي بزرگ در عرصه مراثي سرايي و نيز استاد فرزانه آقاي كبيري و اعضاء انجمن شعر و ادب شهر سورك و پير دلسوخته و گوشه نشين استاد تقيان سوركي و نيز از مديحه سراي نامداري كه شعر معروف "بهر رزم بي امان با كاروان مي رود اين لشكر از مازندران" از سروده هاي او است يعني استاد حاج صادق رنجبر فرح آبادي و بسياري ديگر ذكر نام شود.

                                                      خداوند توفيق شما را در خدمت به شعر وادب اين شهرستان زياد فرمايد.

                                                      • ف الف شلدره ايپاسخ به این دیدگاه 3 3
                                                        يکشنبه 16 فروردين 1388-0:0

                                                        با سلام
                                                        براي همه ي فرهنگ مندان مازني و نيز براي
                                                        شما كه در پهنه ي شعرو شعور گام مي زيند
                                                        آرزوي فرّخ روزي و كامگاري دارم.
                                                        فرهنگ و ادب مازندران نياز به تلاش و از خود گذشتگي بيشتري از سوي مسولان فرهنگي دارد .
                                                        حق يارتان.


                                                        ©2013 APG.ir